جمعه 15 اسفند 1399 - Fri 05 Mar 2021
  • چرا رئیس جمهوری روی اعصاب مردم راه می‌رود؟

  • چرا برخی فکر می‌کردند آیت الله مهدوی کنی به بنی صدر علاقه دارد

  • فیلم/ بارگیری محموله واکسن اسپوتنیک ایران

  • اشتباهات بزرگ محمود فکری در استقلال

  • روابط روسیه و امریکا در دوران بایدن

  • منافع ملی، FATF و بازی های انتخاباتی

  • خوردن مرتب گوشت باعث ۹ بیماری خطرناک می‌شود

  • رقابت ایران و ترکیه در موصل/ موازنه قدرت به نفع تهران است

  • چرا آمریکا به دنبال مذاکره با ایران است؟

  • فیلم| کد پستی به کد پستی/ روایت حاج حسین یکتا از ماموریت اجتماعی امروز

  • روحانی با سناریوی برجام دنبال تحمیل FATF است

  • مجلس بر سر دو راهی بزرگ درباره حقوق کارمندان

  • بازی سیاسی محسن رضایی با FATF / افزایش هزینه‌های کشور بر عهده کیست؟

  • واکنش جو بایدن به حمله به پایگاه آمریکایی عین‌الاسد

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۱۲/۱۴

  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۹/۱۲/۱۴

  • بحران در مدیریت کرونا/ بلاتلکیفی مسافران نوروز؛ سفر برویم یا نه؟

  • نامه خاتمی به رهبری تاثیری در وضعیت اصلاح طلبان می‌گذارد؟

  • احتمال نصف شدن قیمت خودرو در ۱۴۰۰

  • ارزیابی روحانی یا جیب مردم؛ کدام به واقعیت نزدیک است؟!

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 224060
    تاریخ انتشار: 03/اسفند/1399 - 10:23

    شعر معروفی که بعد از تحقیر ایرانی‌ها سروده شد

    یک سرباز انگلیسی در حال کتک‌زدن و فحاشی به یک بقال ایرانی است و آن سرباز حتی به افسر نظامی ایران هم که قصد مداخله در ماجرا را داشت، سیلی محکمی می‌زند.

    شعر معروفی که بعد از تحقیر ایرانی‌ها سروده شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»سوم اسفند، صدمین سالگرد کودتای سیاه انگلیسی ۱۲۹۹ و گماشتن دیکتاتور رضا پهلوی بر ایران است. با تصرف تهران توسط رضاخان و قزاق‌ها در این روز احمد شاه قاجار به ناچار رضاخان را با لقب سردار سپه، به وزارت جنگ و فرماندهی لشکر قزاق منصوب کرد. این کودتا، مقدمات تغییر سلطنت قاجار  به پهلوی را فراهم کرد.


    رضاخان که با کودتای نظامی بر سر کار آمد با حمله نظامی متفقین به ایران و اشغال کشور توسط قوای بیگانه مجبور به استعفا و ترک کشور شد و تا آخر عمر در تبعید به سر برد.

    اسناد و مدارک پرشماری وجود دارد که نشان می‌دهد در زمان حضور نیروهای بیگانه متفقین در ایران،‌ گاه و بیگاه، به‌ جان و مال و نوامیس عمومی تجاوزاتی صورت می گرفت ،‌ بی‌آنکه متجاوزان از سوی دستگاه قضایی ایران تحت تعقیب قرار بگیرند. در این دوره قحطی‌ و بیماری‌ منجرِ به‌ فوتِ شماری از ایرانیان در مناطق مختلف کشور شد که از تبعاتِ اشغال کشور توسط متفقینِ متجاوز بود.

    در ادامه خاطره‌ای واقعی و بسیار غم انگیز از آن دوران که منجر به سرودن ترانه‌ای معروف شد را می‌خوانید:

    ترانه مشهوری که با یک سیلی خلق شد
    در زمان اشغال تهران توسط نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین، مردی به نام حسین گُل‌گلاب در خیابان «هدایت» به چشم می‌بیند که یک سرباز انگلیسی در حال کتک‌زدن و فحاشی به یک بقال ایرانی است و آن سرباز حتی به افسر نظامی ایران هم که قصد مداخله در ماجرا را داشت، سیلی محکمی می‌زند.

    گل‌گلاب وقتی این صحنه را دید با چشمانی اشک‌آلود به دیدار روح‌الله خالقی رفت و همه ماجرا را برایش تعریف کرد. او به خالقی گفت: «کار ما به اینجا رسیده که دیگر سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی می‌زند؟» روح‌الله خالقی هم پاسخ داد: «ناراحتی تأثیری ندارد. بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم.» این گپ و گفت کوتاه مقدمه‌ای برای سرودن شعر «ای ایران» بود.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما