کد خبر: 71118
ف
روز شمار عاشقی/۵

وقایع روز پنجم محرم الحرام و ذکر شهادت عبدالله بن الحسن (ع)

عبداللّه بن حسن که در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت عموى خود را نگریست که دشمن او را از هر سوى در میان گرفته است . یاراى دیدن بیشتر این منظره را نداشت . بى اختیار به سوى عمو دوان شد.

وقایع روز پنجم محرم الحرام و ذکر شهادت عبدالله بن الحسن (ع)

به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ سختى زخم ها امام حسین(ع) را بر زمین نشانده بود و سپاهیان او را از هر سوى در میان گرفته بودند.

 عبداللّه بن حسن که در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت عموى خود را نگریست که دشمن او را از هر سوى در میان گرفته است . یاراى دیدن بیشتر این منظره را نداشت . بى اختیار به سوى عمو دوان شد.

 عمّه اش زینب خواست عبدالله را بگیرد، امّا او از چنگ عمّه گریخت و خود را به عمو رساند.
 در این هنگام بحربن کعب شمشیر را بلند کرد تا بر حسین فرود آورد. عبداللّه فریاد زد: اى ناپاک، آیا مى خواهى عمویم را بکشى؟

بحر ضربه خود را فرود آورد و عبداللّه دست خویش سپر کرد. شمشیر دست عبداللّه را برید و دست به پوست آویزان ماند. یادگار امام مجتبى علیه السلام فریاد زد: یا عمّاه .


 آنگاه خود را در دامن عمو انداخت. عمو او را به خود فشرد و فرمود: پسر برادر، بر آنچه بر تو نازل شده است صبر کن و اجر خود را از خداوند بخواه، که خداوند تو را به پدران پاکت ملحق کند.


در همین حال که عبدالله بر دامن عمو بود حرملة بن کاهل تیر به سوى او افکند و او را به شهادت رساند.

وقایع روز پنجم محرم الحرام عبارتند از :

الف) در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی" را به همراه یک هزار نفر به طرف کربلا گسیل داد.

ب) عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه کربلا بایستد و هر کسی را که قصد یاری امام حسین علیه‏السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه‏السلام ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد 500 نفر بودند.

ج) در این روز با توجه به تمام محدودیت‌هایی که برای نپیوستن کسی به سپاه امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام علیه‏السلام رساند و سرانجام در کربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.

د ) روز پنجم محرم - سال ششم هجرى قمرى

وقوع سریه عبدالله بن انیس .

بنا به روایت واقدى در کتاب گرانسنگ المغازى ، سریه عبدالله بن انیس ‍ در روز دوشنبه ، پنجم ماه محرم ، مطابق با پنجاه و چهارمین ماه هجرت نبوى آغاز گردید و به مدت دوازده روز ادامه یافت و هفت روز باقى مانده از محرم پایان یافت .

به نظر مى آید تاریخى را که واقدى براى این نبرد بیان کرده است ، مقرون به صحت نباشد. چون ماه محرم آن سال نمى توانست پنجاه و چهارمین ماه هجرى باشد، بلکه مى بایست پنجاه و هشتمین و یا چهل و ششمین ماه هجرت باشد. وانگهى پنج روز و دوازده روز، جمعا مى شود هفده روز.

بنابراین ، گفتار وى که این سریه ، هفت روز به آخر محرم پایان یافته ، نیز صحیح نیست . ممکن است منظورش این بود که این سریه در هفدهم ماه محرم پایان یافته است . بدین جهت ممکن است در کتابت اشتباهى رخ داده باشد. به هر حال ، این نبرد از آن جا آغاز گردید که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم با خبر شد که سفیان بن خالد لحیانى در عرنه منطقه اى نزدیک عرفات اردو زده و مردم قبیله خویش و دیگر دشمنان اسلام را گرد آورد و آماده نبرد با مسلمانان است .

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، عبد الله بن انیس را به حضور طلبید و وى را ماءمور خاموش کردن این فتنه نمود. عبدالله بن انیس به تنهایى از مدینه خارج شد و بدون این که یار و یاورى با خود داشته باشد، عازم عرفه گردید. پس از چند روز راه پیمایى به اردوگاه سفیان بن خالد رسید.

عبد الله بن انیس ، پیش از این ماجرا، هیچ گاه سفیان بن خالد را ندیده بود. به همین جهت پیش از حرکت از مدینه ، نشانه هاى وى را از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم درخواست کرد. آن حضرت به عبدالله فرمود: نشانى وى ، این است که هر گاه او را از بینى از او ترسى در تو پیدا مى شود و به یاد شیطان خواهى افتاد و دلت مى خواهد که از او کناره گیرى نمایى .

عبدالله بن انیس گفت : آن نشانى اى که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به من فرموده بود، به محض دیدن سفیان بن خالد در من آشکار گردید. با این که من از هیچ چیز نمى ترسیدم ، با دیدن این مرد، لرزه بر اندامم افتاد ولى خود را کنترل کرده و به وى نزدیک شدم و گفتم که من از قبیله خزاعه ام و براى جنگیدن با محمد بن عبدالله ، به تو پیوسته ام و خواهم در سپاه تو حضور یابم . بدین ترتیب ، عبدالله بن انیس با گفتارى شیرین و خواندن اشعارى دل نواز، سفیان را مجذوب خود ساخت و در اندک مدتى به وى نزدیک گردید.

سفیان که رهبرى شورشیان و کینه توزان ضد اسلام را بر عهده داشت ، پس ‍ از فراغت از امور جارى سپاه به خیمه خویش بر گشت . وى به عبدالله اطمینان کامل پیدا کرده بود. به همین جهت وى را در سراى خویش جاى داد و از او به گرمى استقبال و پذیرایى نمود.

اما همین که نیمه شب فرا رسید و همه در خیمه هاى خویش آرام گرفته و به خواب فرو رفته بودند، عبدالله از بستر خویش برخاست و به بستر خالد نزدیک گردید و وى را با زیرکى خویش غافلگیر کرد و سرش را از بدن جدا ساخت و از آن اردوگاه گریخت و به غارى در بلندى هاى اطراف پناهنده شد.

سپاهیان ، پس از اطلاع از قتل سرکرده خویش به تکاپو افتاده و از هر سو به دنبال عبدالله راه افتادند ولى هرگز به او دست نیافتند. پس از هلاکت سفیان ، شورشیان نیز پراکنده شدند و عبدالله بن انیس با سرافرازى به مدینه برگشت نمود و سر بریده سفیان بن خالد را به همراه خود به مدینه آورد و در محضر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به زمین گذاشت .

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم به پاس تلاش ها و خدمات عبدالله بن انیس ، عصاى خویش را به وى بخشید و به او فرمود: با این عصا در بهشت خواهى خرامید، هر چند عصاداران در بهشت بسیار اندکند.

بدین ترتیب ، فتنه اى که مى رفت به فساد و خون ریزى بى گناهان منجر گردد، به دست یک سرباز تواناى اسلام ، در نطفه خاموش و نابودى گردید.

ه) حضرت موسى (ع ) با بنى اسرائیل از دریا عبور کردند و فرعون و جنودش غرق شدند.

**در ذکر شهادت عبدالله بن الحسن (ع)

عبدالله بن الحسن ( علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین ( علیه السلام) را زخمی و بی‏یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمی‏شوم‏» . در آن هنگام شمشیری به طرف امام حسین ( علیه السلام) روانه شد .

عبدالله دست‏خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان‏» ! حسین ( علیه السلام) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق می‏کند . ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین ( علیه السلام)، به شهادت رسید . وی نوجوانی یازده ساله بود .

