سه شنبه 12 اسفند 1399 - Tue 02 Mar 2021
  • واکنش مدیر شبکه کودک

  • بازی جدید احمدی نژاد در انتخابات ۱۴۰۰

  • فکری، برکنار، فرهاد مجیدی سرمربی جدید استقلال/سناریوی حذف فکری از استقلال نتیجه داد

  • رفتارهای منافقانه برخی هنرمندان با رسانه‌ملی/ فحش‌هایشان را به تلویزیون دادند؛ حالا با باج‌دهی مدیران برگشتند!

  • داستان ناشنیده شاه و شارون / زن آمریکایی در ایران چه می‌کرد؟ (فیلم)

  • ایران و امریکا بر لبه تیغ

  • اهداف بایدن از انتشار قتل" خاشقجی "

  • آرای عجیب چهره‌های سرشناس در انتخابات فوتبال!/ چه کسانی رای نگرفتند؟

  • بنویسید فاجعه دولت روحانی!

  • علی‌ضیا: دیه‌ انسان پول یه نیسان گلابیه

  • نوسازی واحدهای روستایی

  • چرا انگلیسی‌ها عاشق جنگ هستند؟

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۱۲/۱۲

  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۹/۱۲/۱۲

  • خیز بلند مجلس برای اصلاحات بزرگ اقتصادی در کشور

  • اما و اگرها بزرگترین انتخابات اقتصادی کشور

  • دستور مهم دولت بایدن برای ادامه راه ترامپ در فعالیتهای نظامی

  • پیشنهاد بایرن مونیخ به علی کریمی/ جادوگر ایران را ترک می‌کند؟

  • قیمت روز گوشی موبایل ۱۳۹۹/۱۲/۱۱

  • نامه تَکراری برای کسب اعتبار

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 218230
    تاریخ انتشار: 07/بهمن/1399 - 16:10

    زندگی نامه بسیجی شهید «غلامرضا لنگری زاده»/ تا لحظه شهادت به ایران بازنگشت!

    غلامرضا در شهریور ماه ۱۳۹۶ پس از گذراندن آموزش‌های لازم به سوریه اعزام گردید و تا لحظه شهادت به ایران برنگشت.

    زندگی نامه بسیجی شهید «غلامرضا لنگری زاده»/ تا لحظه شهادت به ایران بازنگشت!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»در سومین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم غلامرضا لنگری‌زاده قرار داریم. این شهید در بیست‌ویکم دی سال ۱۳۶۵ درشهر کرمان به دنیا آمد. خداوند پس از سه فرزند دختر و بعد از ۱۰ سال با توسل به امام رضا (ع) به پدر و مادرش ایشان را عنایت کرد.

    وی در نوجوانی پدرش را از دست داد، چون تنها پسر بزرگ خانواده بود و نسبت به مشکلات زندگی خانواده احساس مسئولیت می‌کرد، علی‌رغم اینکه در زمینه ورزش هم خیلی موفق بود در آن شرایط ورزش را رها کرده و مشغول به کار آزاد در تعویض روغنی در شهر کرمان شدند. شهید لنگری‌زاده در شهریور سال ۱۳۹۶ پس از گذراندن آموزش‌های لازم به سوریه اعزام شد و تا لحظه شهادت به ایران برنگشت، و زمانی که فرزند دومش به دنیا آمد وی در سوریه در حال انجام وظیفه بود.


     

    همسر شهید لنگری‌زاده در مصاحبه‌ای گفته بود: «وقتی پسرمان به دنیا آمد، همسرم به من پیغام داد که عکس فرزندم را برای من نفرستید، زیرا می‌ترسم دلم بلرزد و برگردم ایران و وابسته‌اش شوم.» وی افزود: غلامرضا همیشه آرزو داشت که به اسلام خدمت کند و می‌گفت: «دعا کنید بتوانم خدمتگزار خوبی برای اسلام و مستضعفان باشم». وی سرانجام در پنجم بهمن ماه سال ۱۳۹۶ در حین انجام وظیفه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. پیکر پاک و مطهرش پس از انتقال به ایران بر دوش امت شهیدپرور کرمان و بسیجیان ولایت‌مدار کرمان تشییع و در گلزار شهدای کرمان به خاک سپرده شد.

     

    شهیدی که حاضر به دیدن عکس فرزندش نشد! + تصاویر


    شهیدی که حاضر به دیدن عکس فرزندش نشد! + تصاویر

    حضور سردار سلیمانی در منزل شهید لنگری‌زاده

     

    عکس فرزندم را برایم نفرستید، می‌ترسم دلم بلرزد و وابسته‌اش شوم

    «اعظم‌السادات میرتاج‌الدینی» همسر شهید «غلامرضا لنگری‌زاده» در گفت‌وگو با خبرنگار دفاع پرس در کرمان، اظهار داشت: غلامرضا همیشه آرزو داشت که به اسلام خدمت کند و می‌گفت: «دعا کنید بتوانم خدمت‌گزار خوبی برای اسلام و مستضعفان باشم».

    وی با بیان این‌که من همسرم را خوب نشناختم، افزود: غلامرضا عاشق شهید و شهادت بود و همیشه در مراسم استقبال از شهدایی که به کرمان می‌آمدند و نیز یادواره‌های شهدا حضوری فعال داشت.

    همسر شهید لنگری‌زاده به ۲ یادگار شهید به نام‌های «مونس» و «محمودرضا» اشاره کرد و گفت: مونس ۶ ساله و محمودرضا ۲ ماهه است و دخترمان رابطه خوب و دوستانه‌ای با پدرش داشت و همسرم نیز سعی می‌کرد در رفتار‌های خود به‌گونه‌ای عمل کند که دخترمان از وی الگو بگیرد.

    Preview

    میرتاج‌الدینی افزود: غلامرضا شهریور‌ماه امسال به سوریه اعزام شد و من فرزندم محمودرضا را باردار بودم و قاعدتاً دوست داشتم هنگام تولد فرزندمان، همسرم کنارم باشد. هنگامی که این پیغام را به ایشان دادم، گفت: «این‌جا به من بیشتر نیاز است و باید بمانم» و من هم قبول کردم. 

    همسر شهید لنگری‌زاده اضافه کرد: وقتی محمودرضا به دنیا آمد، همسرم به من پیغام داد که عکس فرزندم را برای من نفرستید، زیرا می‌ترسم دلم بلرزد و برگردم ایران و وابسته‌اش شوم. 

    وی افزود: مدتی از اعزام غلامرضا به سوریه گذشته بود و او هنوز فرزند دومش را ندیده بود، تا این‌که تصمیم گرفتیم دیدار غلامرضا و محمودرضا در سوریه باشد، به وی گفتم: «به اتفاق بچه‌ها و مادرتان رهسپار سوریه هستیم» و او بسیار خوشحال شد و کار‌های سفر ما را از آن‌جا پیگیری کرد و گفت: «شما که به سوریه بیایید و برگردید، خبر شهادت من را خواهید شنید و این آخرین دیدار ما خواهد بود»، اما من حرف ایشان را جدی نگرفتم.

    همسر شهید لنگری‌زاده در حالی که گریه می‌کرد، ادامه داد: روزی که ما به سوریه رسیدیم، غلامرضا با یک دسته گل به استقبال ما آمد و در آن لحظه به یادماندنی من و مادرش، غلامرضا را بعد از چهار ماه در سوریه ملاقات کردیم و او فرزندانش را در اغوش کشید و آن‌ها را غرق بوسه کرد.

    میرتاج‌الدینی اضافه کرد: وقتی خبر شهادت غلامرضا را به ما دادند، مونس گوشه اتاق گریه می‌کرد. از او سؤال کردم چرا گریه می‌کنی؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟ چون ما هنوز به مونس نگفته بودیم که پدرت شهید شده و نمی‌دانستم چطور به یک بچه ۶ ساله بفهمانم که دیگر پدرت را نمی‌بینی. مونس گفت: «وقتی در سوریه بودیم بابا من را در آغوش گرفت و گفت: «اگر من شهید شدم غمگین و ناراحت نباشید، من زنده‌ام و همیشه در کنار شما هستم.»».

    پدرم سفارش کرد،اگر شهید شدم، ناراحت وغمگین نباشم+تصویر

    وی پیرامون سفارش‌های شهید به خانواده‌اش گفت: غلامرضا درباره نماز اول وقت و مواظبت از فرزندمان بسیار سفارش می‌کرد و تأکید بسیار داشت که ما نماز را اول وقت بخوانیم و همیشه دعا می‌کرد که فرزندان‌مان سرباز امام زمان (عج) باشند. من نیز سعی می‌کنم تا مونس و محمودرضا را طوری تربیت کنم که وی آرزو داشت.

    همسر شهید در پایان اظهار داشت: غلامرضا عاشق شهید «فرخ یزدان‌پناه» بود و در کار‌ها از او کمک می‌خواست و به وی متوسل می‌شد. وی همیشه تأکید داشت: «آرزو دارم شهید شوم تا مادرم جلوی حضرت زینب (س) عزت‌مند و سربلند باشد» و اکنون درست است که غلامرضا کنار ما نیست، ولی می‌دانم بزرگترین سعادت دنیا نصیب‌مان شده است و من امیدوارم لیاقت این نعمت بزرگ را داشته باشیم.

    برادر همسر شهید نیز در این گفت‌وگو گفت: چند روز قبل از اعزام غلامرضا به سوریه، یک سفارش از من خواست و من گفتم: «سعی کن هرجا هستی یک قران جیبی کوچک همراه داشته باشی» و وی قران کوچکی از جیب پیراهنش بیرون آورد و گفت: «این قرآن سال‌ها با من است و آن را از خودم جدا نمی‌کنم».

    وی افزود: شهید لنگری‌زاده چندین‌بار تلاش کرد تا از طریق لشکر فاطمیون به سوریه اعزام شود و همیشه با یک موتور در مراسم استقبال از شهدا شرکت می‌کرد.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما