پنجشنبه 16 ارديبهشت 1400 - Thu 06 May 2021
  • خبرخوب به هواداران پرسپولیس/شادابی سرخپوشان ‌در تمرین نوبت بعدازظهر

  • آیا برجام تصمیم نظام است؟

  • مسجد کوفه، در ایام شهادت حضرت علی (ع)

  • دستان خالی آمریکا و عربستان در مسقط؛ مذاکرات حل بحران یمن در عُمان بی‌نتیجه ماند

  • سخنرانی رهبر انقلاب در روز قدس ساعت ۱۴:۳۰ انجام خواهد شد

  • ببینید فرقتان با خوارج درچیست؟

  • شعارم این است «ضرغامی؛ روحانی نیست»

  • مذاکرات در چه زمینه ای پیشرفت دارد؟

  • عکس/ رعایت فاصله اجتماعی در مراسم شب قدر

  • شرایط ثبت‌نام انتخابات ریاست‌جمهوری

  • برشی از سخنان شهید سلیمانی در کتاب ذوالفقار:چرا در سوریه وارد شدیم؟ / چرا در عراق وارد شدیم و کمک کردیم؟

  • تهران به ۲۰ میلیون دز واکسن کرونا نیاز دارد

  • وعده‌های برجامی دولت روحانی «یادتان هست»؟

  • آیا امارات در حال تنبیه شدن است؟

  • عبور کروکودیل از وسط چهارراه شلوغ

  • تکرار گزینه‌های تکراری اصلاح‌طلبان برای انتخابات

  • دولت روحانی با پول های چاپ شده چه کرد؟

  • فواید شگفت انگیز آب برنج برای پوست و مو

  • قسم رسول الله(ص) بحق علی(ع)

  • روحانی با پول های چاپ شده چه کرد؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 224060
    تاریخ انتشار: 03/اسفند/1399 - 10:23

    شعر معروفی که بعد از تحقیر ایرانی‌ها سروده شد

    یک سرباز انگلیسی در حال کتک‌زدن و فحاشی به یک بقال ایرانی است و آن سرباز حتی به افسر نظامی ایران هم که قصد مداخله در ماجرا را داشت، سیلی محکمی می‌زند.

    شعر معروفی که بعد از تحقیر ایرانی‌ها سروده شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»سوم اسفند، صدمین سالگرد کودتای سیاه انگلیسی ۱۲۹۹ و گماشتن دیکتاتور رضا پهلوی بر ایران است. با تصرف تهران توسط رضاخان و قزاق‌ها در این روز احمد شاه قاجار به ناچار رضاخان را با لقب سردار سپه، به وزارت جنگ و فرماندهی لشکر قزاق منصوب کرد. این کودتا، مقدمات تغییر سلطنت قاجار  به پهلوی را فراهم کرد.


    رضاخان که با کودتای نظامی بر سر کار آمد با حمله نظامی متفقین به ایران و اشغال کشور توسط قوای بیگانه مجبور به استعفا و ترک کشور شد و تا آخر عمر در تبعید به سر برد.

    اسناد و مدارک پرشماری وجود دارد که نشان می‌دهد در زمان حضور نیروهای بیگانه متفقین در ایران،‌ گاه و بیگاه، به‌ جان و مال و نوامیس عمومی تجاوزاتی صورت می گرفت ،‌ بی‌آنکه متجاوزان از سوی دستگاه قضایی ایران تحت تعقیب قرار بگیرند. در این دوره قحطی‌ و بیماری‌ منجرِ به‌ فوتِ شماری از ایرانیان در مناطق مختلف کشور شد که از تبعاتِ اشغال کشور توسط متفقینِ متجاوز بود.

    در ادامه خاطره‌ای واقعی و بسیار غم انگیز از آن دوران که منجر به سرودن ترانه‌ای معروف شد را می‌خوانید:

    ترانه مشهوری که با یک سیلی خلق شد
    در زمان اشغال تهران توسط نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین، مردی به نام حسین گُل‌گلاب در خیابان «هدایت» به چشم می‌بیند که یک سرباز انگلیسی در حال کتک‌زدن و فحاشی به یک بقال ایرانی است و آن سرباز حتی به افسر نظامی ایران هم که قصد مداخله در ماجرا را داشت، سیلی محکمی می‌زند.

    گل‌گلاب وقتی این صحنه را دید با چشمانی اشک‌آلود به دیدار روح‌الله خالقی رفت و همه ماجرا را برایش تعریف کرد. او به خالقی گفت: «کار ما به اینجا رسیده که دیگر سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی می‌زند؟» روح‌الله خالقی هم پاسخ داد: «ناراحتی تأثیری ندارد. بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم.» این گپ و گفت کوتاه مقدمه‌ای برای سرودن شعر «ای ایران» بود.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما