سه شنبه 05 مرداد 1400 - Tue 27 Jul 2021
  • نهادهای نظارتی قوه قضاییه برنامه روشن، دقیق و هماهنگی را برای پیشگیری از نفوذ جریانات فاسد در مجموعه دستگاه قضا تدوین کنند/دادستان کل و دیوان عالی کشور مانع از تخلف بانک‌ها در دریافت سود تسهیلات بانکی

  • آقای رئیسی به مردم بگویید چه دولتی را تحویل می‌گیرید؟!

  • شوک خبری فدراسیون به هوادران پرسپولیس/ جریمه نقدی برای پرسپولیس و فولاد و محکومیت مربی استقلال

  • با این خوراکی ها زخم معده را تسکین دهید

  • آخرین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتالی

  • فاجعه گتوند؛ از پهلوی تا روحانی / جزییات تکان‌دهنده از تاریخچه ساخت سد گتوند

  • چرا معترضان شعار رضاشاه روحت شاد سر می‌دهند؟

  • نکات کلیدی قبل و بعد از تزریق واکسن کرونا

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۴۰۰/۰۵/۰۴

  • واکنشها به حق میزان مالیات بر درامد

  • این وصیت نامه را یک شهید ۱۶ ساله نوشته است/زندگینامه شهید جاوید الاثر کاظم کاوه

  • رسیدن آب به دحیماوی و رفیع - خوزستان

  • حجاریان کارگزاران را به «نظرسازی» در انتخابات متهم کرد

  • تبدیل شهرداری به مراکز تولید ضدانقلاب!

  • فیلم/ احساساتی شدن عجیب مربی استرالیا

  • برتری آسان تیم ملی والیبال مقابل ونزوئلا/ شروع خوب آقایی در بدمینتون و وداع زودهنگام موسوی در بوکس

  • ماجرای این ۱۵ اَبَردلال سیمان / فیلم

  • پیروزی یک طرفه والیبال ایران مقابل ونزوئلا

  • شرط جدید ایران برای تضمین عدم خروج آمریکا از برجام

  • ۱۶ کرونایی جدید در المپیک توکیو

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 235124
    تاریخ انتشار: 30/فروردين/1400 - 21:09

    طرح ترور همسر شهید نواب صفوی توسط رژیم پهلوی

     طرح ترور همسر شهید نواب صفوی توسط رژیم پهلوی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» کانال تلگرامی مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت: مرحوم نیره سادات احتشام‌رضوی همسر شهید نواب‌صفوی دارفانی را وداع گفت و پیکر او دیروز در حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد. وی شیرزنی بی‌باک بود که پس از تیرباران شهید نواب، در مسگرآباد سخنرانی مهیجی ایراد کرد. او به یاد می‌آورد: آن زمان مجله‌ خواندنی‌ها درباره‌ سخنان شورانگیز و اعتماد به نفسی که داشتم نوشته بود: «روح نواب در کالبد زنش حلول کرده است».

    با توجه به صحبت‌های من در مسگرآباد و شور و التهابی که در بین مردم به وجود آمده بود، اداره آگاهی مرا عامل تحریک و ناآرامی تشخیص داده بود؛ بنابراین تصمیم گرفته بودند وقتی من می‌خواهم بر سر مزار آقای نواب بروم، در مسیر مسگرآباد مرا با کامیون زیر بگیرند و بکشند یا این که مرا بربایند و به قتل برسانند. یکی از افسران شهربانی که از دوستان نزدیک پدرم بود، به صورت مخفیانه ما را از این توطئه مطلع کرد. او از پدرم تقاضا کرده بود که مدتی مانع خارج شدن من از منزل شود.

    درباره این موضوع پدرم به من گفتند: «دخترم اگر به تو رگبار مسلسل ببندند، شهید می‌شوی و این برای ما افتخار است؛ اما اگر تو را بدزدند و ببرند پوست صورتت را بکنند، شکنجه کنند، یا این که دست تعدی و تجاوز به طرف تو دراز کنند، آن وقت چه؟ پس یک مقداری با این غم و مصیبت بساز و از خانه خارج نشو.» من هم مدتی اصلا بیرون نرفتم تا این که آب‌ها از آسیاب افتاد و اوضاع برای اداره‌ آگاهی عادی شد.



     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما