کد خبر: 73879
ف
وب گردی

40سال همسایگی با ایت الله بهجت وخاطرات آن

مردان بزرگ را همیشه نمی شود از نگاه شاگردان و بزرگانی چون خود آنها شناخت. گاهی یک همسایه می تواند جزئیاتی از زندگی را به زبان بیاورد که تنها آدم های نسبتا عادی می توانند ببینند. آنچه در ادامه می خوانید گفت و گو با آقای “صاحب الدار” که چهل سال همسایه آیت الله بهجت بود.

40سال همسایگی با ایت الله بهجت وخاطرات آن

 

متولد چه سالی هستید؟

متولد ۱۳۱۱

شما از اول ساکن قم بودید؟

بله از اول ساکن قم بودم , بیش از ۴۰ سال همسایه ی آیت الله بهجت بودم.

به عنوان شخصی که حدود ۴۰ سال همسایه آیت الله بهجت بوده است بفرمایید که رفتار ایشان با شما به چه صورت بود؟

آقا خیلی انسان با محبتی بودند و همواره نسبت به خانواده ما لطف داشتند. گاهی اوقات اگر میخواستند چیزی به ما بدهند و یا هدیه کنند شخصا می آمدند درب خانه ما به ما می دادند، حتی به همسرشان یا علی آقا یا کس دیگه نمی دادند که، خودشان هر چیزی که می خواستند بدهند می آوردند.
روزی بنده هر روز به علت مشغله شغلی مجبور بودم که بروم ساوه و شب ها بر می گشتم منزل، من ناچار بودم روزها آنجا بمانم. یک روز که ظاهرا نرفته بودم زنگ خانه به صدا در آمد رفتم دم در دیدم آقاست. ادای احترام کردم، سلام کردم بعد فرمودند چرا سر قبر پدرت نمی روی؟ ایشان پدر من رو می شناخت.
ایشان به آقای افتخاری که می آمدند منزل آقا فرمودند، در تشییع جنازه ی عیال اول من نماز بخوانند آقا از در منزل جنازه را تشییع کردند تا حرم، نماز بر ایشان خواندند، بعد من عرض کردم حاج آقا شما تشریف ببرید منزل و به کارهایتان برسید، فرمودند نه هستم. حتی ایشان به اینجا بسنده نکردند و آمدند قبرستان قم نو، باز عرض کردم به حاج آقای افتخاری که حاج آقا شما از آقا خواهش کنید که آقا تشریف ببرند. آقای افتخاری به آقا عرض کردند و ایشان فرمودند نه من حالا هستم. و این عبارت را فرمودند که ۴۰ ساله که من در همسایگی این خانواده هستم هنوز صدای این خانم را نشنیدم و من معتقدم این بانوی مکرمه جزء شهداء محسوب خواهد شد.

درمورد فروش خانه تان به کسانی که متقاضی این خانه بودند بفرمایید.

اغلب این متقاضیان از مریدان آیت الله بهجت بودند بسیاری از مریدان آقا، دلشان می خواست خانه ما را بخرند که همسایه آقا باشند. می گفتیم برای چه می خواهید این خانه را از ما بخرید؟ می گفتند مثلا می خواهیم بیشتر آقا رو ببینیم، زیارت کنیم و دلمون می خواهد در همسایگی ایشان باشیم. گفتم خب منم دلم می خواهد این افتخار را داشته باشم. حتی می دانید وقتی آقا می خواست از منزل بیرون بیایند، قبل از اینکه از منزل بیرون بیاد جمعیت زیادی توی کوچه می ایستادند. وقتی آقا بیرون می آمد همراه آقا جمعیت هم به سمت مسجد حرکت می کرد.
من یک خواهر زاده ای دارم که ساکن تهران است، آقا به ایشان محبت داشتند خواهر زاده ام نقل می کرد که من از منزل شما بیرون آمدم، و وارد کوچه ارک شدم دیدم آقا دارند به سمت مسجد حرکت می کنند و جمعیتی هم همراهشان هست. برای اینکه خودم را به ایشان برسانم و سلامی عرض بکنم، بسرعت رفتم به سمت ایشان وقتی به نفر آخر جمعیت رسیدم که حالا فاصله ام با آقا زیاد بود، آقا فرمودند جعفر آقا رسیدن به خیر! بدون اینکه صورتشان را برگردانند عقب متوجه حضور من شده بودند. من همینطور با فاصله ای که داشتیم جواب دادم و تشکر کردم.
گاهی می دیدید کوچه آنقدر جمعیت داشت که فاصله بین خانه آقا تا سر پیچ سر کوچه که گردش از آن صورت می گیرد به سمت کوچه بعدی جمعیت ایستاده بود. من مثلا از مسجد می آمدم آقا چشمش به من می افتاد آقا اشاره می کرد به جمعیت که راه را برای من باز کنند. یک خانمی من را صدا زد گفت آقا شما اجازه می دهید من از دیوار منزل شما خانه آقا رو ببینم؟ گفتم این کار صحیحی است به نظر شما؟ که شما بروی سر دیوار خانه آقا رو ببینی؟ خلاصه با آن خانم صحبت کردیم و قانع کردیم که این کار صحیحی نیست که شما بروید بر سر دیوار و خانه آقا رو ببینی.
ظاهرا زمانی که تلفن در خانه ایشان وصل نشده بود کسانی که با ایشان کاری داشتند با خط تلفن شما تماس می گرفتند در این باره توضیحاتی بفرمایید.
منزل ما خانه چنان قابل توجهی نبود. دو طرف راهرو داشت و در یک کوچه دیگر هم دربش باز می شد. و باید یک مقدار راه را توی راهرو طی بکنیم تا برسیم به ساختمان. ایشان آنوقت ها که تلفن هم نداشتند و بعضی از خواص آقا که کار داشتند منزل ما تلفن می کردند. ما هم می رفتیم دم منزل ایشان می گفتیم آقا تشریف بیارید تلفن با شما کار دارد. بعضی وقت ها زمان زیادی طول می کشید تا آمدن آقا و نتیجتا تلفن قطع می شد ما شرمنده می شدیم.

خاطره دیگری در ذهنتان هست؟

بله یادم هست که یک کسالتی پیدا کردم که ۵ یا ۶ روز در بیمارستان ولی عصر(عج) بیهوش بودم، یک مقداری از حافظه ام رو از دست دادم حالا بعضی از خاطرات که خیلی به نظرم جالب بود و شگفتی داشت در خاطرم هست ولی خیلی از خاطرات رو واقعا از یاد برده ام.
حالا به تفصیل شاید نتوانم خاطرات را تعریف کنم. موقعیت ایشون یک جوری بود که اگر مطلبی می فرمودند ما برای انجام آن کار می دویدیم و به اصطلاح بجای راه رفتن می دویدیم. ولی ایشان هر وقت هر کاری داشتند و یا مثلا بشقاب غذایی می خواستند برای ما بیاورند خودشان می آمدند و شخصا بشقاب را به منزل ما تحویل می دادند.

از جریان خرید خانه تان توسط شهرداری که به اسم طرح از حرم تا حرم بود که البته سالیان درازی که به سرانجام نرسیده است خاطراتی دارید و عکس العمل آیت الله بهجت چگونه بود؟

شهرداری برای خرید خانه خانه را قیمت کارشناسی کرد و در این طرح خرید خانه ها من جمله رفته بودند خانه آیت الله بهجت را هم قیمت کرده بودند آقا فرموده بودند که شما اول به همسایه های من برسید آنهارا راضی کنید خانه هاشون رو بخرید آخر سر بیاید سراغ من، من حرفی ندارم خانه ام را می فروشم. از جمله کسانی که همواره حمایت می کردند میان همسایه هایشان بنده بودم. من گاهی می رفتم شهرداری به خاطر همین کار فروش خانه و مامورین و پرسنل آن سازمان نسبتا برخورد خوبی با من نداشتند. یک روز رفتیم دیدیم که مسئولشون پا شد در مقابل پای من و بسیار من را تحویل گرفت و و خواست تا از من پذیرایی شوم من هر چقدر فکر می کردم چه خبر شده است به جایی نمی رسیدم؟ بعد از اینکه نشستم و صحبت های مختلف مطرح شد و آن مسئول گفت آقا سفارش شما را کرده اند. من دلم می خواهد بروید خدمت آقا بگویید که سفارش شما انجام شد.

بعد از اینکه از آن خونه رفتید آیت الله بهجت احوالتان را جویا می شدند؟

من گاهی منزل ایشان جدید ایشان می رفتم یک اتاقی در آن منزل بود که شیخ علی بهجت در آن جا بود و آیت الله بهجت در آن اتاق رفت و آمد نمی کردند. اتاق دیگری بود که آیت الله بهجت گاهی اوقات که می خواستند بروند نماز و منتظر ماشین می شدند در آن جا منتظر می ماندند. شیخ علی آقا به من عرض کرد آقا آنجا نشسته اگر می خواهی بروی آقا رو ببینی برو ببین. اینگونه بود که بعد از فروش خانه هم توفیق پیدا می کردیم خدمت ایشان برسیم.

در این چند دقیقه چه حرفهایی میانتان رد و بدل می شد؟

احوال می پرسیدند که بچه ها چطورند؟ احوال کوچک و بزرگ رو می پرسیدند که البته ایشان اسامی خانواده ما را بلد بودند.

آقا نذری هم می دادند؟

من نمی دونم نذری داشتند یا نه، ولی گاهی گوشت می آوردند و به ما می دادند حالا این نذری بوده یا غیر نذری، به نظرم نذری بوده. آقا خیلی به صدقه دادن توجه داشتند. می فرمودند اگه می خواهید نذزی بکنید صدقه ای بدهید و یان صدقه را به یک نفر ندهید بین چند نفر تقسیم بکنید. خیلی اعتقاد به صدقه داشتند.

حاج خانم آقا با خانواده شما در ارتباط بودند؟

به آن صورت نه ولی گاهی خانواده ام که می رفتند منزل آقا اگر آقا در حیاط بود سلام و احوال پرسی می کردند.
گاهی لطف می کردند یک بشقابی کاسه ای چیزی از غذایی که درست میکردند می دادند به ما. بله آقا به من خیلی محبت داشت. همانطور که گفتم آقا به صدقه دادن خیلی معتقد بودند حالا اگه پولی هم به کسی می دادند اظهار نمی کردند. من فقط این رو عرض کنم که عیال من که فوت کرد بستگان ما تهران، اراک، بروجرد و شهرهای مختلف بودند همه آمدند قم. نتیجتا خانه ما شلوغ شده بود سر وصدا می رفت خانه آقا. دیدم که یک روز زنگ زدند رفتم دم در دیدم آقاست. ۱۵ هزار تومان دادند به من فرمودند که این قابلی ندارد و در این مشکلات کمک حال من شدند. بعد از مدتی وضع من خوب شد من پول را در مسجد می خواستم بر گردانم. آقا قبول نمی کردند. خیلی اصرار کردم فرمودند پس من این پول را می دهم که برای همسرتان قرآن بخواند. این اتفاق ظاهرا سال ۷۴ یا ۷۳ اتفاق افتاده بود.

شما که آن سالهایی که همسایه آیت الله بهجت بودید بفرمایید چه کسانی می آمدند به ایشان سر می زدند.

بیشتر جوانها بودند و مریدان آیت الله بهجت جوان بودند و می آمدند گاهی اوقات می دیدید که تا یک ساعت هم منتظر می ماندند تا ایشان را ببینند. آقا هم شاید بخاطر همسایه ها راضی نبودند به این امر چرا که همیشه داخل کوچه بخاطر این مشکل شلوغ بود.
می خواستند فیلم برداری کنند از منزل ایشان دو تا چوب طرفین کوچه گذاشته بودند و دوربین را بالای آن قرار داده بودند، آقا که آمد و متوجه این امر شد دستور داده بودند جمعش کنند.
در اوایل انقلاب رجال سیاسی هم چون آیت الله خامنه ای هم به ایشان سر می زدند و وقتی می آمدند کوچه بسته می شد و نمی گذاشتند کسی وارد کوچه شود البته آن زمانها آیت الله بهجت زیاد معروف نبود ولی مقام معظم رهبری حتی در آن زمان ها به ایشان سر می زدند.

آیت الله بهجت در انجام تکالیف خانواده چگونه بودند؟

معمولا این طور بودند که بیشتر کارها را خودشان انجام می دادند.

منبع : مشرق نیوز
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • تیراندازی منجر به قتل در آزادشهر
  • واکنش ظریف به نمایش تبلیغاتی هیلی
  • هرکول ایرانی و وعده بازگرداندن سلیمی به تخته
  • تصویب طرح اخلال در فروش هواپیما به ایران
  • برای صبحانه سراغ این ماده لبنی نروید
  • نشست امنیتی ۳ جانبه ترکیه، آمریکا و عراق در آنکارا
  • عاملان ایجاد وحشت در فرودگاه امام دستگیر شدند
  • مرور شاه‌‌ماهی‌های نقل‌وانتقالات لیگ برتر
  • ترکیب طوفانی پرسپولیس مقابل بادران رونمایی شد
  • دفاع عون از مبارزه حزب‌الله با تروریست‌ها
  • 2 تفاوت جالب زنان و مردان در زندگی مشترک
  • گزارش پزشکان بدون مرز
  • حمله به سفارت عربستان در یونان به دلیل جنایت در یمن
  • تاکید الجعفری بر ناکارآمد بودن بیانیه ریاض ۲
  • سلاح‌های آمریکا در دست تروریست‌های داعش
  • به این دلایل به سرعت لاغر نمی شوید!
  • پیشنهاد چند برابری استقلال به ستاره پرسپولیس
  • فیلم/ اهدای پیراهن فیلیپ لام به زلزله‌زدگان
  • تیم‌ برانکو چند برابر استقلال صدرنشین بوده است؟
  • فیلم/گل های بازی منتخب کرمانشاه ۲-۴ منتخب ۹۸
  • حمایت الجبیر از طرح اسراییلی ترامپ
  • حمل تلفن همراه توسط یک بسکتبالیست در زمان مسابقه!
  • فیلم/ برخورد عجیب افسر روس با بشار اسد
  • نماهنگ/ جشن سی سالگی حماس
  • داعش بار دیگر آمریکا را تهدید کرد
  • دولت به تعهدات مالی خود در قبال شهرداری عمل نکرده است
  • علائمی که نشان می‌دهد بدنتان به فیبر بیشتری نیاز دارد
  • قرارداد خرید سامانه موشکی S-۴۰۰
  • گزاری کمسیون‌های ۱۰۷، ۱۰۹
  • بنده هیچ اختلاف نظری با مصباحی‌مقدم ندارم
  • به جام جهانی نمی‌رفتم ضربه روحی می‌خوردم
  • پای رو حانی و اردوغان به پرسپولیس کشیده شد
  • واکنش هافبک قرمزها به قرار گرفتن در لیست مازاد
  • شهادت ۱۱ شهروند یمنی در پی حملات جنگنده‌های سعودی
  • نیمکت‌نشینی ستاره های پرسپولیس برابر بادران
  • درخواست مالزی برای تحریم کالا‌های صهیونیست‌ها
  • فوت پدر و کودک ۷ ماهه اش بر اثر یک حادثه تلخ
  • پیگیرى تمرین آبى پوشان زیر نظر شفر
  • افراد با اعتماد به نفس بالا چه خصوصیاتی دارند؟
  • عکس/ پدر و مادر شهید عماد مغنیه
  • آغاز موج سرما و یخبندان در سیستان و بلوچستان
  • فیلم/ وداع شیخ زکزاکی با سه پسرش
  • فیلم/ درد دِل زلزله‌زدگان با خداداد عزیزی
  • ابراز نگرانی مردم از بازسازی مناطق زلزله‌زده
  • شرط بغداد برای گفت‌وگو با اربیل
  • پشت پرده پرسپولیسی نشدن قاتل قرمزپوشان
  • ادعای عجیب نقل و انتقالاتی ستاره فوتبالیست
  • آخرین وضعیت بازار نقل و انتقالات استقلال تهران
  • جدایی ستاره جنجالی سرخ پوش قطعی شد
  • برخورد قاطع شهرداری با معبربانان متخلف
  • آتش افروزی میان زن وشوهر نان خورش سینماگران
  • عکس/ تشییع پیکر جانباختگان اردوی دانش‌آموزی
  • سنتور زنی شهره سلطانی
  • بی توجهی مسوولین به امر پژوهش در سینما
  • رژیم‌صهیونیستی دو گذرگاه غزه را بست
  • تصمیم ترامپ درباره بیت المقدس اشتباه است
  • انتقال 5900 داعشی به افغانستان توسط آمریکا
  • عکس/سفر وزیر بهداشت به مناطق زلزله زده
  • فیلم/ رفتار عجیب افسر روسی با بشار اسد
  • جدایی شاه ماهی ازاردوگاه ابی پوشان قطعی شد
  • عکس جالب مجری تلویزیون و دخترش
  • عکس/ تصاویر زیبای برداشت مرکبات
  • عکس/ نشست خبری پوتین با 1600خبرنگار
  • طریق قرارگیری رهبر در جریان مسائل کشور
  • برگزاری جلسات کمیسیون‌ مجلس خبرگان رهبری
  • رایزنی برای ایجاد سفارت در فلسطین
  • ارتش سوریه پیروز بر داعش است
  • توهین اصلاح طلبان به ساحت علمای عظام
  • دستمزد میلیونی برای مشاوره‌ دفتر جهانگیری+ جدول
  • عکس/ سالروز اتحاد بولیواری مردم آمریکا در تهران
  • عدم تخصیص 400 میلیارد از بودجه دستگاه قضا
  • ادامه ی شکنجه زندانیان گوانتانامو توسط امریکا
  • عکس/ استفاده خلاقانه از پله‌برقی‌ برای تزئین مترو
  • اروپا به سیاست امنیتی و کارآمد نیاز دارد
  • توییت امیر عبداللهیان درباره صلح در سوریه