کد خبر: 75572
ف
به بهانه ی سالروز شهادت عمّـار یـاسر ؛

پیامبر اکرم (ص) :هر کس قتل عمّـار را بزرگ نشمرد و غمگین نشود از اسلام حظّ و بهره‌ای نبرده است

حق همراه عمّـار است و او هر کجا که باشد حقّ به دور او می‌چرخد...

پیامبر اکرم (ص) :هر کس قتل عمّـار را بزرگ نشمرد و غمگین نشود از اسلام حظّ و بهره‌ای نبرده است

نگاه به تاریخ و زندگی انسان های بزرگ از دیدگاه های مُختلف مورد بررسی های کارشناسانه قرار گرفته است و هدف از این بررسی ها برای انسان امروزی این بوده است که ضمن شناسائی سرگذشت و حالات زندگی آنان، عوامل مؤثر در اینکه اشخاص بزرگ چگونه و بر مبنای چه پارامترهائی از سایر افراد در جهات گوناگون توانسته اند پیشی بگیرند، مورد مُداقه و ریزبینی واقع شوند.

زندگی شخصیت هائی از صحابه ی رسول گرامی اسلام حضرت مُحمّد بن عبد الله صلوات الله علیه و آله وسلّم و ائمه معصومین علیهم سلام الله، دارای ابعاد مختلفی است که بررسی هر بعد از زندگی آنان نیاز به مُطالعات و کار کارشناسی خاص  و جُـداگانه ای دارد. عمّـار یاسر صحابی نیکوسرشت و پاک طینتی است که از ابتدای تشرّفش به اسلام با ابزار آگاهی و بینش گام در مسیر یکتا پرستی نهاد و با همین ابزار با نبوّت و ولایت همراهی و همیاری عاشقانه نمود و با همین ابزار مسیرهای حقّ و صحیح را شناسائی کرد و بهترین روشها را برای زندگی و شهادت برگزید.

زندگی عمّـار یاسر از جمله ی سرگذشت هائی است که لازمست از هر جهت مورد مطالعه و نکته سنجی قرار گیرد و هر چند که تا کنون کتاب ها و مقالات فراوانی در خصوص این شخصیّت تاریخی اسلام نگاشته شده است، ولیکن ابعاد گسترده ی حیات معنوی، دُنیائی، اخلاقی، جهـادی و تبلیغی این صحابی شریف از خیلی جهات مغفول مـانده است و شایسته است که مُحققین در خصوص آن جهات نیز تحقیقات و بررسی های مستند مناسبی را بنمایند تا شناسائی اینچنین بزرگانی برای نسل های حاضر و آینده بهتر و آسان ترگردد و به زندگی آنان به عنوان الگو و اسوه ای مُناسب در زندگی نسلهای ذکر شده نگریسته شود.

مقاله ی حاضر کنکاشی است در زمینه ی اینکه چه امتیازاتی باعث شد تا انسانی مثل عمّـار یاسر در میان سایر صحابی پیـامبر عظیم الشأن(ص) و امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) بگونه ای مُمتازتر نمود پیدا کند.

اینکه وجود نازنین امیرالمؤمنین(ع) در آخرین خطبه ایکه ایراد فرمودند از عمّـار یاسری که اندکی قبل تر از ایراد آن خطبه در نبرد طولانی صفّین به شهادت رسیده است، با دریغ و حسرت یاد میکنند و برای فقدان و نبودنش میگریند، حاکی از اهمیّت شخصیّت ویژه و مؤثر عمّـار دارد. قلّت افرادی همچون عمّـار در میان جوامعی که هم عصر با حضرات معصومین علیهم السلام بودند، باعث گردیده بود که در بسیاری از مواقع ائمه ی هدی سلام الله علیهم بظاهر نتوانند جـامعه را در مسیر تعالی و رُشد سوق دهند.

نمود بارز این مسئله در جریان آتش بس میان حضرت امام مُجتبی علیه السلام و مُعـاویه ملعون کاملاً مشهود است که عدم حضور یاران با بصیرت تنهایی امام معصوم و ولیّ مُطلق خُـدا را در معرکه ها در پی داشت.

در روز نهم صفر سال سی و هفت هجری قمری و در گرماگرم نبردی بزرگ که صفّین نـام گرفته بود، پیـکر مردی از تبـار ابرار حقیقت خواه و عدالت جویی راستین با سرنیزه ی ملعونی به نام ابو العادیة الفزاری مجروح گردید و از بالای زین بر زمین افتـاد و با خنجر فاسقی دیگر به نام ابن جون سکونی سر از بدن شریفش جدا شد. عمّــار یاسر که رضوان و رحمت پروردگار بر او باد صحـابی شریفی بود که از عمق وجود مقام و منزلت نبیّ مُکرّم اسلام صلّی ألله علیه و آله و سلّم و امیرألمؤمنین حضرت علی علیه السلام را درک کرده بود و بر ولایت آن بزرگواران با تمام ذرّات وجودش به باور و یقین قلبی و عملی رسیده بود.

او از جمله ی معدود یاران علی علیه السلام بود که پی به حقیقت نوریّه ی صاحب منصب ولایت تامّـه بُرده بود و در جزء به جزء عـالم وجود و زندگیش آثار و برکات این ولایت را به عینه دیده بود و با گستردگی که وعاء وجودی او داشت توانسته بود همانند سلمان و مقـداد رحمة الله علیهما و تعداد انگشت شمار دیگری از یاران خاص، جُزو اصحاب سرّ امیـرالمؤمنین(ع) باشد.

عمّـار جزو هفت نفر صحابه ای بود که در معیّت امام حسن مُجتبی علیه السلام و امام حُسین علیه السلام در حدیث شریف سحاب که مرحوم علّامه ی مجلسی(ره) در کتاب شریف بحار الانوار و مرحوم علّامه سیّد هاشم بحرانی(ره) در مدینة المعاجز و دانشمند جلیل القدر میرزا حُسین نوری طبرسی(ره) در نفس الرّحمن از قول سلمـان فارسی رضوان الله تعالی علیه بیان نموده اند حضور داشت و شاهد یک یک وقایع و فرمایشات آن روز امیر خود بود.(1 )

عمّـار در نزد مولای مُتقیّان حضرت علی علیه السلام منزلتی خاص داشت و در زمان خلافت دُنیـائی آن امام هُمام(ع) همواره در کنـار آن حضرت(ع) در مقام مشاور، در خدمتگزاری به مولایش کوشا و ساعی بود و در هنگامه های نبرد نیز رزمنده ای شجاع و دلیـر بود.

شهـادت عمّـار یاسر امیرالمؤمنین(ع) را بشدّت مغموم و آزرده ساخت و پس از جنگ نیز آن حضرت(ع) در میان کشته شدگان می گشتند و زمانی که به بدن بی جان عمّـار رسیدند با چشمانی اشکبار فرمود: «إنَالِلّه وَ إناإلَیهِ راجِعوُن، هر کس قتل عمّـار را بزرگ نشمرد و غمگین نشود از اسلام حظّ و بهره‌ای نبرده است».

) اندوه امیرالمؤمنین(ع) در فراق عمّـار در خطبه ی معروف آن بزرگوار نیز کاملاً مشهود است، آنجـا که امام(ع) با اشک و دریغ، فریاد أینَ عمّـار را سر دادند و حتی از این غُصه و نیز غُصه ی نبودن کسی همچون عمّار در میان جماعت کوفی، دست بر محاسن خود گذاشتند و به شدّت گریستند و غم از دست دادن عمّـار را که مُدافع صدیق دین بود را برای مردُمی که در میانه ی نبرد به بهانه های واهی دست از کارزار کشیده بودند و دُنیایشان را بر ولیّ مُطلق خُـدا و اوامر او ترجیح داده بودند را مُتذکر گردیدند.

امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه‌ای که ظاهراً آخرین خطبه ی ایشان بود فرمودند:  کجا هستند برادران من که بر راه حقّ رفتند، و با حق در گذشتند؟ کجاست عمّار و کجاست پسر تیهان (مالک بن تیهان انصاری) و کجاست ذو الشّهادتین (خزیمة بن ثابت بن فاکه بن ثعلبة بن ساعدة انصاری که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شهادت او را به جای شهادت دو نفر پذیرفتند) و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند، و سرهایشان را برای ستمکاران فرستادند؟

( پس در این زمان دست بر محاسن شریف خود برد و زمانی طولانی گریست) و سپس مُجدّد فرمود: دریغا از برادرانم که قُـرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند. در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند. سُنّت های الهی را زنده و بدعت ها را نابود کردند. دعوت جهـاد را پذیرفته و به رهبـر خود اعتماد و اطمینان داشتند و از او پیروی کردند.

در این حال با بانگی بلند فرمود: جهـاد، جهـاد بندگان خُـدا. من امروز لشکر آماده می کنم. کسی که میخواهد بسوی خُـدا برود همراه مـا خارج شود.

نوف بکالی نقل مینماید: امام(ع) برای حضرت حُسین علیه السّلام ده هزار سپاه، و برای قیس بن سعد ده هزار سپاه، و برای ابو ایّوب ده هزار سپاه قرار داد، و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی مُعیّن کرد، و آماده بازگشت به صفّین بود که قبل از جُمعه، ابن ملجم ملعون به آن حضرت(ع) ضربت زد، و لشکریان به خانه ها باز گشتند، و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگ ها از هر سو برای آنان دهان گشوده بودند.(3)

تفکّر در این موضوع برای مـا بسیار حائز اهمیّت است که شخصیتی مثل عمّـار بن یـاسر دارای چه ویژگی ها و خصوصیاتی بود که امام معصوم و ولیّ مُطلق خُـدا در مورد او فرمود: « هر کس قتل عمّـار را بزرگ نشمرد و غمگین نشود از اسلام حظّ و بهره‌ای نبرده است». و یا در خطبه ای‌که بخشی از آن ذکر گردید، حضرت(ع) اینگونه در مورد عمّـار و یا ابن تیهان و خزیمة بن ثابت سخن میراند. دقّت در همین خطبه توجّه انسان را به چند نکته در مورد آنها جلب مینماید.

فهم و درک مضامین آیات الهی و قضاوت بر مبنای قرآن

حضرت(ع) در بیان اوّلین ویژگی ایشان فرمودند: دریغا از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند. پر واضح است که منظور امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) از خواندن قرآن روخوانی و روانخوانی و داشتن صوت زیبا در هنگام قرائت آن نیست. چه اینکه در سپاه مُعـاویه ی ملعون افرادی بودند که قرآن را بسیار روان و با اصوات زیبا قرائت میکردند و این قرائت ها نه تنها برایشان سودی بهمراه نداشت بلکه جُزو همانانی بودند که مورد لعن و نفرین قرآن بودند. درک مفاهیم عمیق و مضامین والای قرآن کریم جزو توانائیهایی است که عالمان با تقوا و فقهای پرهیزکاری که از تفاسیر و تأویلهای امام معصوم بهره مند گردیده اند، برخوردار هستند.

آیه ی بیست و نهم از سوره ی انفال میفرماید: یَا أیُّهُا ألَذینَ آمَنوُا إن تَتَّقوُا أللهَ یَجعَل لَکُم فُرقاناً وَ یُکَفِّر عَنکُم سَیِئاتِکُم وَ یَغفِر لَکُم وَأللهُ ذُو ألفَضلِ ألعَظیمِ .  ای اهل ایمان! اگر خُـدا ترس و پرهیزکار شوید خُـدا به شما فُـرقان خواهد بخشید ( یعنی دیده بصیرت دهد تا به نور باطن حقّ را از باطل فرق گذارید ) و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد ، که خدا دارای فضل و رحمت بزرگ است. 

پرهیزکاری و تقوا عامل اصلی در این آیه برای دریافت موهبتی الهی به نام فرقان قید گردیده است و فرقان ابزار جُـداسازی حق از باطل است و کسی که بتواند مشمول این لطف الهی قرار گیرد برخوردار از این ابزار میگردد. فرقان وسیله تفکیک و جداسازی در مسیر زندگی فردی و اجتماعی است، و معیار و محکی است در زمینه افکار و عقاید، و قوانین و احکام و آداب و اخلاق.

با فرقان میتوان حُبّ و بغض ها را شناخت و حجابهای باطل را کنـار زد. امثال عمّـارها بنابر تقوای بی نظیری که داشتند، در مسیر جریان الطاف ذکر گردیده در آیه ی فوق قرار گرفته بودند و بهمین جهت دارای بصیرتی فوق العاده و تشخیص هائی بی بدیل شده بودند. عمّـار از مؤمنینی بود که از همان ابتدائی که اسلام آورد سراسر وجودش را ایمان فرا گرفته بود و اعتقاد باطنی اش به پرهیزکاری، ضمیرش را برای دین خالص گردانیده بود.

در تاریخ نقل شده است که بعد از شهادت پدر و مـادر عمّار رحمة الله علیهما، مُشرکان از او خواستند که از اسلام دست کشد و از پیـامبر(ص) نیز بیزاری بجوید و مجدداً به آئین بُت پرستی رجوع کند و تهدیدش کردند که اگر چنین نکند شکنجه ها ادامه خواهد یافت و به سرنوشت پدر و مادرش دچار خواهد شد.

عمّار در این حال برای حفظ جان خود از اصل تقیّه بهره برد و در ظاهر خواسته ی مُشرکین را اجابت نمود ولی قلب او مالامال از ایمان بود. این خبر به پیامبر (ص) رسید و بعضی از افراد عمّـار را غایبانه محکوم کردند. ولی نبی مُکرّم اسلام (ص) سخن آنها را رد کرد و فرمود: « إنَّ عَمّاراً مُلِئَ ایماناً مِنْ قَرْنِهِ إلی قَدَمِهِ وَ اُخْتَلَطَ الایمانُ بِلَحْمِهِ وَدَمِهِ. 

همانا سراسر وجود عمّـار، از فرق سر تا قدمش مملو از ایمان می‌باشد و ایمان با گوشت و خون او آمیخته است.(4) بعداز آن آیۀ یکصد و ششم سوره نحل که میفرمود: «مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ یعنی  هر کس پس از ایمان آوردنش به خدا کافر شود [به عذاب خدا گرفتار آید]؛ مگر کسی که به کفر مجبور شده [امّا] دلش مطمئن به ایمان است» نیز در تأیید عمّـار نازل گردید. رسول گرامی اسلام (ص) به عمّـار فرمود: «اگر باز هم از تو خواستند، چنان کن. یعنی تقیّه را تکرار کن».(5)

در روایتی که از رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله وسلّم در مورد عمّـار نقل گردیده است، اساساً او معیـار شناخت حقّ و باطل مُعرفی گردیده است. حضرت(ص) در این روایت فرموده اند: ألحَقُّ مَعَ عَمّـار یَدوُرُ مَعَهُ حَیثُ دَار. حق همراه عمّـار است و او هر کجا که باشد حقّ به دور او می‌چرخد. (6)

نقل است که پیـامبر گرامی اسلام(ص) پس از تشریف فرمائی وجود مُقدّسان به شهر مدینه، نسبت به ساخت مسجدی بزرگ برای اقامه ی نمازها و اجتماع مُسلمین دستوراتی را صادر فرمودند و مُسلمانان نیز در این زمینه دست به کار گردیدند و ساخت مسجد مدینه را آغاز کردند. عمّـار در کارهای مربوط به ساختن مسجد بیش از همه زحمت می‏کشید و به تنهایی کار چند نفر را انجام می‏داد. صداقت و تعهّد او به اسلام سبب شده بود که دیگران او را بیش از تواناییش به کار وادار کنند.

روزی عمّـار شکایت آنان را به حضور پیامبر(ص) برد وگفت: نزدیک است که این گروه مرا بکشند. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در آن هنگام کلام تاریخی خود را در خصوص عمّـار فرمودند و این کلام در قلوب همه حاضران نشست. آن حضرت(ص) فرمودند:«إنَّکَ لَن تَموُتَ حَتَّی تَقتُلَکَ ألفِئَة ألبَاغِیَّة ألنَاکِبَة عَنِ ألحَقّ، یَکوُنُ آخِرَ زادِکَ مِنَ ألدُّنیا شَربَةً لَبَن؛ تو نمی‏میری تا وقتی که گروه ستمگر و منحرف از حقّ تو را بکشد. آخرین توشه تو از دنیا جرعه‏ای شیر است».(7)

این دو روایت از پیـامبر اکرم(ص) باعث گردید تا میان لشکر مُعاویه در جنگ صفّین اختلاف نظرهای عمیقی در رابطه با بر حقّ بودن جنگیدن با امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام بوجود آید زیرا همانگونه که ذکر گردید، عمّـار بر مبنای این روایات معیـار شناخت حقّ و باطل گردیده بود. در اینجا ذکر یک نکته ضروریست و آن اینکه بسیار جـای تعجّب است از نوع اندیشه ی مردُمی که به پیروی از جماعت قاسطین برای جنگ با امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) به صفّین آمـده بودند.

آنها با علم به اینکه میدانستند که رو در روی چه کسی ایستاده اند و مُهیّـای جنگ با امام معصوم و وصیّ به حقّ رسول الله(ص) گردیده اند، اندکی به دلهایشان شک و ارتیاب راه نیافته بود و این عملشان آنان را به تفکّر وا نداشته بود و تمام آنچه که پیـامبر عظیم الشأن در باره ی امیرالمؤمنین(ع) و به حقّ بودن وصایت ایشان و لزوم اطاعت و فرمانبرداری از آن حضرت(ع) را برای مردُم گفته بودند و به آنها سفارش کرده بودند را عامدانه به فراموشی سپرده بودند و وانهادند، ولی زمانیکه فهمیدند که عمّار یاسر در صف لشکریان حضرت امیر(ع) قرار دارد، به فکر فرو رفتند و یاد احادیث نبوی(ص) در مورد به حقّ بودن عمّـار و اینکه عمّار هر کجا باشد، حقّ نیز همان جاست افتادند.

البته حضور عمّـار در صف لشکریان امام(ع) نیز برای مردم حُجّتی بود که خُـدا برایشان تمام کرد، ولی مردُم جـاهل حُجّت عظمای خُـدا را نادیده گرفتند و به وجود عمّـار در مُقـابلشان مُتوجّـه شدند. ابن ابی الحدید در جلد هشتم شرح نهج البلاغه مینویسد: ابو نوح حِمْیَری پسرعموی "ذوالکَلاع" حِمْیَری است؛ ابونوح جزو سپاه امیرمؤمنان علی علیه‌السلام و ذوالکَلاع از سران لشکر معاویه بود.

ذوالکَلاع علاوه بر شجاعت و سرداری، رئیس فامیل خود بود و اعضای فامیلش به خاطر او به سپاه معاویه پیوسته بودند و همراه او با سپاه امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام می جنگیدند. ذوالکَلاع از عمروعاص شنیده بود که پیامبر صلی‌الله‌علیه ‌و ‌آله ‌و ‌سلّم به عمّار یاسر فرموده است: «تَقتُلُکَ الفِئَةُ ألباغِیَّة؛ گروه ستمگر و مُتجاوز تو را خواهند کشت».

از این رو شک و تردید به دلش راه یافته بود که عمّار در میان کدام سپاه است، تا از این راه به دست آورد که آیا حقّ با سپاه علی علیه‌السلام است یا با سپاه معاویه. ذوالکَلاع تصمیم گرفت این موضوع را توسط پسر عمویش ابو نوح که از سربازان سپاه امیرالمؤمنین(ع) بود، بپرسد.

لذا در یکی از روزهای جنگ، حضرت علی علیه‌السلام در میان سپاه خود برای جنگ آماده می‌شدند که ناگاه دیدند یک نفر از سپاه معاویه پیش آمد و صدا زد: چه کسی مرا به ابونوح راهنمائی می کند؟ یکی از سربازان در آن میان گفت: من او را دیده ام، با او چه کار داری؟

در این هنگام ذوالکَلاع، نقاب روی خود را کنار زد و سپاهیان علی علیه‌السلام او را شناختند و دیدند که پسرعموی ابونوح است. پس ابونوح را به او راهنمایی نمودند. ذوالکلاع به ابونوح گفت که من باید با تو صحبت کنم بنابراین از صف لشکر بیرون بیا تا با هم گفتگو کنیم.

ابونوح گفت: هرگز تنها نزد تو نخواهم آمد که شاید حیله ای در کار تو باشد و شاید میخواهی مرا به قتل رسانی. پس من با گروه خود می آیم. ذوالکَلاع پیشنهاد او را پذیرفت و به او اطمینان و ضمانت داد که در حفظ جان او بکوشد. سرانجام ذوالکَلاع و ابونوح در گوشه‌ای از جبهه، با هم خلوت نمودند. ذوالکلاع به او گفت: آمده ام در مورد چیزی که من را به شک انداخته است از تو سئوالی بپرسم. من از قدیم در عصر خلافت عمر بن خطّاب، از عمروعاص شنیدم که می‌گفت: پیامبر صلی‌الله‌ علیه ‌و ‌آله ‌و ‌سلّم به عمّـار فرمود: گروه ستمگر تو را می‌کُشند، پس آن سپاهی که عمّـار یاسر در آن است، حقّ می باشد. ابونوح گفت: آری سوگند به خُـداوند عمّـار در میان سپاه ماست.

ذوالکلاع گفت: تو را به خُـدا سوگند میدهم که بگوئی آیا عمّـار در جنگیدن با ما جدّی است؟ ابونوح پاسخ داد: آری، به پروردگار کعبه سوگند! او در جنگ با شما از من سخت‌ تر است، با توجه به این که من دوست دارم که همه شما به صورت یک نفر بودید و من گردن شما را می زدم و تو را که پسر عمویم هستی را جلوتر از همه می کشتم. ذوالکلاع به او گفت: وای بر تو! با این‌که از خویشان نزدیک ما هستی، چنین آرزویی داری! سوگند به خدا! من چنان نیستم که نسبت به تو قطع رحم کنم و تو را بکشم.


    اندیشه در واجبات الهی و برپائی آنهـا

امیرالمؤمنین(ع) در بخش دیگر خُطبه فرمودند: در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند.

لغت اندیشه در این جمله ی حضرت(ع) واژه ای کلیدی و قابل بحث است. پس از اینکه انسان به وحدانیّت خُـداوند ایمان آورد، لازمست برای رسیدن به مراحل کمال و تعالی به خودسازی و تزکیه ی نفس خویش بپردازد. قدم اوّل برای شروع تزکیـه تفکّر و بیـداری است.

تفکّر در این راستا موجبات شنـاخت را فراهم میآورد و شناخت، معرفت را تکامل می بخشد ثمره ی معرفت نیز یقین است. زمانی که انسان بتواند صاحب معرفت گردد، در اینصورت به دنبال جلب رضایت معبود بر می آید و به هیچ چیز گرایش و میل پیـدا نمی کند مگر به رضای محبوب. خوشنودی خداوند در شناخت و عمل به واجبات الهی است و نیز در ترک مُحرّمـات و مُهمترین واجب الهی یـاد خُداست. اینکه انسان در تمامی شئونات زندگیش دائماً به یــاد خُـدا باشد، بطور خودکار ترک بسیاری از مُحرّمـات را به دنبال دارد.

همواره در یاد خُـداوند بودن و به او فکر کردن خود عبادتی بزرگ است که مورد تاکید بسیار قُـرآن و احادیث نیز بوده است و باعث میشود که خُـداوند نیز همواره به یاد بنده ی ذاکر خود باشد. خدای سبحان در سوره ی بقره پس از برشمردن برخی نعمتها، به عنوان لطف خاص در آیه ی یکصدو پنجاه و دوّم در حدّ یک پیمان متقابل می‌فرماید: فَََاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُواْ لِی وَلاَ تَکْفُرُونِ. به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم.

اینکه بیان شد که خداوند نیز به یاد بنده ی ذاکر خود باشد، منظور این نیست که خداوند سبحان، نعوذاً بالله نسیان یا غفلت از یاد دارد و ما با یاد کردن او موجب میشویم که او نیز به یاد ما بیافتد، زیرا اساساً فرض جهل و نسیان و غفلتِ محض در خدای سُبحان محال است.

در اینجا منظور اینست که خداوند مُتعـال در دل کسی که همواره به یاد اوست، نور خود را روشن میسازد و بینش قلبی شخص را مُضاعف مینماید و نتیجه ی آن، این معنا است که انسان پیوسته خود را در محضر پروردگار عـالم میبیند. امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام میفرمایند:  لاَ تُدرِکُهُ العُیُونُ فِی مُشَاهَدَهِ الاَبصَارِ وَ لَکِن رَاَتهُ القُلُوبُ بِحَقَائِقِ الاِیمَانِ؛ دیدگان او را با مشاهده نمی بینند ولی دل ها به حقایق ایمان، او را می بینند.(13)

باور حضور مداوم در محضر پروردگار، قلب و اندیشه را مُسخر افکار رحمانی مینماید و ثمره اش اینست که قلب حرم الهی میشود. قلب که به حرم خُـداوند مُتعال تبدیل گردد، راههای نفوذ غیر از آن بسته میشود و به تبع آن اعمال و رفتار انسان مُطابق افکار میگردد.

قُـرآن کریم در آیه ی بیست و هشت سوره ی مُبارکه ی رعد میفرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ کسانی‌که ایمان آورده‌‏اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‏‌گیرد آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‏‌یابد. همچنین در آیه ۱۴ سوره طه آمده است: إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی؛ منم من خدایی که جز من خدایی نیست پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار. و در آیه ۴۵ سوره عنکبوت نیز آمده است: اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ؛ آن‌چه از کتاب به‌سوی تو وحی شده است بخوان و نماز را برپا دار که نماز از کار زشت و ناپسند باز می‏‌دارد و قطعاً یاد خدا بالاتر است و خدا می‌‏داند چه می‏‌کنید.


    اعتمـاد و اطمینـان به امـام معصوم

در بخش پایانی برشماری صفات عمّـار و همرزمان شهیدش، حضرت علی علیه السلام چنین فرمودند: به رهبر خود اعتمـاد و اطمینان داشتند و از او پیروی کردند.        

سعادت انسان در پذیرش وحدانیّت خُـداوند و اقرار به ایمـان و عمل به دستورات انسان ساز الهی است. برای اجرای کامل احکام خداوندی، رسولان و اوصیائی از جانب حقّ تعالی منصوب گردیده اند تا انسان ها بهترین روشهای بندگی را بیاموزند و به مرحله ی اجراء گذارند.

بنابراین بر اساس دستور صریح قرآن بر پیروان دین خُـدا لازمست که از رسول خُـدا(ص) و ائمـه ی هُدی صلوات الله علیهم اجمعین که اوصیـاء پیـامبر اکرم(ص) و صاحبان امر هستند اطاعت نمایند و این پیروی را برای رسیدن به سعادت خود حائز اهمیّت تلقی نمایند. قُـرآن کـریم به لحاظ اخلاقی قول و عمل نبیّ مُکرّم اسلام(ص) را بهترین الگو در اخلاق و رفتار و سایر کُنشهای اجتماعی اعلام میـدارد و لزوم تبعیت از آن مجموعه ی فضائل و کمالات را به مُسلمانان گوشزد می نماید.

لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیرا. قطعاً برای شما در رفتار رسول خدا مایه اقتدا و سرمشق زندگی است برای کسی که به خدا و روز واپسین امید ( قلبی و عملی ) دارد و خدا را بسیار یاد می کند. (21)

مُحمّد بن مُسلم میگوید از حضرت امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: خُـداوند را خلقی است از رحمتش، ایشان را از نور و رحمت خود خلق کرده تا رحمت او را ظاهر نمایند.

آنهـا دیده ی بینای الهی و گوش شنوای پروردگار و زبان گویای او در میان مردُمانند و امین او هستند بر آنچه نازل کرده است از عُـذر یا هُشدار و یا بُرهـان. به خـاطر آنها گناه بندگانش را آمرزیده و ظلم را برطرف کرده و رحمتش را نازل می کند.

به سبب ایشان مُرده را زنده می کند و زنده را می میراند. بوسیله ی آنان آفریدگانش را امتحان کرده و اُمورش را در میان بندگانش اجراء می کند. مُحمّد بن مُسلم میگوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: فـدای شما گردم، آنها که فرمودید چه کسانی هستند؟ حضرت(ع) فرمودند: اوصیــاء.(22)

عقل سلیم نیز مُتابعت از الگوی نیکو را ارجح میشمارد و حکم به فرمانبرداری و انقیاد از دستورات ایشان را میدهد، زیرا کسی که خالق تمامی مخلوقات است و تدبیر کلّ امور بدست توانای او صورت می پذیرد، راههای رسیدن انسانها را به کمال و تعالی، بهتر از هرکس دیگر میداند و فلذا ضروریست به آنانی که از سوی او برای هدایت بشر مأمور گردیده اند، بیشترین و کامل ترین اعتماد را نموده و به این واقعیّت اطمینان داشت که پیـامبر(ص) و جانشینان حقیقی او تنها کسانی هستند که این توانائی را دارند که انسان را به بالاترین درجات کمال و والاترین حدّ بندگی برسانند.

بی بی دو سرا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهـا فرمودند: أبَوا هَذِهِ ألاُمَّة مُحمَّدٌ وَ عَلیٌّ عَلَیهِمَا ألسَّلام یُقیمانِ اَوَدَهُمْ وَیُنْقِذانِهِمْ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ اِنْ اَطاعُوهُما وَیُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائِم اِنْ وافَقُوهُما. پدران این امّت حضرت مُحمّد صَلّی الله علیه و آله پیامبر خدا و حضرت علی علیه السلام ولی خدا است.

اگر از آن دو اطاعت کنند، کژی های آنان را اصلاح می کنند و از عذاب دردناکشان نجات می بخشند و همراهی با آن دو نعمت جاودان بهشت را ارزانیشان می دارد. (23)

امام زین العابدین علیه السلام نیز در همین ارتباط فرمودند: اگر حقّ پـدر و مـادر بر فرزند زیاد است، به خاطر نیکی و احسانی است که به فرزندان خود مینمایند.بنا براین احسان و نیکی مُحمّد(ص) و علی(ع) بر این اُمّت بیشتر و بزرگتر است، پس سزاوار ترند که آن دو بزرگوار دو پدر ایشان باشند.(24)

 

منبع : مشرق
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • دستگیری سارق بانک در محل حادثه
  • از بیماری مادر تا جاسوسی برای روسیه
  • وعده آذری جهرمی برای تثبیت بازار تلفن همراه
  • بازگشت شادی به زندگی پس از سوگواری
  • فیلم/ تغییر در تیم اقتصادی دولت
  • افزایش ظرفیت تولید برق از هفته اول مرداد
  • یک بیماری خطرناک در سیاست ایران
  • افزایش چشمگیر فعالیت «ستون پنجم» رسانه‌ای
  • لیست کالاهای ممنوعه برای حجاج اعلام شد
  • صید شاه ماهی لیگ برتری توسط استقلال
  • کشف ۱۲ قمر جدید که دور مشتری مدار می زنند
  • درخواست ملاقات ترامپ از روحانی
  • پشت پرده نامه به رئیس دولت اصلاحات افشا شد
  • 2 راهکار عملیاتی برای مقابله با بحران خاموشی‌
  • روایتی از چرایی امیدواری به آینده انقلاب
  • موافقت با لایحه افزایش مناطق آزاد
  • طوفان نقل و انتقالات استقلال در راه لیگ برتر
  • واکنش آمریکا به شکایت تهران از واشنگتن
  • آغاز برنامه انتخاباتی کارگزاران برای ۱۴۰۰
  • فیلم/ اقدام عجیب شهرداری
  • مدیرعامل استقلال استعفا کرد
  • چرا قالیباف هنوز مورد تخریب قرار می‌گیرد؟
  • بیرانوند بالاتر از مودریچ و ام‌باپه
  • پیکر مطهر 75 شهید دفاع مقدس به کشور
  • بیانیه مشترک سرلشکر باقری و ژنرال باجوا
  • سخنان پدر شهید مصطفی قانصوخطاب به رهبر
  • ویدئویی جنجالی از سیلی زدن عروس به فامیل داماد
  • این ستاره پرسپولیسی می شود
  • برای واگذاری بندر حدیده به سازمان ملل آماده‌ایم
  • فائو: ضریب خودکفایی غذایی ایران بالاست
  • فیلترشکن‌های "تلگرام" در کدام بخش قراردارد
  • برق عربستان جایگزین برق ایران در عراق
  • آمادگی سریع برای رسیدن به ۱۹۰ هزار سو غنی‌سازی
  • مهمترین تفاوت "ما" و "آقا"
  • درخواست نمایندگان کارگری برای بازنگری در مزد
  • فیلم/ بازار داغ شایعات در فضای مجازی
  • فیلم/ فصل جدیدی از روابط دفاعی ایران و پاکستان
  • ستاره جنجالی ابی پوشان رسما به پرسپولیس پیوست
  • آیا به روسیه می‌توان اعتماد کرد؟
  • ۳ انفجار شدید حلب را لرزاند
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز / چهارشنبه 27 تير
  • ستاره سرخ پوش رسما به استقلال پیوست
  • شلاق‌زدن دسته‌جمعی دانش آموزان! +عکس
  • تلخی حج خونین 94 همچنان باقی است!
  • سکه به دومیلیون و ۶۳۴ هزار تومان رسید
  • تبریک به ارتش سرخ پایتخت
  • ترامپ، تحریم و هر چه "ت" دارد مهم نیست
  • شعری که آقارابه گریه انداخت
  • افزایش بی‌عدالتی با پرداخت ارز مسافرتی
  • تیر خلاص مجمع تشخیص مصلحت نظام به FATF
  • بی‌قراری اصلاحات برای تحریم حاج قاسم سلیمانی
  • تمجید رهبر اازفوق ستاره تیم پرسپولیس
  • هشدار پلیس امنیت به اراذل و اوباشی
  • تابستان خشک ۹۷ هم بارانی شد+جدول
  • شرط طالبان برای مذاکرات مستقیم با آمریکا
  • فرمانده درتیم ارتش سرخ پایتخت ماندنی شد
  • نامه روحانی به آیت الله جنتی محرمانه است
  • نقش قوه قضائیه درتهیه مستند بیراهه
  • حضورمهاجم جنجالی دراستقلال قطعی شد
  • دیدار هیئت دولت با رهبری :پیام‌ها ونکات ناگفته
  • اعزام نخستین کاروان زائران حج تمتع 97
  • شاهزاده خانم‌هایی که تا به امروز ازدواج نکرده‌اند
  • آماده طولانی ترین ماه گرفتگی قرن۲۱ باشید
  • دونالد ترامپ با کلمات بازی می کند
  • پرداخت ارز دولتی متوقف نمی‌شود
  • جایزه سازمان بسیج به ترامپ
  • فیلم/ حضور فامیل "رامبد جوان" در تیم‌ ملی انگلیس!
  • هواداران پرسپولیس هوشیارباشند
  • مواد خوراکی حاوی منیزیم را بشناسید
  • خراسان شمالی لرزید
  • پوتین پایان یافتن برجام را اسفبار توصیف کرد
  • داعش مسئولیت انفجار انتحاری کابل راپذیرفت
  • دستگیری تیم تروریستی داعشی در جنوب غرب
  • علت جداشدن ستاره ای کلیدی تیم استقلال چیست
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز / سه شنبه 26 تير