پنجشنبه 01 آبان 1399 - Thu 22 Oct 2020
  • گاف جدید «تاجزاده» درباره افزایش نرخ دلار/ اصلاح‌طلب رادیکال هم آدرس کاخ سفید را داد!

  • سرنوشت ارزهای صادراتی برنگشته به کشور چه شد؟/ بانک مرکزی لیست‌ها را ندارد یا نمی‌خواهد منتشر کند!

  • فیلم/ روز سیاه ابتلا به کرونا در کشور

  • آخرین وضعیت شکایت خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی

  • فیلم/ سورپرایز ایران در منازعات نظامی

  • مهاجرت به تهران معکوس شد

  • تنها راه کاهش آمار فوتی‌های کرونا

  • شجاع خلیل زاده در آستانه جدایی از پرسپولیس

  • حقوق بازنشستگان چقدر افزایش یافت؟

  • قیمت جدید مرغ اعلام شد

  • آخرین آمار ویروس کرونا در ایران

  • گزینه جدید انتقال پایتخت

  • تعطیلی دو ماهه جلسه سران قوا توسط رئیس جمهور/ راه جایگزین مجلس برای تعامل با دولت

  • فارابی، تابش، ایل‌بیگی، جشنواره کودک، استاد هدر دادن سرمایه‌های ملی

  • هشدار درباره سفر رفتن در تعطیلات پیش‌رو/ وضعیت قرمز در ۲۴۵ شهر

  • نخستین مشتری تسلیحات ایران بعد از تحریم‌ها

  • پیکر «بادیگارد» ۵ روز در محاصره داعشی‌ها بود

  • بهبودوضع معیشت مردم ودغدغه مجلس

  • آمریکا گرفتار رکود اقتصادی شدید خواهد شد/ بخش خدماتی آمریکا بیشترین ضربه اقتصادی را خواهد خورد

  • ایران چگونه می‌تواند بدون شلیک موشک وزارت خزانه‌داری آمریکا را نابود کند؟!

  • گاف جدید «تاجزاده» درباره افزایش نرخ دلار/ اصلاح‌طلب رادیکال هم آدرس کاخ سفید را داد!

  • سرنوشت ارزهای صادراتی برنگشته به کشور چه شد؟/ بانک مرکزی لیست‌ها را ندارد یا نمی‌خواهد منتشر کند!

  • فیلم/ روز سیاه ابتلا به کرونا در کشور

  • آخرین وضعیت شکایت خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی

  • فیلم/ سورپرایز ایران در منازعات نظامی

  • مهاجرت به تهران معکوس شد

  • تنها راه کاهش آمار فوتی‌های کرونا

  • شجاع خلیل زاده در آستانه جدایی از پرسپولیس

  • حقوق بازنشستگان چقدر افزایش یافت؟

  • قیمت جدید مرغ اعلام شد

  • آخرین آمار ویروس کرونا در ایران

  • گزینه جدید انتقال پایتخت

  • تعطیلی دو ماهه جلسه سران قوا توسط رئیس جمهور/ راه جایگزین مجلس برای تعامل با دولت

  • فارابی، تابش، ایل‌بیگی، جشنواره کودک، استاد هدر دادن سرمایه‌های ملی

  • هشدار درباره سفر رفتن در تعطیلات پیش‌رو/ وضعیت قرمز در ۲۴۵ شهر

  • نخستین مشتری تسلیحات ایران بعد از تحریم‌ها

  • پیکر «بادیگارد» ۵ روز در محاصره داعشی‌ها بود

  • بهبودوضع معیشت مردم ودغدغه مجلس

  • آمریکا گرفتار رکود اقتصادی شدید خواهد شد/ بخش خدماتی آمریکا بیشترین ضربه اقتصادی را خواهد خورد

  • ایران چگونه می‌تواند بدون شلیک موشک وزارت خزانه‌داری آمریکا را نابود کند؟!

    • فیلم
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 42302
    تاریخ انتشار: 06/آذر/1395 - 23:51
    عباس دانشگر،شهید دهه هفتادی؛از جوان ترین شهدای مدافع حرم

    شهیدی که همانند حضرت زهرا(س) به شهادت رسید/ می گفت جنگ در سوریه مانند دفاع مقدس به خط شکن نیاز دارد+عکس+فیلم+مداحی

    دوست شهید عباس دانشگر گفت: عباس در آخرین روزهای قبل از رفتنش می گفت بعضی‌ها می‌گویند کسانی باید به جنگ‌ بروند که تجربه داشته باشند ولی در این جنگ مانند دفاع مقدس جوانان خط شکن لازم است وعباس یکی از این جوانان خط شکن و فدایی بود.

    شهیدی که همانند حضرت زهرا(س) به شهادت رسید/ می گفت جنگ در سوریه مانند دفاع مقدس به خط شکن نیاز دارد+عکس+فیلم+مداحی

    شهید دانشگر نمونه بارز یک جوان مومن انقلابی

    شهید عباس دانشگر 23 ساله، یکی از جوان ترین شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) است که بیستم خرداد ماه امسال در نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به شهادت رسید.

    یکی از دوستان و همکاران شهید دانشگر ویژگی ها و خصوصیات این شهید مدافع حرم را اینگونه بیان می کند:

    شهید عباس دانشگر نمونه یک جوان مؤمن انقلابی بود و با سن 23 سال سعی می‌کرد در برنامه روزانه‌اش حتما مطالعه داشته باشد. قرآن را هر روز حتی نیم صفحه با تفسیر می خواند زیرا می گفت حضرت آقا گفتند قرآن را با تدبر بخوانید. عباس به وضع موجود هیچ وقت راضی نبود. درکلاس که با هم بودیم همیشه با اساتید و مباحث و دغدغه های علمی مقابله می‌کرد و در بحث کلاسی و درسی راضی نبود که به عنوان یک دانشجو بنشیند و فقط جزوه بنویسد، دنبال تحقیق و مسائل نو بود.یکی از مسائلی که عباس بسیار بر آن حساس بود نگاه به نامحرم بود.همیشه در فضایی که ما داشتیم نگاه به نامحرم نداشت و همیشه این توصیه را داشت با نگاه نکردن به نامحرم خیلی چیزها ما به دست می‌آوریم و تنها نا محرمی که عباس آن را دید نامزدش بود که دختر عمویش بود.

     

    عباس دنبال فیش حقوقی و درجه و مقام نبود

    عباس گفتمان حضرت آقا را به طور عملی در سبک زندگی انجام می‌دادند. با اینکه سنش خیلی کم بود ولی جدیدترین فیلم‌های در حوزه سبک زندگی تولید می‌شد را پیدا کرده و تحلیل می‌کردند و فیلم را به صورت جدی در فرصتی که پیدا می کرد برای دانشجویان  نقد و تحلیل می کرد.بیشتر تلاشش در حوزه سبک زندگی  بود و برای دانشجویان و دوستان از سبک زندگی به خصوص تهاجم غربی و فرهنگی صحبت می کرد.عباس روی مسئله بیت‌المال بسیار حساس بود. وسایلی که تحویلشان بود را تا جایی که می‌توانست دقت می‌کرد و در بسیاری از موارد از هزینه‌های شخصی برای بیت‌المال خرج می‌کردند. عباس دنبال فیش حقوقی و مادیات و درجه و مقام و مرتبه نبود و حتی از مبلغ دقیق حقوقش نیز اطلاع نداشت.در هفته 3 الی 4 شب نماز شب می‌خواند. عقیدش بر این بود که ولو 10 دقیقه 2،3 رکعت نافله را بخواند و زیارت عاشورا در برنامه عملی اش هر روزش بود.

     

    همیشه می‌گفت شناختن دشمن کافی نیست بلکه باید روش‌های دشمن را شناخت

    کتاب‌هایی در حوزه علوم انسانی به خصوص فلسفه غرب، سبک زندگی را مطالعه می‌کرد و  اعتقاد داشت کتاب هایی که مطالعه می کند حتما باید مباحثه شود و با هم در ارتباط با آن موضوع بحث کنیم. آخرین کتابی که خواند کتاب انسان کامل بود که خیلی دوستش داشت. علاقه شدیدی به کتاب‌های شهید مطهری داشت و دوره شهید مطهری را با سطح خیلی خوب در بین فراگیرها گذراند.همیشه می‌گفت شناختن دشمن کافی نیست بلکه باید روش‌های دشمن را شناخت. روش‌های نرمی که دشمن استفاده می‌کرد را لیست‌برداری می‌کرد.

    دنبال راهکار عملی برای فرمایشات حضرت آقا بود

    بعد از صحبت‌های حضرت آقا تیتر مهمترین بحث‌های حضرت آقا را در تابلویش می‌نوشت و دنبال راهکار عملی برای فرمایشات حضرت آقا، ولو در سطح دو نفر در پی انجام آن بود. جمعی که پیدا می‌کرد یک بحثی را راه می‌انداخت و مسائل روز و اقتصاد مقاومتی را با عمق یابی مطرح و در مورد آنها بحث می‌کرد. چند مدت قبل از شهادت شهید اورنگ باشد ما با هم بحث می‌کردیم که شهادت شامل حال چه کسانی می‌شود عباس می‌گفت بچه‌ها فکر می‌کنند شهدا از بین ما نیستند اما همین بچه‌هایی که داریم تربیت می‌کنیم شهدا هستند.

     

    می گفت جنگ در سوریه مانند دفاع مقدس به خط شکن نیاز دارد

    یک بار بعد از نامزدی و خواستگاری اش اتفاقی به من گفت که من می‌خواهم بروم.اگر من بمانم و  دلبسته شوم نمی توانم بروم به خاطر همین بعد از نامزدیش اصرار زیادی برای رفتن داشت. در آخرین روزهای قبل از رفتنش می گفت ما نیاز داریم به کسی که انقلابی عمل کند بعضی‌ها می‌گویند کسانی باید به جنگ‌ بروند که تجربه داشته باشند ولی دراین جنگ مانند دفاع مقدس جوانان خط شکن لازم است وعباس یکی از این جوانان خط شکن و فدایی بود.

     

    دست‌نوشته شهید دهه هفتادی مدافع حرم

    شهید دانشگر در قسمتی از دست‌نوشته خود می گوید:«می خواهم عوض بشوم  همه ی زندگی ام را عوض بکنم می خواهم آن کسی باشم که دوست دارم نه آن چیزی که یک ذهن مریض از من ساخته است هرگز از تاخیر و دیر شدن به آرزوهایم نا امید نمی شوم زیرا بخشش الهی به اندازه ی نیت است».

    در ذیل برنامه‌ریزی این شهید در راستای تکامل روح و انسانیت را ملاحظه می‌کنید.

     

    اشک دانشجویان دانشگاه افسری امام حسین(ع) در فراق شهید«عباس دانشگر»

    همه دانشجویان گل به دست گرفته بودند و منتظر استقبال از پیکر عباس بودند. تعدادی از دانشجویان بنر خداحافظ رفیق و عباس جان شهادتت مبارک را به داخل میدان صبحگاه آوردند.از فرماندهان و پرسنل دانشگاه و دانشجویان و خانواده شهید گرفته همه آماده ورود پیکر عباس دانشگر به میدان صبحگاه دانشگاه افسری امام حسین(ع)بودند.

    راس ساعت 9 صبح پیکر شهید عباس دانشگر وارد میدان صبحگاه شد. پیکر عباس از درب ورودی میدان صبحگاه به سمت مقبره شهدای دانشگاه تشییع شد. اشک در چشم همه حلقه زده بود. سردار اباذری جانشین دانشگاه افسری، پدر شهید دانشگر، حجت الاسلام شمس الهی نماینده ولی فقیه در دانشگاه و تعدادی از فرماندهان دانشگاه پیکر عباس را مشایعت می کردند. مداح شروع به خواندن روضه حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) کرد. دوستان و همکاران شهید با دیدن پیکر عباس همگی می گریستند. گویی آسمان دانشگاه افسری نیز در غم فراغ عباس دلش گرفته بود و ابری شده بود.

    جو حزن انگیزی بر محیط دانشگاه حاکم شده بود. دانشجویان پیکر عباس را به سمت مقبره شهدای گمنام بردند و در کنار قبر شهیدان قرار دادند. ناگهان سکوت فضای دانشگاه را فرا گرفت و همه به ناگاه همزمان با هم شروع به گریه کردند. سردار اباذری که عباس بیشتر اوقات در کنار او بود بسیار غمگین و ناراحت بود و گریه به او امان نمی داد. انگار باورش نمی شد که عباس رفته است. پدر عباس نیز در حال خود نبود و نوعی خوشحالی در چهره اش بود. خوشحال از اینکه از سویی پسرش مدافع حرم حضرت زینب(س) شده بود تا دوباره عقیله بنی هاشم اسیر نشود و از سوی دیگر پسرش عاقبت بخیر شده و به آرزویش رسیده بود.

    در ادامه وصیت شهید عباس دانشگر قرائت شد. دوست شهید دانشگر وصیت نامه را با حالتی حزن آلود و غمگین را قرائت کرد . بعد از تمام شدن وصیت نامه پیکر مطهر عباس از مقبره شهدای گمنام دانشگاه به سمت گلزار شهدای شهرک ولایت تشییع شد. دانشجویان و همکاران شهید پیکر شهید دانشگر را گلباران کردند و با ذکر لبیک یا حسین و لبیک یا زینب دوست و همرزم خود را بدرقه کردند.

    مسیر تشییع به قدری شلوغ شد که جای سوزن انداختن نبود. خانواده شهید در پشت جمعیت حرکت کردند. همسر شهید دانشگر نیز در حال خود نبود و به قدری گریه کرده بود که دیگر رمق صحبت کردن  نداشت و اصلا باور نمی کرد که عباس دیگر در کنارش نیست.

    دانشجویان و همرزمان شهید همه با هم و یکصدا می گفتند« پرپر کنید یاران گل دسته دسته، عباس دانشگر در خون نشسته» و همچنین شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آل سعود کافر و هیهات من الذله سر می دادند. عده دیگری از دانشجویان در گوشه ای از مسیر نشسته بودند و  با حالتی ناراحت و حسرت گونه به پیکر عباس نگاه می کردند و می گریستند. در دست عده دیگری از دانشجویان عکس شهید دانشگر بود که «خداحافظ رفیق» و « جوان مومن انقلابی» نقش بسته بود. در طول مسیر نیز مداح ذکر مصیبت امام حسین (ع) و حضرت زینب(س) را می خواند و حاضران نیز اشک می ریختند

    پیکر عباس دانشگر بعد از بدرقه از مقبره شهدای دانشگاه افسری وارد گلزار شهدای شهرک ولایت شد. عده از ساکنان شهرک ولایت با دود کردن اسپند و گل و گلاب از پیکر یکی از جوان ترین شهدای مدافع حرم استقبال کردند.بعد از ورود پیکر عباس به گلزار شهدا نماز بر پیکر شهید به امامت حجت الاسلام شمس الهی نماینده ولی فقیه دانشگاه اقامه شد. دوستان شهید در حین خواندن نماز در حال خود نبودند و بی اختیار اشک می ریختند.

    بعد از خواندن نماز و دادن سلام به اباعبدالله، پیکر شهید به سمت خانواده و همسر شهید رفت و تمام اعضای خانواده خود را بر پیکر عباس انداختند و با پیکر شهید خود وداع کردند.دانشجویان و دوستان و همرزمان شهید با عباس خداحافظی کردند و پیکر شهید دانشگر برای خاکسپاری به زادگاهش سمنان رهسپار شد.

     

    ♥ نامه شهید عباس دانشگر به همسرش ♥

     

     

    وصیت نامه شهید مدافع حرم عباس دانشگر

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آخر من کجا و شهدا کجا خجالت میکشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم من ریزه خوار سفره ی آنان هم نیستم,  شهید شهادت را به چنگ می آورد راه درازی را طی میکند تا به آن مقام می رسد اما من چه! سیاهی گناه چهره ام را پوشانده و تنم را لخت و کسل کرده, حرکت جوهره ی اصلی انسان است و گناه زنجیر,  من سکون را دوست ندارم.  عادت به سکون بلای بزرگ پیروان حق است, سکونم مرا بیچاره کرده. در این حرکت عالم به سمت معبود حقیقی دست و پایم را اسیر خود کرده,  انسان کر میشود,  کور میشود, نفهم میشود, گنگ میشود و باز هم زندگی میکند .بعد از مدتی مست میشود و عادت میکند به مستی و وای به حالمان اگر در مستی خوش بگذرانیم و درد نداشته باشیم. درد را, انسان بی هوش نمیکشد,  انسان خواب نمیفهمد,  درد را, انسان با هوش و بیدار میفهمد.  راستی! دردهایم کو؟ چرا من بیخیال شده ام؟ نکند بی هوشم؟ نکند خوابم؟ مثل آب خوردن چندین هزار مسلمان را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم.  قلب چند نفرمان به درد آمد ؟ چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟ آیا مست زندگی نیستیم؟

    خدایا تو هوشیارمان کن,  تو مرا بیدار کن, صدای العطش میشنوم صدای حرم می آید گوش عالم کر است. خیام میسوزد اما دلمان آتش نمیگیرد.  مرضی بالاتر از این چرا درمانی برایش جستجو نمیکنیم, روحمان از بین رفته سرگرم بازیچه دنیاییم.

    الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ ما هستیم, مرده ام تو مرا دوباره حیات ببخش, خوابم تو بیدارم کن.  خدایا! به حرمت پای خسته ی رقیه (س) به حرمت نگاه خسته ی زینب (س) به حرمت چشمان نگران حضرت ولی عصر(عج) به ما حرکت بده.

    شهید عباس دانشگر

    1395/2/2

     

    پیکر شهید عباس دانشگر چگونه به عقب برگشت؟

    داشتیم برمی گشتیم، یه مسجد حوالی اون منطقه بود و ما که از کنار این مسجد رد شدیم، یکی از دوستان گفت: به حق همین مسجد ان شاالله که پیکر عباس رو پیدا می کنیم.

    به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، یکی از همرزمان شهید مدافع حرم، عباس دانشگر درباره چگونگی بازگشت پیکر این شهید توسط دوستان و همرزمانش در سوریه می گوید:

    روستایی که تا یک هفته پیش تا مرز سقوط رفته بود با همت، شجاعت و رشادت های عباس و چند نفر از دوستان اینطور نشد و ما یک هفته زیر آتش سنگین و حملات دشمن مقاومت کردیم.

    وقتی روز آخر روستا سقوط کرد و ما مجبور به ترک روستا شدیم به ما گفته شد که باید روستای پشتی را پر کنید تا دشمن نتونه از این جلوتر بیاد. یکی از بچه هامون زخمی شده بود و قرار شد ما او ن رو به بهداری برسونیم. منم به عباس گفتم بیا همراه ما بریم و این دوستمون رو برسونیم بهداری ولی عباس قبول نکرد.

     قرار شد عباس با فرمانده تیپ بروند سمت منطقه جدید. دوباره بهش گفتم: عباس اینجا دیگه کاری نیست و بقیه هستند، بیا بریم. ولی بازم عباس قبول نکرد.

    سر یک سه راهی راه ما از هم جدا می شد. ما می خواستیم بریم به راست و سمت بهداری ولی عباس و بقیه به سمت چپ. نگاهای آخر ما بود، لبخند روی لبش بود و داشت به من نگاه می کرد که از هم جدا شدیم.

    تقریبا دو ساعت بعدش به ما خبر رسید که عباس به شهادت رسیده و نمیشه جنازه عباس رو برگردوند عقب. شب اون منطقه خیلی ناامن بود و اصلا امکانش نبود که بشه پیکر عباس رو عقب آورد.عباس شب جمعه پیکرش تنها افتاده بود.

    ما صبر کردیم و تقریبا ساعت 11 یا 12 جمعه بود که رفتیم به منطقه شهادت عباس. به ما گفته بودند که اونجا به دوتا ماشین موشک تاو اصابت کرده و شما باید احتمالا پیکر عباس رو کنار ماشین جلویی پیدا کنید.

    ما تا نزدیکی های دشمن رفتیم ولی ماشینی پیدا نکردیم. بعد خبر دار شدیم که اون ماشینی که ازش گذشتیم همون ماشینی بوده که پیکر عباس کنارش قرار داشته.

    داشتیم برمی گشتیم، یه مسجد حوالی اون منطقه بود و ما که از کنار این مسجد رد شدیم،  یکی از دوستان گفت: به حق همین مسجد ان شاالله که پیکر عباس رو پیدا می کنیم.

    آخه ما سر پیدا نشدن پیکر یکی دیگه از دوستان شهیدمون خیلی زجر کشیدیم و طاقت نداشتیم که دیگه پیکر عباس هم برنگرده.

    وقتی دوباره رسیدیم به ماشین‌ها، من بین ماشین سوخته و دیوار، یک جسد سوخته دیدم که هرچه نزدیک تر می شدیم بیشتر شمایل عباس در آن دیده می‌شد. چون عباس قد بلند و هیکل رشیدی داشت و وقتی رسیدیم بدون دیدن چهره اش و بدون هیچ تردید تشخیص دادم که این عباس است، چون دوتا انگشترهای عباس را در دستش دیدم. فهمیدم که خود عباس است. یکی از این انگشترها رو یکی از بچه های سوریه بهش یادگاری داده بود و به عباس گفته بود که من شهید میشم و وقتی که این انگشتر رو دیدی یاد من کن، ولی عباس از همه جلو زد. ولی کجا بودی ببینی که الآن عباس خودش شهید شده و تو باید یادش کنی.

    مستند شهید مدافع حرم_شهید عباس دانشگر

    منبع : حامیان ولایت


    download

    download

    نظرات بینندگان
    نظرات شما