یکشنبه 10 اسفند 1399 - Sun 28 Feb 2021
  • کرونا، جاسوس‌بازی، نوستالژی و خنده/ نوروز «سیما» چگونه می‌گذرد؟

  • شهید مدافع حرم «بی‌ام‌و» سوار کیست؟

  • ژست‌های تئوریسینی آقای مخالف مسکن مهر/ «عباس آخوندی» کاندیدا می‌شود یا محاکمه؟

  • قیمت روز گوشی موبایل ۱۳۹۹/۱۲/۱۰

  • غرب آسیا برای آمریکا در امان نخواهد بود

  • صادقی پس از بستری بخاطر کرونا

  • آمار مبتلایان به کرونا

  • فرار اصلاحات از وضع موجود/ مشکل خاتمی با نامه‌نگاری حل می‌شود یا جبران خطای سال ۸۸؟!

  • شناسایی و شکار شبانه در دریای عمان

  • حیف شد سفیر انگلیس نیست

  • پایان دوران پوتین - مدودوف در فوتبال با یک رئیس جدید/ انتخابات داغ فدراسیون برای ۱+۳+۷ کرسی

  • روسای جمهور آمریکا به شمال آفریقا حمله کردند؟

  • خنثی سازی بمب با لباس پلوخوری!

  • تصمیم قشنگ رئیسی درباره زنان زندانی

  • مهاجم جدید استقلال را بشناسید

  • اعترافات بی‌سابقه روحانی و واعظی در یک هفته/ بی‌دقتی یا وجود یک ماجرا؟ +جزئیات

  • مدافع حرمی که پیش مادرش بدقول نشد

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۱۲/۱۰

  • قیمت ارز، دلار، یورو، طلا و سکه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰

  • چه ارتباطی بین این ۳ خبر وجود دارد؟

    • ویژه نامه
      انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 220582
    تاریخ انتشار: 18/بهمن/1399 - 11:36

    ریشه‌های اقتصادی سقوط از دید اقتصاددانان دوره پهلوی/ سازمان برنامه فروپاشی را پیش‌بینی کرده بود

    نویسنده کتاب روایت یک فروپاشی می گوید: ورود درآمدهای سرشار نفتی به کشور موجب شکل گیری استبداد در شاه شود که این مساله باعث شد سیستم برنامه ریزی در کشور با جمله «به عرض رسیده» کاملا از بین برود.

    ریشه‌های اقتصادی سقوط از دید اقتصاددانان دوره پهلوی/ سازمان برنامه فروپاشی را پیش‌بینی کرده بود

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل از فارس،یکی از پایه های اصلی وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357، به موضوع ناکارآمدی‌های موجود در سیستم اقتصادی کشور در آن سال ها باز می گردد. بعضی تحلیل‌گران معتقدند علت اصلی ایجاد این ناکارآمدی نیز به مساله استبداد شاه باز می گردد. پس از افزایش قیمت نفت در سال های پایانی دهه 40 و سال های آغازین دهه 50، شاه به یکباره برنامه های توسعه در کشور را نادیده گرفت و به سمت خودکامگی بیشتر در حوزه اقتصاد رفت. این خودکامگی در نهایت به حذف اقتصاددانان از دایره مدیریتی و اجرایی کشور منجر شد. ورود دربار به کوچک‌ترین مسائل اقتصادی کشور، نشان می‌دهد شاه پس از ورود سیل دلارهای نفتی در نشئه این ثروت بادآورده، خود را تنها شخص تصمیم گیر برای کشور می دانسته است.

    کتاب روایت یک فروپاشی، به گفت‌وگو با 9 نفر از اقتصاددانان دوره پهلوی دوم می پردازد. در این کتاب به ابعاد شخصیت خودکامه محمدرضا پهلوی در حوزه اقتصاد و تصمیم گیری برای اقتصاد کشور پراخته شده است. رسول رئیس جعفری، استاد دانشگاه و نویسنده این کتاب معتقد است: بی انضباطی مالی، استبداد، بی توجهی به نظرات کارشناسی، عدم استفاده از نیروهای کارآمد و حذف افرادی که شرافت کارشناسی دارند، اصلی ترین دلایل اقتصادی فروپاشی حکومت پهلوی بوده است.

    رئیس جعفری: کتاب روایت یک فروپاشی براساس مصاحبه هایی که «حبیب لاجوردی» (مجری پروژه تاریخ شفاهی ایران بین سال های 1299 تا 1360) با رجال سیاسی و اقصادی دوران پهلوی انجام داده، نوشته شده است. در این کتاب 9 نفر از این افراد که در حوزه اقتصاد جزو تاثیرگذاران حکومت پهلوی بودند را انتخاب کردیم. این رجال اقتصادی همه جزو معاونین و روسای بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه بودند.

    رئیس جعفری: این افراد به عوامل مختلفی در زمینه فروپاشی حکومت پهلوی اشاره کرده اند. عنوان کتاب که روایت یک فروپاشی است، در خود یک نوع قضاوت را به همراه دارد که نگاه از درون حکومت پهلوی به انقلاب مردم ایران در سال 57 است. از نگاه رجال اقتصادی رژیم شاه، انقلاب اسلامی نتیجه یک فروپاشی اقتصادی و اجتماعی بوده است. این افراد معتقد بودند نظام اقتصادی دوره پهلوی دچار کژکارکردی هایی بوده است که سبب فروپاشی حکومت پهلوی دوم شده است.

    * بی انضباطی مالی در دوره شاه، مهمترین عامل اقتصادی فروپاشی

    رئیس جعفری: این کژکارکردی ها شامل موارد مختلف بوده است. اما اصلی ترین نکته ای که این رجال اقتصادی به آن اشاره کرده اند، بی انضباطی های مالی بوده است. این بی انضباطی های مالی باعث شده است که دولت و حکومت در دوره پهلوی هزینه هایی داشته باشد، بدون اینکه پاسخ گویی در آن وجود داشته باشد. یعنی هزینه هایی انجام می شده که هیچ گونه حساب و کتابی از آنها صورت نمی گرفته است. به عبارت دیگر، در این دوره فرد یا افراد برای انجام هزینه ها هیچ پاسخ گویی نداشتند.

    رئیس جعفری: اصل داستان این بی انضباطی های مالی در دوره پهلوی از زمانی شروع می شود که شخص شاه دچار بلندپروازی می شود. این بلند پروازی ها در شاه و اندیشه هایش بیشتر ناشی از رشد درآمدهای نفتی بوده که دست شاه را برای انجام پروژه های بزرگ باز می کند. نتیجه این بلند پروازی ها این می شود که هزینه های دولت در آن دوره به شدت رشد می کند و افزایش هزینه های دولت باعث می شود که بودجه  به سمت پروژه های بزرگ برود. این پروژه های بزرگ به تناسب هزینه ای که دولت و حکومت در حال انجام در سایر بخش ها بودند، عدم تعادل هایی را ایجاد می کند.

    * طرح های اقتصادی شاه باعث خالی شدن روستاها شد

    رئیس جعفری: این عدم تعادل ها بیشتر در حوزه اجتماعی و آموزش بوده است. به نظر رجال اصلی اقتصادی دولت پهلوی، آتش تهیه انقلاب دقیقا از همین عدم تعادل ها ایجاد شد. یعنی دولت با پروژه های بزرگی که آغاز کرده بود، روستاها را خالی کرد و این مردم روستایی به حاشیه شهرها آمدند و حضور آنها در مناطق حاشیه ای باعث شد این عدم تعادل هایی که وجود داشت را مشاهده کنند و عدم تعادل در درآمدها برای آنها شفاف و واضح شود و این مساله خود یکی از اصلی ترین عوامل شکل گیری انقلاب بوده است.

    از طرف دیگر، عدم توجه به زیرساخت هایی که کشور به آنها نیاز داشته است، مانند راه و زیرساخت های حمل و نقلی، زیرساخت های آموزشی و زیرساخت های بهداشتی، یکی از عوامل اصلی بود که باز هم نابرابری در جامعه را تشدید کرد و منجر به انقلاب شد.

    رئیس جعفری: یکی دیگر از مسائلی که این رجال اقتصادی دوران پهلوی به آن اشاره کرده و اعتقاد دارند آن هم به انقلاب کمک کرده است، مساله فساد بود. این فساد ناشی از پول های بی حساب و کتابی بوده است که هزینه می شد و کسی برای این نوع هزینه کرد در دولت و دربار پاسخگو نبود و اراده ای نیز برای مبارزه با فساد وجود نداشت.

    «ابوالحسن ابتهاج» پایه ‌گذار اصلی برنامه‌ ریزی توسعه در ایران که در فاصله سال های ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۷ مدیر عامل سازمان برنامه بود می‌گوید: برای مبارزه با فساد در دوره پهلوی بسیار تبلیغات صورت گرفت. اما مبارزه با فسادی که در واقعیت رخ داد، یک تبلیغ تلویزیونی بود که بگویند فلانی و فلانی را گرفتیم که 1000 تا 2000 تومان یک جنس را گران فروخته بودند.

    این در حالی بود که ریشه های اصلی فساد در دربار بود. اینکه کسی از مردم باور نمی کرد تا فردی به درآمدهای خارق العاده ای رسیده باشد، بدون اینکه رابطه ای داشته باشد، در آن دوره یک واقعیت اجتماعی بود. یعنی ابتهاج می گوید، مردم عملا اعتماد عمومی به حکومت را از دست داده بودند. در عمل نیز آن مبارزه با فسادی هم که انجام می شد، بیشتر باعث آشکار شدن خیلی از فسادهای دیگر شد که باز هم این مساله بی اعتمادی مردم را تشدید کرد.

    * درآمدهای نفتی شاه را از نظرات کارشناسی بی نیاز کرد

    رئیس جعفری: یک مساله دیگر هم که در آن دوران وجود داشت، موضوع درآمدهای سرشار نفتی بود.با توجه به این درآمدهای بسیار زیادی که نصیب شاه شده بود، شاه دیگر به دنبال مطالعه و طرح توجیهی و گوش کردن به نظرات کارشناسی نبود. شاه تصور می کرد وقتی می گوید باید یک پروژه ای انجام شود، آن پروژه حتما باید انجام شود و کسی به دنبال هزینه و فایده کردن آن پروژه ها نمی رفت.

    به عنوان مثال، در این زمینه «محمد یگانه» رئیس کل بانک مرکزی، وزیر دارایی، وزیر مسکن و آبادانی و وزیر مشاور در حکومت پهلوی اشاره می کند که فردای 17 شهریور وقتی به دیدار شاه رفته است، شاه باور نمی کرده است که این مردم بوده اند که به خیابان ها آمده اند و مرگ بر شاه گفته اند. این مساله برای شاه غیرقابل تصور بوده که این همه زحمتی که شاه کشیده است را مردم نادیده گرفته اند. به هر حال به نظر می رسد انقلاب 57 ریشه هایی داشته که بخش عمده این ریشه ها در عدم تدبیر اقتصادی دولت و دربار، رشد درآمدهای نفتی و هزینه کرد بدون ضابطه آن و بی برنامگی و خارج از برنامه بودن حکومت بوده است.

    رئیس جعفری: «عبدالمجید مجیدی» وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه در حکومت پهلوی می گوید، ما برنامه سوم توسعه را نوشته بودیم و تصویب شده بود و 6 ماه نیز از آن گذشته بود. شاه به یکباره اصول انقلاب سفید را ابلاغ کرد. خوب اگر شاه به برنامه توسعه اعتقاد داشت که نباید برنامه جدید و اصول خارج از برنامه ابلاغ می کرد. اگر هم به این اصول از قبل رسیده بود، باید آنها را در برنامه قرار می داد، نه اینکه به یکباره آن را ابلاغ کند. مگر می شود کشور برنامه توسعه داشته باشد، 6 ماه از اجرای آن گذشته باشد و یک دفعه یک مساله خارج از برنامه که تغییرات زیربنایی در برنامه توسعه ایجاد خواهد کرد، ابلاغ شود.

    به عنوان مثال اصلاحات ارضی که در انقلاب سفید یکی از اصلی ترین موارد بوده است، برنامه توسعه را با چالش جدی مواجه می کرد. در زمان ابلاغ اصول انقلاب سفید، مجیدی که در آن زمان وزیر کار بوده است، می گوید: «یک روز بعد از جلسه شورای اقتصاد، شاه می گوید، می خواهم دو اصل به اصول انقلاب سفید اضافه کنم. یکی بیمه های اجتماعی و یکی هم یک مساله دیگر. تو باید بروی و از این اصول جدید دفاع کنی و برای خبرنگاران هم توضیح بده که می خواهیم این کارهای جدید را انجام دهیم.»

    * کشور دچار بیماری «به عرض رسیده» شده بود

    رئیس جعفری: یعنی استبداد مطلقی که شاه دچار آن شده بود، به توصیه های اقتصاددانانی که مدیران کشور بودند، توجه نمی کرد.

    این اقتصاددانان نیز افراد کوچکی نبودند و تقریبا همه آنها در دانشگاه های معتبر خارجی تحصیل کرده بودند و همه آنها یک دوره قبل از ورود به فعالیت اجرایی در ایران، هر کدام در موسسات بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول مسوولیت داشته و فعالیت مشاوره ای انجام می داده اند و اقتصاد جهانی را نیز می شناخته اند. اما کار به جایی می رسد که تا سال آخر حکومت پهلوی، همه این افراد از سیستم اقتصادی کشور، حذف شدند. یعنی هیچ گوش شنوایی برای شنیدن نظرات کارشناسی وجود نداشت.

    مجیدی می گوید: «یکی از نگرانی های جدی ما این بود که قبل از اینکه قیمت نفت بالا برود، چند برابر این افزایش قیمت هزینه ایجاد شده بود.»

    رئیس جعفری: مجیدی در خصوص تخصیص بودجه نیز می گوید: هر کسی که می آمد در خصوص بودجه صحبت کند و زمانی که می خواستیم با او وارد بحث شویم که این بودجه مشکل دارد، می گفت «به عرض رسیده». تمام نظام کارشناسی موجود در سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و سایر وزارتخانه های اقتصادی با یک جمله به عرض رسیده از کار می افتاد و دور زده می شد. در صورتی که افراد می توانستند، مطالب خود را به گوش شاه برسانند، یعنی تمام مشکلات آنها برطرف شده بود و درصورت رخداد چنین اتفاقی، در همه جلسات، کارشناسان باید سکوت می کردند.

    البته برخی افراد مانند مقدم و یگانه مخالفت هایی با این نظرات شاه می کرده اند که به راحتی حذف شده اند. در کنار همه عوامل اقتصادی، استبداد شاه هم یکی از اصلی ترین دلایل فروپاشی حکومت پهلوی بوده است.

    * برخلاف تصور عمومی دوره پهلوی مدل و اندیشه توسعه نداشته است

    رئیس جعفری: یک نکته جالب در آن دوره وجود دارد که برخلاف تصور برخی در خصوص داشتن الگو و مدل توسعه در دوران پهلوی، تقریبا می توان گفت در آن دوره کشور فاقد اندیشه و مدل توسعه بوده است. با مثال های متعددی که وجود دارد می توان نشان داد که خود شاه هم از یک ثبات در اندیشه اقتصادی برخوردار نبوده است.

    به عنوان مثال، مقدم به صراحت می گوید، قبل از برنامه ششم و در سال 1351 یک گزارش درباره وضعیت اقتصادی کشور تهیه شد که نشان می دهد که ادامه وضع موجود به فروپاشی می انجامد. این گزارش را نیز کارشناسان و مدیران سازمان برنامه تهیه کرده بودند. این گزارش را مقدم به عنوان قائم مقام سازمان برنامه برای هویدا ارائه می کند. هویدا می گوید: این مطالبی که گفتی، بی اساس است. تو رشدهایی که کشور داشته است را نمی بینی. منظور هویدا، رشد کشور در سال های 1340 تا 1350 است. از نظر بسیاری از کارشناسان، این سال ها، دوره اوج شکوفایی حکومت پهلوی است. اما گزارش سازمان برنامه نشان می دهد با ادامه آن روند، کشور دچار فروپاشی خواهد شد.

    هویدا می گوید: من این گزارش را برای شاه نمی برم. اگر می خواهی من یک وقت برای تو بگیرم و خودت این گزارش را برای شاه ارائه کن. مقدم پاسخ می‌دهد، من مشکلی ندارم و این گزارش را ارائه خواهم کرد و اگر تو روی آمار و ارقام این گزارش نقطه نظری داری و یا فکر میکنی از نظر مبانی نظری این گزارش ایرادی دارد، به ما بگو. هویدا می گوید، نه.

    رئیس جعفری: در جلسه ای که برای ارائه گزارش ترتیب داده شده بود، مقدم شروع به ارائه گزارش می کند، در وسط گزارش، شاه می گوید، «این مزخرفات چیست که می گویید؟ باز این اقتصاددانان ما جمع شده اند و برای ما تئوری می بافند. ما خودمان می دانیم که چه کاری انجام بدهیم». مقدم می گوید: اجازه خواستم بحث را تمام کنم. چند خط بیشتر نگفته بودم که باز شاه گفت: «داری همان مزخرفات را تکرار می کنی که. اگر مشکل منابع است من این مساله را حل می کنم». مقدم به شاه می گوید: مشکل منابع نیست. مشکل این است که برنامه ای برای توسعه کشور نداریم. این ایده های شما، زیرساخت لازم در کشور را ندارد. شاه می گوید: «مثلا چه زیرساختی فراهم نیست». مقدم پاسخ می دهد: مثلا این وارداتی که می خواهیم انجام دهیم، برای این واردات، جاده و بندر نداریم. شاه گفت: «می سازیم. این مزخرفات چیست که می گویید. ما خودمان می دانیم که کشور به کدام سمت در حال حرکت است». مقدم می گوید: من همینجا متوجه شدم که کشور نمی تواند با این روش به توسعه دست پیدا کند.

    یا مثلا یکی دیگر از این 9 اقتصاددان دوره پهلوی مثال جالبی دارد درباره اتفاقی در جلسه‌ ساخت سد بین وزیر آب وقت یعنی آقای روحانی و شخص شاه می‌افتد. این اختلاف در خصوص ارتفاع سد بود که محاسبه کارشناسی ارتفاع 390 متر را تعیین کرده بود اما شاه می گفت نه باید 393 متر باشد. وزیر آب چون موضوع کارشناسی داشت، روی حرف خود اصرار می کرد. شاه هم دستور داد وزیر را عوض کنند.

    موارد مختلف این چنینی وجود دارد که نشان می دهد شاه تقریبا از آغاز رشد درآمدهای نفتی به سمت تصمیم گیری استبدادی رفته بود و به حرف کارشناسان نیز توجهی نمی کرد و خوب کار به جایی رسید، زمانی که اولین شعله های اعتراض بلند شد، دیگر راهی برای اصلاح امور وجود نداشت و اتفاقاتی مانند مبارزه با فساد نیز نتوانست اعتماد عمومی را بازگرداند.

    رئیس جعفری: در جمع بندی این کتاب گفته ام، اشتباهاتی که برای شاه ذکر می کنیم در طول تاریخ ما دایم تکرار شده است و همیشه باعث سرنگونی حکومت ها شده است. این اشتباهات شامل بی انضباطی مالی، استبداد، بی توجهی به نظرات کارشناسی، عدم استفاده از نیروهای کارآمد و حذف افرادی که شرافت کارشناسی دارند، بوده است. در هر دوره ای این اتفاقات رخ داده است به فروپاشی منجر شده است. این اتفاقات دقیقا در دوران پهلوی رخ داده است.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما