دوشنبه 11 اسفند 1399 - Mon 01 Mar 2021
  • نامه تَکراری برای کسب اعتبار

  • اولین کسی که انحراف احمدی‌نژاد را پیش‌بینی کرد! +فیلم

  • کشته سازی؛ تکنیک تکراری و نخ‌نمای ضدانقلاب

  • سرلشکر سلامی: سپاه باید میدان فوران تفکر باشد

  • انتخاب «چریک پیر» در رأس ناسا نشانه چیست؟/ اصلاح‌طلبان چه برنامه‌ای برای جنگ با نظام دارند؟

  • تصاویر منتخب حیات وحش هفته

  • پایان کار پسرک قمارباز!

  • مرد همنشین این روزهای ضدانقلاب!

  • نتانیاهو: انفجار کشتی تحت مالکیت تل‌آویو کار ایران بود/ تهران بزرگترین دشمن اسرائیل است

  • قاضی، اسم افرادی که در حبس قرار دارند را دائم مرور و به آن‌ها توجه کند/ آراستگی و ادب شرط قضاوت عادلانه است

  • مجمع دربارهFATF تسلیم فشارها می‌شود؟

  • زمان پخش فصل دوم سریال گاندو

  • آمریکا از چاله کرونا به چاه می‌افتد؟

  • مگه فقط ایران کشور بدبختی هنرمندها نبود؟

  • حمله به گالن های آب!

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۱۲/۱۱

  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۹/۱۲/۱۱

  • کرونا، جاسوس‌بازی، نوستالژی و خنده/ نوروز «سیما» چگونه می‌گذرد؟

  • شهید مدافع حرم «بی‌ام‌و» سوار کیست؟

  • ژست‌های تئوریسینی آقای مخالف مسکن مهر/ «عباس آخوندی» کاندیدا می‌شود یا محاکمه؟

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 35060
    تاریخ انتشار: 26/مرداد/1395 - 13:15
    طنز

    طنز/ چگونگی رژیم ورزشکاران به اهدای مدال به مدافعان حرم

    بر هر عقل سلیم آریایی واضح و مبرهن است که یک ورزشکار ایرانی عمراً به خودی خود نمی‌آید مدال المپیکش را به شهدای مدافع حرم اهدا کند و اگر کرد حتما یکجای کار ایراد دارد. ما وقتی دیدیم مدال آورن المپیک دارند اینکار را می‌کنند، چون مطمئن بودیم یک جای کار ایراد دارد –اما دقیقا نمیدانستیم کجای کار- رفتیم تمام احتمالات را بررسی کنیم که شاهد از غیب رسید و یکی که قبلا خودش قربانی این سیاست رژیم شده بود، آمد و با زبان خودش توضیح داد که رژیم چطور این کار را میکند. بدیهی است که اسم این ورزشکار که در مسابقات قبلی مدال آورده و مجبور شده آن را زورکی اهدا کند قابل ذکر نیست چون رژیم خیلی سفاک است و میریزد میزند پدرش را در می‌آورد. شرح ما وقع را بخوانید.

    طنز/ چگونگی رژیم ورزشکاران به اهدای مدال به مدافعان حرم

    به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت؛ من ... ورزشکار رشته ... هستم و تا کنون 18 مدال کشوری، آسیاسی و جهانی بدست آورده‌ام که همه آنها را علی رغم میلی شخصی با فشار شخص رژیم مجبور شده ام اهدا کنم در حالی که اسم بعضی از آنها که مدالهایم را به‌شان اهدا کردم اصلا نشنیده بودم، اما رژیم گفت اهدا کن و من هم چاره ای نداشتم. رژیم خیلی نامرد است.
     
    اولین بار که مجبور شدم مدالم را هدا کنم اینطوری شد که تا در مسابقات انتخابی قهرمان شدم هشت نفر در حالی که چهره‌های خود را پوشانده بودند ریختند داخل ورزشگاه و من را با گلوله پلاستیکی بیهوش کردند و با خود بردند. دیگر چیزی یادم نمی‌آید تا اینکه دیدم در یک سوله بزرگ هستم و یک لامپ هم بالای سرم دارد تکان میخورد و پشتم هم یک هواکش بزرگ، خیلی آرام، جوری که سایه اش بیفتد روی زمین دارد میچرخد. آنجا بود که برای اولین بار رژیم را دیدم. آمد و یک برگه گذاشت جلوی رویم و گفت امضا کن. گفتم چی هست؟ گفت تعهدنامه که اگر به این مسابقات بروی مدالت را اهدا کنی. گفتم به کی؟ گفت آنجایش را خالی گذاشتم و همان روز که مدال گرفتی با توجه به شرایط روز پر میکنیم. گفتم اگر نکنم چه کار میکنید؟ که یکدفعه یک چاقو درآورد و یک انگشتم را قطع کرد! گفت تا ده شماره وقت داری امضا کنی وگرنه همینطور انگشتهایت را قطع میکنیم و بعد هم میکشیمت. من تا انگشت وسطی دست راست مقاومت کردم اما دیگر چون خیلی درد داشت امضا کردم. بعد داشتم گریه میکردم که یک چسب قطره‌ای آوردند زدند و انگشتهایم را به هم چسباندند و مثل روز اولش شد. بعدا شنیدم که این چسبها را از روسیه وارد کرده اند و خیلی چسبهای خوبی است و همه چیز را میچسباند.
     
    بعد تا روز مسابقات برای اینکه یادم نرود چه قولی داده ام یکی می آمد و هی انگشتم را قطع میکرد و میچسباند و می‌رفت و هزینه ایاب ذهاب هم میگرفت. یکبار گفتم شما یکی از این چسبها به من بدهید من خودم قطع میکنم و میچسبانم شما هی پول ایاب و ذهاب از من نگیرید اما قبول نکرد.
     
    روزی هم که میخواستم اعزام شوم به مسابقات آمدند و خانواده ام را گروگان گرفتند و بردند و گفتند اگر مدالت را تقدیم نکنی، سر تک تک اعضای خانواده‌ات را میبریم. بعد هم برای اینکه من بیشتر بترسم یکی از آنها قوطی خالی چسب را هم نشانم داد و گفت ببین، دیگه چسب هم نداریم!
     
    من هم که خیلی ترسیده بودم گفتم حالا اگر مدال نیاوردم چی؟ که گفتند با آنها صحبت شده و تو حتما مدال می‌آوری. من آنجا بود که فهمیدم همه چیز کار خودشان است و المپیک و جام جهانی همه اش از پیش تعیین شده است و رژیم همه را خریده. بالاخره آنهمه پول نفت باید یکجا خرج می‌شد دیگر!
     
    مدال را که گرفتم مانده بودم حالا باید به کی هدیه کنم که رییس فدراسیون جهانی موقع انداختن مدال آرام زیر گوشم گفت یادت نره به .... اهدا کنی. فارسی هم گفت. رییس فدراسیون جهانی هم از خودشان بود بی‌شرف!
     
    خلاصه اینکه مدال را اهدا کردم و برگشتم خانه و آنها هم اعضای خانواده ام را آزاد کردند. یکی از همانها وقتی داشتم پدرم را بغل میکردم از پشت سر یک قوطی چسب نشانم داد و به حالت مسخره گفت دروغ گفتیم، چسب تموم نشده بود! رژیم خیلی دروغگوست.
     

    منبع : رجانیوز

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما