سه شنبه 29 مهر 1399 - Tue 20 Oct 2020
  • شهادت یک بسیجی در تهرانپارس به دست اراذل و اوباش

  • فیلم/ تشییع شهیدی دیگر در راه سلامت

  • فیلم/ جزئیات توزیع انسولین با کارت ملی

  • اینفوگرافیک / روند کرونا در ایران

  • همه امکانات نیروهای مسلح در اختیار ستاد ملی کرونا قرار می‌گیرد

  • نامه رهبر انقلاب به رییس مجلس در نهی استیضاح +عکس

  • چه تحریم‌هایی باقی مانده‌اند؟/ ۶ تحریم جدید در مقابل لغو تحریم تسلیحاتی

  • واکنش بزرگان قم به تهدید روحانی از سوی ذوالنوری

  • رکوردزنی هولناک تعداد فوتی های کرونا در کشور

  • هر تازه به دوران رسیده‌ای علیه ایران فیلم می‌سازد/ ذبح تمدن پارسی زیر چکمه‌های سینمای قزاقستان

  • چشم‌انداز بحران انتخاباتی در آمریکا

  • ۳۳ دلیل برای رد صلح با آمریکا از زبان حسن روحانی

  • حادثه‌ای تلخ‌تر از کرونا؛ ایران در یک قدمی پیرشدن

  • تعویض پرچم حرم امام حسین(ع)

  • بانوان پلیس در مراسم صبحگاه مشترک

  • اوباش شهرتهران یک بسیجی رادرحین امربه معروف به شهادت رساندند

  • رقص ترامپ برای جمع کردن رای

  • چرا رفع تحریم تسلیحاتی ایران مهم است؟

  • شواهد عجیب از کمک روحانی به ستاد انتخاباتی ترامپ

  • شاخه زیتون از دستش افتاد و شهید شد

  • شهادت یک بسیجی در تهرانپارس به دست اراذل و اوباش

  • فیلم/ تشییع شهیدی دیگر در راه سلامت

  • فیلم/ جزئیات توزیع انسولین با کارت ملی

  • اینفوگرافیک / روند کرونا در ایران

  • همه امکانات نیروهای مسلح در اختیار ستاد ملی کرونا قرار می‌گیرد

  • نامه رهبر انقلاب به رییس مجلس در نهی استیضاح +عکس

  • چه تحریم‌هایی باقی مانده‌اند؟/ ۶ تحریم جدید در مقابل لغو تحریم تسلیحاتی

  • واکنش بزرگان قم به تهدید روحانی از سوی ذوالنوری

  • رکوردزنی هولناک تعداد فوتی های کرونا در کشور

  • هر تازه به دوران رسیده‌ای علیه ایران فیلم می‌سازد/ ذبح تمدن پارسی زیر چکمه‌های سینمای قزاقستان

  • چشم‌انداز بحران انتخاباتی در آمریکا

  • ۳۳ دلیل برای رد صلح با آمریکا از زبان حسن روحانی

  • حادثه‌ای تلخ‌تر از کرونا؛ ایران در یک قدمی پیرشدن

  • تعویض پرچم حرم امام حسین(ع)

  • بانوان پلیس در مراسم صبحگاه مشترک

  • اوباش شهرتهران یک بسیجی رادرحین امربه معروف به شهادت رساندند

  • رقص ترامپ برای جمع کردن رای

  • چرا رفع تحریم تسلیحاتی ایران مهم است؟

  • شواهد عجیب از کمک روحانی به ستاد انتخاباتی ترامپ

  • شاخه زیتون از دستش افتاد و شهید شد

    • فیلم
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 63875
    تاریخ انتشار: 27/تير/1396 - 16:11
    شهید محرمعلی مرادخانی؛

    شهیدی که از بی توجهی مسئولین شهرش در یادواره شهدا به گریه افتاد/ در حالی که زانو زده بود سر به سجـده گذاشت و به شهادت رسید+مداحی

    شهید مرادخانی برای رفع محرومیت‌زدایی و دستگیری از مستضعفان منطقه سر پل ذهاب و شهرستان ثلاث باباجانی بسیار کوشا بود. به طوری که اهالی آن منطقه عاشق او شدند.

    شهیدی که از بی توجهی مسئولین شهرش در یادواره شهدا به گریه افتاد/ در حالی که زانو زده بود سر به سجـده گذاشت و به شهادت رسید+مداحی

    به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ شهید مرادخانی برای رفع محرومیت‌زدایی و دستگیری از مستضعفان منطقه سر پل ذهاب و شهرستان ثلاث باباجانی بسیار کوشا بود. به طوری که اهالی آن منطقه عاشق او شدند. اقداماتی که او در طی دو سال مسئولیتش انجام داد در آن منطقه زبانزد است.

