شنبه 28 فروردين 1400 - Sat 17 Apr 2021
  • باور غلط و احمقانه رژیم صهیونیستی وآمریکا برای ایران/یکی زدند ده تا خوردند علی الحساب

  • منظور روحانی کدوم کشور و دولته؟

  • طنز تلخ مذاکره با اروپایی‌ها در وین

  • چرا الان نیازی به مذاکره نیست؟

  • جزئیات حمله به مراکز جاسوسی رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های آمریکایی در شمال عراق +تصاویر

  • گفتگوهای فنی در وین ادامه خواهد شد

  • غنی سازی ۶۰ درصدی و آچمز شدن غرب/دور جدید مذاکرات برجامی ودست برتری ایران در وین

  • اسرائیل تهدید است یا فرصت؟!

  • آقای روحانی! ۸ سال معیشت مردم را به گروگان مذاکره گرفتید

  • فیلم/رهبر انقلاب: قرآن برای همه‌ی بخش های جوامع بشری برنامه دارد

  • آمریکا در مذاکره دنبال قبول حرف حق نیست / مذاکرات نباید فرسایشی شود

  • آیا بانک مرکزی بزرگترین بدهکار دولت است؟

  • دلایل بوی بد دهان حتی پس از مسواک زدن

  • کشور دچار تشدید آلودگی امنیتی شده است

  • « رئیس جمهور رئیسی: 1404 - 1400 » ؟

  • خوردن این غذاها در شب ممنوع!

  • چرا غنی سازی ۶۰ درصد لازم و راهبردی است؟

  • هزینه رهن و اجاره آپارتمان در منطقه استخر

  • این جوان، دل حاج قاسم را با نوآوری‌اش نرم کرد+فیلم

  • قیمت‌سازی در برخی سایت‌های فروش خودرو

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 229603
    تاریخ انتشار: 27/اسفند/1399 - 12:31

    کف زدن غیر فوتبالی‌ها برای حذف فوتبالی‌ها

    در انتخابات فدراسیون فوتبال همواره اتفاق‌ها و تصمیمات به گونه ای است که نمی‌توانیم آن را مصلحت اندیشی برای فوتبال تلقی کنیم.

     کف زدن غیر فوتبالی‌ها برای حذف فوتبالی‌ها

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»می‌گویند در دنیا دو دسته آدم وجود دارد؛ دسته‌ای هواپیما می‌سازند و خوشبین‌ها هستند و دسته‌ای که چتر نجات می‌سازند چون بدبین هستند. من در دسته دوم قرار می‌گیرم. من در آستانه برگزاری انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال با رسانه‌های مختلف صحبت کردم. در همه این مصاحبه‌ها یک جمله مشترک بود؛ من خوشبین نیستم. من انگشت اتهام را به سمت کسی نگرفتم. چون اساساً خیلی با افراد آشنایی نزدیکی ندارم اما این موضوع را خیلی خوب می دانم که در انتخابات فدراسیون فوتبال همواره اتفاق‌ها و تصمیمات به گونه‌ای است که نمی‌توانیم آن را مصلحت اندیشی برای فوتبال تلقی کنیم.

    فراموش نکنیم که در هر انتخاباتی لابی‌ها و رایزنی‌هایی توسط نامزدها صورت می‌گیرد. این امر کاملاً طبیعی است. اصلاً بخش مهمی از انتخابات همین است که نامزدها توانمندی‌ها و برنامه‌های خودشان را با دیگران به اشتراک می‌گذارند تا بتوانند رأی بیشتری به دست بیاورند اما وقتی این لابی از شکل تمییز و حرفه‌ای خودش خارج می‌شود و افراد به دنبال آن هستند که از طریق نهادهای قدرت کار خود را پیش ببرند و اعضای رأی دهنده را تحت نفوذ و اعمال نظر درآورند کار همان نتیجه‌ای پیدا می‌کند که همه دیدیم. این دیگر اسمش لابی یا رایزنی نیست بلکه یارگیری است. سال‌ها است که چنین رویه‌ای را می‌بینیم و تجربه به دفعات ثابت کرده که انتخابات فدراسیون فوتبال جریان یارگیری برخی نامزدهایی است که از سوی نهادهای قدرت مورد حمایت قرار می‌گیرند. این را هم بگویم که مشاهده چنین وضع نابسامانی اصلاً کار سختی نیست. سخت نیست که سقوط خودمان را ببینیم یا پیش بینی کنیم چون سال‌هاست که عده‌ای روی همین شاخه نشسته اند و در حال بریدن شاخه هستند. نتیجه این کار جز سقوط چیز دیگری نیست. انتخابات فدراسیون فوتبال در حالی برگزار شد که به عقیده من پیام‌های روشنی را به جامعه مخابره کرد.

    پیام‌هایی که به طور شفاف مطرح شد و با اندک هوشی می‌توان این پیام‌ها را از جانب آقایان دریافت کرد. اعضای مجمع به ما گفتند تا مادامی که در روی این پاشنه می چرخد، فوتبال جای فوتبالی‌ها نیست. ما در مجمع فوتبال بیش از ۳۰ هیأت فوتبال داریم. حتی یک نفر از این آقایان به نماینده فوتبالی انتخابات رأی ندادند. هیأت فوتبال استان‌ها را چه کسانی اداره می‌کنند؟ آیا ناآگاهانه دست رد به سینه فوتبالی‌ها زدند؟ نه. نمی‌توانیم بگوییم نمی‌دانستند یا ناآگاه بودند. بنابراین پیام روشنی از سوی هیأت فوتبال استان‌ها به جامعه ما مخابره شد که اینجا در فدراسیون جایی برای فوتبالی‌ها وجود ندارد. نکته بعدی اما به خود فوتبالی‌ها برمی گردد. من اتحاد یا اجماعی بین خود فوتبالی‌ها ندیدم. برخی چهره‌هایی که در جامعه فوتبال به شدت درباره‌شان تبلیغ می‌شود، اصلاً به خودشان زحمت ندادند که درباره ضرورت حضور یک مدیر فوتبالی در رأس هرم مدیریتی فدراسیون فوتبال سخن بگویند. چرا؟ چون منافع شأن احتمالاً به خطر می‌افتاد. به جز چند نفر که به صراحت موضع گیری کردند بقیه افراد یا سکوت کردند یا به سمت و سوی دیگری رفتند.

    ببینید، افرادی حتی اسم علی کریمی را به زبان نیاوردند که برخی رسانه‌ها القاب خیلی سنگینی به این آدم‌ها داده اند. اما هرگز ندیدیم که برخورد بزرگوارانه‌ای با موضوع انتخابات فدراسیون فوتبال داشته باشند. بنابراین زبان بستند. در چنین شرایطی راه برای آن نوع از لابی که اصلاً آن را نمی‌پسندیم باز شد و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که فوتبالی‌ها نادیده گرفته شدند و دیدیم که در نهایت چه اتفاقاتی رخ داد. بنابراین باید جمله‌ای که طی یکی دو ماه اخیر بارها از آن استفاده کرده‌ام را بار دیگر تکرار کنم که؛ من خوشبین نیستم. الان هم خوشبین نیستم. شاید تغییراتی اتفاق بیفتد اما تحول نه. دگردیسی رخ نخواهد داد. تحولی که فوتبال ما به آن نیاز دارد، رخ نخواهد داد.

    خیلی از کارها ربطی به رئیس فدراسیون فوتبال ندارد. متولی اصلی ورزش کشور باید به ساختارسازی توجه کند و فوتبال را به سمت و سوی مدرنیته ببرد. اتفاقاً نکته‌ای که مایلم درباره‌اش صحبت کنم این است؛ نمی دانم آقای وزیر ورزش چگونه و با چه نوع جمع بندی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال گفته است این انتخابات برگ زرینی بود در تاریخ مدیریت ورزش کشور. با احترام می‌خواهم خدمت ایشان عرض کنم که چرا از صفحات سیاه این فوتبال نام نبردید. صفحاتی که سیاه هستند و اصلاً نمی‌شود به آنها افتخار کرد. چرا از فساد در فوتبال صحبت نکردید؟ چرا از ویلموتس حرفی نزدید؟ به هر حال روشن است که برخی افراد فقط به دنبال این هستند که از انتخابات فدراسیون فوتبال به نفع خود بهره برداری کنند. متأسفانه باید این واقعیت را بپذیریم که رؤسای هیأت فوتبال استان‌ها هستند که در انتخابات فدراسیون فوتبال تعیین کننده‌اند و ماجرا آنجایی دردناک است که بدانیم بسیاری از این افراد فقط رئیس هیأت فوتبال استان شأن نیستند بلکه در همان استان سمت‌های مهم دیگری هم دارند که این موضوع باعث می‌شود آنها به ماجرای انتخابات فوتبال طور دیگری نگاه کنند. متأسفانه بعضی از آقایان به این انتخابات می بالند. ما سکوت می‌کنیم. نه اینکه جوابی نداریم که به این آقایان بدهیم. سکوت می‌کنیم چون تریبونی وجود ندارد که به این آقایان بگوییم ده‌ها صفحه سیاه در این فوتبال وجود دارد که شما از آن نام نبردید. چرا؟ البته من می دانم که آقایان آگاهانه این حرف‌ها را مطرح می‌کنند. آنها می‌دانند که اهالی فوتبال بهانه‌ها و توجیه‌های شأن را باور نمی‌کنند اما متأسفانه چون این آقایان در مسند قدرت هستند به راحتی به خودشان اجازه می‌دهند که با اهالی فوتبال این‌گونه برخورد کنند. ما در موضع شهروند معمولی هستیم. ماجرا وقتی دردناک‌تر می‌شود که افرادی هم که می‌توانند به فوتبالی‌ها کمک کنند سال‌هاست به خاطر منافع فردی شأن آن طرف ماجرا را انتخاب می‌کنند.

    نکته پایانی اینکه بنده فقط به این دلیل که علی کریمی بازیکن خوب و بزرگی بود دوستش ندارم. من به فوتبال او نگاه نمی‌کنم. به وجدان و شخصیت او نگاه می‌کنم. به هر حال اعضای مجمع خیلی خوب نقش خودشان را ایفا کردند؛ آنها به فوتبال دهن کجی کردند و بعد برای حذف شده‌ها دست زدند. پیام روشنی بود و بار دیگر به من ثابت کرد که بودن و دوام آوردن در این فوتبال کار بسیار سختی است. خیلی سخت است که شریف باشید و در این فوتبال دوام بیاورید.

    فراموش نکنیم که در هر انتخاباتی لابی‌ها و رایزنی‌هایی توسط نامزدها صورت می‌گیرد. این امر کاملاً طبیعی است. اصلاً بخش مهمی از انتخابات همین است که نامزدها توانمندی‌ها و برنامه‌های خودشان را با دیگران به اشتراک می‌گذارند تا بتوانند رأی بیشتری به دست بیاورند اما وقتی این لابی از شکل تمییز و حرفه‌ای خودش خارج می‌شود و افراد به دنبال آن هستند که از طریق نهادهای قدرت کار خود را پیش ببرند و اعضای رأی دهنده را تحت نفوذ و اعمال نظر درآورند کار همان نتیجه‌ای پیدا می‌کند که همه دیدیم. این دیگر اسمش لابی یا رایزنی نیست بلکه یارگیری است. سال‌ها است که چنین رویه‌ای را می‌بینیم و تجربه به دفعات ثابت کرده که انتخابات فدراسیون فوتبال جریان یارگیری برخی نامزدهایی است که از سوی نهادهای قدرت مورد حمایت قرار می‌گیرند. این را هم بگویم که مشاهده چنین وضع نابسامانی اصلاً کار سختی نیست. سخت نیست که سقوط خودمان را ببینیم یا پیش بینی کنیم چون سال‌هاست که عده‌ای روی همین شاخه نشسته اند و در حال بریدن شاخه هستند. نتیجه این کار جز سقوط چیز دیگری نیست. انتخابات فدراسیون فوتبال در حالی برگزار شد که به عقیده من پیام‌های روشنی را به جامعه مخابره کرد. پیام‌هایی که به طور شفاف مطرح شد و با اندک هوشی می‌توان این پیام‌ها را از جانب آقایان دریافت کرد. اعضای مجمع به ما گفتند تا مادامی که در روی این پاشنه می چرخد، فوتبال جای فوتبالی‌ها نیست. ما در مجمع فوتبال بیش از ۳۰ هیأت فوتبال داریم. حتی یک نفر از این آقایان به نماینده فوتبالی انتخابات رأی ندادند. هیأت فوتبال استان‌ها را چه کسانی اداره می‌کنند؟ آیا ناآگاهانه دست رد به سینه فوتبالی‌ها زدند؟ نه. نمی‌توانیم بگوییم نمی‌دانستند یا ناآگاه بودند.

    بنابراین پیام روشنی از سوی هیأت فوتبال استان‌ها به جامعه ما مخابره شد که اینجا در فدراسیون جایی برای فوتبالی‌ها وجود ندارد. نکته بعدی اما به خود فوتبالی‌ها برمی گردد. من اتحاد یا اجماعی بین خود فوتبالی‌ها ندیدم. برخی چهره‌هایی که در جامعه فوتبال به شدت درباره‌شان تبلیغ می‌شود، اصلاً به خودشان زحمت ندادند که درباره ضرورت حضور یک مدیر فوتبالی در رأس هرم مدیریتی فدراسیون فوتبال سخن بگویند. چرا؟ چون منافع شأن احتمالاً به خطر می‌افتاد. به جز چند نفر که به صراحت موضع گیری کردند بقیه افراد یا سکوت کردند یا به سمت و سوی دیگری رفتند. ببینید، افرادی حتی اسم علی کریمی را به زبان نیاوردند که برخی رسانه‌ها القاب خیلی سنگینی به این آدم‌ها داده اند. اما هرگز ندیدیم که برخورد بزرگوارانه‌ای با موضوع انتخابات فدراسیون فوتبال داشته باشند. بنابراین زبان بستند. در چنین شرایطی راه برای آن نوع از لابی که اصلاً آن را نمی‌پسندیم باز شد و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که فوتبالی‌ها نادیده گرفته شدند و دیدیم که در نهایت چه اتفاقاتی رخ داد. بنابراین باید جمله‌ای که طی یکی دو ماه اخیر بارها از آن استفاده کرده‌ام را بار دیگر تکرار کنم که؛ من خوشبین نیستم. الان هم خوشبین نیستم. شاید تغییراتی اتفاق بیفتد اما تحول نه. دگردیسی رخ نخواهد داد. تحولی که فوتبال ما به آن نیاز دارد، رخ نخواهد داد.

    خیلی از کارها ربطی به رئیس فدراسیون فوتبال ندارد. متولی اصلی ورزش کشور باید به ساختارسازی توجه کند و فوتبال را به سمت و سوی مدرنیته ببرد. اتفاقاً نکته‌ای که مایلم درباره‌اش صحبت کنم این است؛ نمی دانم آقای وزیر ورزش چگونه و با چه نوع جمع بندی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال گفته است این انتخابات برگ زرینی بود در تاریخ مدیریت ورزش کشور. با احترام می‌خواهم خدمت ایشان عرض کنم که چرا از صفحات سیاه این فوتبال نام نبردید. صفحاتی که سیاه هستند و اصلاً نمی‌شود به آنها افتخار کرد. چرا از فساد در فوتبال صحبت نکردید؟ چرا از ویلموتس حرفی نزدید؟ به هر حال روشن است که برخی افراد فقط به دنبال این هستند که از انتخابات فدراسیون فوتبال به نفع خود بهره برداری کنند.

    متأسفانه باید این واقعیت را بپذیریم که رؤسای هیأت فوتبال استان‌ها هستند که در انتخابات فدراسیون فوتبال تعیین کننده‌اند و ماجرا آنجایی دردناک است که بدانیم بسیاری از این افراد فقط رئیس هیأت فوتبال استان شأن نیستند بلکه در همان استان سمت‌های مهم دیگری هم دارند که این موضوع باعث می‌شود آنها به ماجرای انتخابات فوتبال طور دیگری نگاه کنند. متأسفانه بعضی از آقایان به این انتخابات می بالند. ما سکوت می‌کنیم. نه اینکه جوابی نداریم که به این آقایان بدهیم. سکوت می‌کنیم چون تریبونی وجود ندارد که به این آقایان بگوییم ده‌ها صفحه سیاه در این فوتبال وجود دارد که شما از آن نام نبردید. چرا؟ البته من می دانم که آقایان آگاهانه این حرف‌ها را مطرح می‌کنند. آنها می‌دانند که اهالی فوتبال بهانه‌ها و توجیه‌های شأن را باور نمی‌کنند اما متأسفانه چون این آقایان در مسند قدرت هستند به راحتی به خودشان اجازه می‌دهند که با اهالی فوتبال این‌گونه برخورد کنند. ما در موضع شهروند معمولی هستیم. ماجرا وقتی دردناک‌تر می‌شود که افرادی هم که می‌توانند به فوتبالی‌ها کمک کنند سال‌هاست به خاطر منافع فردی شأن آن طرف ماجرا را انتخاب می‌کنند.

    نکته پایانی اینکه بنده فقط به این دلیل که علی کریمی بازیکن خوب و بزرگی بود دوستش ندارم. من به فوتبال او نگاه نمی‌کنم. به وجدان و شخصیت او نگاه می‌کنم. به هر حال اعضای مجمع خیلی خوب نقش خودشان را ایفا کردند؛ آنها به فوتبال دهن کجی کردند و بعد برای حذف شده‌ها دست زدند. پیام روشنی بود و بار دیگر به من ثابت کرد که بودن و دوام آوردن در این فوتبال کار بسیار سختی است. خیلی سخت است که شریف باشید و در این فوتبال دوام بیاورید.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما