کد خبر: 37527
ف
سرلشکر سپاه روح الله

فرمانده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) که ۱۱بار زخمی شد/ نخستین فرمانده لشکر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) توسط حاج احمد، رضا نیز از آن به بعد همراه تیپ ۲۷ در عملیات های مختلف شرکت کرد. وی در طول حضور در کردستان و جنگ، مسئولیت های مختلفی بر عهده داشت. مدتی جانشین سپاه دزلی بود و زمانی مسئول محور مریوان.

فرمانده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) که ۱۱بار زخمی شد/ نخستین فرمانده لشکر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

زندگینامه سردار شهید رضا چراغی

شهید رضا چراغی به سال ۱۳۳۶ در روستای «ستق» از توابع شهرستان ساوه به دنیا آمد. شهید چراغی با شروع غائله کردستان توسط ضد انقلاب، خود را به مریوان می رساند و در مبارزه با گروهکهای محارب، از هیچ کوششی دریغ نمی کند. چراغی در مدت حضورش در کردستان ، تجربیات ارزشمندی دربارة مسائل نظامی و نیز فرماندهی کسب می کند . او در عملیات محمد رسول الله (ص) مسیر بسیار مهم و پر خطر معروف به نام «پرخون» را از تصرف نیروهای ضد انقلاب خارج می کند. چراغی در مدت حضورش در کردستان، مدتی مسئوولیت جانشین سپاه دزلی و زمانی نیز به عنوان مسئوول محور مریوان انجام وظیفه می کند.
شهید چراغی ، پس از اعزام تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) به جنوب ، همراه نیروهای تیپ راهی آنجا می شود. او از اوسط سال ۱۳۶۰ تا اواخر تیر ماه ۱۳۶۱ ، فرماندهی گردان حمزه را به عهده می گیرد و با این مسئوولیت، درعملیات فتح المبین و بیت المقدس شرکت می کند. رضا در عملیات مسلم بن عقیل به عنوان فرماندة تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) با سیزده گردان وارد عمل می شود. درعملیات والفجر مقدماتی تیپ ۲۷ به لشگر تبدیل می شود و فرماندهی آنرا به چراغی واگذار می کنند که رضا در این عملیات، «شمشیر لشگر» لقب می‌گیرد.
شهید رضا چراغی، پس از ماهها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام  و انقلاب، سرانجام در عمیلات والفجر۱ که در منطقة عمومی فکه انجام می گرفت در حالی که فرماندهی لشگر را نیز بر عهده داشت به شهادت رسید. گفته شده که این شهید بزرگوار ۱۱بار زخمی شده و برای بار دوازدهم به درجه رفیع شهادت نائل می‌شوند.

چند روزی می شد که پدر از سفر کربلا برگشته بود. هنوز در حال و هوای زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به سر می برد. در کربلا، دوست عربی داشت به نام عبدالرزاق که علاقه شدیدی به او داشت. همواره یاد او با عطر کربلا همراه بود.
صبح یکی از روزهای سال 1336 شور و شعف، خانه ای کوچک در روستای ستق از توابع شهرستان ساوه را فرا گرفت. شیون کودک تازه متولد شده ازخانه محقر چراغی بلند بود. پدر که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید، بی اختیار نوزاد را در آغوش کشید و گفت: قربانت بروم عبد الرزاق. کسانی که در اتاق نشسته بودند، با تعجب به او نگاه کردند. ... بله، عبدالرزاق، اسمش را می گذاریم عبدالرزاق.... چندی بعد، پدر به اداره ثبت احوال ساوه رفت تا برای کودکش شناسنامه بگیرد. وقتی مامور ثبت از او پرسید که اسم کودک چیست؟ خندان گفت: عبدالرزاق. چند روز بعد که برای گرفتن شناسنامه رفت، در کمال تعجب دید در شناسنامه، نام کودک را رزاق چراغی نوشته اند. با ناراحتی علت را پرسید، مامور گفت:حالا شده....دیگر عوضش هم نمی شود کرد! این مساله، همه را ناراحت کرد. از آن به بعد او را رضا صدا کردند. رضا در خانواده ای مذهبی و دوستدار اهل بیت (ع) زاده شد. در شش سالگی قدم به مدرسه گذاشت و با استعداد خوبی که داشت، همواره در درسهایش موفق بود. او علاوه بر تحصیل، به مطالعات و فعالیت های مذهبی علاقمند بود و در مجالس مذهبی، با شور و اشتیاق حضور می یافت. پس از گذراندن دوره ابتدایی، وارد دبیرستان شد و در آن مقطع با برخی مسائل مذهبی و سیاسی آشنا شد. او در شروع انقلاب اسلامی، در سال آخر دبیرستان تحصیل می کرد.

فعالیت های شهید پیش از پیروزی انقلاب اسلامی


 رضا در راه تحصیل، عنصری فعال و پر تلاش بود. در میان همسالان و همشاگردانش از نظر اخلاق، ادب و علم، ممتاز بود. با شروع انقلاب اسلامی، فعالانه وارد عرصه های مبارزه شد و در حرکت ها و تظاهرات، همدوش و همراه مردم انقلابی به فعالیت پرداخت. با اوج گیری انقلاب، حضور او در صحنه های مختلف آن، پر شور و هیجان و جدی تر شد و در توزیع اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) در میان دوستان و بستگان، نقش موثری ایفا کرد. چراغی در روزهای پیروزی انقلاب، خستگی ناپذیر و عاشقانه، شب و روز خود را وقف تحقق انقلاب کرد و در تسخیر مراکز نظامی و دولتی رژیم، پر تلاش حضور داشت.

فعالیت های شهید در کردستان و دفاع مقدس


رضا پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با شوقی فراوان در حراست از آرمان های آن، با جان و دل کوشید. هر جا که به او نیاز بود، خود را به آن جا رسانده و خدمات شایسته ای را انجام می داد. او پس از شروع غائله کردستان توسط ضد انقلاب، فوری همراه جمعی از دوستان، خود را به مریوان رساند و در مبارزه با گروهک های محارب، از هیچ کوششی دریغ نکرد. در مدت حضورش در کردستان، تجربیات ارزشمندی درباره مسائل نظامی و نیز فرماندهی کسب کرد. او در عملیات محمد رسول الله (ص)، مسیر بسیار مهم و پر خطر معروف به نام راه خون را از تصرف نیروهای ضد انقلاب خارج کرد و بدین وسیله، شهامت، توان رزمی و شایستگی خود را در فرماندهی نیروهایش به نمایش گذاشت.
همچنین همراه دیگر فرماندهان در جبهه های سر پل ذهاب و گیلانغرب دست به عملیات چریکی زد. چراغی در مدت حضورش در کردستان، مدتی مسئولیت جانشینی سپاه دزلی و زمانی نیز به عنوان مسئول محور مریوان انجام وظیفه کرد و خدمات درخشانی را در آن جا از خود به یادگار گذاشت. شهید چراغی که حاج احمد متوسلیان را استاد خود می دانست،

خصوصیات بارز اخلاق و رفتار نظامی او را الگوی خویش قرار داد و از همان اولین روزهای حضورش درمریوان، با نشان دادن شجاعت و رشادت، جوهر خویش را نمایان ساخت. جمع سرداران دلیر مردی که بعدها در جنگ، نوبت به نوبت جاودانه شدند، از کردستان عازم جنوب شدند. با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) توسط حاج احمد، رضا نیز از آن به بعد همراه تیپ ۲۷ در عملیات های مختلف شرکت کرد. وی در طول حضور در کردستان و جنگ، مسئولیت های مختلفی بر عهده داشت. مدتی جانشین سپاه دزلی بود و زمانی مسئول محور مریوان. از اواسط سال۱۳۶۰ تا اواخر تیر ماه سال ۶۱ ، فرماندهی گردان حمزه (ع) را در عملیات فتح المبین و بیت المقدس بر عهده داشت. پس از اسارت حاج احمد متوسلیان در تیرماه ۶۱ در لبنان و قبول فرماندهی تیپ ۲۷ توسط شهید حاج همت، شهید چراغی در عملیات رمضان و عملیات مسلم بن عقیل در سومار، به عنوان قائم مقام لشکر خدمت کرد و از مهر ماه سال ۶۱ برای مدت کوتاهی معاونت سپاه ۱۱ قدر را که فرمانده آن حاج همت بود، پذیرفت. از آبان سال ۶۱ تا فروردین سال ۶۲ در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک در فکه، به عنوان فرمانده لشکر انجام وظیفه کرد. حسین الله کرم، همرزم شهید می گوید: در عملیات محمد رسول الله (ص) وقتی پس از انهدام مواضع و استحکامات دشمن فرمان بازگشت به خطوط خودی داده شد. نیروها آماده بازگشت شدند. شهید چراغی در مسیر سرد و پر برف نیروها را که با مشقت فراوان از عملیات بر می گشتند در آغوش می گرفت و می بوسید. شهید چراغی به همراه شهیدان محمدرضا دستواره و حسن زمانی در جبهه های سر پل ذهاب دست به عملیات چریکی زدند. در یکی از این حمله ها در منطقه نفت شهر درگیری شدیدی بین ما و دشمن پیش آمد. بخاطر محدودیتی که در مهمات داشتیم، شهید چراغی و شهید هادی دستور دادند به مواضع قبلی خودمان برگردیم. باید مسیر را از داخل رودخانه طی می کردیم چون زیر آتش تانک و هلی کوپترهای دشمن قرار داشتیم. عقب نشینی باید مرحله به مرحله انجام می شد. هلی کوپترهای دشمن به دنبال نیروهایی بودند که در دشت ویژگان و خان لیلی عملیات چریکی انجام داده بودند. ما تحت فرماندهی شهید چراغی روی ارتفاعات پارلمان بودیم. شهید چراغی و هادی نیروها را قانع کردند که عقب بروند و خودشان دو نفر ماندند تا با تیراندازی به سوی دشمن از تهاجم آنان جلوگیری کنند و ما به راحتی برگردیم. شهید رضا چراغی در عملیات فتح المبین در کنارحاج احمد متوسلیان و شهید حاج همت به بررسی و شناسایی مواضع نیروهای متجاوز عراق پرداخت. او در آن عملیات فرماندهی گردان حمزه را بر عهده داشت و در منطقه دشت عباس در برابر تانکهای دشمن وارد عمل شدند.
 در عملیات بیت المقدس که لشکر روی جاده اسفالته اهواز - خرمشهر عمل می کرد، شهید چراغی مسئولیت سه گردان را بر عهده داشت و با لیاقت و توان بالا، تا فتح خرمشهر به هدایت نیروها پرداخت. در این عملیات، از ناحیه پا مجروح می شود. پس از بهبودی نسبی، در عملیات مسلم ابن عقیل (ع) که پاییز سال ۶۱ در منطقه سومار انجام شد، حاج همت به عنوان فرمانده قرارگاه ظفر منصوب شد و شهید چراغی فرماندهی تیپ محمد رسول الله (ص) را بعهده گرفت. در این عملیات تیپ حضرت رسول الله (ص) حدود ۱۳ گردان داشت که هدایت آنها با رضا بود. رضا بر اثر جراحات قبلی پایش در گچ بود و ناراحتی زیادی داشت، در حالی که سرم به دستش وصل بود، از داخل آمبولانس عملیات را در شرایط بحرانی هدایت می کرد.

در عملیات والفجر مقدماتی، تیپ ۲۷ به لشکر تبدیل شد. حاج همت فرماندهی سپاه ۱۱ قدر را بر عهده گرفت و شهید چراغی فرماندهی لشکر را. در آن عملیات، لشکر را ۴ تیپ تشکیل می داد. تیپ یک عمار، تیپ دو سلمان، تیپ سه ابوذر و تیپ چهار ذوالفقار که وظیفه اجرای آتش بر روی دشمن را داشت. در این عملیات رضا شمشیر لشکر بود و اقتدار و استقامت شایسته ای از خود نشان داد. وقتی دشمن در پاسگاه طاووسیه اقدام به پاتک کرد، کنار شهید چراغی در نیمه های دو قله مشرف به پاسگاه طاووسیه بودم. آتش دشمن بسیار شدید بود. با اتکا به شلیک هزاران گلوله خمپاره و کاتیوشا در هر ساعت، توانستند تا روی تپه دو قلو جلو بیایند. حضور شهید چراغی در کنارشهید همت ، به نیروها روحیه می داد و با فرماندهی رضا تپه دو قلو، پس گرفته شد.
در عملیات والفجر یک در منطقه عمومی فکه که حاج همت فرماندهی قرارگاه ظفر را بر عهده گرفت، رضا همچنان فرمانده لشکر بود. لشکر ۲۷ وظیفه داشت که با نیروهای ارتش ادغام شود و ارتفاعات پیچ آنگیزه و جبل فوقی را فتح کند و به سمت عمق خاک دشمن برای تصرف تاسیسات نفتی پیش برود. ارتفاعات ۱۱۲ توسط گردان مالک و گردان کمیل به تصرف در آمد. گردان میثم و دیگر گردانها نیز به سمت ارتفاعات ۱۴۳ و پاسگاه بجیله و در امتداد آن به تاسیسات نفتی قزلبان حمله کردند که محور عملیات لشکر را تشکیل می داد.

ویژگی های اخلاقی او


 اهل پارسایی، تقوا و دیانت بود و همواره نسبت به انجام واجبات و ترک محرمات تقیه خاص داشت. از دنیا و زخارف آن پرهیز می نمود و اهل ریا و ریاست نبود. پدرش می گوید: وقتی او را به عنوان فرمانده لشگر معرفی کردند و از او خواستند به سپاه منطقه 10 تهران برود و حکم فرماندهی اش را بگیرد، گفت خجالت می کشم دنبال این چیزها بروم. او عاشق شهادت بود. در طول جنگ، یازده بار مجروح شد و خودش گفته بود که اگر خدا بخواهد، بار دوازدهم شهید می شوم و چنین هم شد. اهل ولایت بود و به اهل بیت (ع) ارادت می ورزید. در مسئولیت هایی که به عهده می گرفت، جدی و پر کار بود. نسبت به حفط بیت المال سخت حساس بود و هرگز از آن استفاده شخصی نمی کرد.

پدرش می گوید: هر گاه با ماشین به منزل می آمد، ماشین بیت المال را خانه می گذاشت و با ماشین من به کارهای شخصی اش رسیدگی می کرد. یک بار یکی به منزل ما آمد و گفت که رضا با ماشین او را به جایی برسند. حاضر نشد از ماشین بیت المال استفاده کند و با ماشین من او را به مقصد رساند. چگونگی شهادت شهید رضا چراغی، پس از ماه ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب، سرانجام در عملیات والفجر 1 که در منطقه عمومی فکه انجام گرفت، پس از ابراز رشادت تمام و ایثار و حماسه، به شهادت رسید و روح بزرگوارش به ابدیت عشق پرواز کرد. یکی از همرزمانش می گوید: دشمن در ارتفاع 143 فکه پاتک سنگین زده بود. به هر ترتیبی بود، خود را به آن جا رساندم. رضا چراغی، عباس کریمی، اکبر زجاجی در حال شلیک آر پی چی 60 بودند. دشمن پاتک سنگینی زده بود. هر چه اصرار کردم که عقب برگردند، قبول نکردند. روی ارتفاع فقط شش نفر سالم مانده بودند که می جنگیدند، رضا چراغی، عباس کریمی ، اکبر زجاجی و سه نفر بسیجی که سخت درگیر بودند. دشمن تصور می کرد که نیروی زیادی روی ارتفاع است. عصر که دوباره به ارتفاع رفتم، دیدم عباس کریمی و دو نفر از بسیجیان، پیکر غرقه به خون چراغی را با برانکارد حمل می کنند.

روایت شهید همت از شهادت«رضا چراغی»


شهید همت درباره لحظه عروج شهید چراغی اینگونه روایت می‌کند: چند ساعت بعد از رفتن برادر چراغی به خط با بی‌سیم او را صدا زدم؛ چند بار ‌گفتم «رضا، رضا، همت... رضا، رضا، همت» ناگهان یک نفر از آن سر خط گفت «حاجی جان دیگر رضا را صدا نزنید، رضا رفته موقعیت کربلا!».
به گزارش مشرق به نقل از فارس ، چنین روزی بود که شهید «رضا چراغی» فرمانده لشکر 27 محمدرسول الله(ص)، ستاره‌ دیگری از دوکوهه به در آسمان جای گرفت تا روشنی‌بخش صراط زندگی ما زمینیان باشد؛ متن زیر روایت شهید «محمدابراهیم همت» از لحظات عروج شهید چراغی است که به مخاطبان  تقدیم می‌شود:
رضا چراغی آن شب پیش ما ماند و دو سه ساعتی خوابید. اذان صبح روز 27 فروردین که بیدار شد، بعد از خواندن نماز، دیدم شلوار نظامی نویی که در ساک‌اش داشت، از آن درآورد و پوشید. با تعجب پرسیدم «آقا رضا هیچ‌وقت شلوار نو نمی‌پوشیدی، چی شده؟» با لب‌هایی خندان به من گفت «با اجازه شما می‌خواهم بروم خط مقدم» گفتم «احتیاجی نیست بری این جلو. همین جا بیشتر به شما نیاز داریم». ناراحت شد. به من گفت «حاجی جان می‌خوام برم جلو وضعیت فعلی خط رو بررسی کنم الان اونجا بچه‌های لشکر خیلی تحت فشار هستن».
در همین اثنا از طریق بی‌سیم مرکز پیام خبر رسید که لشکر یک مکانیزه سپاه چهارم بعثی‌ها، پاتک سختی را روی خط دفاعی بچه‌های ما انجام داده‌.

رضا رفت جلو چند ساعت بعد خبر دادند فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) در خط مقدم دارد با خمپاره شصت، کماندوهای بعثی را می‌زند؛ همین خبر نشان می‌داد وضعیت آنجا برای بچه‌های ما تا چه حد وخیم شده؛ گوشی بی‌سیم را برداشتم و شروع کردم به صدا زدن برادر چراغی؛ مدام می‌گفتم «رضا، رضا همت... رضا رضا همت» ناگهان یک نفر از آن سر خط گفت «حاجی جان دیگر رضا را صدا نزنید، رضا رفته موقعیت کربلا»!‌ و من فهمیدم رضا شهید شده.

 

نامه فرمانده سردار شهید رضا چراغی به همسرش


حضور محترم سرور گرامی سلام
امید است سلام مرا، که از راهی دور و برآمده از قلبی سرشار از آرزوی پیروزی اسلامی است، پذیرا باشید. ضمن تقدیم سلام، سلامتی وجود شما پدر بزرگوار را از درگاه خداوند، خواستارم. جویای حال این جانب اگر باشید، بحمدالله خوبم و جز دوری از شما، نگرانی‌ای ندارم. این دوری هم، چون تحمل آن به خاطر مصلحت اسلام است، امری است ضروری.
باری، از این که در نوشتن نامه به محضرتان کوتاهی کردم معذرت می‌خواهم. دلیل این قصور هم این بود که ترجیحا می‌خواستم تلفنی با شما تماس بگیرم، ولی متأسفانه شماره تلفن منزل شما را نداشتم. تا این لحظه هم که مشغول نوشتن هستم، حتی مجال پیدا نکرده‌ام تا لااقل با داداشم تماس بگیریم که شماره منزل‌تان را از او بپرسم.
سرانجام، لازم دانستم لااقل به وسیله فرستادن نامه، خدمت تان سلامی عرض کنم و جویای حال باشم. ان‌شاء‌الله که همگی سلامت هستید. خدمت خانم و خانم بزرگ سلام برسانید… تمام فامیل را از طرف این جانب سلام برسانید.
در ضمن؛‌
با اجازه جناب عالی‌؛‌ نامه‌ای هم برای … خانم نوشته‌ام که به همراه همین نامه آن را پست می‌کنم. دیگر این که چون شروع عملیات عجالتا به تعویق افتاده- گرچه ان شاء‌الله به زودی انجام خواهد شد – آمدن من به تهران هم فعلا منتفی است.
همان طور که قبلا به عرض شما رسانده بودم، آمدن من به تهران برای تعیین زمان قطعی برگزاری مراسم عروسی، به همین مسئله [انجام عملیات] ارتباط دارد. امیدوارم به زودی، پس از پیروزی خدمت برسم.

نامه عروس خانم، هفدهم بهمن ۱۳۶۱، تهران

بسم‌الله الرحمن الرحیم
«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص»
(به درستی که خداوند دوست دارد کسانی را که در صف‌های به هم پیوسته و محکم و استوار در راه او مبارزه می‌کنند.)
«نامه‌ای به یک پاسدار دلیر»
سلام علیکم
به تو ای دلاور با رشادت، به تو که هفت سین سپاسی، ستایشی، سلاح، سلوک علی واری، سرخی، سبزی و سنت‌های اسلام را، نگهبان، به تو، که با تربتی گلگون گشته از خاک وطن ما، نماز می‌گزاری، در این عرصه‌ای که آزمون بلاکشی آدمیان شده نامه‌ام را به تو می‌نویسم ای پاسدار دلیر، به تو … و من نامه‌ام را به امواج کارون می‌سپارم تا هنگامی که تو از آب زلال آن وضوی نماز می‌گیری، به دستت برسد و با خواندن آن،‌ غنچه لبانت بشکفد.
ای لاله‌ای در صحرا، اشکی در دریا، قطره‌ای در رود، ای حسینی در میقات، ای اسطوره خوبی‌ها ….. دیگر چه بگویم که وصف تو، در توان من نیست. ای پرستش کننده‌ای که هر نیمه شب، در زیر نور پریده رنگ مهتاب جبهه، بر تنه نخلی، یا دیواره خاکریزی تکیه می‌دهی و به نماز می‌نشینی. تو آن عابد راستینی هستی که می‌خواهی از عبد بودن، معراج خودت را آغاز کنی و به مقامی برتر از ملائک آسمان برسی. تو می‌خواهی از من بودن، به ما هجرت کنی و از بودن با ما به جوار هم‌نشینی با انبیاء و اولیاء خدا.
آری، تو همان کسی هستی که امام‌ات، خمینی عزیز، آرزوی چون تو بودن را دارد. آنجا که می‌فرماید: «ای کاش من هم یک پاسدار بودم»
خب آقا رضا
با عرض سلام مجدد، امیدوارم که حالت خوب باشه. منظورم از نوشتن این نامه، پاسخی بود به نامه پر از مهر و صداقت جناب عالی، که تاریخ هشتم بهمن رو داشت. امیدوارم از مقدمه‌ای که در اول این نامه برات نوشتم، خوش‌ات بیاد و از من قبول‌اش کنی. هر چند هنوز شاید به صورت کامل، همدیگر رو نشناخته باشیم، ولی نیروی درونی و ایمان قلبی‌ام این نوید رو به من می‌ده که تو، واقعا لیاقت این اوصاف رو داری.
در هر صورت، اگه از حال خانواده ما جویا هستی، به حضورت عرض کنم همگی صحیح و سلامت هستند. در مورد نامه‌ای که به آقام فرستاده بودی، خیلی خیلی ازت تشکر کرد. فقط مامان از تو گله داشت که چرا این قدر دیر نامه دادی. هر چند شاید تو رو یکی، دو بار بیشتر ندیده، ولی این رو احساس می‌کنم که تو رو خیلی دوست داره. خودش هم این رو می‌گفت. در هر حال، مامان و آقا جون، خیلی از تو انتظار دارند که زود به زود نامه بدی.
در مورد این که توی نامه‌ات به آقام نوشته بودی با اجازه از اون به من نامه دادی، ازت خیلی تشکر می کنم. به قول آقام و مامان. این اجازه خواستن واقعا نشون دهنده نهایت ادب و لطف توست. فقط ازت خواهش می‌کنم زود و فوری، برام نامه بنویسی، چون هر چه باشه، دخترها بیشتر از پسرها دچار فکر و خیال می‌شن و نتیجه زود به زود نامه نوشتن تو، این می‌شه که من آسوده خاطر باشم. امیدوارم که متوجه منظورم شده باشی. ازت می‌خوام موقع نامه نوشتن واسه من، رهنمودهای خوبی هم برام بنویسی تا بتونم اونارو در زندگی روزمره خودم اجرا کنم. چون به قول امام؛ شماها در خیل کاروانی هستید که به مقصد نزدیک شده‌اید، ولی ما، هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم. تازه، من تو رو بیشتر از اون چه که فکر می‌کنی، شناختم. ایمان دارم برای ادامه زندگی خودم، مردی رو انتخاب کردم که خداوند رو برای من انتخاب کرده. به امید روزی که همه مردان و زنان حزب‌الله تا آخر این خط مقدس پیش رفته باشند. به امید ظهور هر چه زودتر ولی عصر (عج) و تشکیل جامعه اسلامی در سرتاسر کره زمین. به امید روزی که رزمندگان ما، پرچم مقدس (نصر‌من‌الله و فتح قریب) را بر تمامی قله‌های کرامت و پیروزی، به اهتزاز در بیاورند به امید آن روز.
راستی!
از دعاهای شبانه‌تان و از فعالیت‌های الهی روزانه‌تان در جبهه، واقعا التماس دعا دارم.
خواهش می‌کنم در چنین مواقعی من رو به یاد داشته باشید.
ضمنا، پاک داشت فراموش‌ام می‌شد، اگه خواستی زنگ بزنی، همیشه و هر وقت که خواستی، به این شماره تلفن … که مامان داده، زنگ بزن.
و اگه نامه نوشتی، به جای یک صفحه، اون رو توی چند صفحه بنویس، نترس، جوهر خودکارات، تموم نمی‌شه. خداحافظ.
چشم براه تو…

 


وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا

کاری از:محسن برآسود
 

 


download

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • جلسه پدر و پسری در تمرین استقلال (عکس)
  • حمایت عربستان از تروریست‌ها زاهدان
  • زیردریایی فاتح به ارتش ملحق شد
  • تصویر «چه‌گوارا» در دستان جلیقه زردها
  • چرا مدیرعامل ایران‌خودرو تغییر نمی‌کند؟
  • افزایش قیمت لوازم خانگی خلاف است
  • پرسپولیس نمی تواند از شاه ماهی استفاده کند؟
  • بشار اسد: طرح تجزیه به سوریه محدود نیست
  • اژه ای:محاکمه حسین فریدون بزودی برگزار می‌شود
  • بزرگ‌ترین سرمایه انقلاب، تجربه‌های انقلاب است
  • برملا شدن خیانت زن به همسرعاشقش
  • کشف ۷۰ درصد از جرائم فضای مجازی
  • هواپیمای کمک های امریکادرمرزونزوئلابه زمین نشست
  • عکس/ شگفت‌انگیزترین روستای صخره‌ای جهان
  • صدرنشین گردشگردی دراروپا کدام کشوراست
  • آخرین تغییرات قیمت سکه و طلا (۹۷/۱۱/۲۸)
  • حواشی در اردوگاه استقلال بالاگرفت
  • ابهام بزرگ درباره حضور ترابی مقابل پدیده
  • آواز خواندن جناب خان برای یوسف صیادی
  • اگر اوباما بود، درحال جنگ با کره شمالی بودیم
  • فیلم/حاشیه‌های جشن عروسی دخترقالیباف
  • اعلام حکم متهمان بانک سرمایه تا دوهفته آینده
  • بازگشت به لیست سیاه FATFچه پیامدی دارد
  • تظاهرات گسترده مردم یمن/عکس
  • عکس/ سخنرانی ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ
  • ظریف: اروپا در حد بازجویی از ایران نیست
  • مداحی سیدرضا نریمانی درتشییع شهدا
  • پشت پرده قهر دروازه بان پرسپولیس لو رفت
  • فیلم/انتقام شهیدان‌مان راخواهیم گرفت
  • امکان بازگشت امریکابه برجام وجوددارد؟
  • فیلم/ رکورددار استفاده از "حق وِتو"
  • هدف امریکا ازپایان دادن به برجام چیست
  • مرکل: برجام، اهرم مهار ایران است
  • فیلم/حادثه تروریستی زاهدان دراردوی جهادی
  • برنی سندرز نامزدانتخاباتی آمریکا می‌شود
  • میوه شب عید از کی توزیع می‌شود؟
  • تعبیر سیدحسن نصرالله از22بهمن/فیلم
  • انتخابات مجلس رقابتی است
  • فیلم/ وعده روحانی در بدو ورود به هرمزگان
  • قهرمان مشهدی نامزدانتخابات فدراسیون کشتی شد
  • وزیر خارجه جدید رژیم صهیونیستی کیست؟
  • فیلم/ دلیل اتهام به دوران مدیریت قالیباف چیست؟
  • کسی جرأت جنگ علیه ایران را ندارد
  • جوگیرشدن پدرشرکت کننده برنامه کودک شو/فیلم
  • اقتصاد ایران با فروپاشی فاصله زیادی دارد
  • فیلم/ کنایه احسان علیخانی به مسئولین
  • دختری که مقابل روحانی دستپاچه شد/فیلم
  • کلیدخوردن طرح استیضاح روحانی
  • موج اعتراضات به سفر بن‌سلمان/فیلم
  • روحانی همسایگان از دشمنی با ما ضرر می‌کنند/فیلم
  • حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ +عکس
  • واکنش ستاره جدید استقلال به در جمع آبی‌پوشان
  • همه چی کار سپاهه!
  • نوبخت: اینستکس مبادله نفت با کالا نیست
  • اصلاحیه قانون منع به کارگیری بازنشستگان
  • ارتباط FATF با اسب سواری داعش
  • شفر: شنیده‌ام دنبال اخراجم بوده‌اند!
  • نامداری: بازیکن پرسپولیس مشکل روحی دارد!
  • روش جدید توزیع گوشت امروز ابلاغ می‌شود
  • مصادره یک مخالف به سود FATF
  • دفترچه‌ بیمه تأمین اجتماعی حذف می‌شود
  • تصاویر/ وقتی که شوروی افغانستان را ترک کرد
  • مدارک لازم برای احراز محل سکونت مالک خودرو
  • واقعیتی از دبی! +عکس
  • ازدواج اینترنتی؛ فرصتی برای سودجویان!
  • این شهدا مخصوص لبنان نیستند +عکس
  • نشست ورشو هدف‌اش حمایت از نتانیاهو بود
  • به اوج رسیدن تقابل آمریکا با اروپا بر سر ایران
  • دو عکس و هزاران حرف
  • زیاده‌خواهی امارات در شرق یمن
  • استایل هانیه توسلی در اکران فیلم سوتفاهم/عکس
  • قالیباف:هرکسی نخواهد کار کند، دروغ می‌گوید
  • حمله توپخانه‌رژیم سعودی به «الدریهمی»
  • اگر می خواهید قبرتان باغی از باغ‌های بهشت باشد
  • حکم شرعی تاییدبی‌حجابی درفضای مجازی