دوشنبه 24 خرداد 1400 - Mon 14 Jun 2021
  • انعکاس اعتراف اصلاح طلبان به ارتباط با همتی و مهر علیزاده در جامعه گویای چیست؟!"

  • ۴ میراث بزرگ دولت روحانی برای دولت آینده/ آشنایی سریع با زمین‌های سوخته و مین‌ گذاری شده تدبیری‌ها

  • جزئیات جدید از پرونده قتل خانوادگی خرمدین‌ها

  • چشمان گربه ای و مجذوب کننده خانم بازیگر /عکس

  • چه کردی پرزیدنت!

  • نگرانی از کرونای هندی در ۳ استان/ میزان مرگ‌های سه رقمی ادامه دارد

  • نقطه اختلاف همتی و روحانی چیه؟

  • جنجالی ترین نقل و انتقالات استقلال و مجیدی درلیگ برتر/شاه ماهی خارجی در چند قدمی جدایی از استقلال

  • مهمترین حرف حوزه آموزش را رئیسی زد

  • فرانسه با این شرایط داره علیه ما ادعا میکنه!

  • سه مناظره، سه طرح جبهه غرب‌گرا و یک مرد در میدان

  • قاضی زاده:روحانی از دفتر کارش بیرون بیاید/ رضایی:دیوار کشی و حجاب بحث انحرافی است/ رئیسی:سامانه شفافیت ایجاد می‌کنم/زاکانی: با گردن کلفت‌ها می‌جنگم/ جلیلی: دغدغه مردم حل نشدن مشکلات است/ همتی: اصلا گ

  • زاکانی: من صدای مردم غارت‌شده‌ هستم/ رضایی وارد جام جم شد+ عکس و فیلم

  • آخرین وضعیت پرسپولیس در دیدار حساس سوپرجام /ستارگان نیمکت نشین پرسپولیس در ترکیب جنجالی

  • چشمان زیبا و دلربای ستاره سینمای ایران

  • بیانیه لاریجانی برای رد صلاحیت اس

  • طبیعت گردی ستاره زیبای سینما+ عکس

  • از واقعیت تا شایعه در اردوگاه استقلال/بازگشت ستاره خارجی ابی پوشان به استقلال تایید شد

  • وضعیت فیلترهایی که اصلاح طلب‌ها میگفتن

  • خبر خوش رئیس سازمان زندان‌ها

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 234121
    تاریخ انتشار: 26/فروردين/1400 - 13:28

    هاشمی رفسنجانی: باید تذکرات لازم را به فائزه بدهم

    خواستم کمی استراحت (خواب بین الطلوعین) کنم، مگر فکر و خیال (شاهنشاهی) گذاشت...، آب خوردم، پرید توی گلویم، سرفه کردم (سه تا)، به نظرم در انتخابات، نژاد(احمدی) از موسوی(میر) بیشتر رأی بیاورد!

    هاشمی رفسنجانی: باید تذکرات لازم را به فائزه بدهم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»چند روز بعد از انتشار مصاحبه عفت مرعشی و فائزه هاشمی، همسر و دختر رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام با روزنامه شرق، و نقل خاطره مرعشی از شبی که خواب می‌بیند شیخ اکبر شاه شده است، روزنامه وطن امروز یکی از خاطرات هاشمی رفسنجانی را بازنشر کرده است:

    همسر بعد از نماز (صبح) بیدار ماندم. ناگهان صدای زنگ تلفن آمد. عفت (مرعشی) بود، از انگلیس زنگ می‌زد، از بلژیک (ویزای شنگن داشتند) مستقیم رفته بودند، از شنیدن صدایش بغض کردم، احوال فائزه و محسن را پرسیدم (فاطی استکهلم مانده بود) از حال‌شان جویا شدم (احوالپرسی)، عفت گفت چیزی نگو تا خواب دیشبم را برایت تعریف کنم، خندیدم (کمی) و به مرعشی (عفت) گفتم دیگر چه خوابی برای ما دیده‌ای؟ تعریف کرد که بعد از نماز صبح خواب دیده که در کاخ بزرگی با فائزه مشغول خوردن ساندویچ (همبرگر) بودند، مهدی (هاشمی) هم مدام می‌گفت که از ما عکس بگیرند، منتظر بودیم الی (زابت) با پرنس (فیلیپ) بیاید و آنها را ببینیم، اما یک دفعه تو آمدی در حالی که روی عمامه‌ات (سفید بود) تاج پادشاهی روی سرت گذاشته بودی.

    فائزه و مهدی خوشحال شدند (ذوق مرگ شدند) و گفتند بابا (اکبر) ما (فائزه و محسن) هم از این تاج‌ها می‌خواهیم، هاشمی (محسن) هم آمد، او خواست تاج را از سرت بردارد که بیدار شدم...، عفت (مرعشی) خواب (رویای صادقه) زیاد می‌بیند، بغض کردم، بر شاهان دیکتاتور تاریخ لعنت فرستادم (توی دلم)، به عفت تذکرات لازم را دادم، گفتم شب‌ها بعد از شام (ساندویچ) با مهدی و فائزه بریزید تو خیابون و کمی قدم بزنید و بعد بخوابید... کمی مکدر شدم (خیلی نه)، خواستم کمی استراحت (خواب بین الطلوعین) کنم، مگر فکر و خیال (شاهنشاهی) گذاشت...، آب خوردم، پرید توی گلویم، سرفه کردم (سه تا)، به نظرم در انتخابات، نژاد(احمدی) از موسوی(میر) بیشتر رأی بیاورد! باید تذکرات لازم را به فائزه بدهم...

    نظرات بینندگان
    نظرات شما