سه شنبه 24 فروردين 1400 - Tue 13 Apr 2021
  • اولین فیلم از کمالوندی بعد از حادثه سقوط

  • 50 خوراکی ممنوع برای پرفشاری خون

  • سه کشور بزرگ سازنده کیت کرونا

  • چگونه از "سازگاری مغز" به نفع خودمان بهره ببریم؟

  • دولت در مذاکرات وین موظف به تبعیت از اصول رهبری است

  • قالیباف: ذهنیت مردم ایران نسبت به کره جنوبی منفی است/انتقاد صریح رئیس مجلس به سیاست های کره جنوبی

  • ثبت رکورد ۴۰ساله گرانی مسکن به نام حسن روحانی/دولتی که روی همه سیاه‌رویان را سفید کرد

  • عملیات بزرگ انصارالله در عمق عربستان با ۱۷ پهپاد و موشک بالستیک

  • سهم مترو تهران در انتقال کرونادر پایتخت

  • میزبانی ضعیف هند بلای جان پرسپولیس و هم‌گروه‌هایش/ انتقال استرس از ایران به اردوی سرخ‌پوشان

  • دیوان محاسبات خطاب به سازمان مالیاتی: اخذ مالیات خودرو وارداتی با ارز نیمایی مغایر قانون است

  • دوقطبی ابراهیم رئیسی و سیدحسن خمینی در انتخابات ۱۴۰۰ چقدر جدی است؟

  • وضعیت سیاه کرونایی در دزفول /شرایط سخت کادر درمان

  • وقتی حسن رعیت امضای برادرش را هم جعل کرد

  • نتایج واکسن بنیاد برکت اواخر خرداد اعلام می‌شود

  • رمزگشایی از نقشه راه چینی‌ها برای تامین پایدار انرژی/ آیا چین کارتِ ایران را در تعامل با آمریکا می‌سوزاند؟

  • مقصر موج چهارم کرونا رئیس ستاد کرونا است

  • گفتگو همسر مرحوم هاشمی و دخترش (فائزه هاشمی) و نظرات و ایده های این خانواده در مورد سیاست

  • پرسپولیس باعث وحشت سرمربی رقیب آسیایی اش ؛ ترس سرمربی گوا از سرخ ها

  • بزرگداشت بیست و هشتمین سالروز شهادت «سیدمرتضی آوینی» برگزار شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 230009
    تاریخ انتشار: 30/اسفند/1399 - 12:31

    ان‌شاءالله توی جبهه پایت قطع شود

    علی می‌خواست به جبهه برود، پایش زخمی بود، گریه کردم و گفتم: «با این وضع به جبهه می‌روی؟»، گوش نکرد؛ بعد با عصبانیت گفتم: «بروید جبهه، ان‌شاءالله پایت قطع می‌شود، خودت پشیمان می‌شوی و برمی‌گردی!».

    ان‌شاءالله توی جبهه پایت قطع شود

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» سردار شهید بی‌نشان «علی تجلایی» پنجم مرداد 1338 در تبریز به دنیا آمد، وی در سال 1358 وارد سپاه پاسداران شد سپس برای مبارزه با نیروهای ضدانقلاب به کردستان رفت.


    مهاجرت به افغانستان و تأسیس نخستین مرکز آموزش فرماندهی مجاهدین افغانی، حضور در نبرد دهلاویه و حماسه سوسنگرد با عنوان فرمانده عملیات و معاون عملیاتی سپاه و اعزام به جبهه‌های پیرانشهر بخشی از فعالیت‌های این شهید است؛ 

    سرانجام در 25 اسفند 1363 با عنوان قائم مقام فرمانده قرارگاه ظفر و فرمانده طرح و عملیات قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) در شرق دجله و طی عملیات «بدر» به شهادت رسید.

    خاطره‌ای از همسر شهید علی تجلایی را می‌خوانیم:
    آمده بود مرخصی، سرنماز بود که صدای آخ شنیدم، نمازش قطع شده، پرسیدم چی شد؟

    گفت: «چیزی نیست» توی حمام باندهای خونی بود، نگرانش شدم، فهمیدم پایش گلوله خورده، زخمی است، دکتر گفته باید عمل شود تا یک هفته هم نمی‌توانی باندش را باز کنی. باند را باز کرده بود تا وضو بگیرد.

    گریه کردم و گفتم: «با این وضع به جبهه می‌روی؟» رفیقش که دنبالش آمده بود، گفت: «نگران نباش خواهر، من مواظبشم» با عصبانیت گفتم: «اشکالی ندارد، بروید جبهه، ان‌شاءالله پایت قطع می‌شود، خودت پشیمان می‌شوی و برمی‌گردی».

    علی بهم نگاه کرد و گفت: «ما برای دادن سر می‌رویم، شما ما را از دادن پا می‌ترسانی؟!»؛ هیچ وقت حرفش از یادم نمی‌رود، دوباره مرا شرمنده کرده بود.

    علی می‌گفت: «خدا کند که جنازه من به دستتان نرسد، دوست ندارم حتی به اندازه یک وجب هم که شده، از این خاک را اشغال کنم»؛ همان طور شد که می‌خواست.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما