یکشنبه 21 آذر 1395
تماس با ما درباره ما پیوندها نسخه موبایل

پیشنهادات راهبردی «شورای آتلانتیک»برای برقراری روابط دولت آتی آمریکا با ایران
تاریخ : 22/آبان/1395 - 14:40 کد خبر : 41306
<span style='color:;background-color:;font-family:tahoma;font-size:12px;font-weight:normal;'>نسخه چاپی</span>



برای دولت آتی واشنگتن پس از انتخابات پیش رو ارائه شد

پیشنهادات راهبردی «شورای آتلانتیک»برای برقراری روابط دولت آتی آمریکا با ایران


اندیشکده«شورای آتلانتیک» در گزارشی از رابطه آمریکا با ایران راهبردهایی برای تقویت این روابط ارائه کرد و نوشت: این راهبردها بدنبال تغییر الگوی چندین دهه سوء‌ تفاهم‌، اشتباهات محاسباتی گاه و بی‌گاه و جنگ‌های ضعیف با ایران است.

به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ در بخشی از این گزارش مبسوط به ارائه پیشنهاداتی به دولت جدید در آمریکا پرداخته شده تا با استفاده از آن، علاوه بر حفظ منافع منطقه‌ای واشنگتن تعامل با تهران نیز از سرگرفته شود.

در این گزارش آمده است: رییس‌جمهور بعدی ایالات‌‌متحده لیستی از اولویت‌های امنیتی در اختیار خواهد داشت که نیازمند بررسی هستند. در این لیست ایران بعنوان معضلی استراتژیک درنظر گرفته شده یا در چارچوبی بزرگتر سوالاتی اساسی در خصوص منافع و اهداف آمریکا در خاورمیانه ایجاد می‌نماید. در هر دو مورد، عواملی که در ذیل به آن اشاره شده ضروری می‌باشد.

*ایالات‌متحده باید درک خود از ماهیت تهدید ایران برای منافع واشنگتن و منطقه را بر حسب توافق هسته‌ای تجدید نموده که منجر به تغییری قابل‌توجه در رفتار و تفکر آن می‌گردد. بعلاوه اینکه یک تحلیل صحیح می‌تواند دیدگاه‌های تازه در رهبریت و تنظیماتی نیز در دکترین امنیت ملی ایران ایجاد نماید. رییس‌جمهور باید ارزیابی اطلاعاتی جدید درباره اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی ایران ارائه داده که این ارزیابی اساسی برای طرح‌های استراتژیک در دوره بالقوه تغییر در روابط قرار خواهد گرفت. بلافاصله پس از تعیین رویکرد جدید توسط رییس‌جمهور اجرای دقیق این استراتژی با برگزاری نشست با متحدان آغاز خواهد شد. استراتژی جدید آمریکا در قبال ایران شامل مناطقی است که روابط این دو در آن قابل تغییر و تکامل بوده، آنچه ایالات‌‌متحده برای استفاده از فرصت‌ها و تبدیل آن به تغییر مثبت نیاز داشته و به حداقل رساندن تغییرات منفی. اجزای این استراتژی شامل مهار، بازدارندگی و تعامل، بعلاوه تلفیق این عوامل برای ایجاد تغییر در طول زمان می‌باشد. رییس‌جمهور جدید باید این رویکرد را در اولویت کاری خود قرار داده، چگونگی تعامل با همتایان ایرانی خود را تعیین مسیر بوروکراسی را فعالانه تنظیم نماید.

*این استراتژی در قبال ایران می‌تواند بخشی از یک استراتژی منطقه‌ای گسترده‌تر در خاورمیانه باشد که تلاش دارد با تعهدات آمریکا به امنیت متحدان عرب خلیج‌فارس و اسرائیل ادغام گردد. در واقع سیاست مذکور رابطه با ایران را بخشی از شبکه ارتباطات دانسته و این مساله را یادآوری می‌کند که امنیت منطقه بدون درک متقابل این روابط متفاوت حاصل نمی‌گردد.

*تعامل دیپلماتیک باید در راس امور قرار گیرد؛ از جمله همکاری با رهبران غیرنظامی و دیگر مقامات امنیت ملی در سراسر منطقه به منظور آماده‌سازی شرایط برای تغییر تدریجی در روابط ایران_آمریکا. کاخ‌سفید و وزارت خارجه باید در جستجوی فرصت برای روابط دوجانبه بوده و حوزه‌های همکاری را شناسایی نمایند. شروع کار با تنظیمات چندجانبه در مسائل جهانی و فراملی می‌تواند از تمرکز اولیه بر مسائل منطقه‌ای یا دوجانبه سازنده‌تر باشد.

*برای نخستین سال‌های دهه پیش‌رو، مهار ایران از طریق حضور و فعالیت‌های آمریکا با شرکای منطقه‌ای و تقویت ظرفیت‌های دفاعی اسرائیل و اعراب باید جزء اصلی این استراتژی قرار گیرد. با گذشت زمان، ایالات‌‌متحده احتمالا تعهدات مالی خود در منطقه را تغییر داده تا بتواند در مقابل تهدیدات ایران علیه منافع خود و متحدانش بایستد.

*بازدارندگی شامل بخش‌های زیادی است اما هنگامی بیشترین تاثیر را خواهد داشت که رهبران ایران و آمریکا تماس بیشتری با یکدیگر داشته و بتوانند از چگونگی جلوگیری از سوء‌تفاهماتی که منجر به رویارویی آنها می‌شود،  درک متقابلی داشته باشند. در حالی که ایالات‌متحده نمی‌تواند مانع تمام جنبه‌های رفتاری ایران گردد اما از وخامت هرچه بیشتر اوضاع در منطقه جلوگیری کرده و بهبود تدریجی را در طول زمان ایجاد خواهد کرد.

*ممکن است خطوط قرمزی که بر ثبات رژیم‌های عربی تاثیرگذار بوده بطور واضح اعلام گردد از جمله حمایت از شبه‌نظامیان و یا نیروهای مخالف با هر نوع استفاده‌ای از خشونت. البته اجرای این خطوط قرمز باید با اقدامات نظامی و امنیتی مناسب، موثر و متناسب همراه گردد.

*در حوزه تروریسم، ارتباط ایران با حزب‌الله همچنان این کشور را به تروریسم دولتی پیوند داده است. ایران هم‌اکنون از عواقب تشدید نگرانی‌ها مرتبط با تروریسم آگاه است اما باز هم باید مورد هدف بازدارندگی آمریکایی باشد.(ایران خود یکی از قربانیان تروریسم است و برای مشارکت با آمریکا در اقدامات ضدتروریستی تمایل دارد.)

*در زمینه موشک‌های بالستیک، استراتژی آمریکا نیازمند ترسیم این مساله خواهد بود که کدام تعهد بلندمدت ایران برای توسعه این ظرفیت غیرقابل‌قبول است. بعید است که ایران برنامه موشکی خود را بطور کامل متوقف نماید چرا که مشقات آسیب‌پذیری در برابر موشک‌های عراق را در جنگ ایران_عراق درک کرده است. با این حال ایالات‌متحده می‌تواند پارامترهایی را تعیین کند که خطرات اشتباه محاسباتی از سوی ایران یا همسایگان آن را کاهش داده، همزمان تهران را تحت فشار قرار داده حجم و دامنه برنامه موشکی خود را کاسته  و ماموریت‌های متعارف این تسلیحات را روشن نماید.

*منع گسترش تسلیحات ابزار سیاسی اصلی برای حصول اطمینان از اجرای موفقیت‌آمیز برجام به شمار می‌آید و پایبندی به آن می‌تواند به فراتر از زمان موردتوافق نیز توسعه یابد. حفظ همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و فعال‌سازی گفتگوهای دوجانبه در خصوص موضوعات منع گسترش تسلیحات می‌تواند یکی از اهرم‌های اصلی تعامل محسوب شود.

*اکنون که برخی تابوها در مورد ارتباط ایران و آمریکا شکسته شده، تعامل در جامعه مدنی(میان دو کشور) نیز قابل افزایش بوده و همکاری اشخاص و موسسات غیردولتی با نگرانی‌های مشترک مانند محیط‌ زیست، بهداشت و سلامت عمومی و شهرنشینی نویدبخش بازسازی شبکه گسترده‌ای از روابط خواهد بود. دولت آمریکا باید منابع بیشتری را برای بهبود اعطای ویزا به آن دسته از ایرانی‌هایی اختصاص دهد که به قصد ادامه تحصیلات و یا سایر امور خواهان سفر به آمریکا هستند.

*ابزارهای مالی و اقتصادی به شفافیت بیشتری نیاز خواهند داشت چرا که ایران، آمریکا و سایر بازیگران بین‌المللی می‌دانند که پس از لغو برخی تحریم‌ها چه شرایطی ایجاد خواهد شد. احتیاط و سردرگمی کنونی در تعامل اقتصادی با ایران یکی از اهداف اصلی برجام نبوده و خطر بازگشت به عقب روند اجرا این توافق را به همراه دارد. هنوز کاملا مشهود نیست که معماری قوی تحریم‌ها به نظام نظارتی تلویحی تبدیل شده است یا خیر. همین امر مانعی بر سر ارتباط محسوب می‌شود.

این مشکلی نیست که ایالات‌متحده بتواند به تنهایی آن را حل کند چرا که تردید کنونی در خصوص ارتباط بانکی با ایران ناشی از نگرانی بانک‌های بین‌المللی هم از قوانین آمریکا و هم از ضعف عملکرد ایران در انطباق با شیوه‌های بین‌المللی برای برخورد با فساد مالی و اقتصاد غیرقانونی می‌باشد. با گذشت زمان، مولفه‌های اقتصادی تعامل به ایران رشد کرده و حوزه‌های جدیدی را در جامعه تجاری آمریکا برای روابط هرچه سازنده‌تر با ایران ایجاد خواهد نمود.

*این استراتژی ارزش‌ها و اصول ایالات‌متحده را که برای موفقیت سیاسی و اقتصادی_احتمالی ضروری است، تعیین می نماید از جمله شفافیت سیاسی، بهبود عملکرد در حوزه حقوق بشر، آزادی بیان و دیگر ابزاری که مشروعیت و خوش‌بینی سیاسی را در داخل کشور ایجاد و همچنین از بی‌ثباتی در منطقه جلوگیری نماید. القای این ارزش‌ها به همه کشورهای منطقه می‌تواند این برداشت را حذف کند که آمریکا تنها با شرکای عرب خود در این زمینه همراه است. تمامی کشورهای منطقه در این حوزه‌ها دارای کسری هستند.

این استراتژی بدنبال تغییر الگوی چندین دهه سوء‌تفاهم‌، اشتباهات محاسباتی گاه و بی‌گاه و جنگ‌های ضعیف با ایران است. این استراتژی نوین نیازمند توجه دقیق به روابط امنیتی آمریکا با اعراب و آمریکا و اسرائیل بوده اما در آن باید پذیرفت که گاها منافع استراتژیک آمریکا دقیقا با منافع برخی شرکای منطقه‌ای همراستا نیست. این کشورها مدتهای طولانی شاهد تهدید از سوی ایران بوده اما ممکن است انتظارات غیرواقعی از ظرفیت‌های آمریکا یا هر قدرت خارجی داشته  که واقعیات ژئوپلتیک را تغییر دهد.

*ایالات‌متحده باید به جستجوی خود برای یافتن فرصت‌هایی در بهبود اوضاع منطقه ادامه داده، روش‌های عملی بیشتری را در قبال ایران امتحان کرده و از رفتارهای سازنده در این زمینه حمایت نماید. چنانچه ایران به کشوری خصمانه‌تر بدل شده و سطح جدیدی از تهدید را علیه دیگر کشورهای منطقه مطرح نماید، استراتژی مذکور باید دارای توان مهار و بازدارندگی قوی بوده و همکاری‌های خود با شورای همکاری خلیج‌فارس در دفاع هوایی و سایر سامانه‌های پیشرفته را افزایش دهد.

*اتاقی نیز برای اختلافات باید در نظرگرفته شود که در آن آمریکا و شرکای منطقه‌ای در آن مقاصد ایران در نقاط پرمعضل منطقه از سوریه گرفته تا یمن را ارزیابی کنند. اما در مواجهه با هرگونه اقدام آشکار یا تهاجمی از سوی ایران، توان پاسخگویی باید در کمال آمادگی بوده و در صورت نیاز تشدید گردد. با این حال، چنین تدابیری همواره علیه استفاده ماهرانه ایران از نیروهای نیابتی، بازیگران غیردولتی و روش‌های نامتقارن نیاز نیست.

برخی مسائل نیز در خصوص فعالیت‌های نظامی ایران وجود دارد و اینکه ایران با لغو برخی تحریم‌ها و بهبود وضعیت مالی چگونه اولویت‌های خود را تنظیم می‌نماید. برخی کارشناسان معتقدند اولویت ایران ارتقاء سیستم‌های قدیمی و تولید بومی محصولات دفاعی بخصوص در حوزه هوایی  و دریایی خواهد بود . توسعه برنامه موشکی بالستیک نیز ادامه خواهد یافت. گروه دیگری از تحلیلگران معتقدند برنامه موشک‌های بالستیک بعنوان تقویت ظرفیت‌های نظامی ایران ادامه یافته، از سوی دیگر برخی تدارکات نظامی مدرن نیز از روسیه تهیه کرده و فضای تهدید در خلیج‌فارس را پس از یک دهه تغییر خواهد داد.

در حالی که اعراب همچنان دست برتر را در کیفیت تسلیحات متعارف دارند سرمایه‌گذاری آنها در بخش دفاع موشکی بالستیک تهدید ناشی از توانمندی‌های موشک‌های بالستیک ایران را کاهش نخواهد داد. متخصصان نظامی اذعان کرده‌اند که رویکرد ایالات‌متحده برای اطمینان‌سازی در منطقه از طریق فروش تسلیحات پیشرفته به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس یک رقابت تسلیحاتی را ایجاد نموده است. ایران مطمئنا به این رویکرد آمریکا پاسخ داده و چرخه‌ای از تدارکات نظامی در منطقه شکل می‌گیرد.

در آینده‌ای قابل‌پیش‌بینی، ایران از نظر تسلیحات متعارف دست پایین را دارد اما علاوه بر توانایی و تمایل این کشور به استفاده از جنگ نرم و ابزارهای نامتقارن به نفع خود، موقعیت ژئوپلتیک و دامنه ناامنی‌هایی که اعراب با آن مواجهند نیز به ایران کمک می‌کند.


منبع : فارس
شورای آتلانتیک     روابط     دولت     آمریکا     ایران     حامیان ولایت                    



<span style='color:;background-color:;font-family:tahoma;font-size:12px;font-weight:normal;'>نسخه چاپی</span>




چند رسانه ای
منتخب
عکس
صوت
فیلم
گرافیک
عضویت در روزنامه حامیان ولایت

اینستاگرام
حزب الله سایبر
تهران پرس
خبرجو24
تی نیوز
بولتن نیوز