کد خبر: 53328
ف
شهید سید مرتضی آوینی؛

به مناسبت سالروز شهادت شهید سید مرتضی آوینی/ شهیدی که مقام معظم رهبری از ایشان به عنوان «سید شهیدان اهل قلم» تجلیل کردند+مداحی

بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی و اخذ دیپلم، موفق به گرفتن فوق لیسانس معماری از دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شده و قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی، در زمینه ی ادبیات مطالعاتی انجام داد.

به مناسبت سالروز شهادت شهید سید مرتضی آوینی/ شهیدی که مقام معظم رهبری از ایشان به عنوان «سید شهیدان اهل قلم» تجلیل کردند+مداحی

به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ بیستم فروردین 1372 یادآور عروج سید شهیدان اهل قلم و هنرمند فرزانه حاج سید مرتضی آوینی نویسنده ی توانا، راوی با صفای روایت فتح، سردبیر مجله ی ادبی و هنری سوره و مسؤول واحد تلویزیونی حوزه ی هنری می باشد.

شهید آوینی که همراه یک گروه فیلمبردار جهت ساخت مجموعه ی جدیدی از روایت فتح به یکی از مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس عزیمت کرده بود، در حین بررسی منطقه و تحقیق پیرامون هشت سال دفاع مقدس به همراه مهندس محمد سعید یزدان پرست با مین برخورد کرد و به شهادت رسید.

شهید آوینی دو روز قبل از عزیمت به منطقه ی فکه، در پاسخ به این سؤال که به کدام منطقه می روی گفته بود:

«می دانی به کجا می روم، به فکه، همان جایی که رزمندگان ما با چشم خود تحویل نفوس شهدا توسط فرشتگان را مشاهده می کردند.»

پس از شهادت این بزرگوار، مقام معظم رهبری از ایشان به عنوان «سید شهیدان اهل قلم» تجلیل کردند.

سال روز شهادت هنرمند متعهد انقلاب اسلامی و دل سوخته ی جبهه های حق علیه باطل و بیانگر حقایق و رشادت ها و شجاعت های رزمندگان اسلام، بنا به پیشنهاد شاعران، نویسندگان و هنرمندان حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی به مقام معظم رهبری، «روز هنر انقلاب اسلامی» نامگذاری شد .

زندگی نامه و فعالیت های شهید

شهید بزرگوار سید مرتضی آوینی در سال 1326 شمسی در شهر ری دیده به جهان گشود. بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی و اخذ دیپلم، موفق به گرفتن فوق لیسانس معماری از دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شده و قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی، در زمینه ی ادبیات مطالعاتی انجام داد.

بعد از پیروزی انقلاب و تشکیل جهاد سازندگی به فرمان امام خمینی قدس سره، در سال 1358 به فعالیت در جهاد سازندگی مشغول شد و جهت مرتفع ساختن مشکلات روستاییان به روستاها عزیمت کرد؛ اما از مشاهده ی ظلم و ستمی که به این قشر از جامعه از طرف رژیم سابق وارد شده بود، بنا به ضرورت به سوی فیلم سازی برای جهاد سازندگی کشانده شد و اولین کار خود را در مجموعه ی تلویزیونیِ «خان گَزیده ها» که در ارتباط با غائله خسرو قشقایی بود، به تصویر کشاند. سال بعد به عنوان نماینده ی جهاد سازندگی به گروه تلویزیونی جهاد پیوست و مجموعه ی فیلم های «روایت فتح» را که خلقتی زیبا از هنر به یاد ماندنی رزمندگان اسلام بود، به یادگار گذاشت. شهید هنرمند بیش از صد فیلم مستند را تدوین و کارگردانی کرد. (یک قسمت از سیل خوزستان، قسمتی از مزد جهاد شهادت، یک قسمت از فراق یار، یک قسمت از دیار فراموش شده ی بشاگرد و هفتاد قسمت روایت فتح.)

شهید آوینی از سال 1367 تا پایان جنگ به فعالیت در حوزه ی هنری پرداخت و تا سال 1370 علاوه بر سر دبیری ماهنامه ی سوره و نشریات وابسته ی به آن، مسؤولیت واحد تلویزیونی را نیز به عهده داشت.

کتاب آیینه ی جادوی او (حاوی مجموعه مقالات سینمایی) نشان داد که بر خلاف بسیاری از مدعیان، حرف های اساسی و جهان بینی و نگرشی قوام یافته و سامان مند نسبت به سینما دارد.

شهید آوینی از سال 1371 با تأکید مقام معظم رهبری فعالیت دوباره ای را در جهت ساختِ سری جدید روایت فتح آغاز کرد و همزمان با فعالیت گروه های تفحص جهت کشف و شناسایی پیکرهای شهیدان، تصاویر جدید «روایت فتح» را جهت بازگویی حقانیت این شهیدان و بیان مظلومیت آن ها ضبط کرد و سرانجام نیز در 20 فروردین 1372 در همین مسیر به شهادت نایل شد و در جوار شهیدانی که سال ها در فراقشان، برایشان مرثیه می خواند و در وصلشان لحظه شماری می کرد، آرمید. شهید آوینی به جوار مولایش حسین« علیه السلام» و ولی امرش امام خمینی« قدس سره» پیوست تا راه و رسم شهادت را بسته نپنداریم. پیکر پاک شهید در 22 فروردین با حضور مقام معظم رهبری و گروهی از مسؤولان کشور و هنرمندان متعهد تشییع شد و در گلزار شهدای بهشت زهرا علیه السلام به خاک سپرده شد.

آثار شهید

از آثار شهید آوینی مجموعه ی مقالات سینمایی با نام آیینه ی جادو، کتاب آغازی بر یک پایان، کتاب فتح خون و کتاب مجموعه ی مقالات فرهنگ و هنر، مقاله ی شرح نور در تفسیر غزلیات امام خمینی قدس سره را می توان نام برد.

دیدگاه های شهیدشهید آوینی، غرب را به عنوان یک کلّیت، تجسم ظهور تاریخی شیطان می دانست و به ویژه درباره ی غربِ پس از رنسانس، معتقد بود که با غلبه ی اومانیسم و خود بنیادی، جهالت و طغیان بشر غربی به نهایت رسیده و همین به نهایت رسیدن طغیان و خود بنیادی، زمان توبه را نزدیک کرده است.

شهید آوینی عصر کنونی را عصر توبه بشریت می نامید و ظهور انقلاب دینی را تجسم این توبه تاریخی و معنوی می دانست. شهید آوینی مسیر تقدیر تاریخی بشر را متشکل از مراحل زیر می شمرد:

1- هبوط (در مصداق جمعی و تاریخی) 2- طغیان و خودبنیادی 3- توبه (در مصداق جمعی و تاریخی) 4- طلوع عصر معنویت و نجات از خود بنیادی.

شهید آوینی تنها صورت مشروع از حکومت را نظام مبتنی بر ولایت فقیه می دانست:

«ولایت فقیه تنها صورتی است که می تواند به حکومت اسلام فضیلت بخشد. فقیه انسانی است که حقیقت دین در وجود او تبین یافته است و قدرت استنباط احکام عملی دین را از سرچشمه های حقیقت که کتاب و سنت است داراست.»

وی آزادی را برای انسان حق نمی دانست بلکه آزادی را یک تکلیف می دانست:

«آزادی حق انسان نیست بلکه تکلیف اوست در برابر حقیقت و عدالت.

و البته در این گفتار نیز مسامحه ای وجود دارد که آزادی در حقیقت خویش، مقابله ای با حقیقت و عدالت یا تعهد ندارد و اگر حقیقت آزادی ظهور می یافت، همه ی دعواها از میان بر می خاست. این دعواها از سر جهل نسبت به حقیقت آزادی است که «حریت» است.»

شهید حضور را برتر از حصول می دانست و تقوا را یگانه راه حقیقی کسب معرفت می خواند و حضور دل آگاهانه و متذکرانه را از لوازم تفکر حقیقی می دانست؛ زیرا که او تفکر را جز به معنای تقرب نمی دانست:

«تفکر حقیقی، همان تفکر حضوری است که ذکر است و ذکر نیز نه آن چنان است که به کوشش خود حاصل آید. حضور عین ذکر است و تقرب است و غفلت عین بُعد است.»

آوینی یکی از منتقدان جدی و پیگیر روشنفکری بود. وی پیوسته ابتذال سطحیت و غربزدگی روشنفکری ایرانی را مورد نقادی تند و تیزی قرار می داد. او روشنفکر را کسی می دانست که تلاش می کند تا احکام و اعتبارات نظری و عملی، تجربی و حسی را که در چهارچوب عقل، جزوی منقطع از وحی به دست آمده، مبنای تغییر هستی و زندگی آدمیان قرار دهد.

«روشنفکر مخالف سنّت ها و دین، و متکی بر بینش فردی خویش از جهان می باشد و احکام عملی زندگی خویش را از علوم تجربی کسب می کند. جامعه ی روشنفکر اصولاً غربگراست و با تفکر غربزده می ا ندیشد و حتی اگر روی به دینداری بیاورد به شدت در معرض التقاط قرار دارد. او به مفهوم ولایت اعتقادی ندارد چرا که به دموکراسی غربی ایمان آورده است.»

شهید آوینی ترویج التقاط فرهنگی را یکی از اهداف تهاجم فرهنگی می دانست: «تهاجم فرهنگی دشمنان انقلاب متوجه همه ی آن نقاطی است که انقلاب اسلامی را هویت مستقل بخشیده و آن را به مبارزه با غرب می کشاند. فرهنگ اسلامی انقلاب، ولایت فقیه و عدم رابطه با آمریکا» 

سید شهیدان اهل قلم، عاشق پاکباخته ی مقام عظمای ولایت و پیرو راه پیر و مراد خویش حضرت امام خمینی «قدس سره» و مطیع و فرمانبردار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بود.

نیم نگاهی به خصوصیات و سیره شهید سید مرتضی آوینی

ـ ایشان به تعبیر خودشان از یک راه طی شده سخن می‌گفت: « تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم. من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شب‌های شعر و گالرهای نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره‌ی چیزهایی که نمی‌دانسته‌ام گذرانده‌ام. من هم سال‌های با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پرفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچار شده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم.»

این تحول سبب شد که ایشان “خود” را کنار بگذارد: « با شروع انقلاب، حقیر تمام نوشته‌های خویش را ـ اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و ... ـ درچندگونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که حدیث نفس باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاورم... اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود.»

2ـ هنگامی که در خانه بود جز عشق و مهربانی نسبت به همه‌ی اعضای خانواده‌، چیزی از ایشان دیده نمی‌شد. اصولاً رفتار ایشان همیشه توأم با مهربانی بسیار زیاد بود. در کارهای خانه، به همسرش کمک می‌کرد.

3ـ خیلی به نماز اول وقت اهمیت می‌داد. همیشه 15ـ10 دقیقه قبل از اذان، وضو می‌گرفت و آماده نماز و منتظر اقامه‌ی آن می‌شد. اگر در این میان، کسی به وی مراجعه می‌کرد می‌گفت:«انشاءالله بعد از نماز.» یکی از مهمترین مسائل زندگی ایشان، مسأله نماز بود. ایشان می‌گفت: «سعی کن نماز برایت مهمترین چیز باشد و سعی کن نمازت را با توجه بخوانی. لازم نیست حتماً مستحبات را به جا آوری، همان اصل نماز را با توجه و حضور قلب اقامه کن.» می‌گفت:«همه‌ی کارهایت را براساس نماز تنظیم کن.»

4ـ نماز شب ایشان تقریباَ در هیچ شرایطی ترک نمی‌شد، حتی اگر در طول روز، فعالیت‌های بسیار زیاد و خسته‌کننده‌ای انجام داده بود. در شب آخر حیات ظاهری‌اش که در سنگری در فکه بود، تا صبح به گریه، دعا، تلاوت قرآن و نماز شب پرداخت؛ آن هم آرام و بی‌صدا!

5ـ معمولاً هنگامی که شب‌ها در خانه بود تا هنگام نماز شب می‌نوشت و بعد از آن، چند ساعتی می‌خوابید و صبح از خانه خارج می‌شد.

6ـ گاهی اوقات اتفاق می‌افتاد که سه شبانه روز مداوم بیدار بود. ایشان بسیار اندک می‌خوابید. پس از ساعت‌ها کار، تأکید می‌کردکه مثلاً 2 ساعت بعد بیدارش کنند.

به شدت کار می‌کرد، می‌گفت: «ما خسته نشده‌ایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذارند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.»

7ـ ارادت خاصی به مقام معظم رهبری داشت، چنانکه در نامه‌ای به ایشان می‌نویسد: « ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت(ره)و نایب امام زمان(عج)تجدید بیعت کرده‌ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاد‌ایم، همان گونه که پیش از این درباره‌ امام امت(ره)بوده‌ایم... سر ما و فرمان شما. کمترین مطیع شما، سید مرتضی آوینی.»

در روزهای آخر حیات ظاهری‌اش می‌گفت:«صدای من که به جایی نمی‌رسد، اما اگر می‌شد برسد، می‌گفتم باید در این مملکت برای سریان و نفوذ گسترده‌تر رأی ولایت تلاش کرد. نباید راضی شد و گذاشت که اوامر آقا در پیچ و خم توجیهات و تفسیرهای غلط معطل بماند.»

مقام معظم رهبری هم در مراسم تشییع جنازه‌ی ایشان گفته‌ بودند:« من خودم بزرگترین داغدار این مصیبت هستم.»

8ـ بسیار ساده زیست بود. گاهی یک کارتن روی زمین می‌انداخت و روی آن می‌خوابید تا سریع‌تر بلند شود! غالباً نان و پنیر و کشمش و گردو را به عنوان غذای روزانه‌ می‌خورد.

9ـ شجاع بود به طوری که در میدان جنگ، در زیر سخت‌ترین آتش‌ها، آرام و مطمئن بود. در مشکلات و تنگناها، گاهی می‌ایستاد و نماز می‌خواند.

10ـ بسیار عاشق شهادت بود. پس از شهادت دوستان خویش، به شدت متأثر می‌شد و اشک می‌ریخت. در هنگام ضبط برنامه‌ی روایت فتح در مناطق عملیاتی نیز، با شنیدن خاطرات رزمندگان، آرام و بی‌صدا می‌گریست.

11ـ جنگ که تمام شد، تقریباً تمام کارها را کنار گذاشت و به مسأله‌ی دیگری روی آورد که همان احیای فرهنگ اسلامی بود. اما با توصیه‌ی مقام معظم رهبری، ساختن دور جدید برنامه‌ی روایت فتح را آغاز کرد.

12ـ بسیار متواضع و کم توقع بود. گاهی برای کارهای ساده‌ی دانشجویی، متن می‌نوشت و به دانشجویان کمک می‌کرد. هیچگاه در این اندیشه نبود که مثلاً نظام باید به من ماشین یا خانه بدهد چون زحمات زیادی را متحمل شده‌ام.

13ـ همیشه از دوربین فراری بود. اما در سفر آخری که به فکه رفت در پاسخ به درخواست عکاس مجموعه که می‌خواست از ایشان عکس بگیرد گفت:« باشد، مسأله‌ای نیست، به شرطی که عکس حجله‌ای بگیری!»

14ـ برای همه چیز، شتاب داشت.

15ـ خوش‌رو، خندان و نرم‌خو بود. به شاگردهایش سلام می‌کرد و از آن‌ها احوال‌پرسی می‌نمود. به حرف‌هایشان گوش می‌داد. بسیار اتفاق می‌افتاد که دوستان با ایشان برخورد نامناسبی می کردند اما ایشان پیش قدم می‌شد  و گذشت می‌کرد. اما، یکبار آنقدر ناراحت شد که گفت:« شماها چطونه؟ آخه این چه بغضیه که بیمارتون کرده؟ چرا انصاف ندارین؟ ... من تکلیفی رو که به گردنمه دارم بهش عمل می‌کنم.»

16ـ با آن که در محافل روشنفکری با ایشان برخوردهای بدی صورت می گرفت، اما مقاومت می‌کرد. می‌گفت:« جایتان خالی بود که ببینید دیشت این روشنفکرها و دانشجویان خودباخته در دانشگاه هنر چه بلایی به سر من آوردند... جماعت نتوانستند تحمل کنند و برآشفته شدند که چرا کسی خلاف آنها سخن می‌گوید. شلوغ می‌کردند، اجازه‌ی سخن گفتن به من نمی‌دادند و حتی از توهین و حرف‌های مخالف با شؤون اخلاقی هم نسبت به من خودداری نمی‌کردند.»

ایشان با آرامش برخورد می کرد و گاهی می‌گفتند:« این آمادگی را دارم که هر جا شماها موافق باشید دانشگاه یا هر مکان دیگر، من پیشنهاد می‌کنم که مباحثه گذاشته شود و تک تک مواردی که وجود دارد و مورد سؤال است درباره‌ی آن صحبت کنیم.»

17ـ به شدت با بوروکراسی اداری، زدن ساعت ورود و خروج، روابط کارمندی و رئیس و مرئوسی مخالف بود و روایت فتح را به این شیوه، اداره نمی‌کرد. با زیر دستان خود، با تحکم سخن نمی گفت.

18ـ بسیار اهل مطالعه بود، به طوری که تا یک ساعت قبل از خطبه‌ی ازدواجش نیز مشغول مطالعه بود!

19ـ بسیار عاطفی بود. آنچنانکه در رویارویی با واقعیت‌های تلخ اجتماعی، گاه گریه می کرد و اندوه می‌خورد.

20ـ رک و صریح اللهجه بود و با شفافیت سخن می‌گفت.

21ـ در سفر به فکه، پس از انفجار مین، در حالی که همراهان می‌خواستند ایشان را به عقب بازگردانند می‌گفت:« آی! مرا کجا می‌برید؟ بگذارید همین جا شهید بشوم!» در همان حال گفت:« کربلا تنها این نیست که سال 61 هجری اتفاق افتاده باشد، همان کربلای سال 61 اگر معرفت داشته باشی وجود دارد در این جا می‌بینی و من احساس می‌کنم.» دوستان به ایشان اصرار می کردند که برگردیم و به جای دیگر برویم، ولی ایشان خیلی مصرّ بودند. پس از جراحت، کسی به ایشان دلداری داد که سید گفت:« مگر من می‌ترسم که شما می‌خواهید مرا دلداری بدهید؟!»

22ـ روزهای آخر، احساس تنهایی شدید‌تری می‌کرد. بریدگی خاصی از دنیا داشت، از عالم دیگر و از خواب و رؤیا صحبت می‌کرد و به نسبت به مرگ، علاقمندی نشان می‌داد. به دوستی گفته بود:« به خدا دلم از این دنیا خیلی گرفته، دیگر طاقت ندارم، دعا کن برسم به بچه‌ها.» چند روز قبل از شهادت گفت:« نمی‌دانم این روزها چه خوبی‌ای کرده‌ام که خدا این حال خوب را به من داده است!»

23ـ به جز جبهه‌ی روشنفکران غربزده، متأسفانه ایشان از سوی جبهه‌ی خودی نیز به شدت تحت فشار بود؛ مطبوعات، تلویزیون، حوزه‌ی هنری، مجمع هنرمندان مسلمان و ...! در اواخر سال 69، ایشان در اثر اختلاف نظر با جهادسازندگی که به دست دولت سازندگی افتاده بود، از آنجا خارج شد. آن‌ها نگاه آوینی را نمی‌پسندیدند و می‌گفتند:« ما دیگر نمی‌خواهیم شما درباره‌ی ارزش‌های انقلاب اسلامی به مفهومی که به جنگ و صدور انقلاب پرداختید کار کنید! شما یک واحد وابسته به جهاد سازندگی هستید و ما می‌خواهیم الان درباره‌ی مرغ و خروس و گاو و گوسفند و کود دامی کار کنید!»

دوستان دیگر نیز او را بایکوت کرده بودند. در جلسات راهش نمی‌دادند و یا به خاطر حضور او در جلسات شرکت نمی‌کردند! اصلاً جواب سلامش را نمی‌دادند! می‌گفت:« فلانی و فلانی امروز من را در خیابان دیدند، حتی جواب سلام مرا ندادند!» آن‌ها سعی می‌کردند این طور نشان بدهند که در ایمان و تعهد وی، خللی  وارد شده است!

او دیگر در جلسات مجمع هنرمندان مسلمان نیز شرکت نمی‌کرد و می‌گفت: « چه اصراری است ما در جمع دوستانی باشیم که ما را دوست ندارند!» این گروه‌ها، در پی حذف آوینی از فضای فرهنگی و هنری کشور بودند.

بدین‌ترتیب، آوینی روز به روز خسته تر و بی‌حوصله‌تر می‌شد و دیگر از خوش‌خلقی‌ها و مزاح‌های او خبری نبود! برخی روزنامه‌ها مرتباً درباره‌ی تخطی و انحراف او از اصول و ارزش‌های انقلاب مقاله می نوشتند و حتی از او کاریکاتور می کشیدند. روزنامه‌ی کیهان مقاله‌ای با عنوان  « آقای سردبیر، کمی هم به خدا فکر کنید» را نوشت و در کنار آن کاریکاتوری را درج کرد که شامل یک انسان فربه شکم با کراوات و ریش تراشیده و موی ژل زده و پیپ بود. ایشان پس از دیدن این مطلب گفت:« حالا یعنی چه؟ این کاریکاتور را زیر این تیتر گذاشته اند یعنی  من این شکلی‌ام!»

آری، متأسفانه هرگز حمله‌ی مهمی از جانب جریان‌های روشنفکری به آوینی نشد. بلکه کسانی به او حمله و اهانت می‌کردند که منتسب به تفکر انقلابی و جبهه‌ی ارزشی بودند!

وصیت نامه شهید سید مرتضی آوینی

زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند.

و مگر نه آنکه گردن‌ها را باریک آفریده‌اند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.

و مگر نه آن‌که از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.

و مگر نه آن‌که خانه تن، راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه روح، آباد شود.

و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند.

و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرم‌هایی فربه و تن‌پرور برمی‌آید.

ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای، دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش”.

نحوه شهادت سید مرتضی آوینی از زبان حاج سعید قاسمی

با گروه روایت فتح و سید مرتضی رفته بودیم فکه برای تهیه مستند، با آن که مسیر را خوب می شناختیم و بارها رفته بودیم، راه را گم کردیم، ناگاه پای بچه ها روی مین رفته انفجاری صورت گرفت، یک مین والمری منفجر شد و سید مرتضی و یزدان پرست به زمین افتادند، خود من هم مجروح شدم، گیج و شوکه شده بودم؛ اصغر بختیاری آمد بالای سر سید مرتضی و گفت نترسید آقا سید چیزی نشده! (با آن که همه چیز خونین بود و پاها قطع شده بود)

سید مرتضی خیلی راحت برگشت گفت: اصغر جان از چی بترسم ما برای همین حرف ها آمدیم، (خیلی تو پر و راحت و نه از نقش بازی کردن) شروع کردیم با بند کفش و کمربند پای او را بستن (خون بند بیاید)

قاسم دهقان آمد  با استفاده اورکت و نبشی ها در منطقه و بستن زیپ آن ها دو برانکارد درست کرد؛ تا سید مرتضی و یزدان پرست را به عقب منتقل کنیم؛ یک ترکش به چشم یزدان پرست خورده بود؛ آمدم ناگاه آن را دربیاورم دیدم اذیت می شود و گفت چیکار می کنی ولش بگذار باشه، هم او آرامش عجیبی داشت هم سید مرتضی که 150 تا ترکش خورده بود و سوراخ سوراخ شده بود؛  (مین والمری هزار و سیصد چهارصد ساچمه دارد که به اطراف پخش می کند و همیشه همراه با درد و عذاب است)

سید را روی برانکارد گذاشتیم ؛ گفت چکار می کنید کجا می برید؟؛ گفتیم بالاخره باید برویم از منطقه؛ گفت ولم کنید بگذارید همین جا باشم!!!

چند کیلومتر داخل منطقه جنگی بودیم با آن که منطقه پر از مین بود ما بدون شناخت مسیر ایمن سراسیمه آن ها را جابجا کردیم !

پای سید مرتضی بریده شده بود و با رگ و مویرگها آویزان بود ؛ سه چهار بار پای او رفت زیر پای من ؛ پا کشیده شد اینها، بی شباهت به صحنه کربلا و حضرت ابولفضل نبود.. ؛ دیدم دارم اذیت می شوم چشمم را بستم پا رو آوردم گذاشتم روی سینه سید؛ مرتضی گفت: چکار می کنی؟ ولش کن ... بعد تو این حال و هوا مرتضی مادرش را صدا میزد و می گفت یا فاطمه زهرا یا فاطمه زهرا ... بعد سه مرتبه این دعا را زمزمه میکرد (اللهم اجعل مماتی شهادت فی سبیلک) این خون همین طور داشت می ریخت و او بی قرار می شد؛ برانکارد کوچک بود، سر سید می افتاد پایین او نمیتوانست راحت نفس بکشد در حالی ما حواسمون نبود و فقط سعی میکردیم با نبشی و برانکارد دست ساز الکی او را جابجا کنیم؛ اینجا دیگه مرتضی تحمل نکرد و ناگاه سرش را بالا اورد و گفت خدا همه گناهان من را ببخش و من را شهید کن!

این آخرین ذکر سید بود و بعد از این دیگر رفت به اغماء ...

تا آنکه آوردیم داخل ماشین؛ به سرعت برگشتیم عقب؛ بعد چهل دقیقه رسیدیم اولین اورژانس صحرایی بردنش سید و یزدان پرست را داخل؛ برای تنفس مصنوعی؛ ولی دیگر جواب نداد ...


download

download

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • استعلام مثبت پاتوسی؛ آیاندا استقلالی شد!
  • آقازاده! یوسف بفروشند تا چه خرند؟
  • پاکستان یا سوراخ موش؟!
  • کل یارانه به اندازه رانت سلطان سکه نیست
  • هشدارسرلشکرجعفری به عربستان/فیلم
  • متقاضیان بسته حمایتی پیامک‌هایتان را چک کنید
  • امیدواریم قیمت گوشت تثبیت شود
  • فیلم/نفوذی منافقین دراطلاعات سپاه رابشناسید
  • گزارش تکان دهنده اشپیگل ازتوحش منافقین
  • آخرین وضعیت آزادسازی سهام عدالت
  • فیلم/تشییع شهدای زاهدان در شهر اصفهان
  • اعلام تاریخ و مبلغ سودسهام عدالت معین شد
  • تیم پزشکی در تلاش برای درمان آیت الله مومن
  • بازگشت ستاره پرحاشیه به استقلال قطعی شد
  • طرح عجیب مجلس و دولت برای افزایش حقوق
  • نیروگاهی که آب خاک و هوا را می‌بلعد/عکس
  • چه کسانی موافق پالرمو صحبت کردند؟
  • فیلم | چاقوکشی در لیگ برتر هندبال!
  • پراید ۴۶ میلیون شد؛ وزیر صنعت در خواب
  • تنگه بسفر استانبول
  • فیلم/خط ونشان فرمانده کل سپاه برای مزدوران
  • دلار در صرافی‌ها چقدر قیمت خورد؟
  • حمله به خودروی پلیس در شرق تهران
  • بیانیه‌ای که همه باید بخوانند و بشنوند!
  • هند 45 درصد کمتر از ایران نفت خرید
  • کارمند یک شرکت به سیم آخر زد
  • شاخ غول هوایی اروپا شکست
  • فشار به تنهانماینده زن مسلمان درآمریکا
  • نتانیاهو به تهران اعلان جنگ کرد؟
  • تلاش رژیم صهیونیستی علیه حزب الله
  • پرسپولیسی‌ها برانکو را تحریم می‌کنند؟
  • اعلام زمان پرداخت معوقات فرهنگیان
  • دسته گل جدید لیست امید در شورای شهر
  • از خیانت‌های انقلاب تا سینک پولشویی!
  • عشقی که خرافه ساخت
  • تیکه سنگین علی کریمی به دکترظریف/عکس
  • دعوت صداوسیمای از کارشناس بی‌بی‌سی
  • دراقتصادمشکل داریم،سراغ فرمول انقلاب نرفتیم
  • مثل اکثراعضای مجمع مخالف پالرموهستم
  • پست معنادارشاکردوست برای روز ولنتاین
  • شایع‌ترین علائم کم‌خونی رابشناسید
  • کارگردانی سی‌وهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر
  • خبری خوش برای جاماندگان بسته حمایتی
  • ریشه‌ی ارزان‌فروشی انقلاب توسط اصلاح‌طلبان
  • تصمیم‌گیری درباره «پالرمو» به آینده موکول شد
  • مهلت مجددنام نویسی درآزمون ارشد
  • مجوز بازی پاتوسی صادر شد
  • فیلم/ کودک بازیگوش دو نفر را زیر گرفت!
  • قیمت خودرو امروز ۱۳۹۷/۱۱/۲۷
  • رژه"خودروهای نوستالژی ایرانی‌هادر شانزلیزه
  • افتتاح مرکز ترک اعتیاد و اشتغالزایی توسط سپاه
  • فیلم/صیادان چینی گرفتار در میان یخ‌ها!
  • FATF تصویب نشود،شرایط سخت‌تر می‌شود
  • علت حضور مدیران بازنشسته در برخی دستگاه‌ها
  • دیدار مشاور امنیت کردستان عراق با ظریف
  • خبرِ خوش به دارندگان سهام عدالت
  • دردسر «سه نوع ارز» دارویی در کشور
  • شهادت یک بسیجی در نیکشهر
  • دست رد اتحادیه اروپا به سینه واشنگتن
  • بودجه ۹۸ در کمیسیون تلفیق بسته شد
  • احتمال عملیات مشترک ایران، روسیه و ترکیه
  • نوبخت در جلسه غیرعلنی مجلس چه گفت؟
  • اتاق فکر عملیات‌های تروریستی کجاست؟
  • BBC شیطان جدیدش را معرفی کرد
  • توطئه جدید اسرائیل علیه موشک های ایرانی
  • هشدار برانکو به بازیکن جنجالی
  • دوباره بر سر برجام مذاکره نمی‌کنیم
  • کلاهبرداری از طریق فروش کالا در کنار خیابان
  • جواب آلمان به دعوت آمریکابه خروج ازبرجام
  • جلوگیری مقتدرانه سردار سلیمانی /فیلم
  • ترامپ وضعیت فوق‌العاده ملی اعلام کرد
  • غایبین امروز جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام
  • عیادت محمدجعفری ازمجروحان حادثه تروریستی
  • مصاحبه بامجروحین حادثه تروریستی زاهدان/فیلم
  • چه کسی سکان‌دار قوه قضائیه می‌شود