چهارشنبه 30 مهر 1399 - Wed 21 Oct 2020
  • آمریکا در آستانه یک جنگ داخلی خونین: چرا انتقال قدرت مسالمت‌آمیز نخواهد بود؟

  • قیمت دلار تا چقدر ارزان می‌شود؟

  • کشف عجیب ترین علامت ابتلا به کرونا

  • پیش‌بینی بانک جهانی: کاهش تورم ایران در پیش خواهد بود

  • چهره داغون و بدون آرایش ریحانه پارسا در مهاجرت از ایران + عکس

  • داروهای عجیب، اما موثر در درمان کرونا ی

  • عامل مهمی که پیروزی بایدن یا ترامپ به آن وابسته است

  • ۱۰۰۰ روز از بازداشت فعالان محیط زیستی گذشت/ هیچکس آزاد نشد

  • وزیری که توان اجرا ندارد و فقط «التماس» می‌کند، چرا کنار نمی‌رود؟

  • اولین واکنش نمکی به بحران انسولین: کمبود نداریم

  • پیشنهاد وسوسه انگیز سپاهان بازیکن استقلال را هوایی کرد

  • ۴ دلیل ریزش عجیب دیروز دلار

  • قحطی نان چقدر صحت دارد؟

  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۹/۰۷/۳۰

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۰۷/۳۰

  • پروتکل "کمیته X" برای معترضان خیابانی که از کرونا می‌ترسند! / چرا "اغتشاش" از نظر اصلاح‌طلبان خوب است؟

  • گوش به زنگ در اتاق بیضی

  • موزه‌ای که نه بوی بین‌المللی دارد نه رنگی از مقاومت!

  • پرسپولیس به معنای واقعی ثابت کرد؛ «پهلوان زنده را عشق است!»

  • رسانه فلسطینی خطاب به اعراب خلیج فارس:اگر هدف صلح است، چرا با ایران نه؟

  • آمریکا در آستانه یک جنگ داخلی خونین: چرا انتقال قدرت مسالمت‌آمیز نخواهد بود؟

  • قیمت دلار تا چقدر ارزان می‌شود؟

  • کشف عجیب ترین علامت ابتلا به کرونا

  • پیش‌بینی بانک جهانی: کاهش تورم ایران در پیش خواهد بود

  • چهره داغون و بدون آرایش ریحانه پارسا در مهاجرت از ایران + عکس

  • داروهای عجیب، اما موثر در درمان کرونا ی

  • عامل مهمی که پیروزی بایدن یا ترامپ به آن وابسته است

  • ۱۰۰۰ روز از بازداشت فعالان محیط زیستی گذشت/ هیچکس آزاد نشد

  • وزیری که توان اجرا ندارد و فقط «التماس» می‌کند، چرا کنار نمی‌رود؟

  • اولین واکنش نمکی به بحران انسولین: کمبود نداریم

  • پیشنهاد وسوسه انگیز سپاهان بازیکن استقلال را هوایی کرد

  • ۴ دلیل ریزش عجیب دیروز دلار

  • قحطی نان چقدر صحت دارد؟

  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۹/۰۷/۳۰

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۰۷/۳۰

  • پروتکل "کمیته X" برای معترضان خیابانی که از کرونا می‌ترسند! / چرا "اغتشاش" از نظر اصلاح‌طلبان خوب است؟

  • گوش به زنگ در اتاق بیضی

  • موزه‌ای که نه بوی بین‌المللی دارد نه رنگی از مقاومت!

  • پرسپولیس به معنای واقعی ثابت کرد؛ «پهلوان زنده را عشق است!»

  • رسانه فلسطینی خطاب به اعراب خلیج فارس:اگر هدف صلح است، چرا با ایران نه؟

    • فیلم
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 35141
    تاریخ انتشار: 04/شهريور/1395 - 19:54
    گروه تولید ومحتوای پایگاه خبری حامیان ولایت/ایثاروشهادت

    اسنادی دیگراز مدعیان دروغ/سندی ازترورشهید کریم فاتح داریان/ملکه ترور(مریم رجوی) مدعی حقوق بشرجوابگو باشد

    در دوران اوج گیری مجدد نهضت اسلامی روزها در صحنه مبارزات مردم علیه رژیم طاغوتی حضور یافت و شب ها در خیابان ها و کوچه ها به نگهبانی از محله و حفظ امنیت آن از تجاوز مزدوران شاه پرداخت.

    اسنادی دیگراز مدعیان دروغ/سندی ازترورشهید کریم فاتح داریان/ملکه ترور(مریم رجوی) مدعی حقوق بشرجوابگو باشد

    زندگینامه شهید کریم فاتح داریان


    در آذر ماه سال ۱۳۳۸ متولد شد و به عنوان اولین فرزند در کانون گرم و صمیمی خانواده پرورش یافت . وی دوران تحصیلات ابتدایی را با موفقیت به پایان رساند و پس از آن تا سال دوم راهنمایی نیز ادامه تحصیل داد ، ولی از انجا که استعداد و علاقه زیادی به انجام کارهای فنی داشت بلافاصله پس از ترک تحصیل در یک کارگاه میکانیکی مشغول کار شد و با هوشیاری و جدیت درصدد یادگیری و تخصص یافتن در رشته مربوطه برآمد ، اما چندی بعد به علت جو اخلاقی نامساعد در محیط کار به سازمان صنایع دفاع رفت و در آنجا شروع به فعالیت نمود .
    وی در دوران اوج گیری مجدد نهضت اسلامی روزها در صحنه مبارزات مردم علیه رژیم طاغوتی حضور یافت و شب ها در خیابان ها و کوچه ها به نگهبانی از محله و حفظ امنیت آن از تجاوز مزدوران شاه پرداخت ، تا این که بالاخره بنا به خواست و مشیت الهی ، رهبری قاطع و سازش ناپذیر امام خمینی و همت تمامی مردم که متحد و یکپارچه پیام امامشان را لبیک گفته بودند ، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و به سلطه جابرانه ۲۵۰۰ ساله ستمشاهی بر میهن خونبار اسلامی خاتمه داده شد .
    با پیروزی انقلاب اسلامی بود که حوزه فعالیت وی گسترده شد و او بدون هیچگونه تظاهر و ریایی ، در سنگر مساجد و در صحنه جامعه حضور یافت و ضمن فعالیت در سازمان صنایع نیز به نحو شایسته ای به کار و تلاش ادامه داد .

    عاملین ترور و اسناد جنایت شهید کریم فاتح داریان

    .اعترافات مجید یحیوی آزاد  یکی از عاملین ترور شهید فاتح داریان :
    " 4. طرح زدن دو موتور سوار گشت
    در این سوژه در نزدیکی های بزرگراهی که به فلکه آریاشهر دوم می رود به دو موتور سوار ظنین شدند و قبل از این که بتوانند عکس العملی نشان دهند ما آنها را به رگبار بستیم . مهرداد ، صمد ، جمشید مسعودی و با ماشین از محل حادثه گریختیم ."
    2.اظهارات محمد رسول بیات عضو واحدهای تروریستی بخش ویژه نظامی منافقین در توجیه این قبیل جنایات :
    " در رابطه با افراد عادی یک بار رضا (فرمانده اکیپ تروریستی) می گفت وقتی که بخواهیم عملیاتی را انجام بدهیم امکان دارد افراد معمولی نیز به شهادت و یا زخمی برسند و این مسئله طبیعی است نمی شود کاری انجام داد و به خاطر انقلاب مسئله ای نیست و دیگر آن که کسانی که وارث خون ( آن فرد عادی) هستند با رژیم دشمن می شوند و مراسم هفت و چهل مانند انقلاب اسلامی 57 به وجود می آید و این هفت ها و چهلم ها نظام را نابود می کند . "

     


    سیاست معاویه !

    این مسئله برگزاری مراسم یادبود شهدا و گرفتن مجلس ختم و چهلم و سال در دوران انقلاب و پس از آن به قدری برای دشمنان اسلام و انقلاب کوبنده بود و اثرات معجزه آسایی در پیروزی های امت حزب الله در بر داشته است که حتی دشمن را هم به طمع بهره برداری و سوء استفاده از این قبیل مراسم انداخته است . در میان اسناد لانه جاسوسی مدارکی موجود است که در آن شیطان بزرگ به اذناب خود تلویحاً توصیه می کند که از این سنت ها در جهت پیشبرد مقاصد توطئه آمیز استفاده کنند و ...
    منافقین نیز در پیگیری همین سیاست منافقانه به کشتار مردم کوچه و بازار و حامیان جمهوری اسلامی می پردازند تا شاید در پی آن مراسم ختم و هفت و چهلمی ، آن هم در جهت تأیید جنایات شان به راه بیفتد ، غافل از این که مردم از مدت ها قبل ماهیت اعمال جنایتکارانه آنان را به خوبی دریافته بودند و هرگز فریب حیله ها و سیاست های معاویه ای آنان را نمی خورند .

     

    شهادتنامه

    بالاخره روز موعود فرا رسید و او در حالی که خسته و کوفته از سر کار به منزل بازگشته بود ، بلافاصله پس از شنیدن صدای انفجار بمب (که توسط ضد انقلابیون در مقابل درمانگاه پاستور کار گذاشته شده بود) از خانه بیرون می آید و به همراه مردم و برادران مسئول در جهت انتقال مجروحین حادثه به بیمارستان ها اقدام می کنند . در این حین یکی از آشنایان خود را که عضو سپاه پاسداران انقاب اسلامی بود در بین امدادگران می بیند و از ان به بعد تا پایان کار دوشادوش وی به فعالیت خود ادامه می دهد .
    پس از انتقال کلیه مجروحین حادثه ، کریم به همراه برادر پاسدار سوار بر ترک موتور سیکلت وی به سمت خانه عازم می شوند ، ولی در بین راه ناگهان سه تن از سربازان بی انیفورم صدام (منافقین) با رگبارهای پی در پی مسلسل های آمریکایی خود از پشت ، بدن این عزیزان را سوراخ ، سوراخ می کنند که به دنبال آن کریم در اثر اصابت بیش از ۶ گلوله به نقاط مختلف پیکر پاکش به شرف شهادت نائل می شود و برادر پاسدار همراه وی که رانندگی موتورسیکلت را نیز به عهده داشت مجروح و پس از انتقال به بیمارستان تحت معالجه قرار می گیرد و زمانی بعد بهبودی خود را باز می یابد.



    در صفحه اول شرح معاینه جسد مطهر شهید کریم فاتح داریان آمده است :

    ” … ۱) سوراخ گرد و منظم به قطر تقریبی هفت میلیمتر با اطراف سائیدگی و مختصر سوختگی در مجاری دنده ۹ … ۲) سوراخ ورودی با مشخصات قبلی در پایین تر از سوراخ قبلی … ۳) سوراخ ورودی با مشخصات قبلی در گودی پهلوی چپ ، ۴) سوراخ ورودی چهارم در طرف خارجی کپل … ۵) سوراخ ورودی …. با مشخصات بقیه …. از طرف خارجی بازوی راست … ۶) یک سوراخ ورودی …. “

    و بدین ترتیب طالع عمر فرزندی از فرزندان امت اسلام با سرپنجه های خونین شیطان بزرگ در افق تیره و تار وسوسه های شوم استکبار جهانی به پایین کشیده می شود تا شاید توطئه و امیال اهریمنی علیه انقلاب و نظام اسلامی در آینده ای نزدیک به وقوع پیوندد، ولی جاسوسان عراقی که در آن روز در مقابل کلینیک پاستور بمب گذاشته و سربازان بی انیفورم صدامی که ساعاتی بعد امدادگران مجروحین این حادثه را به رگبار مسلسل بستند و تمامی مزدوران استکبار جهانی باید بدانید که این نهضت بپا خاسته در ایران نهضتی است حسینی و رهبرش خمینی ؛

    مکتبی که شکست ناپذیر است و شهادت در راه خدا را جز سعادت نمی داند و رهبری که همچون ابراهیم خلیل الرحمن (ع) با امتی پایدار و مقاوم عزم واژگون کردن تمامی بت ها و برچیدن تمامی بتکده های جهان را آورده است تا انشاءالله از این طریق زمینه را برای ظهور حضرت صاحب الزمان (ع) مصلح و منجی بشریت آماده سازد و امتش نیز بتواند نقش و مسئولیت خطیر خود را در میان ملل جهان به خوبی ایفا کند .
    هر وقت رادیو مصاحبه با مادر شهید را در برنامه های مختلف خود پخش می کرد ، او به مادرش می گفت :

    ” مامان گوش بده ! ببین ! مادر شهدا چقدر صبور هستند و هیچ اظهار ناراحتی از شهادت فرزندان شان نمی کنند ، تو هم یاد بگیر ! زیرا زمانی تو هم مادر شهید می شوی .”

    مزار شهید : بهشت زهرا ، قطعه ۲۴ ، ردیف ۸۸ ، شماره  ۳۹

    جهان شاهد بود که علیرغم تلاش های مذبوحانه منافقین و قبل و بعد از آن جنایات گسترده و وحشیانه صدامیان کافر در بمباران شهرهای بی دفاع و استفاده از بمب های شیمیایی و … امت شهیدپرور و خانواده های شهدا تمامی فریادهایشان را علیه استکبار جهانی و مزدورانش سر دادند و به برکت خون عزیزان شان خود نیز مقاوم و استوارتر از گذشته در سنگر دفاع از اسلام ایستادند ؛ به نحوی که اکنون همین خانواده ها از ذخائر اصلی انقلاب محسوب می شوند .

    خانواده هایی که در راه به ثمر رساندن خون شهیدان شان از بذل جان و مال و دیگر فرزندان شان دریغ نورزیده و همه هستی خود را وقف اسلام و انقلاب کرده اند تا حسین زمان را یاری رسانند و سیاست خدعه و تزویر یزیدیان زمان را به ناکامی و شکست کامل بکشانند و با صبر جمیل خود به اجر جزیل و فوز عظیم نائل گردند.

     

    دست نوشته های شهید کریم فاتح داریان

     

     

     

     

     

    خاطراتی از زبان مادر شهید:

    نام خانوادگی:ملاکی داریانی          نام:حمیده          نام پدر:لطف الله          شغل:خانه دار         تحصیلات:ابتدایی          نسبت با شهید:مادر

     

    عنوان خاطره:مادر شهید بسیار در شهادت پسرش بی تابی کرد وتحمل نداشت و مدام گریه میکرد.شبی شهید کریم فاتح داریان به خواب دوستانش آمد وگفت:به مادرم بگویید اگر میدانست من کجا هستم دیگر بی تابی نمیکرد، به او بگویید من در طبقه سوم آسمان هستم.

    دوستان کریم به دیدن مادر شهید آمدند و به او گفتند: شما مثل اینکه خیلی بی تابی میکنید و قضیه خواب را برایش تعریف کردند و از آن به بعد بود که او کمتر غصه دار شد.

    شهید در ماه رمضان بود که از روز یازدهم به بعد به قم عازم شد و به ماموریت رفت.شب ها را تا صبح به مناجات می پرداخت.شبی دوستان همراهش به او گفتند بلند شو برویم کار داریم، کریم در جواب گفت:شما بخوانید من در حال صحبت و مناجات هستم.دوستانش با شوخی می گویند: ببین جه میگوید، خدا با جه کسی حرف میزند.کریم با لبخندی به آنها میکوید:باشد، حالا بعدا می فهمید و بعد از شهادتش دوستانش گفتند که کریم راست میکفت که مناجات می کرد.

    مادر شهید مدتی بود که کپسول گاز منزلشان تمام شده بود و از گاز مدتها بود خبری نبود و آنها را دچار مشکل کرده بود، زمانی که گاز لوله کشی نیامده بود، مادر شبی در خواب میبیند که کریم کپسول گازی بر دوش گرفته و به سمت منزل می آید و با لبخندی به مادر کپسول را در آشپزخانه می گذارد.

    مادر بعد از آن از خواب می پرد...اما فردای آنروز کپسول گاز میرسد.

    مادر شهید روایت میکند:

    دور تا دور اتاقش را عکس امام و شهدا چسبانده بود.لامپی را در اتاقش قرار داده بود به نحوی که نورش به صورت امام می تابید.مادرش علت این کار را از او پرسید و ا در جواب گفت: میخواهم نور روی عکس امام بتابد.

    مادر شهید ادامه داد: هیچگاه زیرانداز نمی انداخت، هروقت برای او رختخواب پهن میکردم با احترام آنها را جمع میکرد طوریکه ناراحت نشوم، آنها را به بیرون اتاقش انتقال می داد و وقتی علت را از او می پرسیدم میگفت: همرزمالن در جبهه روی زمین سخت می خوابند من چطور به این راحتی در جای گرم و نرم بخوابم.ساده زیست بود،همیشه هر چیزی را که داشت می بخشید.

    با پدرش کت شلواری شبیه هم دوخته بودند، وقتی انها را تحویل گرفتند به منزل آمدند تا پرو کنند، پسرم به اتاق خودش رفت و پدرش هم به اتاق دیگر...وقتی بیرون آمد گفتم: چقد برازنده توست مبارکت باشد انشاالله دامادی بپوشی...

    پدرش هم بیرون آمد و به او گفتم: اصلا به شما نمی آید.پدرش گفت: بله تا وقتی پسرت هست ما را که به حساب نمی آوری(به شوخی). همان شد، دیگر کت را به تن نکرد اما فردای آنروز عید بود.اتفاقا خاله اش هم همین را به او گفت،اولین بار رسمی در همان مهمانی پوشید.قد بلندی داشت و جذاب بود.

     

    خواهر شهید روایت میکند:

    من زمان شهادت کریم در تهران نبودم.شب هفنش رسیدم حتی جنازه اش را ندیدم.بسیار ناراحت بودم.

    بعد از پایان یافتن مراسم به منزل رفتم.شب هنگام در خواب دیدم که کریم و من در دوران کودکی هستیم و با هم بازی می کنیم اما انگار ناگهان به دوران بزرگسالی رسیدیم.کریم رو به من کرد و گفت: هی می گویی جنازه اش را ندیدم، جنازه اش را ندیدم و با اشاره به جنازه ای که بر روی زمین بود گفت: بفرما این جنازه من، تو این را ندیدی. گفتم تو که روبروی من ایستادی و سالم هستی، همینکه این را گفتم انگار مثل پرنده ای پرید و جنازه اش بد و من با خنده ای بر لب....

     بعد از چند روز وقتی عکس از زمان شهادتش به دست ما رسید همان بودف همان که در خواب دیده بودم...


    download

    نظرات بینندگان
    نظرات شما