کد خبر: 45283
ف
درگذشت یاور همیشگی انقلاب،آیت الله هاشمی رفسنجانی:

هاشمی بدون روتوش: این بار هاشمی را بدون روتوش نوشتیم/ هاشمی قبل وبعد از انقلاب، همیشه یارانقلاب/ خداحافظ ای یار دیرین امام و رهبری

هاشمی بدون روتوش: این بار هاشمی را بدون روتوش نوشتیم/ هاشمی قبل وبعد از انقلاب، همیشه یارانقلاب/ خداحافظ ای یار دیرین امام و رهبری

گردآورنده:محسن برآسود

واقعا باورم نمی شود که آقای هاشمی دعوت حق را لبیک گفته است.هنوز هم نمی توانم درک کنم هاشمی از بین ما رفت.به عنوان یک فرد سیاسی در مواقعی طرفدار هاشمی و در مواقع دیگر روبروی او بودم و این به خاطر این بود که هاشمی هم چپ بود و هم راست و هم اصلاح طلب و این تمایز باعث این بود که روزی رای به هاشمی و روزی رای برای رقیب هاشمی...

واقعا بدون اغراق بگویم زندگینامه هاشمی را بدون روتوش شروع کردم ولی به ضدانقلاب به عنوان یک اصولگرا پیام می دهم که این هاشمی بود که دست شما را در دست انقلاب گذاشته بود و بدون این که خودتان بخواهید در انقلاب بودید و نیروی نظام...

فقط در صحبت هایتان ساز بر علیه انقلاب می زدید و هاشمی شما را در اقیانوس بی کران انقلاب آورده بود...

به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی فرزند میرزا علی هاشمی بهرمانی در سوم شهریور 1313 در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان به دنیا آمد.در 5 سالگی تحصیل را از مکتبخانه‌ای در نوق آغازکرده و در سن 14 سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت.

آیت الله هاشمی رفسنجانی از یاران همراه امام خمینی(ره) و از روحانیون برجسته مبارز علیه رژیم ستم شاهی بود که در آنجا تحت اثر تعلیمات امام راحل به سیاست روی آورد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در روایتی خود نوشت، زندگینامه خود را اینطور بیان می‌کند:

پدرم: حاج میرزا علی هاشمی بهرمانی                              مادرم: ماه بی‌بی (صفریان).

نام خانوادگی هاشمی برای خانواده ما، با آن که سید نیستم، به این دلیل انتخاب شده است که نام جد پدری ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زیادی داشته است.

پدرم کمی از تحصیلات علوم حوزوی بهره‌مند بود، تا آنجا که به یاد دارم، در روستا زندگی می‌کرد، که دلیل آن تا حدودی فشارهایی بود که در دوره پهلوی متوجه متدینین بود. ایشان عمیقاً مورد اعتماد مردم بودند و نوعی مرجعیت در امور اجتماعی و مذهبی داشتند.

از اخلاقیات جالب ایشان این بود که معمولاً در زمان رسیدن هر محصولی، وقتی که به باغ و یا مزرعه می‌رفتند، تعداد زیادی از نیازمندان روستا را می‌پذیرفتند و به هر یک از آنها چیزی می‌دادند و این وضع در همه فصول سال ادامه داشت.

اسم روستای ما بهرمان است، یکی از دهات قدیمی نوق – از جلگه‌های رفسنجان. بهرمان به معنی یاقوت سرخ است. مادرم علاوه بر خانه‌داری در امور زندگانی با پدرم همکاری داشتند. او هر چند بی‌سواد بود، اما اطلاعات خوبی از خواص گیاهان دارویی داشت. اطلاعات و تجربیات او برای اعضای خانواده و حتی اهالی روستا سودمند بود؛ چنان‌که هنوز هم گاهی از همان تجربه‌ها استفاده می‌کنیم .

خانواده ما ترکیبی از پنج برادر و چهار خواهر است، سطح زندگی‌مان با توجه به وضع آن روستا بد نبود. تاریخ تولد شناسنامه‌ای من 1313 است. من در سن پنج سالگی به همراه برادرم حاج قاسم که دو سال از من بزرگ‌تر بود، تحصیل را شروع کردم.

آنچه در مکتب‌خانه به ما می‌آموختند، همان کتاب‌های مدرسه رسمی بود به اضافه قرآن و چیزهایی مثل گلستان، نصاب و ... . از هفت سالگی علاوه بر مکتب از معلومات پدر نیز استفاده کردم. رفته رفته مکتب‌خانه نمی‌توانست جوابگوی نیاز ما باشد. چهارده ساله بودم که به پیشنهاد پسر عمویم، محمد، تصمیم گرفتیم که همراه کاروان جهت تحصیل علوم دینی به قم سفر کنیم.

در حوزه علمیه قم دروس مختلف را در محضر استادانی بزرگوار چون آیات عظام بروجردی، امام خمینی (ره )، داماد، گلپایگانی، شریعتمداری، حایری یزدی، نجفی مرعشی، علامه طباطبائی، زاهدی و منتظری آموختم.

در سال 1337 در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند.

همسرم از خانواده‌ای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد.

ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند....

در اینجا به برخی از زمینه‌های متنوع فعالیت‌های ایشان در قبل از انقلاب اشاره می‌شود:

ایراد سخنرانی‌های متعدد در مجامع مختلف بر ضد نظام ستم شاهی 

تاسیس مکتب تشیع                                            

ترجمه سرگذشت فلسطین

تألیف امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار                                                         

تالیف تفسیر راهنما                                              

نشر مقالات گوناگون

آیت ا... هاشمی رفسنجانی در دوران پیروزی انقلاب اسلامی از اعضای مؤثر و برجسته شورای انقلاب بوده و سپس فعالیت‌های خود را در عرصه‌های گوناگون پی‌گیری کرده‌اند، از جمله:

از اعضای حزب جمهوری                     

سرپرست وزارت کشور                              

ریاست مجلس شورای اسلامی                               

امام جمعه موقت تهران

جانشین فرماندهی کل قوا                        

نیابت ریاست مجلس خبرگان                         

ریاست جمهوری                                              

ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی

 ریاست شورای عالی امنیت ملی

آیت ا... هاشمی رفسنجانی پس از انقالب اسلامی عناوین افتخاری متعددی از مجامع علمی مختلف دنیاکسب کردند و دانشگاه تهران نیز عنوان دکترای افتخاری علوم سیاسی را به ایشان اهدا کرده است. و هنوز نقطه امید و اتکای مردم و مسئولان جامعه در بحران‌های داخلی و خارجی است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچنین در شهریورماه 1386 به دنبال رحلت آیت‌الله مشکینی رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری در دومین اجلاس سالانه دوره چهارم مجلس خبرگان، به ریاست این مجلس مهم و تأثیرگذار برگزیده شد.

وی اسفند سال 1389 ریاست مجلس خبرگان رهبری را به آیت‌الله مهدوی کنی سپرد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی بیش از آنکه به عنوان یک شخصیت علمی شناخته شده باشد، به عنوان یک چهره سیاسی مطرح است و این هم به خاطر فعالیت های فراوان سیاسی وی در دوران قبل و بعد از انقلاب است. وی فعالیت سیاسی خود را از سال 1340 آغاز کرد. او در دوران قبل از انقلاب، بسیار به امام نزدیک بود.

هاشمی در دوران پیش از انقلاب و در طول نهضت امام خمینی (ره) به صورت یک عضو فعال و همیشه در صحنه حضور داشته است. نمونه بارز حمایت ایشان از امام خمینی (ره)، حرکتی بود که وی به همراه دیگر علما در اعتراض به زندانی شدن امام انجام دادند. اینان که بعداً در ادبیات سیاسی به عنوان «مهاجرین» شناخته شدند، به سمت تهران حرکت کردند و با اجتماع در جلوی شهربانی اعلام داشتند یا امام را بدون قید و شرط آزاد کنند و یا اینکه ما را همانند ایشان به زندان بفرستند.

حضور فعال وی در تمامی صحنه ها مایه قوت قلب مردم خصوصا در شهر قم شده بود. به همین سبب شاه و ماموران ساواک به منظور فروکش کردن آتش انقلاب در قم، چاره را در آن دانستند که افراد موثر را دستگیر و روانه زندان کند. از این‌روی وی را به همراه آقای ربانی شیرازی، بدون در دست داشتن هیچ‏گونه سند و مدرکی، دستگیر کرده و به زندان بردند.

وی با گروه هایی که وجهه اسلامی داشته و مخالف رژیم بودند نیز همکاری های زیادی داشت که نمونه بارز آن همکاری با گروه محمد بخارایی بود. رژیم که به این همکاری پی برده بود، کوشش کرد تا مدرک و سندی در این زمینه بدست بیاورد و حتی با شکنجه دادن آقای هاشمی تا سرحد مرگ خواست از وی اعترافی بگیرد، ولی موفق نشد.

از جمله فعالیت های سیاسی وی در دوران پهلوی، حرکت هدفمند در راه نهضت بود.

 

یکی از این حرکت ها که دارای آثار بسیار مثبت بود، تشکیل شبکه ای از روحانیون وفادار به اندیشه های امام بود به نام «روحانیت مبارز». این تشکل که در اواسط سال 1356 تشکیل شد از اعضایی همچون شهید بهشتی، استادمطهری، شهید مفتح، شهید باهنر، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله مهدوی کنی، آیت الله خسروشاهی، عبدالمجید ایروانی، حجت الاسلام ناطق نوری، معادی خواه، شجونی، هادی غفاری و... در آن حضور داشتند.

فعالیت های سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوران نهضت باعث شده بود تا امام خمینی (ره) وی را به عنوان یکی از افراد مورد اعتماد خود قرار دهد و از وی به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب در کنار بزرگان دیگری همچون شهیدبهشتی، شهیدمطهری، شهید باهنر و رهبر معظم انقلاب استفاده کند. اگرچه در بعد فردی عمده فعالیت مبارزاتی وی پیش از انقلاب را سخنرانی‌های مختلف و کارهای انتشاراتی تشکیل می‌دادند ولی امام در دوران تبعید، نقش مدیر مالی مبارزات انقلاب و نیز ارتباط با سایر گروه‌های انقلابی را نیز بر عهده وی گذاشته بود.