بس که خونبار است چشم خامه‏ام‏
بوى خون آید همى از نامه‏ام‏

ترسمش خون باز بندد راه را
سوى شه نابرده عبدالله را

آن نخستین سبط را دوم سلیل‏
آخرین قربانى پور خلیل

قامتش سروى ولى نو خاسته
تیشه کین شاخ او پیراسته

خاک بار اى دست بر سر خامه ‏را
بو که بندد ره به خون این نامه ‏را

سر برد این قصه جانکاه را
تا رساند نزد مهر آن ماه را

دید چون گلدسته باغ حسن
شاه دین را غرق گرداب فتن‏

کوفیان گردش سپاه اندر سپاه‏
چون به دور قرص مه شام سیاه‏

تاخت سوى حربگه نالان و زار
همچو ذره سوى مهر تابدار

شه به میدان چشم خونین باز کرد
خواهر غمدیده را آواز کرد

که مهل اى خواهر مه روى من
کاید این کودک ز خیمه سوى من

ره به ساحل نیست زین دریاى خون
موج طوفان زا و کشتى سرنگون‏

بر نگردد ترسم این صید حرم
زین دیار از تیر باران ستم

گرک خونخوار است وادى سر به سر
دیده راحیل در راه پسر

دامنش بگرفت زینب با نیاز
گفت جانا زین سفر بر گرد باز

از غمت اى گلبن نورس مرا
دل مکن خون داغ قاسم بس مرا

چاه در راه است و صحرا پر خطر
یوسف از این دشت کنعان کن حذر

از صدف بارید آن در یتیم
عقد مرواریدتر بر روى سیم

گفت عمه و اهلم بهر خدا
من نخواهم شد ز عم خود جدا

وقت گلچینى است در بستان عشق
در مبندم بر بهارستان عشق‏

بلبل از گل چون شکیبد در بهار
دست منع اى عمه از من باز دار

نیست شرط عاشقان خانه سوز
کشته شمع و زنده پروانه هنوز

عشق شمع از جذبه‏هاى دلکشم
او فکنده نعل دل در آتشم‏

دور دار اى عمه از من دامنت
آتشم ترسم بسوزد خرمنت

دور باش از آه آتش زاى من
کاتش سود است سر تا پاى من

بر مبند اى عمه بر من راه را
بو که بینم بار دیگر شاه را

باز گیر از گردن شوقم طناب
پیل طبعم دیده هندوستان بخواب

عندلیبم سوى بستان مى‏رود
طوطیم زى شکرستان مى‏رود

جذبه عشقش کشان سوى شهش‏
در کشش زینب به سوى خرگهش

عاقبت شد جذبه‏هاى عشق چیر
شد سوى برج شرف ماه منبر

دید شاه افتاده در دریاى خون
با تن تنها و خصم از حد فزون

گفت شاها نک بکف جان آمدم
بر بساط عشق مهمان آمدم

آمدم ایشان من این ‏جا قنق
اى تو مهمان دار سکان افق

هین کنارم گیر و دستم نه بسر
اى به روز غم یتیمان را پدر

خواهران و دختران در خیمه گاه
دوخته چون اختران چشمت براه

کز سفر کى باز گردد شاه‏ها
باز آید سوى گردون ماه ما

خیز سوى خیمه‏ها مى‏کن گذار
چشم‌ها را وارهان از انتظار

گفت شاهش الله ‏اى جان عزیز
تیغ مى‏بارد در این دشت ستیز

تو به خیمه باز گرد اى مهوشم‏
من بدین حالت که خود دارم خوشم

گفت شاها این نه آئین وفاست
من ذبیح عشق و این کوه مناست‏

کبش(1) املح(2) که فرستادش خدا
سوى ابراهیم از بهر فدا

تو خلیل و کبش املح نک منم
مرغزار عشق باشد مسکنم

نز گران جانى بتأخیر آمدم
کوکب صبحم اگر دیر آمدم

دید ناگه کافرى در دست تیغ‏
که زند بر تارک شه بى دریغ‏

نامده آن تیغ کین شه را به سر
دست خود را کرد آن کودک سپر

تیغ بر بازوى عبدالله گذشت
وه چه گویم که چه زان بر شه گذشت‏

دست افشان آن سلیل ارجمند
خود چو بسمل در کنار شه فکند

گفت دستم گیر اى سالارکون
اى به بی‌دستان بهر دو کون عون‏

پایمردى کن که کار از دست رفت
دستگیرم کاختیار از دست رفت

شه چو جان بگرفت اندر بر تنش
دست خود را کرد طوق گردنش

ناگهان زد ظالمى از شست کین
تیر دل دوزش به حلق نازنین

گفت شه کى طایر طاوس پر
خوش بر افشان بال تا نزد پدر

یوسفا فارغ ز رنج چاه باش‏
رو به مصر کامرانى شاه باش‏

مرغ روحش پر به رفتن باز کرد
همچون باز از دست شه پرواز کرد

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • شوک جدیددولت‌ به مردم و تشدید گرانی‌ها
  • تلاش بی فایده اصلاح‌طلبان برای جدای از دولت
  • اصلاح طلبان و بازی در نقش ارتش اسرائیل و آمریکا!
  • برانکو؛ کی روش را با خاک یکسان کرد!
  • طرح زوج و فرد پولی می شود؟
  • پاسخ گوترش به سوالی درباره ایران
  • ریشه تاریخی منازعه هاشمی و خوئینی‌ها کجاست؟
  • به ادبیات ابر و باد برجامی خاتمه دهید
  • جنایت سحرگاهی توسط مرد ورشکسته
  • میزان مالیات بر حقوق کارمندان در سال ۹۸
  • دو پیام متفاوت و مهم از پرتاب «پیام»
  • قیمت آپارتمان ۵۸ متری در تهران ۷۰ میلیون!
  • جزئیات سریالی 50 قسمتی با 2 کارگردان
  • سناریوی جدید آمریکایی‌ها درعراق
  • اسیر آمریکایی‌ها توسط داعش شهید شد
  • حذف بخش‌هایی از جلوه‌های ویژه «۲۳ نفر»
  • اختلال در حرکت قطارهای خط ۵ متروی تهران
  • عادت بدی که استقلال را به بحران رساند!
  • ارتباط بین بیماری لثه با سرطان های ریه
  • استقلال مهاجم جدید خود را پیدا کرد
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز / شنبه 29 دي
  • زخمی شدن ۱۱ فلسطینی توسط نظامیان صهیونیست
  • پرسپولیس با چهار گل الشحانیه را شکست داد
  • «استفان لوفن» بار دیگر نخست وزیر سوئد شد
  • حرکت بازیکن جنجالی پرسپولیس بر علیه کی‌روش!
  • ترکیب تیم فوتبال امید ایران مقابل کویت اعلام شد
  • شیطنت بازیکنان پرسپولیس در اردوی قطر
  • جدایی بیرانوند قطعی شد ؟
  • خطری که از بیخ گوش کی‌روش گذشت
  • حرکت بیرانوند دنیا را مات و مبهوت کرد! + عکس
  • استقلال مهاجم جدید خود را پیدا کرد!
  • مگر وزیر نگفت از دانش‌آموزان پول نگیرند؟!
  • ترامپ در آستانه استیضاح یا برکناری
  • مقام آمریکایی: «هاشمی» برگ ما علیه ایران است
  • تصویر افتتاح بهشت زهرا تهران همراه با بنزها
  • بازی اروپا با موضوع بسته پیشنهادی
  • انتقال وجه حساب‌های دولتی مکانیزه شد
  • «مرضیه هاشمی» امروز در دادگاهی در واشنگتن حاضر می‌شود
  • شعری که همیشه ورد زبان شهید همت بود
  • تاکید آیت الله کرمانی به مسئولان جهت حفظ بیت المال
  • ما مدیون شهدای آتش‌نشان و خانواده آنان هستیم
  • امام جمعه دائم تهران
  • خروج آمریکا از توافق و تعلل بی پایان اروپایی‌ها
  • هفته آینده؛ بررسی "CFT" در صحن علنی مجلس
  • زاکانی اصلاح‌طلب می‌شود؟
  • آخرین خبرها از کارت سوخت
  • سایپا شبانه قیمت پراید را افزایش داد
  • لیث مجری و کارشناس در شبکه‌ای قطری؟
  • آخرین وضعیت راه‌ها
  • رسما از مردم و نظام عذرخواهی کنید
  • واکنش تاج به صحبت های کی‌روش
  • قرآن سازی و قرآن سوزی رژیم پهلوی
  • ترامپ و ترزا می چگونه از بن‌بست خارج می‌شوند؟
  • اخرین تحولات میدانی یمن درعربستان
  • موگرینی در نشستِ ضد ایرانی شرکت نمی کند
  • پروازهای صبح فرودگاه ایلام لغو شد
  • ۷ دلیل که خبر از صدمه دیدن دندان می‌دهد
  • طوفان امشب با تهران چه کرد؟
  • جزئیات انتشار تفسیر قرآن حجت‌الاسلام انصاریان
  • واکنش ترامپ به پرتاب ماهواره ایرانی
  • تصمیم نوبخت برای یارانه 4 هزار نفر
  • زمان واریز حقوق دی ماه بازنشستگان
  • مرخصی زایمان به چه کسانی تعلق می گیرد؟
  • از صف نفت تا صف خودرو!
  • جاده چالوس بازگشایی شد
  • ایران فرش قرمزبرای مقامات آمریکایی پهن نمی کند
  • قطعه موسیقی «تا آخرین قرار» رونمایی شد
  • سرود ویژه شهید «محسن حججی» ساخته شود
  • قیمت نفت خام ۲درصد سقوط کرد
  • جنجال در اردوگاه پرسپولیس
  • تأکیدمجلس خبرگان بر شناسایی عناصر ناکارآمد
  • فیلم/ طغیان رودخانه دزفول
  • احتمال جنگ تمام عیار اسرائیل در سال جاری
  • واکنش رسانه ترکیه‌ای به حرکت خاص بیرانوند
  • فیلم/ بارش شدید تگرگ در تهران