شنبه 09 مرداد 1400 - Sat 31 Jul 2021
  • شوک خبری به هوادران پرسپولیس/روز خداحافظی شاه ماهی از پرسپولیس فرا رسید

  • نمکی: محموله‌های جدید واکسن کرونا در راه است

  • دولت باید با استفاده حداکثری از ظرفیت‌ها برای از بین بردن آسیب‌های اجتماعی تلاش کند

  • رزیتا غفاری با گریم دختران قجر

  • جانشین ستاره جدا شده پرسپولیس مشخص شد/عارف آغاسی مدافع مد نظر گل محمدی برای جانشینی کنعانی زادگان

  • دولت روحانی ۲۱ درصد کمتر از دولت قبل سرمایه‌گذاری کرد +نمودار

  • خوف سعودی ها از قیچی شدن در شمال و جنوب یمن/ عملیات جدیدی که ریاض را به کُما خواهد برد + نقشه میدانی و عکس

  • خانه تکانی به سبک مجیدی در استقلال/ لیست خروجی استقلال رو نمایی شد

  • شوک جدید به استقلال وهوادران ابی پوش / پای ای اف سی به میان می آید ؟

  • پیام آمریکا به رئیسی درباره مذاکرات

  • تصاویر/روزهای خوب کارون

  • حضور یک آقازاده در خوزستان!

  • تناقض عجیب بریتانیا در جام جهانی، یورو و المپیک!

  • صحبت‌های عجیب ترامپ درباره وضعیت بایدن

  • تصاویری جذاب و دیدنی از ششمین روز المپیک

  • ایران هسته‌ای و موشک‌های نقطه‌زن حزب‌الله، چالش‌های راهبردی صهیونیست‌‌ها

  • "دلتا" نفس بیمارستان‌های پایتخت را به شماره انداخت/ "لامبدا" پشت دروازه‌ها/ مدیریت سرپایی کرونا! + نقشه و نمودار

  • آخرین دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت دوازدهم با رهبر معظم انقلاب

  • ژست زیبای ستاره سینمای ایران مقابل دوربین

  • گلچین مولودی عید غدیر با نوای مداحان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252922
    تاریخ انتشار: 21/تير/1400 - 16:09

    برای آنها که به گدایی پست و مقام راه افتاده‌اند/ دو خاطره برای اندکی خجالت +تصاویر

    این شوق و یا به عبارت بهتر شهوت دقیقا برخلاف آن جمله شهید بهشتی است که ما «شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت».

    برای آنها که به گدایی پست و مقام راه افتاده‌اند/ دو خاطره برای اندکی خجالت +تصاویر

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازجهان,شوق مسئولیت موضوعی نیست که بتوان آن را در بین رفتار برخی سیاسیون کتمان کرد. این شوق و یا به عبارت بهتر شهوت دقیقا برخلاف آن جمله شهید بهشتی است که ما «شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت».


    به کرات دیده یا شنیده شده که افراد از رده های بالا تا پایین برای گرفتن این پست یا آن مقام به رایزنی و لابی می پردازند. از خود تعریف می کنند، گزینه دیگر را تخریب می کنند، وعده امتیاز می‌دهند، قول سکوت می دهند و خلاصه هرکاری که لازم باشد برای دریافت پست انجام می دهند.

    این روزها هم که دولت جدید در حال چینش است از گوشه و کنار خبر می‌رسد که فلان کس برای دریافت پست به چه تقلایی افتاده است. هرچند که آیت الله رئیسی همان طور که اعلام کرد و انتظار می رود شخصیتی نیست که به اینگونه افراد میدان دهد. حتی رئیس جمهور منتخب صریحا اعلام کرد: «ستادهای انتخاباتی در واقع آیینه دولت آینده نیستند و دولت براساس بررسی عملکرد و سوابق و برنامه‌های افراد مختلف طراحی می‌شود و شکل می‌گیرد و کسی که وارد دولت و به نماد دولت تبدیل می‌شود باید متخصص، کارآمد و انقلابی باشد».

    اما شاید ذکر دو خاطره مهم از دو شهید برجسته تلنگر لازمی در این بازه زمانی باشد:



    التماس شهید کلاهدوز
    جواد تاجیک، راوی دفاع مقدس و حماسه مدافعان حرم طی توئیتی ماجرایی از شهید کلاهدوز تعریف کرده است:

    «تو جلسه شورای فرماندهی برای انتخاب فرمانده کل سپاه، شهید کلاهدوز با ۶رای از ۷ رای انتخاب شد. خودش به خودش رای نداده بود. بعدشم رفت التماس کرد که مسئولیت رو از دوشش بردارند.

    حالا طرف داره به این و اون التماس میکنه برن تو سامانه معرفی مدیران، برای فلان وزارتخانه معرفیش کنن!»



    خاطره درس آموز از شهید همدانی
    حمید حسام، رزمنده، راوی و نویسنده کتب دفاع مقدس در کتاب ساعت 16 به وقت حلب که به روایت هایی از زندگی شهید حسین همدانی اختصاص دارد، خاطره ای جالب و درس آموزی را به شرح ذیل نقل می‌کند:

    «آذرماه سال 1369 حاج حسین فرمانده سپاه همدان بود. در همین زمان آزاده‌های دفاع مقدس از اردوگاه‌های عراق به میهن اسلامی ایران باز می‌گشتند. تعدادی از فرماندهان قدیمی لشکر 32 انصارالحسین(ع) و سپاه همدان مانند آقای فرجیان زاده هم به همدان برگشتند. یک روز آقای همدانی بنده را احضار کردند و گفتند: «آقای حسام! نامه ای برای آقای محسن رضایی، فرمانده وقت کل سپاه با این مضمون تنظیم کن که ما هشت سال امانت دار بودیم. اکنون که مسئولان اصلی سپاه و لشگر 32 همدان از اسارت بازگشتند باید این جایگاه را به آنان تحویل دهیم. ما آماده واگذاری این پست و جایگاه هستیم». من گفتم: «حاج حسین این حرف یعنی چه؟» حرفم را قطع کردند و گفتند: «شما کاری نداشته باشید فقط نامه را بنویسید». بنده هم نامه ای را تنظیم کردم و برای فرمانده کل پساه فرستادم. آقای همدانی به ارسال نامه بسنده نکردند. آزاده‌ها که آمدند، با تعدادی از آنها که در گذشته فرماندهی سپاه همدان را برعهده داشتند و با تعدادی از فرماندهان وقت سپاه همدان به ستاد مرکزی سپاه در تهران نزد آقای محسن رضایی رفتند. آقای همدانی رفت پشت تریبون و کفت: «جناب آقای محسن رضایی، فرمانده محترم کل سپاه، بعد از اینکه دوستان‌مان در اولین روزهای جنگ اسیر شدند، من و تعدادی از دوستان عهده دار این تشکیلات شدیم. ما هفت هشت سال این تشکیلات را اداه کرده ایم و ما حالا آمده ایم این امانت را به دست صاحبان اصلی‌اش برگردانیم».


     
    بعد از صحبت های حاج حسین، آقای رضایی با طمأنینه و درایت گفتند: «آقای همدانی از شما جز این انتظار نمی رود. این هنر و انصاف و خوش فکری فقط از شما بر می‌آید. این عمل نشانه حسن اخلاق شماست ولی من نمی‌توانم این کار را انجام دهم و تیمی را که هشت سال در اسارت بودند را جایگزین شما کنم. دلیل من هم این است که تشکیلات سپاهی که آن را آن برادران مدیریت می‌کردند با الان بسیار متفاوت است. الان آنقدر تشکیلات بزرگ شده و ماموریت ها متنوع که با آن دوره قابل قیاس نیست. شما و همکاران‌تان باید به کارهایتان ادامه دهید».

    آنهایی که آقای همدانی را می‌شناختند می‌دانند که ایشان از ته دل این حرف را زدند. ایشان اهل شعار دادن نبودند یعنی اعتقادشان این بود که فرمانده سپاه آمده و ایشان باید نیروی او باشند.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما