کد خبر: 60066
ف
19رمضان:

نوزدهمین روز از ماه رمضان و قصه تلخ ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد کوفه

در فرهنگ اسلامی، شب قدر یکی از شبهای سال است که ویژگی و قداست خاصی دارد. بنابر منابع اسلامی هر ساله در این شب تقدیر سال آینده انسان نوشته می‌شود. وقوع برخی حوادث در این شب، بر اهمیت آن افزوده است از جمله گفته‌اند که در این شب قرآن کریم به صورت یکجا بر قلب پیامبر(ص) نازل شده است.

نوزدهمین روز از ماه رمضان و قصه تلخ ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد کوفه

شب قَدر یا لَیلَةُ القَدر

به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ شب قَدر یا لَیلَةُ القَدر با فضیلت‌ترین شب سال در فرهنگ اسلامی است. به صورت دقیق مشخص نیست که شب قدر، کدامین شب سال است. شب قدر در باور شیعیان،یکی از شب‌های ۱۹ یا ۲۱ و یا ۲۳ ماه رمضان و بنا بر برخی روایات، شب نیمه شعبان است. بیشتر اهل سنت شب ۲۷ماه رمضان را شب قدر دانسته‌اند.

ضربت خوردن حضرت علی بن ابی طالب (ع) در روز ۱۹ ماه رمضان و به شهادت رسیدن ایشان در روز ۲۱ ماه رمضان بر اهمیت این شبها نزد شیعیان افزوده است.

 

فضیلت‌های شب قدر

خداوند در قرآن مجید از شب قدر به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
1-قرآن در شب قدر نازل شده است.
2- عبادت و احیا در  شب قدر معادل بیش از هزار ماه است.
3- خیرات و برکات الهی در شب قدر نازل می‏ شود.
4- رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏ گردد.
5- فرشتگان و روح در شب قدر نازل می‏ گردند.

 

 

در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. شب قدر، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در شب قدر بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در شب قدر، بسیار توصیه و تأکید شده است.

 

 

امام علی (ع) در 21 ماه رمضان سال 40 هجری قمری به شهادت رسید

 

19 رمضان و ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد کوفه
عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود که در مکه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند، که سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی، یعنی امام علی بن ابی طالب(ع)، معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یک شب واحد ترور کرده و آن ها را به قتل رسانند.

 

هر کدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی کوفه رفت و در بیستم شعبان سال 40 قمری وارد این شهر بزرگ شد. وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، که از همفکران وی بود و هر دوی آن ها از سوی "قطام بنت علقمه" تحریک و تحریث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 40 قمری در مسجد اعظم کوفه کمین کرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) شدند. هم چنین قطام، شخصی به نام "وردان بن مجالد" را که از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.

 

 

حضرت علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، مهمان دخترش ام کلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد. روایت شده که آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می کرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی که به من وعده شهادت دادند. به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسجد اعظم کوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار کرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را که به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد کرد.

هنگامی که حضرت علی(ع) وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیکن شمشیرش به طاق محراب اصابت کرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: "لله الحکم یا علی، لا لک و لا لأصحابک"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی(ع) فرود آورد و سر مبارکش را تا به محل سجده گاهش شکافت.

 

 

حضرت علی(ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله، فزت و ربّ الکعبه؛ سوگند به خدای کعبه، رستگار شدم.
نمازگزاران مسجد کوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده و به سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند. حضرت علی(ع)، در حالی که خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛ این همان وعده ای است که خداوند متعال و رسول گرامی اش به من داده اند. دو روز پس از ضربت خوردن حضرت علی (ع)، ایشان در 21 ماه رمضان به شهادت رسیدند.

 

بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاکمی دلسوز و یتیم نواز، کامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص)، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.

 

 1. منزل ام کلثوم

 در شب نوزدهم، مولا حال عجیب و غیر توصیفی داشت. برای دلجویی بیشتر از دختر کوچکش، آخرین افطار خود را (با توجه به اطلاع قبلی از شهادت خویش) در منزل دخترش ام کلثوم قرار می‌دهد. سر سفرة افطاری که غذای موجود در آن دو قرص نان جو و مقداری شیر و نمک است، می‌نشیند. رو می‌کند به دخترش و می‌فرماید: دخترم! تاکنون نشده که پدرت با دو خورشت افطار کند. دخترم! شیر را بردار! من با همان نان و نمک افطار می‌کنم.

 

بیش از سه لقمه میل نمی‌کند و وقتی با پرسش دخترش رو به رو می‌شود که پدر! مگر روزه‌دار نبودی! چرا غذا کم میل فرمودی؟ پاسخ می‌دهد که دوست دارم خدایم را با شکم گرسنه ملاقات کنم.

 

 

2. انتظار در طول شب نوزدهم

 

در شب نوزدهم، مولا آرام و قرار نداشت؛ هر لحظه بیرون می‌رفت، به آسمان نگاه می‌کرد و می‌گفت: به من دروغ گفته نشده و من نیز دروغ نمی‌گویم. این شب همان شب وصال است. این همان شبی است که حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من وعده داده است؛ چنان که ابن حجر می‌گوید: «فَلَمَّا کانَتِ اللَّیلَةُ الَّتِی قُتِلَ فِی صَبِیحَتِهَا عَلِی بْنُ اَبِی طَالِبٍ اَکثَرَ الْخُرُوجَ وَ النَّظَرَ اِلَی السَّمَاءِ فَقَالَ مَا کذِّبْتُ وَ اَنَّهَا هِی الَّیلَةُ الَّتِی وُعِدْتُ.» و گاهی یس می‌خواند و آن گاه عرضه می‌داشت: «اَللَّهُمَّ بَارِک فِی الْمَوْتِ اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ رَاجِعُونَ لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِِیمِ؛ خدایا! مرگ را مبارک گردان! ما از خدائیم و به سوی او می‌رویم. هیچ یاری و قدرتی نیست، مگر از خدای بلند مرتبه با عظمت

 

19رمضان

 

لحظه به لحظه بر اشتیاق مولا افزوده می‌شد و عرضه می‌داشت: «اَللَّهُمَّ قَدْ وَعَدَنِی نَبِیک اَنْ تَتَوَفَّانِی اِلَیک اِذَا سَئَلْتُک اللَّهُمَّ وَ قَدْ رَغِبْتُ اِلَیک فِی ذَلِک؛ خدایا! پیامبرت به من وعده داد که به سوی خودت مرا دریافت می‌کنی، هنگامی که درخواست کنم. خدایا! و من ‌‌[اکنون] مشتاق آمدن به سوی تو هستم

 

هیجان و اشتیاق به شهادت و ملاقات الهی حضرت آن قدر زیاد بود که خود می‌فرماید: هر کاری کردم راز مطلب را بفهمم نفهمیدم؛ «مَا زِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَکنُونِ هَذَا الْاَمْرِ وَ اَبَی اللَّهُ اِلَّا اَخْفَاهُ؛ پیوسته از سرّ و باطن این امر تفحص و جستجو کردم، ولی خدا ابا کرد، جز اینکه آن را پنهان کرد

 

آری، مولا در آن شب حال عجیبی داشت.

 

  • آن شب علی در سینه سودای دگر داشتگام زمان آهسته بر روی زمین بودآن شب علی را حال و روز دیگری بودآن شب علی عزم سفر کردن به سر داشتآن شب محمد سخت دلتنگ علی بودآن شب حسن را سینه اقیانوس غم بودچشم علی، چشم انتظار اختران بودجان علی مشتاق رضوان و جنان بود
  • تنها خدا از سوز و حال او خبر داشتقلب زمین در اضطرابی آتشین بوددر جان مولا ساز و سوز دیگری بودزهرا سرشک غم به چشمان زین سفر داشتمشتاق دیدار دل آرای علی بودجان حسین آن شب پر از درد و الم بودجان علی مشتاق رضوان و جنان بودجان علی مشتاق رضوان و جنان بود

 

 

3. در خواب دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله و تقاضای شهادت

 

شب نوزدهم، بچه‌ها تا پاسی از شب خدمت پدر بودند و آن گاه به منزل خویش رفتند. امام حسن مجتبی علیه السلام هنوز صبح نشده بود، نزد بابا برگشت و مستقیم به مصلای پدر رفت. علی علیه السلام با احترام خاصی از حسنش استقبال کرد. آن گاه فرمود: «پسرم! لحظه‌ای خواب به سراغ چشمانم آمد، در حالی که نشسته بودم. ناگهان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را [در عالم رؤیا] دیدم، عرض کردم: یا رسول الله! من از دست امت تو چه رنجها و خون دلها خوردم! پس حضرت فرمود: علیه آنها نفرین کن! پس [نفرین کردم و] گفتم: «اَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیراً وَ اَبْدَلَهُمْ شَرّاً؛ [خدایا! مرا از آنها بگیر و] به جای آنها بهتری برای من قرار ده و بر آنان [نیز] به جای من [آدم نالایق] شری را مسلط گردان

 

  • الهی مردم از من سیر و من هم سیرم از مردمنما راحت مرا ای خالق ارض و سما امشب
  • نما راحت مرا ای خالق ارض و سما امشبنما راحت مرا ای خالق ارض و سما امشب

 

در نقل دیگری آمده که صدای گریة علی علیه السلام بلند شد؛ به گونه‌ای که تا آن روز آن گونه گریه نکرده بود. عرض کردند: چه شده است که این گونه گریه می‌کنید؟ حضرت فرمود: در سجده دعا می­کردم که لحظه‌ای خواب به چشمم آمد، دیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «یا اَبَا الْحَسَنْ طَالَتْ غَیبَتُک فَقَدْ اِشْتَقْتُ اِلَی رُؤْیاک فَقَدْ اَنْجَزَلِی رَبِّی مَا وَعَدَنِی فِیک...؛ ای اباالحسن! دوری تو طولانی شده است. به راستی مشتاق دیدار تو هستم، پس به راستی پروردگارم برای من آنچه را در بارة تو وعده داده بود، حتمی کرد

 

 

4. به سوی محراب شهادت

 

نزدیک اذان صبح شد و وقت رفتن به مسجد. حضرت آماده مسجد رفتن شد. مرغابیها سر راه مولا را گرفته، صدا و ناله می‌کردند. حضرت فرمود: «دَعُوهُنَّ فَاِنَّهُنَّ صَوَانِحُ تَتْبَعُهَا نَوَایحُ؛ آنها را به حال خود واگذارید؛ زیرا آنها صیحه می‌زنند [و طولی نمی‌کشد] که به دنبال آن نوحه‌گریها بلند می‌شود.» ام کلثوم و حسن علیهما السلام عرض کردند: «چرا فال بد می‌زنید؟» فرمود: «فال بد نیست، دل گواهی می‌دهد که به شهادت می‌رسم.» ناله‌های مرغان و اشک فرزندان، مانع علی علیه السلام نگشت، به راه خویش ادامه داد تا به درب خانه رسید، کمربند حضرت به قلاب در گیر کرد و باز شد. گویا با زبان بی‌زبانیش می‌خواست مولارا از تصمیم رفتن به سوی دوست باز دارد؛ اما بر عکس، فریاد آن عاشق شهادت بلند شد که خطاب به خود می‌‍‌گفت: ای علی!

 

 

  • اُشْدُدْ حَیازِیمَک لِلْمَوْتِ فَاِنَّ الْمَوْتَ لَا قِیکاوَلَا تَغْتَرَّ بِالدَّهْرِ وَ اِنْ یوَافِیکا کمَا اَضْحَککالدَّهْرُ کذَاک الدَّهْرُ یبْکیکا؛
  • وَلَا تَجْزَعْ عَنِ الْمَوْتِ اِذَا حَلَّ بِنَادِیکاالدَّهْرُ کذَاک الدَّهْرُ یبْکیکا؛الدَّهْرُ کذَاک الدَّهْرُ یبْکیکا؛

 

کمربندت را برای مرگ محکم ببند؛ زیرا مرگ تو را ملاقات می‌کند و از مرگ هنگامی که می‌آید جزع و ناله مکن و به دنیا مغرور نشو هر چند با تو همراهی کند؛ [زیرا] روزگار همچنان که تو را بخنده می‌آورد، همین طور می‌گریاند

 

بعد از رسیدن به مسجد، اول با سپیده سحر خداحافظی کرد: ای طلوع فجر! از روزی که علی به دنیا آمده، نشده تو بیدار باشی و چشمان علی در خواب؛ اما این شب، آخرین شبی است که چشم علی را بیدار می‌یابی.

 

  • فجر تا سینه آفاق شکافتآن گاه شروع کرد به گفتن آخرین اذان؛بر خاست تا بانک اذان از کوی جانانبگشود بر حمد خداوندی علی شببگشود بر حمد خداوندی علی شب
  • چشم بیدارِ علی خفته نیافتآمد خطاب ارجعی از سوی جانانتکبیر گفت آن شیر روز و عابد شببگشود بر حمد خداوندی علی شب

 

وقتی از بام مسجد پایین می‌آمد، افتخار همیشگی خویش را به زبان جاری ساخت و فرمود:

 

 

  • «خَلُّوا سَبِیلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجَاهِدِفِی اللَّهِ لَا یعْبُدُ غَیرَ الْوَاحِدِ؛
  • فِی اللَّهِ لَا یعْبُدُ غَیرَ الْوَاحِدِ؛فِی اللَّهِ لَا یعْبُدُ غَیرَ الْوَاحِدِ؛

 

راه مؤمن مجاهد در راه خدا را باز کنید؛ که [افتخار همیشگی‌اش آن است که] جز خدای واحد را نپرستیده است.» آری، علی هنوز افتخارش این است که رزمندة مؤمن طالب شهادت است.

 

 

5. نماز عشق یا سکوی پرواز

 

آن گاه وارد مسجد شد و خفتگان همیشه در خواب و از جمله قاتلش را برای نماز بیدار کرد، نماز را بست و سر به سجده گذاشت.

 

 

  • در سجده بانگ یا علی جان زود بشتابنامردی از کین تیغ بر فرق علی زدآه از نهاد خاک تا عرش خدا رفتپای زمین روی زمین خشکیده بر جایدیگر علی بود و خداوند جلی بودبشکست پشت دین حق یکباره بشکستدیگر علی تنها‌ترین مرد زمان نیستای وای بی‌حیدر چگونه می‌توان زیست؟
  • گویی خدا در انتظارش بود بی‌تابتیغ ستم بر فرق انوار جلی زدسوز دل افلاک تا عرش خدا رفتگویا قیامت ناگهان گردید بر پای«فُزتُ و ربِّ الکعبه» فریاد علی بودابر عزا بر چهرة خورشید بنشستای وای بی‌حیدر چگونه می‌توان زیست؟ای وای بی‌حیدر چگونه می‌توان زیست؟

 

هنوز سر از سجده بر نداشته بود که شمشیر ابن ملجم مرادی بر فرق مولا نشست. در آن لحظه حساس، دو صدا به گوش رسید:

 

یکی بین زمین و آسمان، جبرئیل امین علیه السلام بود که خبر شهادت علی علیه السلام را داد؛ به این صورت که «به خدا قسم! ارکان هدایت فرو ریخت و نشانه‌ها و عَلَمهای پرهیز کاری سرنگون گشت و ریسمان محکم الهی گسست.» و ادامه داد: «قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفَی قُتِلَ الْوَصِی الْمُجْتَبَی قُتِلَ عَلِی الْمُرْتَضَی قَتَلَهُ اَشْقَی الْاَشْقِیاءُ؛ پسر عموی مصطفی کشته شد. وصی برگزیده به قتل رسید. علی مرتضی کشته شد. او را شقی‌ترین افراد به قتل (شهادت) رساند

 

و صدایی هم از عاشق شهادت، علی علیه السلام شنیده شد که می‌فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعْبَةِ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَْهُ وَ رَسُولُهُ؛ به نام خدا و به یاری خدا و بر دین رسول خدا [از دنیا می‌روم] قسم به پروردگار کعبه! رستگار شدم. این [شهادت] چیزی بود که خدا و رسولش به ما وعده داده بود

 

 

  • ای تیغ زهرآلوده مجنون تو هستمای تیغ من لب تشنة دیدار بودمعمری به راهت چشم حسرت دوختم منهر نیمه شب من گفتگو با ماه کردمای تیغ زهرآگین مرا دل‌گیر کردیچون دیر کردی تو علی را پیر کردی
  • چشم انتظارت هر شب اینجا می‌نشستمشبها برای دیدنت بیدار بودمبا آتش دل ساختم من سوختم منفریادهای سینه را در چاه کردمچون دیر کردی تو علی را پیر کردیچون دیر کردی تو علی را پیر کردی

 

بعد از آنکه زخم سر را بستند و حضرت به هوش آمد، در حالی که خون از سر و روی حضرت می­ریخت، عرضه داشت: اِلهِی اَسْئَلُک مُرَافَقَةُ الْاَنْبِیاءِ وَ الْاَوْصِیاءِ وَ اَعْلَی دَرَجَاتِ جَنَّةِ الْمَاْوی؛ خدای من! از تو همراه بودن با انبیاء و اوصیاء و بالاترین درجة بهشت را درخواست می‌کنم

 

 

6. و سرانجام جایگاه آن حضرت

 

 

  • آن شب به داغ مولا مهتاب گریه می‌کردشد چهرة عدالت گلگون ز تیغ فتنههمچون برادرانش زینب به چشم خون داشتآن آیه صبوری بی‌تاب گریه می‌کرد
  • تصویر ماه در آب بی‌تاب گریه می‌کردپیش نگاه مسجد محراب گریه می‌کردآن آیه صبوری بی‌تاب گریه می‌کردآن آیه صبوری بی‌تاب گریه می‌کرد

 

اصبغ بن نباته می‌گوید: وارد خانة علی علیه السلام شدم، دیدم علی علیه السلام یک پارچة زردی را به سر مبارکشان بسته‌اند و خون هم مرتب از سر مولا می‌ریزد و رخسار شریفشان زرد شده است؛ به گونه‌ای که من بین پارچه و صورت تشخیص ندادم. آن گاه فریاد کشیدم و خود را به دامن حضرت انداختم و او را می‌بوسیدم و اشک می‌ریختم. حضرت فرمود: «لَا تَبْک یا اَصْبَغُ فَاِنَّهَا وَ اللَّهِ الْجَنَّةُ؛ گریه نکن اصبغ به راستی و قسم به خداوند! این [حالی که می‌بینی، مرا در شرف ورود به] بهشت [قرار داده] است

 

و به دخترش ام کلثوم که به شدت گریه می‌کرد، جایگاه خویش را گوشزد کرده، فرمود: «یا بُنَیةُ لَا تَبْکین فَوَ اللَّهِ لَوْ تَرَینَ مَا یرَی اَبُوک مَا بَکیتِ...؛ دخترم! گریه نکن! به خدا سوگند! اگر می‌دیدی آنچه را که پدرت می‌بیند، گریه نمی‌کردی.» عرض کرد: شما چه می‌بینید؟ فرمود: «می‌بینم که ملائکه و انبیاء عظام صف کشیده‌اند و همه منتظرند که من بروم....»

 

و حسن ختام را جملات عاشق علی علیه السلام صعصعة بن صوحان قرار می‌دهیم. وی در حالی که یک دست بر قلب خود گذاشته بود و با دست دیگر خاک بر سر می‌پاشید، می‌گفت: «مرگ و شهادت گوارایت باد! که تولدت پاک و شکیبایی‌ات نیرومند و جهادت بزرگ بود. بر اندیشه‌ات دست یافتی و تجارتت سودمند گشت. بر آفریننده‌ات وارد گشتی و او تو را با خوشی پذیرفت و ملائکه‌اش به گردت جمع شدند. در همسایگی پیغمبر جای‌گزین گشتی و خداوند تو را در قرب خویش جای داد و به درجة برادرت مصطفی رسیدی و از کاسه لبریزش آشامیدی....»

 

  • میسر نگردد به کس این سعادتبه کعبه ولادت به مسجد شهادت
  • به کعبه ولادت به مسجد شهادتبه کعبه ولادت به مسجد شهادت

 

 

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • جدایی بازیکن جنجالی سرخ پوشان قطعی شد
  • زلزله ۴.۵ ریشتری شهرستان سرباز را لرزاند
  • تمجید AFC از عملکرد مجید حسینی
  • توصیه رئیس اماراتی اوپک به اعضا
  • توضیح شهردار تهران درباره چند خبر
  • بن بست نقل و انتقالاتی ستارگان دراستقلال
  • واکنش محسن رضایی به قتل خاشقجی
  • کاهش تعرفه‌های مکالمه، اینترنت و پیامک
  • حضور مهمانان ویژه در تمرین استقلال
  • سر کنسول عربستان در استانبول برکنار شد
  • سازمان وظیفه عمومی ناجا فردا باز است
  • اولین قربانی استقلال در پنجره زمستانی مشخص شد
  • تبریک اعضای تیم ملی به مهدوی‌کیا
  • عکس/ شماره تلفن‌های ضروری در راهپیمایی اربعین
  • اعلام زمان استیضاح «آخوندی» درمجلس
  • ۵ دلیل برای شکست پروژه ترامپ
  • فیلم/ واکنش دادستان کل به حضور زنان در ورزشگاه
  • توافق اولیه برای «آتش‌بس» در غزه
  • تبریک سرلشکر باقری به ورزشکاران پارا آسیایی
  • آیا آمریکا، عربستان را تحریم می‌کند؟
  • عکس/ پیاده‌روی اربعین از 400 کیلومتری کربلا
  • هلاکت شماری از مزدوران سعودی درتعز
  • دیدار معاون ظریف با وزیر خارجه قطر
  • دادستان تهران:دستگیری مدیر شرکت ایرتویا
  • تروریست‌ها با پاسخ دندان شکن روبرو خواهند شد
  • فیلم/ اظهارات فرمانده سپاه درباره حادثه میرجاوه
  • حق‌السکوت 100 میلیون دلاری ریاض به واشنگتن
  • آخرین وضعیت پرونده شنود در شهرداری تهران
  • عکس/ دیدار جمعی از نخبگان علمی با رهبرانقلاب
  • باید در شکستن مرزهای دانش سهم ایفا کنیم
  • نباید اجازه دهیم روابط ایران و اروپا تخریب شود؟
  • اشغالگران صهیونیست یک هفته مهلت دارند
  • یا معزالمومنین" با نوای مهدی رسولی
  • دستگیری مدیر شرکت ایرتویا
  • جامعه جهانی تحریم کرد،دیپلماسی ایران سکوت
  • درگیری وحواشی در اردوگاه استقلال
  • چرا غرب بر ایران تمرکز کرده است؟
  • گزینه جایگزین شریعتمداری کیست؟
  • صلح امام حسن(ع) آبروی مسلمین را حفظ کرد
  • دیدار رهبر انقلاب بانخبگان علمی
  • طرح پیش فروشطگروه صنعتی ایران خودرو
  • فیلم/من پاسدار قاسم سلیمانی
  • فیلم/واکنش محمدباقرقالیباف به شایعات پیرامون
  • راهی جز دور زدن تحریم‌ها نداریم
  • فیلمی از شهدای دزفولی حادثه اهواز
  • وقوع انفجار در «هلمند» افغانستان
  • فوق ستاره رسما از پرسپولیس خداحافظی کرد
  • حواسمان به قاچاق خاک نیست
  • ضرب‌شست چینی‌ها به پرزیدنت مغرور!
  • نگاهی به زندگانی امام حسن مجتبی علیه السلام
  • سرنوشت شمال سوریه یک ماه پس از توافق
  • بی‌خوابی برای فجر
  • مداحی شهادت امام حسن(ع)
  • فیلم/مستند شبکه دوم سیما با موضوع FATF
  • 3سال چشم انتظاری برای ۴.۵کیلومتر آسفالت!
  • روضه جانسوز امام حسن مجتبی(ع)
  • ساحل بندرعباس در هاله ای از دود قلیان!
  • بحث حذف یارانه دهک‌های بالا دوباره داغ شد
  • پولی‌ترین آموزش و پرورش دنیا شدیم
  • مخالفت المالکی با تحریم ایران
  • اعتراف رویترز به شکست طرح ترامپ
  • هشدار به سوپرمارکت‌های داروفروش
  • مه گرفتگی در دو استان
  • نخست وزیر ارمنستان از سمت خود استعفا کرد
  • آماده سازی مواکب حسینی در مرز چذابه/تصاویر
  • خبربد به هوادارن پرسپولیس
  • کاهش نسبی قیمت مرغ
  • 9مجروح در برخورد مینی بوس با تریلی
  • قصرشیرین لرزید
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز / چهارشنبه 25 مهر
  • خبربد به هوادران استقلال و شفر
  • شوک خبری در اردوگاه پرسپولیس:جدایی فوق ستاره سرخ پوشان در نیم فصل قطعی شد/علام رضایت برانکو باجدایی بازیکن پرحاشیه
  • افزایش مصدومان انفجار کارخانه صباباتری
  • فیلم/ برافراشته شدن بزرگترین بیرق حسینی
  • شریعتمداری نباید وزارتخانه دیگری را نابود کند