آیت الله هاشمی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت‌های خود را در عرصه‌ های گوناگون پی‌ گیری کرده‌اند، می توان به عضویت در حزب جمهوری اسلامی، سرپرستی وزارت کشور، ریاست مجلس شورای اسلامی،امام جمعه موقت تهران، جانشین فرماندهی کل قوا،نیابت ریاست مجلس خبرگان،ریاست جمهوری، ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست مجلس خبرگان، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره کرد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ قبل و بعد انقلاب اسلامی

در قم و پس از رحلت آیت الله بروجردی در سال 40 تحت تاثیر امام خمینی (ره) به سیاست روی آورد و به مخالفت با حکومت  پهلوی پرداخت. با تبعید امام، نقش هاشمی در مبارزه با شاه و نمایندگی امام در داخل کشور پررنگ تر شد.

هاشمی در دوران پیش از انقلاب و در طول نهضت امام خمینی (ره) به صورت یک عضو فعال در صحنه حضور داشت که یکی از نمونه های بارز آن حرکتی بود که به همراه دیگر علما در اعتراض به زندانی شدن امام انجام داد.

وی در همین مقطع همراه آیت الله ربانی شیرازی، دستگیر و روانه زندان شد.پس از ترور منصور هم توسط گروه موتلفه، در اواخر سال 1343 و نیز سال 1346 دستگیر شد. آیت الله هاشمی  در مجموع 7 بار و به مدت 4 سال و 5 ماه در زندان های رژیم پهلوی شکنجه و زندانی شد.وی از اعضای موسس و موثر جامعه روحانیت مبارز است که در سال 1356 به همراه شهیدان بهشتی، مطهری، مفتح، باهنرو مرحوم مهدوی کنی این تشکل مهم حوزوی را پایه ریزی کرد. برنامه ریزی راهپیمایی ها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعارها و در مجموع ساماندهی نهضت در آن زمان عمدتاً توسط این تشکل سیاسی-روحانی برگزار می شد.

 

هاشمی علاوه بر ثبت و انتشار خاطرات خود، در نگارش کتاب هم فعال بود که از جمله تالیفات وی می توان به کتب «ارزشها و مکتبها»، «اسرائیل و فلسطین»، «امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار»، «انقلاب یا بعثت جدید»، «آشنایی با تمدن و فرهنگ اسلامی»، «جهان در عصر بعثت»، «آزاد اندیشی اسلامی، روشن فکری دینی»، «فرهنگ قرآن: کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم»،  «تفسیر راهنما: روشی نو در ارائه مفاهیم و موضوعات قرآن»، «ترجمه کتاب سرگذشت فلسطین نوشته اکرم زعیتر» اشاره کرد.

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب در کنار افرادی نظیر شهیدبهشتی، شهیدمطهری، شهید باهنر و رهبر معظم انقلاب نقش مهمی ایفا کرد و در جریان اولین دور مجلس شورای اسلامی با انتخاب نمایندگان به عنوان رئیس مجلس برگزیده شد. وی همچنین از اعضای هیئت موسس حزب جمهوری اسلامی بود.

سرپرستی وزارت کشور، امام جمعه موقت تهران، جانشین فرماندهی کل قوا، ریاست جمهوری، ریاست مجلس خبرگان از جمله دیگر مسئولیت رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

ترور نافرجام اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۵۸)

ترور نافرجام اکبر هاشمی رفسنجانی، واقعه‌ای بود که در شب ۴ خرداد ۱۳۵۸ روی داد که طی آن اکبر هاشمی رفسنجانی در داخل منزلش مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از ناحیهٔ کبد مجروح شد، هرچند به تدبیر همسر وی (عفت مرعشی)، گلوله‌های شلیک شده آسیب جدی به او وارد نکرد.

شب ۴ خرداد ۱۳۵۸ دو نفر به درب منزل هاشمی رفسنجانی مراجعه می‌کنند و اظهار می‌دارند که ما حامل پیام خصوصی برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هستیم. محافظین به آنان اجازه ورود می‌دهند و پس از نشستن در اتاق و حرکات غیرعادی مراجعه‌کنندگان، آیت‌الله هاشمی به قصد آنان آگاه می‌شود و باآنان درگیر می‌شود.

 

عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی چنین گفته‌است:

 پاسدار ما نیز در حیاط بود کنار حوض. غروب بود و هوا تاریک شده بود. پاسدار از پشت شیشه می‌بیند که آقای هاشمی با یک نفر دیگر گلاویز شده‌اند. من در را که باز کردم و این صحنه را دیدم. رفتم داخل. آن مرد چند بار به صورت آقای هاشمی زده بود و صورت او سیاه شده بود. بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فکر کردم که یکی از پاسدارها برای کمک آمده. اما دیدم نه، این آدم غریبه است. پریدم جلو. آقای هاشمی را پرت کردم روی زمین. یادم آمد که منافقین به سر آقای مطهری شلیک کرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دست‌هایم را دور سر او گرفتم. این پدرسوخته نیز هیچ ابا نکرد. دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی کرد. یک تیر هم زد به دیوار اتاق و از دررفت.

 احتمال داد که آقای هاشمی کشته شده است. او که رفت، من بلند شدم. دیدم خون از شکم آقای هاشمی بیرون زده. چادری را که برای نماز برداشته بودم، دور بدن آقای هاشمی بستم. فاطمه شروع کرد به جیغ زدن و گریه کردن. گفتم: جیغ نزن، برو ماشین خبر کن. او رفت. خودم هم دویدم داخل کوچه و داد زدم: همسایه‌ها یک ماشین. همسایه‌ها یک ماشین. در حالی که دو تا ماشین در خانه داشتیم، اما راننده نبود که بتواند ماشین‌ها را ببرد. آقایی وارد خانه ما شد، گفت: ماشین آماده است. من اول وحشت داشتم. گفتم نکند این آقا از منافقین باشد. حالم خوب نبود، گفتم: شما منافق نیستید؟ گفت: نه، خانم من همسایهٔ شما هستم. آقای هاشمی را بغل کردیم و گذاشتیم توی ماشین. مهدی هم پرید داخل ماشین. من بدون جوراب و کفش سوار ماشین شدم تا برویم به بیمارستان. رفتیم بیمارستان شهدا. تا ما به بیمارستان برسیم، فاطمه از خانه با بیمارستان تماس گرفته و گفته بود که پدرم تیر خورده، بیمارستان را آماده کنید. در خیابان ما به یک چراغ قرمز طولانی برخوردیم. من سرم را از ماشین بیرون آوردم و به پلیسی که سر چهارراه بود، گفتم: چراغ را سبز کن. آقای هاشمی در این ماشین است. تیر خورده. پلیس سریع چراغ را سبز کرد. رسیدیم دم بیمارستان. دیدیم که منتظرند. همسایه ما، آقای هاشمی را بغل کرد و خودش برد به داخل آسانسور. من هم همراهش رفتم. وارد بخش که شدیم، دیدیم همه چیز آماده است. آقای هاشمی را گذاشتند روی تخت.

 

اکبر هاشمی رفسنجانی در ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه شب به بیمارستان شهدا منتقل شد. او از ناحیهٔ شکم قسمت بالا و راست مورد اصابت قرار گرفته بود.

عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی دربارهٔ خاطرهٔ پس از انتقال هاشمی به بیمارستان چنین گفته است:

 دکترها به من گفتند که شما برو بیرون. گفتم: من بیرون نمی‌رم. می‌ترسم و اطمینان ندارم. همزمان دوستان آقای هاشمی نیز رسیدند. مثل این‌که فاطمه به آنها زنگ زده بود و خبر کرده بود. اولین نفری که وارد شد، آیت‌الله ملکی بود. خدا رحمتش کند. گفت تو برو. گفتم: می‌روم ولی مراقب آقای هاشمی باش. از اتاق آمدم بیرون. دیدم خبرنگاران خبردار شده بودند و می‌خواستند با من مصاحبه کنند. آقای لاریجانی آمد پیش من و اطلاع داد که اینها خبرنگار هستند. من آمدم بیرون تا به خانه تلفن بزنم. یکی از کارمندان بیمارستان یک جفت کفش برایم آورد و گفت: شما اول این کفش‌ها را پایتان کنید. من تازه آنجا فهمیدم که کفش به پا ندارم. به خانه تلفن زدم. دیدم هیچ‌کس جواب نمی‌دهد. سریع آمدم منزل. دیدم مقابل خانه ما جمعیت زیادی جمع شده‌است. روی پشت‌بام، داخل حیاط و همه‌جا آدم بود. من دیگر داخل خانه نرفتم. زن‌عموی بچه‌ها آمده بود و آنها را با خودش برده بود. من دوباره برگشتم بیمارستان. دیدم آقای هاشمی در اتاق عمل است. جراحی تا آخر شب طول کشید. دکترهای آشنا همه آمده بودند. آقای دکتر ولایتی، دکتر طباطبایی. اما فکر کنم آقای هاشمی را پروفسور سمیع عمل کردند. بعد آقای هاشمی را به CCU بردند. به ما گفتند که چیز مهمی نبود. اما باید تا صبح در CCU باشد. همه از من حال آقای هاشمی را می‌پرسیدند.

حتی منافقین هم می‌آمدند. هیچ‌کس نمی‌دانست که تیر به کجای آقای هاشمی خورده. دکترها به من نگفتند. تا این‌که آقای مسعود رجوی آمد پیش من گفت که خانم تا فردا صبح وضعیت هاشمی خطرناک است. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون تیر به کبد ایشان خورده و پرده دیافراگم نیز پاره شده‌است. اگر تا فردا صبح اتفاقی نیفتد، انشاءالله حاج‌آقا زنده می‌ماند. آقای هاشمی پانزده روز در بیمارستان بستری شد. در این مدت همه کسانی که در انقلاب نقش داشتند، آمدند بیمارستان. شهید رجایی، آیت‌الله خامنه‌ای، بنی‌صدر، مهندس بازرگان. همه آمدند. دکترها می‌گفتند که آقای هاشمی خون احتیاج دارد. باید به او خون بدهید. وقتی من رفتم خون بدهم، دیدم صف طولانی تشکیل شده و مردم آمده بودند خون بدهند. من وقتی مردم را دیدم، گریه‌ام گرفت که چقدر این مردم وفادار هستند. در بیمارستان بعد از این‌که حال آقای هاشمی بهتر شد، خبر دادند که دکترهای بیمارستان می‌خواهند از ایشان عیادت کنند. همه دکترها و حتی مریض‌ها می‌آمدند و از آقای هاشمی عیادت می‌کردند.

مقامات وقت بیمارستان اعلام کردند که «حال عمومی آیت‌الله خوب است. آخرین گزارش پزشکی حاکی است که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که در ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه دیشب به بیمارستان شهدا منتقل شد از ناحیه شکم قسمت بالا و راست مورد اصابت قرار گرفته. حال عمومی خوب است و فشار خون ۱۲ روی ۷ گزارش شده‌است. مقامات بیمارستان شهدا گفتند به‌علت خونریزی تحت عمل جراحی قرار گرفت. در معاینات دیده شد که سطح غدامی کبد خراش برداشته و بقیه قسمت‌ها سالم است. ناحیه قدام کبد ترمیم شد و حال وی رضایت‌بخش است.»

عاملان ترور

 

این ترور توسط گروه فرقان صورت گرفت و بعدها تروریست‌های فرقان دستگیر شدند، قبل از هاشمی رفسنجانی، مرتضی مطهری و تیمسار قرنی در آغاز سال ۱۳۵۸ توسط فرقان ترور شده بودند.

واکنش‌ها

روزنامهٔ کیهان در آن زمان نوشت: «پس از انتشار خبر سوء قصد به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، شهید رجائی، مهندس مهدی بازرگان، آیت‌الله طالقانی، حجت‌الاسلام دعائی، سفیر جدید ایران در عراق، امیرانتظام، سخنگوی دولت، آیت‌الله خامنه‌ای، صباغیان، معاون نخست وزیر و گروه کثیری از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی به بیمارستان آمده و حال ایشان را جویا شدند.»

روزنامهٔ کیهان، پس از ارتباط با دفتر سید روح‌الله خمینی نوشته است: «بلافاصله پس از دریافت خبر، امام برای بهبودی حال آیت‌الله هاشمی نذر کرده‌است.»

سید روح‌الله خمینی در تاریخ ۵ خرداد در پیامی اعلام کرد: «مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد از بیمارستان پیام داد «به رضاخان بگوئید من زنده هستم». مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده‌است چون نهضت زنده است. آمریکا و دیگر ابرقدرت‌ها بدانند ملت ما زنده‌است… من به آقای هاشمی فرزند برومند اسلام تبریک می‌گویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفته و سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خدای تعالی خواستارم.»

حسینعلی منتظری گفت: «خبر سوء قصد به حجت‌الاسلام هاشمی مایه تأسف شد و خوشحالیم که ایشان سالم هستند و حالشان رضایت‌بخش است. بایستی به گروه‌هایی که متصدی این حرف‌ها هستند بگوییم که آن‌ها نمی‌توانند روح یأس در رهبر و ملت ایجاد کنند. هم رهبر ما قاطع است و هم ملت ما. در این سوء قصد دست آمریکا در کار است و اگر دست چپ هم باشد، چپ آمریکایی است، ماننده توده‌های نفتی در زمان دکتر مصدق، اگر کار چپی‌ها باشد چپی‌های ساخت آمریکا هستند ولی مردم قاطع‌تر می‌شوند و دست شرق و غرب را قطع می‌کنند. دنیا، دنیایی است که مردم روشن شده‌اند.»

ابوالحسن بنی‌صدر گفت: «به نظر می‌رسد که توطئه‌هایی است برای از بین بردن موانع ایجاد رژیم آمریکایی در ایران که حافظ منافع آن‌ها در ایران باشد. آمریکا می‌خواهد ایران را از دست ندهد. آیت‌الله هاشمی آن‌طور که برای من معلوم شد، روحیه ضد آمریکاییش قوی است.»

رهبر معظم انقلاب گفت: «آیت‌الله هاشمی ۱۵ سال است نمودار کامل صداقت و صفای انقلابی و خستگی ناپذیری در صحنه مبارزه‌است و ما چوب عدم وابستگی و استقلال خود را می‌خوریم.» خامنه‌ای اضافه کرد «جستجو از عناصری که ماهیت انقلابی و اسلامی آن‌ها واضح است مشخص کننده ماهیت سوء قصد کنندگان است. کسانی که سعی می‌کنند چهره‌هایی مانند آیت‌الله هاشمی را مورد خدشه قرار دهند معلوم است به حساب چه کسی کار می‌کنند.»

حزب جمهوری‌خواه، سوء قصد به حجت‌الاسلام هاشمی را «زنگ خطر مجددی به مسئولین امور» خواند و اعلام کرد که «از بدو موجودیت مبارزه مسلحانه را محکوم و غیرانسانی شناخته‌است و حادثه اخیر بار دیگر تأکیدی است برای شدت عمل در خلع سلاح افراد مشکوک و غیرمسئول.» حزب توده ایران نیز طی بیانیه‌ای سوء قصد علیه جان حجت‌الاسلام هاشمی را محکوم کرد. در شهر رفسنجان نیز تعطیل رسمی اعلام شد.

فتنه 88  و هاشمی رفسنجانی

نامه ای که به باور بسیاری از صاحبنظران، شروع فتنه 88 را باید از همان جا بدانیم. نامه ای که در آن هاشمی به صراحت اعلام کرده بود، آتشفشان هایی در حال شکل گیری است:

"بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم."

بلافاصله پس از انتشار این نامه، علی هاشمی رفسنجانی در ستاد قیطریه و در جمع شش نفر از اعضای اصلی ستاد موسوی با هیجان وصف ناپذیری اعلام کرد: "این نامه حاج آقا خیلی تند است. ما داریم آن را چاپ می کنیم، شما هم بگویید چاپ کنند. باید دست به دست هم بدهیم تا موج ایجاد کند. حاج آقا گفته اند یا اینجا کار خراب می شود یا فضا بر می گردد."

ساعاتی پس از انتشار این نامه، موج رسانه ای که برای آن از سوی قرارگاه اصلی و کانون مرکزی فتنه برنامه ریزی شده بود نیز آغاز شد. سایت آفتاب نیوز وابسته به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، به جای آنکه به فکر "مصلحت نظام" باشد، خبری را به دروغ منتشر کرد تا بیش از پیش نشان دهد که اعضاء مرکز تحقیقات استراتژیک، وابسته به کدام جریان فکری هستند. متن این خبر بدین شرح بود:

"تنها چند ساعت پس از انتشار نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی به حضرت آیت الله خامنه ای، ایشان با رهبر معظم انقلاب دیدار کرد. بنابر اظهار یک منبع آگاه پس از این دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی با ابراز خرسندی و رضایت کامل از گفتگوهای انجام شده اظهار داشتند: این دیدار یکی از دیدارخای کارساز من با رهبری معظم انقلاب بوده است."

روز بعد، یعنی 20 خرداد ماه 1388 نیز روزنامه "جمهوری اسلامی"، ارگان رسمی تبلیغ هاشمی رفسنجانی نیز تیتر اصلی روزنامه خود را به همین خبر دروغ اختصاص داد تا بیش از پیش، طراحی و برنامه ریزی های صورت گرفته فتنه گران را مشخص کند. این خبر البته توسط ستادهای انتخاباتی نیز به صورت پیامک به تلفن های همراه ارسال شد.

همان روز اما دفتر رهبر انقلاب، با انتشار بیانیه ای، دروغ بودن این خبر را فاش ساخت. در این بیانیه آمده بود:

"در پی شایعات مطرح شده در خصوص پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، یک مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبری ضمن تکذیب شایعات اعلام داشت هیچگونه پاسخی از سوی معظم له داده نشده است."

تکذیب خبر این دیدار از سوی دفتر رهبری، توانست پروژه رسانه ای فتنه گران را با مشکل روبرو کند. سیاسیون و دلسوزان انقلاب اسلامی نیز که نسبت به انتشار این نامه ناراحت شده بودند، هرکدام به سهم خود اعتراض خود را نسبت به هاشمی نشان دادند.

نماز جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ تهران

نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸ به امامت علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد. این مراسم در شرایطی برگزار گردید که هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، هشت هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، برای نخستین بار امامت آن را بر عهده گرفت و تحت تاثیر اعتراضات گسترده پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری قرار داشت. غلامحسین محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات ایران پیش از این مراسم در مورد بروز «صحنه‌های نامطلوب» در نماز جمعه هشدار داده بود.

فرازهایی از خطبه

اکبر هاشمی رفسنجانی در اولین حضورش در نماز جمعه بعد از انتخابات اعلام کرد که باید اعتماد مردم به جمهوری اسلامی احیا و از زندانیان و آسیب دیدگان حوادث اخیر دلجویی شود. او گفت که انتخابات خوب شروع شد و همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ایران بود، اما اینطور نشد. هاشمی در قسمتی از خطبه‌ها گفت:

جمهوری اسلامی لفظ تشریفاتی نیست. هم جمهوری است و هم اسلامی. باید این دو با هم باشند. اگر هر یک از این دو آسیب ببیند، دیگر انقلاب و جمهوری اسلامی نخواهیم داشت.



وی ضمن انتقاد از عملکرد صدا و سیما گفت: «بخش بزرگی از مردم در نتیجه انتخابات تردید دارند و ما باید این تردیدها را از بین ببریم.»

هاشمی رفسنجانی در ادامه به طرح پیشنهاداتی پرداخت و تاکید کرد که این پیشنهادات را با جمعی از اعضای خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام که معتمد هستند در میان گذاشته‌است و ابراز امیدواری کرد که این پیشنهادات به کار بسته شود. او گفت «من اینها را عرض می‌کنم به عنوان راه حل شاید هم دیگران هم بپذیرند و عمل کنند و انشاالله که با اخلاص مسئله مهم ما اینست‌که آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد

مواضع و اقدامات هاشمی رفسنجانی قبل و پس از فتنه 88

اکبر هاشمی بهرمانی( رفسنجانی ) را باید بدون شک یکی از رجال بانفوذ سیاسی در سال های پس از پیروزی انقلاب دانست که همواره موجی از مخالفان و موافقان سیاست ها و اقدامات وی در تمامی برهه های انقلاب به تعریف و تمجید یا تنقید و تذنیب رفتارهای وی مشغول بوده اند. چرا که هاشمی در طی این سالها نشان داده است که مدیریت وی برآمده از تفکرات یک شخص و یک سیاستمدار واحد نیست بلکه برآمده و برخاسته از جریانی است که همواره در قالب دستورات و محورهای فردی بروز و ظهور پیدا کرده اما دارای عقبه ای پیچیده و چند لایه است. از همین رو باید دوران زندگی سیاسی هاشمی در سه دهه گذشته را در نگاهی کلی به شش دوره متفاوت و ناهمگون تقسیم کرد:

1- سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب و دوران ریاست هاشمی بر مجلس شورای اسلامی؛ در این سالها هاشمی رفسنجانی که در کوران حوادث مربوط به پیروزی انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس عهده دار مسئولیت های مهمی چون عضویت در شورای انقلاب و ریاست مجلس شورای اسلامی بود به گونه ای رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود را به منصه ظهور رسانده بود که در آن دوران می توان وی را یکی از اصلی ترین حامیان جریان چپ به شمار آورد. در این دوران که هاشمی به عنوان سوپاپ اصلی بقا و ادامه حیات جریان چپ ایفای نقش می کرد موارد متعددی از حمایت های بی دریغ هاشمی از جریان چپ به چشم می خورد. از جمله؛

- حمایت ویژه هاشمی رفسنجانی از سازمان مجاهدین انقلاب و به خصوص بهزاد نبوی .

- نقش مبهم و چند پهلوی هاشمی در عدم انتشار نامه 6 فروردین 1368 امام که در آن به صراحت حکم عزل قائم مقام رهبری و پشت پرده این اقدام افشا شده بود .

- نقش هاشمی در انتخاب بازرگان به ریاست دولت موقت با توجه به ارتباط ویژه اش با مهندس مهدی بازرگان که هر دو عضو هیات مدیریه خیریه تولیت در پیش از انقلاب بودند از ابهامات ناگفته تاریخ ابتدای انقلاب است.

- حمایت هاشمی از مدیران و جریان چپ که با نخست وزیری میرحسین و مدیران چپ اندیش وی دوام و قوام یافت. ( برنامه هاشمی برای نخست وزیری موسوی در دولت شهید رجایی و به جای شهید باهنر بوده است که موفق نشده و در نهایت موسوی به عنوان وزیر خارجه آن دولت معرفی می شود.)

2- دوران پس از رحلت امام راحل و سال های ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی؛ هاشمی که در زمان امام، منزلگاه آشکار و نهان جریان چپ به شمار می رفت با رحلت امام خمینی در چرخشی آشکار و استراتژیک به یک باره از راس هرم جریان چپ به راس هرم جریان راست انتقال مواضع داده و به یک باره دشمن سرسخت دست پرورده های چپ خود شد. در این دوران بود که هاشمی و سیاست های اجتماعی و اقتصادی اش به خصوص سیاست تعدیل اقتصادی و نگاه توتالیتاریستی وی به مدیران و بدنه اجرایی حکومت انتقادهای بسیاری را برانگیخت. به گونه ای که ترجیع بند تکراری نوشته ها و اخبار روزنامه سلام - متعلق به مرد خاکستری اصلاحات- در نقد و هجمه به برنامه های دولت به اصطلاح سازندگی متمرکز شده بود.

تمام همّ و غم نیروهای جناح چپ که در دوران نخست وزیری موسوی از هاشمی و نظرات عدالت خواهانه اش در رسیدگی به مستضعفین حمایت می کردند در این زمان بر این متمرکز شده بود که به مبارزه با سیاست توسعه اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی و حمایت وی از بخش خصوصی که به تضعیف تعاونی ها انجامیده بود برخیزند.

هاشمی در این ایام برای آنکه شخصیت تازه نُضج یافته خود را شاکله ای قابل قبول بخشد هر گونه انتقاد و اعتراضی را به زیرکانه ترین و شدیدترین وجه ممکن پاسخ می داد به گونه ای که هاشمی رفسنجانی این دوران را باید زمینه ساز بروز و ظهور نسل نوخاسته سیاست مداران متملق و همسو! نامید. چرا که سیاست یا با ما یا بر مای مدیریت از این سالها نشأت گرفته و رشد پیدا کرد. در همین دوران بود که مخالفت با هاشمی مخالفت با پیغمبر اسلام(ص) قلمداد و نشان داده می شد.

هاشمی دوران ریاست جمهوری، یکی از جنجالی ترین شخصیت های بروز و ظهور یافته از سیاستمدار کهنه کار انقلاب است. هنگامی که تابستان داغ و پر تلاطم 1375 ایران در حال سپری شدن بود، نزدیکان هاشمی رفسنجانی و بویژه افرادی نظیر شاهرخ فریدون روحانی ،عطاءالله مهاجرانی ، عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، مرتضی الویری، محسن کدیور و ... در تلاش بودند تا بلکه بتوانند اصل 114 قانون اساسی کشور که می گوید رییس جمهور برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود و انتخاب مجدد او به صورت متوالی تنها برای یک دوره بلامانع است را تغییر داده و شرایط را برای استمرار طولانی مدت ریاست جمهوری هاشمی مهیا سازند . بدینسان نزدیکان هاشمی که تلاش داشتند تا اکثریت کارگزاران در مجلس و مجمع را با خود همراه سازندد سعی داشتند کسانی چون ناطق نوری و روحانیت مبارز و موتلفه را به پذیرش استمرار ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی با تغییر اصل 114 قانون اساسی ترغیب و همراه نمایند که البته با هوشیاری مقام معظم رهبری نتیجه ای نگرفتند .

این خواست غیر مردمی و سلطنتی گونه نزدیکان رئیس دولت سازندگی با مخالفت محکم و آشکار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دفاع از ساختار قانون اساسی مواجه گردید و معظم له با مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی آشکارا به مخالفت پرداختند .

"ناطق نوری" رئیس مجلس شورای اسلامی وقت، در سخنانی به صراحت از نارضایتی رهبری از این طرح سخن بر زبان رانده و گفت: حضرت آیت الله خامنه ای در پیغام افتتاحیه به مجلس پنجم فرمودند بعد از پایان دوره (دوم) ریاست جمهوری حجت الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی، شخصیت برجسته دیگری مسئولیت کارها را برعهده می گیرد. این عبارت مقام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له می خواهند چنین ذهنیتی به وجود نیاید. به نظر من با تصریح مطلب از سوی مقام معظم رهبری، دخالت در این بحث و طرح آن به مصلحت نمی باشد. در این زمینه هیچ اضطراری هم وجود ندارد که از بابت آن مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص تمدید دوره ریاست جمهوری، قانون وضع کند" (روزنامه رسالت 12 شهریور 1375)

اما با این اوصاف حسن روحانی ، نزدیکترین یار به آقای هاشمی در شهریور 1375 در جمع مردم سمنان اظهار می دارد: " قانون اساسی نوکر نظام است و ارزش قانون اساسی آرای مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند. " همچنین است سخنان طاهری امام جمعه سابق اصفهان در سال 75: " اگر ما در مجلس خبرگان می دانستیم شخصیتی مانند جناب عالی (هاشمی) عهده دار منصب ریاست جمهوری خواهد بود هرگز محدودیتی را در انتخاب این مسئولیت تصویب نمی کردیم." جالب تر از همه اینها سخنان عبدالله نوری در این رابطه است: "بنده معتقدم نباید با استناد به منع قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست جمهوری آقای رفسنجانی دستهای خود را ببندیم و کشور و نظام اسلامی را از وجود چنین شخصیت ارزنده و شجاع و مدیری محروم کنیم. (مهر 75)

3- هاشمی رفسنجانی در سالهای حاکمیت اصلاح طلبان بر دولت و مجلس؛ هاشمی رفسنجانی که از ابتدای انقلاب و به خصوص در سال های پس از ولایت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نقش ویژه ای برای خود در تمامی مسائل انقلاب و کشور قائل بود در دوم خرداد 1376 جای خود را به سید محمد خاتمی داد.

هاشمی از این سال تا 1384 یعنی پیروزی دکتر احمدی نژاد سعی در اتخاذ رویه ای داشت که بر پایه آن بتواند با حفظ اقتدار و اعمال نفوذ سابق خود شمایلی پدرخوانده وار گرفته و همچنان به رتق و فتق امور بپردازد. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام که در زمان ریاست جمهوری خود هاشمی، کمتر نامی از این مجمع در رسانه ها و تریبون های خبری برده می شد به یک باره تبدیل به شخصیتی هم عرض روسای سه قوه شد و در مرآ و منظر عامه مردم، هاشمی همچنان در اریکه اختیارات و قدرت سابق باقی ماند. سخنان عطاء الله مهاجرانی معاون هاشمی و وزیر ارشاد دولت اصلاحات در شناخت این بعد از شخصیت هاشمی می تواند موثر باشد: "بنده اعتقاد دارم بعد از هاشمی رفسنجانی هر کس رئیس جمهوری بشود نفر سوم کشور خواهد بود!".

 

اوج رویارویی هاشمی و جریان چپ در آن زمان را می توان در وقایع زیر دنبال کرد:

- انتقاد و هجمه به جایگاه حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از پیروزی خاتمی در انتخابات

- محاکمه کرباسچی(شهردار تهران)، فائزه هاشمی و عبدالله نوری. از یاران نزدیک هاشمی رفسنجانی. معترضان با توجه به رایزنی های نزدیکان هاشمی برای محاکمه نشدن فائزه از حمایت نکردن صریح وی از دو تن از مدیران نزدیکش یعنی عبدالله نوری و کرباسچی گلایه کرده و او را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

- پرونده سازی برای وزارت اطلاعات دوران هاشمی رفسنجانی و طرح مسائلی چون قتل های زنجیره ای و فعالیت های گسترده اقتصادی این وزارتخانه و ادعای تبدیل شدن آن به بنگاه بزرگ اقتصادی .

4- هاشمی رفسنجانی در روزهای پایان دولت خاتمی و گام های وی برای فتح دوباره کرسی ریاست جمهوری؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در هشت سال اصلاحات دوران سختی را پشت سر گذارده بود با فرا رسیدن ایام ریاست جمهوری نهم عبای فعالیت های انتخاباتی و رقابت های دوباره سیاسی را بار دیگر بر دوش کشیده و عزم مسابقه با نامزدهای تازه نفس را کرد. پایان بی برنده دور اول رقابت های انتخاباتی و راه یافتن هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم کافی بود تا شخصیت و مواضع هاشمی رفسنجانی یک شبه دچار استحاله تاریخی شده و محبوب و مطلوب تمامی گروه های دوم خردادی گردد.

در دور دوم، رفتار هاشمی و از دیگر سو ارادت دوم خردادی ها به وی آنچنان خیره کننده بود که وی در سخنانش به گونه ای موضع گیری کرد که حتی دوم خرداد و سید محمد خاتمی نیز محصول مدیریت و سیاست وی فهمیده می شد و دوم خردادی هایی که تا دیروز دشمنی با هاشمی را بلیط اصلی برد خود می پنداشتند در تحولی عمیق او را سکان دار کشتی دوم خرداد کرده و به حمایت از وی پرداختند. تاخت و تاز تبلیغاتی اصلاح طلبان و نمود آن در فعالیت های انتخاباتی هاشمی رفسنجانی نقطه آغازی بود تا اندک طرفداران موسوم به راست وی و برخی ارادتمندان انقلابی او نسبت به رویه در پیش گرفته شده اعتراض کرده و با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت نهم عملا راه خود را از سردار سابق سازندگی جدا کنند.

در مرحله اول رقابت ها ائتلاف نهم برای فردای بهتر با حضور 22 حزب و تشکل سیاسی از جمله حزب کارگزاران سازندگی و حزب اسلامی کار و خانه کارگر به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداختند. با کشیده شدن رقابت ها به دور دوم، گروه ها و تشکل های دیگر دوم خردادی که علت اصلی شکست خود را عدم ائتلاف و اتحاد بر سر انتخاب نامزد واحد می دانستند به یک باره با صدور بیانیه هایی جداگانه حمایت خود از هاشمی را ابراز کردند. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یعنی همان سازمانی که فقط دو سال قبل از این و در جریان انتخابات مجلس ششم تندترین انتقادات و حملات را به هاشمی رفسنجانی داشت، با انتشار بیانیه‌ای از هاشمی رفسجانی حمایت کرد و در اطلاعیه خود خطر حاکمیت فاشیسم را اصلی‌ترین مسئله در این مرحله از مبارزات سیاسی اجتماعی ملت ایران دانست.

محمد قوچانی مقاله نویس شرق در مطلبی با عنوان "ضرورت رأى به هاشمى رفسنجانى: آزمون ملى - ائتلاف ملى " تحریم انتخابات را خودکشی سیاسی دانست. مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی هم با صدور بیانیه‌‏ای به طور رسمی از هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست‌‏جمهوری اعلام حمایت کرد. جبهه مشارکت به عنوان افراطی‌ترین منتقد هاشمی رفسنجانی در گذشته ای نه چندان دور، بعد از اعلام نتایج آرای انتخابات، با صدور بیانیه‌ای ضمن فراخواندن مردم به حضور گسترده در عرصه انتخابات و با ابراز نگرانی از ظهور فاشیسم مذهبی، تاکید کرد دست خود را به سوی همه نیروهای حامی آزادی، دموکراسی و حقوق بشر دراز می‌‏کند. نیروهای ملی مذهبی نیز به حامیان هاشمی رفسنجانی پیوستند و در کنار اعلام حمایت خود، از احمدی‌نژاد انتقاد کردند. دفتر تحکیم وحدت نیز که انتخابات ریاست جمهوری نهم را تحریم کرده بود در دور دوم به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداخت.

5- سالهای ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد در کابینه نهم؛ هاشمی رفسنجانی در این زمانه همچنان سعی در بازگشت به خانه سابق خویش و اتخاذ مواضع دو پهلو داشت. مریم بهروزی پس از طرح شایعاتی از سوی اصلاح طلبان که هاشمی را یکی از سه ضلع مثلث اصلاحات خوانده بودند به نقل از هاشمی رفسنجانی گفت: " به هیچ جناحی تعلق ندارم " این نقل قول مانیفست رفتاری هاشمی در سال های حکومت اصلاح طلبان و چهار سال دولت نهم بود که سعی در بی طرف و فراجناحی نشان دادن خود داشت. اما پیشینه رقابت سیاسی وی با رئیس دولت نهم مانع از آن بود تا وی بدون هیچ موضع گیری در برابر دولت به مواضع شبه پدرخواندگی خود دلخوش باشد. همین امر سبب شد تا رویکرد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این چهار سال چندان بی حاشیه نباشد.

 

طرح هایی چون نظارت مجمع بر قوای سه گانه، تصویب و حمایت از قوانین متعدد مخالف قوه مجریه و انتقادهای گاه و بیگاه هاشمی از دولت در این سالها روابط مجمع و دولت را به یکی از بحرانی ترین زمان های خود تبدیل کرد. تا بدان جا که رئیس دولت نهم با توجه به جو غالب مجمع در تخریب و کارشکنی علیه دولت تصمیم به عدم شرکت در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفت.

مروری بر برخی عناوین مطالب مطرح شده از سوی هاشمی تنها در مدتی کوتاه می تواند در درک درست از نوع تعامل هاشمی با دولت راهگشا باشد. نگرانی هاشمی از کاهش قدرت و منزلت ایران در جامعه جهانی(21 مهر 87) ، انتقاد هاشمی از اقتصاد صدقه ای و گداپروری در کشور(26 آبان 87) ، هاشمی:همه پرسی در مسائل مهم کشور(6 آذر 87) ، هاشمی رفسنجانی: درآمد نفتی بی سابقه کشور چه شده؟(20 آذر 87) ، هاشمی رفسنجانی فراخوان داد: هوشیاری عمومی در قبال انحرافات احتمالی در انتخابات(5 دی 87) ، هاشمی: بعضی ها در صدد مخدوش کردن اراده مردم هستند(14 دی 87) ، هاشمی: گناه بزرگی است که برخی زبان مردم را می بندند(9بهمن 87) ، در مصاحبه مفصل هاشمی با روزنامه جمهوری اسلامی مطرح شد: مواضع صریح هاشمی پیرامون مهم ترین مسائل روز سیاسی از جمله... حذف گسترده مدیران، عملکرد دولت احمدی نژاد به ویژه در ابعاد اقتصادی و سیاست خارجی، انحلال ناگهانی سازمان مدیریت و شورای پول و اعتبار، جریان متحجرین مذهبی و ....(14 بهمن 87) ، هاشمی: ارائه آمار غلط و فریب افکار عمومی که اطلاع رسانی نیست(20 اسفند 87)

 

اما با تمام فراز و فرود های رفتاری هاشمی در این چهار سال، شکست انتخاباتی هاشمی از محمود احمدی نژاد را در واقع می توان شاکله اصلی فتنه های سال 88 درباره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دانست. هاشمی رفسنجانی پس از پیروزی احمدی نژاد در تیرماه 1384 طی مصاحبه ای با القای تردید درباره نتیجه انتخابات و دستکاری آرای مردم چنین گفت: " بنا ندارم که در مورد انتخابات شکایت به داورانی که نشان دادند نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند، ببرم و شکایت خود را همانند مورد قبل فقط در دادگاه عدل الهی مطرح می کنم. مطمئن بودم که اگر شکایت کنم، نتیجه درستی از آن به دست نمی آید. چون آنهایی که باید به شکایت رسیدگی کنند، خودشان مقصرند و در تخلفات شریک بودند که بحث جداگانه ای است. ممکن است عده ای فکر کنند که نتیجه هر چه باشد، خوب است که مردم بیشتر بدانند. ولی من نمی خواهم به انقلاب آسیب برسد، من آمده ام که به انقلاب آسیب نرسد، و اگر الان بخواهم مسائل انتخابات را افشاگری کنم، درست بر ضد هدفی که وارد انتخابات شدم، نتیجه می گیرم. آنها هم می دانستند که من این کار را نمی کنم. "

این دوران را می توان یکی از دوران های سرشار از پارادوکس زندگی هاشمی نامید چرا که وی به دلایل متعددِ شناخته و یا ناشناخته سعی در بازتعریف تاریخ انقلاب و مسائل کشور در مسیر درک و خواسته های خود داشت. به گونه ای که در نقل های انجام شده از هاشمی و مواضع روایت شده از وی در این سالها، تاثیرات ویژه و پررنگی به هاشمی نسبت داده می شد. تا آنجا که در برخی موارد تاثیرات هاشمی مساوی می شد با وجود یا عدم انقلاب! از جمله اینکه وی در همین سال ها با انتشار قسمت هایی از خاطرات خود مدعی شد که امام با شعار مرگ بر آمریکا که یکی از اصولی ترین محورهای انقلاب بوده و هست مخالف بوده و سعی در حذف این شعار داشته اند!

از سوی دیگر، مصاحبه مهدی هاشمی با بار بارا اسلاوین خبرنگار معروف روزنامه پرتیراژ آمریکایی یو اس ای تودی، گویا و رمزگشای بسیاری از مواضع هاشمی رفسنجانی در این دوران است: این روزنامه در تاریخ 2/6/2005 در مطلبی با عنوان "ایران دوباره به کاپیتان باتجربه رو می‌آورد نوشت: "پسر رفسنجانی می گوید اگر پدرش به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، قانون اساسی ایران را به منظور کاهش قدرت رهبری معظم دینی تغییر خواهد داد و آنرا تبدیل به یک نقش تشریفاتی برابر با "شاه انگلیس" خواهد کرد. مهدی هاشمی می گوید فقط پدرش می تواند مانع از گم شدن ظواهر پلورالیستی باوجود یک گروه کوچک نخبه پشت گرم به مذهب شود. وی ادامه می دهد: "اگر پدرم نامزد ریاست جمهوری نشود، کشور تحت حاکمیت یک گروه درخواهد آمد و بعد از آن ما هیچ انتخابات آزادی نخواهیم داشت.»

 

6-رقابت های انتخابات ریاست جمهوری دهم تا کنون؛ حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم و کسب 63 درصد از مجموع آرای ماخوذه توسط دکتر محمود احمدی نژاد پدیده ای بود که در تاریخ انقلاب مثل و نظیری برای آن نمی توان یافت. عملکرد هاشمی رفسنجانی و رمز گشایی از رفتارهای قبل و بعد از انتخابات وی آخرین برگه ای است که از دفتر سیاست ورزی وی می توان تورق کرد. هاشمی در این دوره به طور آشکار از نامزدهای اصلاح طلبان حمایت می کرد و حتی امکانات مجموعه های وابسته به وی مانند دانشگاه آزاد نیز به نوعی همیار و کمک حال این کاندیداها جهت شرکت در رقابت ها شده بود. حضور و تاثیر گذاری خاص مهدی هاشمی فرزند وی در تخریب دکتر احمدی نژاد و القای بدبینی و یاس عمومی نسبت به نتایج انتخابات، فحاشی و توهین فائزه هاشمی نسبت به ارکان نظام و ورود صریح همسر هاشمی (عفت مرعشی) به رقابت ها و راه اندازی جنگ روانی علیه نظام از شاهکارهای نزدیکان و خاندان هاشمی در این دوران بود.

اما آنچه بیشتر از همه حائز اهمیت بود نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب پس از مناظره انتخاباتی میرحسین موسوی و دکتر احمدی نژاد و چند روز پیش از رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که بدون سلام و تحیت آغاز و با شدیدترین هجمه ها و کنایات و تلویحات، ادامه و با خط و نشان های خارج از شئون سیاسی و انقلابی پایان یافت. هاشمی در این نامه که شباهت بسیاری با نامه مرحوم منتظری به امام راحل - -که بنا به اظهار خود منتظری این نامه خواب را از چشمان امام ربوده بود- داشت موجی از انتقاد و تعجب را در میان گروه ها و شخصیت های سیاسی به همراه داشت. همان گونه که مرحوم منتظری آن نامه و نامه ها و اظهار نظرهای مختلف خود را به دلیل حمایت از سید مهدی هاشمی نوشته و اتخاذ کرده بود آقای هاشمی نیز این نامه و دیگر مواضع خود را عمدتاً در حمایت از فرزندش مهدی هاشمی در پیش گرفته بود. متن این نامه که به دلیل اهمیت تاریخی و ناگوار بودن آن نقل می شود بدین شرح است:

«مقام معظم رهبری آیت ‌الله خامنه‌ای زیده عزّه

متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدی‌نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه‌چینی‌های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌‌های ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراکنی‌های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجه‌ها می‌باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می‌داند.دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازیها و خلافگویی‌هایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی‌مان را نشانه گرفته بود.

زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت‌های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیس‌جمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیت‌های ممتازی بعهده داشته‌اید.نقطه قابل توجه دراین تهمت‌ها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب‌عالی که هادی دولت‌ها بوده‌اید و با اظهارات صریح، مدیریت‌ها را مورد تأیید و تحسین قرارداده‌اید، نشانه گرفته است.

بعد از جریان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب‌عالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سم‌پاشی‌ها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقت‌یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار ‌کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه‌گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند. البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی‌صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد. اینجانب برای پرهیز از آلوده‌شدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس‌العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد. از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.

مع‌الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت‌شان دیدند و بی‌شک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم. معتقدم جناب‌عالی بخوبی می‌دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب‌عالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بوده‌ایم و همیشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می‌د‌ارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می‌گیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت،

تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئیها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق‌الذکر را از من نشنیده‌اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت‌گیری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آیین‌نامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیم‌خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل می‌کنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بی‌حرمتی غیرقابل توجیه است. بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد.

با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم. اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟

رهبری معظم انقلاب؛

اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند.

سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان

اکبر هاشمی رفسنجانی»

نگاه موشکافانه و تطبیق میان دو نامه منتظری به امام و هاشمی به رهبر معظم انقلاب گویای واقعیت تلخی است که باید بدان اذعان کرد و آن نوع نگرش و زاویه ی نگاه امثال منتظری و هاشمی درباره نظامی است که خود یک زمانی از سردمداران پیروزی آن بوده اند. همان گونه که سید مهدی هاشمی از قول قائم مقام معزول رهبری نقل می کند که وی با نامه اش خواب را از چشمان امام گرفت ، علی هاشمی از نزدیکان رئیس مجمع تشخیص مصلحت در ستاد قیطریه و در جمع شش نفر از اعضای اصلی ستاد موسوی با هیجان وصف ناپذیری درباره نامه خرداد ماه هاشمی به رهبری اظهار می دارد : «این نامه حاج آقا خیلی تند است و ما داریم آن را چاپ می کنیم ، شما هم بگویید چاپ کنند. باید دست به دست هم بدهیم تا موج ایجاد کند. حاج آقا گفته یا اینجا کار خراب می شود یا فضا برمی گردد». (اظهارات معاون سابق و مشاور فعلی وزیر اطلاعات)

اما نکته قابل تامل و نیازمند مداقّه بیشتر، اظهار نظر خود هاشمی درباره این نامه است. بعد از اعتراضات گروه ها و شخصیت های مختلف درباره نامه هاشمی به رهبری وی در مصاحبه با یکی از نشریات بیان داشت: " « دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرف‌هایی را زده بود که غیر واقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرف‌های دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار داد و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کرد. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند!! چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با من و دیگر مدیران ارشد تاریخ انقلاب، همه دستاوردهای گذشته را به حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرف‌های ناقص گفته‌اند. ترجیح می‌دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم چون می‌‌بایست جواب آن حرف‌ها داده می‌‌شد. می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم چون اگر سه‌شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرف‌ها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار موثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم."»

مهم تر و حساس از این نامه، خطبه های هاشمی در نمازجمعه 26 تیرماه 88 بود که تیرخلاص موضع گیری ها و رفتارهای تند و احساسی رئیس مجمع تشخیص مصلحت به شمار می رود. این خطبه های وی به نوعی رسما مهر تاییدی بر ادعای ضد انقلاب در زمینه تقلب و دست کاری در آرای مردم به شمار می رود چراکه وی در فرازهایی از خطبه خود اظهار داشت:"ما انتخابات را بسیار خوب آغاز کردیم، اما متأسفانه، در روزهای پایانی تردیدهای ناراحت کننده در میان مردم بوجود آمد که ضربات سنگینی بر انقلاب و نظام وارد کرد.

" این در حالی است که کسی که خود هشت سال سکاندار اجرایی کشور بوده است به خوبی بر این نکته واقف بود که صرف ادعای تقلب در چنین سطحی ، اندک فاصله ای با تخیل و توهم پراکنی ندارد اما با این حال رفتار شتاب زده و احساسی وی تا مدتها تنور سرد بنگاه های دروغ پراکنی بیگانه را گرم کرده و تبدیل به حربه ای برای استفاده های تبلیغاتی علیه نظام شد. دیدار مداوم وی با زندانیان و خانواده های مجرمان فتنه های پس از انتخابات و موضع گیری های گاه و بیگاه و همسو با اپوزیسیون نظام از جهت گیری هایی بود که هاشمی در یک سال و نیم گذشته به صراحت اتخاذ کرده و بر آن پافشاری نموده است. اما شباهت تطبیقی و کامل وی به مرحوم منتظری در حمایت از مهدی هاشمی از لکه هایی بود که پیراهن مجاهد دیروز و معارض و منتقد امروز را آغشته کرده بود. وی که همواره از سلامت خود وخانواده اش سخن می گفت به شدت با رسیدگی به اتهام فرزندش مهدی هاشمی مقابله کرده و حتی تدبیری اتخاذ کرد که وی از کشور خارج و به ایران برنگردد.

ابهام در چگونگی ارتباط هاشمی با جریان فتنه!؟

هاشمی رفسنجانی در ماه ها و روزهای پس از آخرین نمازجمعه اش، در سخنرانی های متعدد سعی در نزدیک نشان دادن خود به رهبری کرده و به گونه ای با جدا کردن خود از گروه های موجود سیاسی و نزدیک نشان دادن خود به حضرت آیه الله العظمی خامنه ای سعی در تجدید حیات دوباره خود داشت. اما همواره نوع تعامل و ارتباط وی با مجرمان و متهمان فتنه های سال 88 و نیز حمایت وی از آنان علامت سوال بزرگی در ذهن دوستداران انقلاب و رهبری ایجاد کرده بود. چرا که این ادعای نزدیکی و متابعت از رهبری و اتخاذ رویه ای خلاف آن تعارض و تناقض بزرگی بر سر وزن کشی رفتار هاشمی پدید آورده بود.

در همین زمینه، مواضع و اقدامات هاشمی پس از فتنه 88 را می توان با چند کلید واژه کلی تقسیم کرده و مورد بررسی قرار داد:

الف: سکوت در برابر فتنه های پس از انتخابات 88 ؛ حرکت هاشمی بر جاده میانه گرایی و پرهیز وی از محکوم کردن صریح فتنه گرانی که با زیر پاگذاشتن اصول اعتقادی اسلام و انقلاب از هیچ هتک و توهینی فروگذار نکردند از لکه های تیره ای است که در کارنامه دوسال گذشته هاشمی ثبت و ضبط شده است. هاشمی در این مدت به موازات سخنان متعددی که در آن از نزدیکی و ارتباط بسیار صمیمانه خود با رهبر معظم انقلاب خبر می داد اما در واقع اقدامی عملی و علنی در راستای تحقق منویات معظم له از خود نشان نمی داد. به گونه ای که در حرمت شکنی های متعدد فتنه گران که از مقدسات اسلام و تشیع گرفته تا امام و انقلاب و شهدا و رهبری را نیز مورد هجمه قرار داده بودند هیچ گاه کاسه صبر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام لبریز نشد اما در مناظره انتخاباتی دکتر احمدی نژاد و میر حسین موسوی و با به میان آمدن نام اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی کاسه صبر مجاهد دیروز، در آن و کمتر از آنی لبریز شد و منجر به نامه نگاری موهن به مقام عظمای ولایت گردید. سکوت هاشمی هر چند در ادامه سیاست های شبه پدرخواندگی وی در سالیان متمادی گذشته ارزیابی می شود اما باید توجه داشت که این سکوت این بار هیچ مفرّی برای سیاست مدار کهنه کار انقلاب باقی نگذاشته بود تا با دستاویز قرار دادن آن بتواند توجیهی برای این مماشات و چشم فروبستن بر واقعیات بتراشد.

این در حالی است که از آغازین روزهای انتخابات خرداد 88 که سناریوی فتنه گران کلید خورد بارها و بارها حضرت آیت الله العظمی خامنه ای خواص را به داشتن بصیرت و موضع گیری صریح درباره فتنه های در حال وقوع سفارش کردند. از جمله این فرمایشات می توان به این فرازها اشاره کرد:

- "اینجور نباشد که باطل، خودش را در لابه‌لاى گرد و غبارِ برخاسته‌ى در میدان مخفى کند، ضربه بزند و جبهه‌ى حق نداند از کجا دارد ضربه میخورد. این است که حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان کنند "

- "برخی افراد، حقایق را می دانند ولی عزم و تصمیم لازم برای بیان حقایق و دفاع از حق را ندارند که چند عامل می تواند دلیل نبود عزم و اراده در اینگونه افراد باشد. عافیت طلبی، هوای نفس، شهوات، منافع شخصی و لجاجت از جمله عواملی هستند که مانع از اقدام برخی افراد در دفاع از حق می شود. برخی از افرادی که اکنون از مسیر انقلاب اسلامی جدا شده و در خدمت ضد انقلاب هستند، در دوره ای بصورت افراطی، انقلابی بودند اما به عللی گرفتار وضع فعلی شدند." (سخنرانی در جمع دانشگاهیان قم)

- "بعضى‌‌ها در فضاى فتنه، این جمله‌‌ى «کن فى الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب» را بد میفهمند و خیال میکنند معنایش این است که وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که بکش کنار. این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود. در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم که جناب عمار یاسر دائم - آثار صفین را نگاه کنید - مشغول سخنرانى است؛ این طرف لشکر، آن طرف لشکر، با گروه‌‌هاى مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ى عظیمى بود؛ یک عده‌‌اى مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگرى بود؛ این طرف میرفت، آن طرف میرفت، براى گروه‌‌هاى مختلف سخنرانى میکرد - که اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌اى که «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین - یعنى قبول هم داشتند که امیرالمؤمنین است - انّا قد شککنا فى هذا القتال»؛ ما شک کردیم. ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم! خوب، این کنار کشیدن، خودش همان ضرعى است که یُحلب؛ همان ظهرى است که یُرکب! گاهى سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستى روشنگرى کنند؛ همه بایستى بصیرت داشته باشند. امیدواریم ان‌‌شاءاللَّه خداى متعال ما را و شما را به آنچه میگوئیم، به آنچه نیت داریم، عامل کند؛ موفق کند."1388/07/02)

- "اینکه بنده مسئله‌ى بصیرت را براى خواص تکرار میکنم، به خاطر این است. گاهى اوقات غفلت میشود از دشمنى‌هائى که با اساس دارد میشود؛ اینها را حمل میکنند به مسائل جزئى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - که من اسم نمى‌آورم؛ همه میشناسید، معروفند - که اینها ندیدند توطئه‌اى را که آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانى که تحت تأثیر غرب بودند، مغلوب تفکرات غرب بودند، طراحى میکردند؛ توجه نکردند که حرفهائى که اینها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان میزنند، یا در مطبوعاتشان مینویسند، مبارزه‌ى با اسلام است؛ این را توجه نکردند، مماشات کردند. نتیجه این شد که کسى که میدانست و میفهمید - مثل مرحوم شیخ فضل‌اللَّه نورى - جلوى چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتى پیدا نکردند؛ بعد خود آنهائى هم که به این حساسیت اهمیت و بها نداده بودند، بعد از شیخ فضل‌اللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتک آنها قرار گرفتند و سیلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرویشان را از دست دادند. این اشتباهى است که آنجا انجام گرفت؛ این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم."( 1388/12/06)

- کسانى بیایند درست در خط مقابل امام حرکت کنند، درباره‌ى مسئله‌ى قدس در روز قدس آنجور موضعگیرى کنند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بیاورند، بعد ما با کسانى که با اساس مبناى امام و حرکت امام صریحاً مخالفند، اظهار همراهى کنیم، خودمان را در کنار اینها قرار بدهیم و تعریف کنیم، یا در مقابل اینها سکوت کنیم؛ در عین حال بگوئیم ما دنباله‌روِ امامیم! این امکان ندارد، این قابل قبول نیست. ملت هم این را خوب فهمیدند.ملت این را مى‌بیند میداند میشناسد میفهمد.(14/3/1389)

-" قضایاى سال 88 این را نشان داد. ممکن بود خیلى‌ها اشتباه کنند و خیلى‌ها هم اشتباه کردند؛ اگرچه اکثر آن کسانى که اشتباه کرده بودند، به فاصله‌ى کمى اشتباه را تصحیح کردند؛ اما حرکت عظیم بسیج، این شاخص بصیرت و این پرچم بصیرت را براى خود حفظ کرد؛ اشتباه نکرد؛ همان طور که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرموده بود: «لا یعرف الحقّ بالرّجال»؛ با چهره‌ها نمی شود حق را تشخیص داد. یک چهره‌ى موجه محترم است، مورد قبول است، مورد تکریم است؛ اما او نمیتواند شاخص حق باشد. گاهى چهره‌ى موجهى مثل بعضى از صحابه‌ى پیغمبر راه را عوضى میروند، اشتباه میکنند. باید حق را شناخت، باید راه را تشخیص داد تا بفهمیم این شخص حق است یا باطل. هر که از این راه رفت، حق است؛ هر که از راه حق نرفت، مردود است. حق را باید شناخت." (بیانات در دیدار بسیجیان استان قم‌ آبان 1389)

جالب تر اینکه این سکوت هاشمی در حالی ظهور پیدا کرده که وی در فتنه ها و مواقع حساسی چون 18 تیر سال 78 به صراحت به میدان آمده و به دفاع از انقلاب و محکوم کردن فتنه گران پرداخته بود. نمونه هایی از این مواضع انقلابی هاشمی خواندنی است: " از تلخى هاى این حادثه [18 تیر 78] شکست حرمت و قداست مقام معظم رهبرى و ولایت بود که چنین حرکتى حتى در پیش از انقلاب و در رژیم طاغوت هم رخ نداده بود ... در فکر و اندیشه آحاد و همه مردم، قداست رهبرى به گونه‏اى است که هیچ کس چنین اجازه یا گستاخى را به خود نمى‏داد، اما به هر حال این قضیه تلخ به عنوان لکه ننگى در تاریخ و انقلاب ما به ثبت رسید و یک اثر تلخى در ذائقه‌ی مردم گذاشت چون همه‌ی ما مى‏دانیم که به چه مقام و شخصیتى توهین شد.» (مرداد 78)، " ضد انقلاب که در فکر حفظ جان خود بود، امروز همراه با کسانى که حاکمیت اسلام را قبول نداشتند و صریح مى‏گفتند که حاکمیت دینى در کشور نباید باشد و منکر ولایت فقیه بودند و با افرادى که مدعى دلسوزى انقلاب مى‏باشند دست به دست هم داده و همراه با بیگانگان این‏گونه القا مى‏کنند که اسلام کارایى ندارد، این روح همه شیطنت‏هاست."، "مهم‏ترین هدف دشمن در ایران این است که حاکمیت اسلام و ولایت فقیه نباشد.» (16شهریور 79(، " تأسف‏بار است آنهایى که براى انقلاب زحمت کشیدند و زندان رفتند، حالا همین‏ها به دست خودشان انقلاب، امام (رحمه الله علیه) و دفاع مقدس و همه چیز را زیر سؤال مى‏برند.» (دی ماه 1380)"،

ب: همراهی و حمایت از فتنه گران؛ هاشمی نه تنها در ماه های پس از فتنه های پس از انتخابات 88 با سکوت و دم نزدن از مواضع حق و اصولی انقلاب و نظام و اسلام و رهبری، عملا مهر تاییدی بر برخی ادعاها و شبهه افکنی ها زد بلکه در این مدت خدمت بزرگتری را نیز در کارنامه اعمال خود به ثبت رساند و آن پشتیبانی از فتنه گران و خانواده های آنان بوده است که بازخورد های رسانه ای بسیار زننده ای نسبت به نظام و انقلاب در پی داشته است. این طیف از رفتارهای هاشمی در چند دسته جمع بندی و ارزیابی می شود:

- القای تردید درباره نتیجه انتخابات و مهر تایید بر ادعای تقلب در انتخابات؛ " ما انتخابات را بسیار خوب آغاز کردیم، اما متأسفانه، در روزهای پایانی تردیدهای ناراحت کننده در میان مردم بوجود آمد که ضربات سنگینی بر انقلاب و نظام وارد کرد."(خطبه های نمازجمعه هاشمی در تیرماه 88)

- تکرار ادعاهای فتنه گران و حامیان آنها در زمینه هایی که نتیجه ای جز ظالم نشان دادن حاکمیت و محق نشان دادن فتنه گران در پی نداشت. " الان کار به جایی رسیده که رئیس دولت آن هم در خارج از کشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ کس در ایران به خاطر من زندانی نیست!» سپاه می‌گوید: «ما که از خود ایده‌ای نداریم، فقط فرمان می‌بریم!» پس این وسط چه کسی است؟ زندانی برای چه کسی در زندان است؟ دولت که می‌گوید من نیستم. حتی می‌گوید: من نامه می‌نویسم که زندانیان را آزاد کنید. سپاه که می‌گوید: ما فقط فرمان می‌بریم. راست هم می‌گوید. چون نظامی‌های ما فرمانبرند. منتها فرمان را به گونه‌ای که خودشان می‌خواهند، می‌برند و نه آن گونه که رهبری و فرمانده می‌خواهند." (سخنرانی در مشهد) - " من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، جز در مسئله کمیته صیانت از آرا، آنها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در این زمینه کار کرده بود، تجربه خود را در اختیار آنان گذاشت. نه پولی دارد و نه به کسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شرکت کنند، در حالی که از این کارها بیزار است." - "وقتی چهره‌های دلسوزی به خاطر نقد و انتقاد زندانی می‌شوند، جمع زیادی از اطرافیان وی شامل دوستان، آشنایان، همسایگان و نزدیکانش را به فکر فرو می‌برد و آنها را نسبت به وضع موجود آگاه می‌کند که این آگاهی در مجموع سازنده است. گرچه ممکن است بازداشت‌ها باعث شود برخی‌ها کنار بکشند اما عده قابل توجهی از جامعه را در هدف خود ثابت قدم‌تر کرده و شک نباید کرد که این زندان رفتن‌ها در مجموع سازنده است."

 

هاشمی رفسنجانی و قطعنامه ۵۹۸

سال ۱۳۶۷ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، وزارت خارجه از نهاد پیگیری دیپلماتیک امور جنگی به مسوول مذاکرات آتش بس با عراق تبدیل شد. اما چنانکه پایان جنگ در نهادهای نظام و اجتماع موافقان و مخالفانی و به تعبیر هاشمی رفسنجانی "افراد داغ و داغداری" داشت، در وزارت امور خارجه هم بودند طیف‌هایی که به گفته سیدمحمد صادق خرازی، «موافق پایان جنگ به هر نوع آن بودند و برخی مخالف پایان جنگ بودند و تحلیل‌های داغ آسمان‌کوب آنچنانی می‌کردند.» "تاریخ ایرانی" به بهانه انتشار کتاب خاطرات سال ۱۳۶۷ هاشمی رفسنجانی، در گفت‌وگو با خرازی که در دوره جنگ معاون ستاد تبلیغات جنگ شورای عالی دفاع، عضو ستاد پدافند کل کشور و عضو ستاد پشتیبانی جنگ بود و پس از آن عضو هیات مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ شد، اختلاف‌نظر‌ها در وزارت خارجه حین و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را بررسی کرده است.

اسلحه‌ای که با آن حسنعلی منصور ترور شد را آقای هاشمی رفسنجانی تهیه کرد

پنجشنبه اول بهمن ماه 43: هنگام صبح نمایندگان مجلس شورای ملی، منتظر ورود حسنعلی منصور بودند که قرار بود پس از لایحه حقارت بار «کاپیتولاسیون» لایحه ذلت بار دیگری را درباره قراداد مشترک نفت با خارجیان تسلیم مجلس کند.این قرارداد درباره ایجاد کنسرسیومی با پنج شرکت خارجی (از جمله شرکت نفت انگلیس) برای مشارکت در انجام عملیات اکتشاف در حوزه های نفت ایران و بهره برداری و فروش مشترک از منابع نفتی تنظیم شده بود و شاه اصرار داشت همان روز به تصویب کلی مجلس برسد.حدود ساعت 10 صبح اتومبیل سیاه رنگ نخست وزیری همراه با اسکورت محافظان جلوی در کوچک قسمت غربی مجلس توقف کرد و منصور هنگام ورود به ساختمان مجلس با شلیک دو گلوله ضارب (محمد بخارایی 28 ساله) نقش زمین شد. به گزارش پلیس، محمد بخارایی، رضا صفارهرندی و مرتضی نیک نژاد (هر سه مسلح) در محل کمین کرده بودند که دو تیر شلیک شده بخارایی به گردن و شکم منصور خورده و پنج گلوله نیک نژاد هم به ناودان ساختمان و ماشین اسکورت اصابت کرده و سه گلوله دیگر هم هوایی شلیک شده بود. نیک نژاد در بازجویی گفته بود با این تیراندازی می خواستم توجه ماموران را از محمد بخارایی منحرف کنم.

در پی عملیات پلیس جمعی از اعضای فداییان اسلام دستگیر و محاکمه شدند که سرانجام سحرگاه روز 26 خردادماه 44، چهار نفر از محکومان (محمد بخارایی، رضا صفارهرندی، مرتضی نیک نژاد و صادق امانی) در میدان تیر حشمتیه، تیرباران شدند.روز ترور، حسنعلی منصور که پس از اصابت گلوله ها بر زمین افتاده و سرش هم صدمه دیده بود، به بیمارستان پارس واقع در خیابان فرانسه منتقل شد و تحت معالجه قرار گرفت.پس از مرگ منصور، شورای پزشکی که به دستور هویدا تشکیل شده بود در گزارشی نوشتند وقتی او را به بیمارستان انتقال دادند آثار مرگ در وجودش پیدا بود و برای نجاتش کاری نمی شد کرد. هویدا هم این نظریه شورا را تایید کرد و قرار شد جنازه هرچه زودتر دفن شود.

 اما مرحوم دکتر محمد طباطبایی رییس سازمان پزشکی قانونی دستور داد گروهی از پزشکان این سازمان به معاینه جسد بپردازند و این گروه اعلام کرد هنگام انتقال حسنعلی منصور به بیمارستان علایم حیاتی در او وجود داشت و زنده بود و اگر اهمال تیم جراحی نبود و بیمارستان تجهیزات پزشکی لازم را داشت بیمار نجات می یافت. به عقیده این پزشکان اگر مصدوم را پس از ترور به بیمارستان مجهز سینا انتقال می دادند، مرگ او پیش نمی آمد. ضمنا تایید کردند که دو گلوله یی که به منصور اصابت کرده باعث مرگش نشده بلکه خونریزی مغزی در اثر اهمال تیم جراحی سبب فوت او شده است.

آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام عصر دیروز یکشنبه 19 دی ماه در یکی از بیمارستان‌های تهران دار فانی را وداع گفت.

وی ساعاتی قبل و در سن 82 سالگی به دلیل عارضه قلبی در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شده بود.

خداحافظ ای مرد روزهای سخت انقلاب، خداحافظ ای مرد سیاسی انقلاب و ای کاش باز هم بودی و شور و نشاط صندوق های رای را می آوردی...

حال در نبودنت متوجه می شوم که اگر در سال 92 به وزارت کشور نمی آمدی انحراف می آمد و در سال 84 اگر پا به عرصه میدان انتخاباتی نمی گذاشتی، شور انتخاباتی کم می شد و تو پا به عرصه گذاشتی و حتی آبروی خود را هم فدا کردی...

وقتی پیام مولایمان در رابطه با رحلت تو آمد، تازه از خواب بیدار شدم و تازه متوجه شدم که یار مهربان و صدیقی بودی و در لحظه به لحظه دوش به دوش مولایم بودی...

خداحافظ ای یار مهریان رهبرم...

خداحافظ....

خداحافظ..........

منابع:

همشهری

تاریخ ایرانی

پارسینه

تسنیم

روزنامه جمهوری اسلامی

جماران


download

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • پیام توئیتری منصور امینی درباره هجمه دشمنان
  • برجام مسیری یک طرفه نیست
  • بمباران مواضع داعش در دیرالزور توسط روسیه
  • سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران مشخص شد
  • 77 روستای منطقه الجزیره عراق پاکسازی شد
  • فیلم/ چرا آزادی نازنین زاغری برای دولت انگلیس مهم است؟
  • هواداران گذشت کنند
  • «بسیج» در تمام نوسانات تعادل‌بخش است
  • قیمت نان را به جای ۱۵ درصد، ۳۲ درصد افزایش دادند
  • نتیجه اقدامات ولیعهد سعودی علیه ایران چه شد؟
  • اعتراض ترامپ به زانوزدن ورزشکاران NFL!
  • سعد الحریری با دبیرکل اتحادیه عرب دیدار کرد
  • عکس/ 15 تیم برتر آسیا در رنکینگ جدید فیفا
  • فیلم/ مراسم اربعین شهید حسین قمی
  • سومین جدایی ستاره جنجالی از استقلال قطعی شد
  • اعتراض مسکو به بیانیه پایانی نشست معارضین سوری
  • مسئول تخلفات نیروهای شهربان پیمانکار است
  • جزئیاتی جدید از شکنجه شاهزادگان سعودی
  • جلسه افتخاری و شفر در پایان تمرین استقلال
  • دوئل عراقی‌های لیگ برتری در آبادان!
  • محکوم کردن بیانیه نشست قاهره در تونس
  • بازیکن جنجالی پرسپولیس از لیست برانکو خط خورد
  • خوشگذرانی باپول دزدی درشمال کشور
  • تشییع شهید مدافع‌حرم مهدی موحدنیا در سبزوار
  • عکس/افتخاری دیگر برای "نوید محمدزاده"
  • بازتاب پایان تسلط داعش بر عراق و سوریه
  • تشییع شهید مدافع حرم روح‌الله رحیمی در قزوین
  • عکس/ تصویر دیده نشده از حاج قاسم سلیمانی
  • عکس/ مراسم عقد در مناطق زلزله‌زده
  • دیدار فرماندهان نیروهای دریایی ارتش و سپاه
  • فیلم/ گفتگوی صمیمانه رهبر انقلاب با میهمانانش
  • عکس/ گفتگوی صمیمانه رهبر انقلاب با میهمانانش
  • دو پیام مهمِ پس‌گرفتن استعفای حریری
  • وداع با شهید مدافع حرم در جوار ضریح حضرت زینب
  • آزاد شدن شهرک «القوریه» و منطقه «حویجه کاطع»
  • چراغ سبز لژیونر تیم ملی به سرخ پوشان
  • عکس/ رجعت پیکر شهید به وطن پس از ۳۵ سال
  • کاهش وزن شگفت انگیز با مصرف میوه
  • گریم متفاوت بازیگر مشهور
  • فیلم/ کرمانشاه، قلب ایران
  • فیلم/جراحی مرد 590 کیلوگرمی
  • فیلم/ چرا نان گران شد؟
  • عکس/ رژه زنان ارتش لبنان
  • ابراز نگرانی کمیسیون اروپایی از بدهی‌های فرانسه
  • عکس/ مهمان ونزوئلایی در دیدار امروز رهبری
  • فیلم/ دیرین دیرین؛ گرانی نان
  • مجاهدت‌ سردار بزرگ‌ترین فتنه قرن را خنثی کرد
  • اولین برف پائیزی درطالقان و غافلگیری رانندگان
  • رهبرانقلاب: هرجا به حضور ما احتیاج باشد کمک میکنیم
  • تأکید بر آمادگی همه جانبه نیروهای مسلح
  • فتونیوز/ حب اهل‌بیت وسیله وحدت بین مسلمین
  • پشت پرده ضرب‌وشتم مامور پلیس در کرمانشاه
  • تعهدات ایران تحت برجام درحال اجرا هستند
  • پیام تبریک وزیر دفاع درباره پایان داعش
  • فیلم/ آتش‌سوزی لوله انتقال نفت در گچساران
  • حکم جلب مالک باشگاه نفت توسط عی کریمی
  • درآمد میلیاردی اتحادیه عرب از اتهام زنی به ایران
  • ستاره محبوب هواداران استقلال به پرسپولیس پیوست
  • تراکنش مالی بی‌هویت در بانک ها
  • دولت دوازدهم و «دیپلماسی زیرشلواری» در تهران
  • واکنش آخوندی بعد از زلزله کرمانشاه
  • ممنوعیت احداث ساختمان در گسل‌های تهران
  • تولیدکننده های کوچک در قالب هلدینگ های بزرگ
  • عکس/ نشست خبری فرمانده کل سپاه
  • اعلام خبر نابودی داعش به خانواده شهید حججی
  • اهداکانکس توسط خیّر تهرانی به زلزله‌زدگان
  • نفوذی‌های تل آویو در خیابان‌های تهران +عکس
  • فیلم/شوخی عجیب پوتین با صندلی اردوغان
  • آغاز آخرین مرحله عملیات پاکسازی عراق
  • فیلم/ جانم را هم برای سپاه می‌دهم
  • آیا شاهزاده‌های بازداشت شده شورش می‌کنند؟
  • موافقت میانمار و بنگلادش برای بازگردانی آوارگان
  • جزئیات فرار متهم ۵۰۰ میلیاردی صندوق فرهنگیان
  • جزئیات فرار متهم ۵۰۰ میلیاردی صندوق فرهنگیان
  • نصرالله آبروی "سعد حریری" را خرید!