    صادقی از دوستان و همرزمان شهید مرادخانی در زمان جنگ و بعد از جنگ تحمیلی است و خاطرات این شهید را این چنین روایت می‌کند:

     


    *پرواز در ساعت ۵ صبح


    شهید مرادخانی بهار سال ۹۴ بعد از سی و سه سال خدمت بازنشست شده بود. چند ماه قبل از بازنشستگی مدام تقلا می‌کرد تا به سوریه برود چون مطلع بود که نیروهای بازنشسته را به عراق و سوریه نمی‌برند. یک شب ساعت دوازده شب تماس گرفت و گفت فردا ساعت پنج صبح پرواز داریم. در راه تهران این سفر منتفی شد و برگشتیم. خیلی تشنه این سفر به سوریه بود.اما مجددا با اصرار خودش به عنوان مسئول محور به سوریه سفر کرد. در آن سفر برای شناسایی توی کانالی رفته بود با اینکه فرمانده بود اما مانند یک نیرو در نوک پیکان رفته بود و توی کانال پای چپ‌اش آسیب جدی دید. اما برای اینکه روحیه نیروها خراب نشود ادامه داد و در ادامه شناسایی دوباره جراحت و آسیب پا جدی‌تر شد. با این حال قبول نکرد به ایران برگردد و تا آخر ماموریت در سوریه ماند. بعد از بازگشت هم آرام و قرار نداشت و بنا داشت که دوباره برود. آمدیم تهران ساعت پنج صبح دست تقدیر این بود که محرم به سوریه برود و شهید شود.

     

     



    * برات شهادتش را از امام رضا(ع) گرفت


    بیست روز قبل از سفر به سوریه با همسرش به زیارت امام رضا(ع) رفت از همان جا با من تماس گرفت. براتش را با امام رضا(ع) گرفت. حاج محرم با همین حقوق بازنشستگی به راحتی می‌توانست به زندگی‌اش برسد اما با سردار رستمیان فرمانده لشگر ۲۵ مازندران صحبت کرد و گفت: من برای رفتن آماده‌ام و حتی به عنوان فرمانده گروهان نیز راضی‌ام که در عملیات‌های سوریه شرکت کنم. اما خود قرارگاه بر حسب نیاز یک مسئولیت بالاتر به شهید مرادخانی داد.

     


    اربعین امسال در راهپیمایی شرکت کرد و از نجف به سمت کربلا عازم بود. سه شنبه یک روز قبل از اربعین با او تماس گرفتند که باید برود سوریه. با اینکه در چند کیلومتری کربلا بود برگشت همدان و با من تماس گرفت. گفتم بیا تنکابن اما از همان‌جا رفت تهران و پنج شنبه سوریه بود. روز یک شنبه هم در راه آزادسازی حلب شهید شد.


    *از بی توجهی مسئولین شهرش در یادواره شهدا به گریه افتاد


    بنده و شهید مرادخانی از ساعت هفت صبح روز شنبه تا غروب روز چهارشنبه کنار هم بودیم. از غروب چهارشنبه هم که به خانه می‌آمدیم باز هم آرام و قرار نداشت. در بدترین شرایط هم نماز اول وقتش  را به هیچ وجه ترک نمی‌کرد. به سوره‌های حشر و واقعه بسیار علاقه داشت و با آن‌ها مانوس بود. همیشه تعقیبات بعد نماز را مفصل می‌خواند و دعای سمات را هم حفظ بود. ما سال‌ها همکار بودیم و در بسیاری از اوقات می‌دیدم که محرم روزه است. در کارگشایی برای مردم شهرستان تنکابن بسیار کوشا بود و دغدغه مسائل فرهنگی داشت. یادم می‌آید پانزده روز قبل از شهادتش در مراسم یادواره شهدا از بی توجهی مسئولین شهرش به مسائل فرهنگی به گریه افتاد. با اینکه دبیر هیئت ارزیابی و آمادگی رزم جهادی تیپ ها و لشگرهای مردم پایه سپاه در کل کشور بود اما به عنوان یک فرمانده گروهان راضی بود که به جنگ با تکفیری‌ها برود. یعنی خیلی افتاده حال بود و دنبال جاه و مقام نبود.

     


    *بعد از زلزله مازندران دو جنازه از زیر آوار درآورد


    توی زلزله مازندران که چند سال پیش اتفاق افتاد در مرزن آباد خودش به تنهایی دو جنازه در آورد. می‌توانست کنار بایستد و دستور بدهد اما عین نیروهای عادی همیشه داخل گود بود. در جاده کندوان وقتی بهمن می‌آمد و جاده بسته می‌شد باز هم می‌توانست توی ماشین بنشیند و امر و نهی کند اما پا به پای نیروهایش توی جاده حرکت می‌کرد و میلگرد می‌زد تا ماشین‌ها را پیدا کند و مردم را نجات بدهد.

    *مردمان اهل سنت ثلاث باباجانی عاشق مرادخانی بودند


    سال ۶۲ جانشین تیپ پیاده امامت و مدتی هم فرمانده قرارگاه بود. مردمان آن منطقه اکثرا از برادران اهل سنت هستند. شهید مرادخانی برای رفع محرومیت زدایی و دستگیری از مستضعفان در منطقه سر پل ذهاب و شهرستان ثلاث باباجانی بسیار کوشا بود. به طوری که اهالی آن منطقه عاشق مرادخانی شده بودند. اقداماتی که او در طی دو سال مسئولیتش انجام داد در آن منطقه زبانزد است. وقتی شهید مرادخانی را دفن کردیم گفتم ما شهید مرادخانی را کاشتیم.

     

     


    *عاشق شهید گلگون بود و می‌گفت: بارها از این شهید حاجت گرفته ام


    حاج محرمعلی مرادخانی به شهید مصطفی گلگون فرمانده محور ۲۵ کربلا در فاو بسیار علاقه‌مند بود. هروقت مشکل داشت به مزار شهید گلگون سر می‌زد و می‌گفت حضرت آقا فرمودند: «شهدا امامزاده‌گان عشق هستند» من بارها از این شهید حاجت گرفتم به رفقایش سفارش می‌کرد اگر مشکلی دارید از شهید گلگون بخواهید حتما گره گشایی می‌کند. یکی از دوستان که سال‌ها بچه‌دار نمی‌شد یک نذری کرد و شهید گلگون حاجتش را داد.


    *اعتقاد عمیقی به امر به معروف و نهی از منکر داشت


    شهید مرادخانی به مسئله امر به معروف و نهی از منکر تاکید ویژه‌ای داشت. به نظرم شهادتش هم برای نهی از منکر بود. همیشه می‌گفت ما به عنوان یک بچه حزب اللهی موظفیم که مباحث امر به معروف و نهی از منکر را با روش صحیح در جامعه تبیین کنیم. حاج محرمعلی معتقد بود که اگر این موضوع را جدی نگیریم دشمن از همین موضع نفوذ می کند. به این مسئله ایمان داشت.

    *حتی یک ترکش همه چیز را دود می‌کرد


     زمان جنگ در خط پدافندی فاو بودیم. عراق مستمر در حال تیراندازی بود و زیر آتش بی‌شمار و بی امان عراق کم آورده بودیم و از آن مهم‌تر مهمات‌مان تمام شده بود. شهید مرادخانی قایقی را پر از جعبه مهمات کرد و به اروند رود زد. همه رزمنده‌ها ترسیدند چرا که این حرکت بسیار خطرناک بود اگر یک ترکش به قایق می خورد انفجار مهیبی رخ می‌داد. اما شهید مرادخانی مهمات را به فاو رساند. محرمعلی در آن زمان فرمانده آبی خاکی لشگر ۲۵ مازندران هم بود.


    *گفتند: محرم! اعدام صحرایی می‌شوی

    شهید مرادخانی سال ۶۲ در کردستان در محور «دزلی مریوان» مسئول ادوات و آتش‌ بود. فرمانده سپاه مریوان گفته بود تا من نرسیدم حق تیراندازی و آتش ندارید. دیده‌بان ستون زرهی عراق را دیده بود که به سمت ما در حال حرکت است. شهید محرمعلی مرادخانی دستور آتش را با مسئولیت خودش صادر کرد.  همکاران و دور و بری‌های شهید مرادخانی گفتند محرم این کار خطرناک است و اعدام صحرایی‌ات می‌کنند. محرم در جواب گفت: اشکال ندارد من به نظرم درست‌ترین کار ممکن را انجام داده‌ام. ما که نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم تا دشمن به ما برسد. ستون دشمن را زدند و به خاطر این تصمیم به جای شهید مرادخانی کلی از دشمن تلفات گرفتیم. وقتی فرمانده مریوان آمد از محرم تقدیر کرد و گفت کار درستی انجام دادی برادر اگر من هم بودم همین کار را انجام می‌دادم
     

    نحوه ی شهادت:

    شهید محرمعلی مرادخانی از رزمندگان و مدافعان حرم حضرت زینب(س) بود که به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. این شهید والا مقام سابقه حضور در دفاع مقدس را نیز در کارنامه جهادی خود دارد.از ناحیه پشت سر هدف تیر قناصه قرارگرفتند و در حالی که زانو زده بودند سر به سجـده گذاشتند و به شهادت رسیدند .

     

    منبع : حامیان ولایت


    download

    download

    نظرات بینندگان
    نظرات شما