پنجشنبه 09 بهمن 1399 - Thu 28 Jan 2021
  • ورزش چه زمانی برای مبتلایان به کووید ۱۹ خطرناک است؟

  • تعداد میزان رای استیضاح ترامپ چقدراست

  • فرمانده ارتش صهیونیستی: خود را برای حمله احتمالی به ایران آماده کرده‌ایم

  • ماموریت دولت بعد از روحانی

  • پرکارترین و کم‌کارترین بازیگران فجر ۳۹ چه کسانی هستند؟

  • چرا ظریف توهم تایید صلاحیت در انتخابات را دارد؟/ همه دلایل برای عدم احراز صلاحیت جواد ظریف/ از قهر و استعفاهای متعدد تا اتهام ‌پولشویی به نظام و تحمیل خسارت محض برجام به کشور

  • دعوا و درگیری در اردوگاه اصلاحات؛ زد و خورد رسانه‌ای خرازی و واعظی

  • شعار محوری و عناوین ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی اعلام شد

  • واکسن حریف ویروس جهش یافته نمی‌شود

  • خط قرمز ایران در مذاکره

  • آزمایش کرونا نیوشا ضیغمی مثبت شد

  • آمریکا روی ریل کرونا

  • قابل توجه اپوزسیون برانداز ایرانی

  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۹/۱۱/۰۸

  • بچه‌ها ادب را از مادر یاد می‌گیرند!

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۱۱/۰۸

  • گزینه‌های مطرح انتخابات ۱۴۰۰ چه کسانی هستند؟ / احمدی نژاد در راه کاندیداتوری؟

  • واکسن کرونای ایرانی هیچ عوارضی نداشته است

  • لیگ قهرمانان آسیا، شاید به میزبانی ایرانی‌ها

  • محبوبیت روحانی به زیر هفت درصد رسیده است

    • ویژه نامه
      انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 214182
    تاریخ انتشار: 13/دي/1399 - 15:10

    شهیدی که در سوریه انتخاب شد/زندگینامه شهید وحید زمانی نیا همراه و محافظ سردار سلیمانی+عکس

    «اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان؛ خداوندا! این قربانی اندک را از ما بپذیر» این متن علاوه بر عزت نفس خانواده شهید به همه اعلام می کند که شهادت ملت ما را بیدار می کند. پاسدار شهید وحید زمانی نیا فرزند دهه هفتادی ری روز سیزدهم دی ماه در حمله بالگردهای آمریکایی در فرودگاه بغداد با بیست و هفت سال سن در کنار سردار بزرگ ایران و اسلام پر کشید

    شهیدی که در سوریه انتخاب شد/زندگینامه شهید وحید زمانی نیا همراه و محافظ سردار سلیمانی+عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»خانه شهید زمانی نیا در قبله تهران امروز از همیشه شناخته شده‌تر است. حتی اگر بدون نشانی دقیق به شهر ری بروی باز هم با سوال از مردم می‌توانی خودت را به خانه شهید زمانی نیا برسانی. سر کوچه حجله قرار داده‌اند و جوانان در ایستگاه صلواتی به کسانی که برای سر سلامتی به آنجا می‌آیند چای داغ می‌دهند. در این قسمت از شهر ری شور و حال خاصی برپاست

    شهید وحید زمانی نیا از محافظان سپهبد قاسم سلیمانی و عضو سپاه پاسداران ایران در سال ۱۳۷۱ در تهران بود

    تاریخ تولد : 1371/04/30

    محل تولد : تهران

    تاریخ شهادت : 1398/10/13

    محل شهادت : فرودگاه بغداد - عراق

    وضعیت تاهل : متاهل

    محل مزار شهید : شهر ری - حرم حضرت عبدالعظیم (ع)

    گفتگوی با پدرشهید بزرگوار

    فرزندم عاقبت به خیر شد

    وحید در سال 1371 در محله اتابک به دنیا آمد و شش سال بعد همراه خانواده‌اش به شهر ری آمد و تا لحظه شهادت در آنجا زندگی کرد. پدر شهید می‌گوید: «وحید خیلی فرزند خوبی بود. او نمونه کامل فرزند صالح بود که خدا نصیب‌مان کرد. چهار سال در سوریه به عنوان مدافع حرم حضور داشت تا اینکه توسط حاج قاسم سلیمانی به عنوان همراه و محافظ انتخاب شد». او ادامه می‌دهد: «دلتنگ فرزندم هستم اما از اینکه به شهادت رسید ذره ای احساس پشیمانی نمی‌کنم. خدا را شکر می‌کنم که فرزندم با شهادت عاقبت به خیر شد. وحید از سال 1394 در سوریه حضور داشت و به دست نیروهای تکفیری شیمیایی شده بود. البته هیچکس حتی خانواده اش هم از این موضوع اطلاعی نداشتند. پدر شهید می گوید: «چهل روز پیش که برای پی گیری مراحل درمانی به اصفهان رفت از اینکه وحید شیمیایی شده با خبر شدیم. ریه وحید عفونت کرده بود و برادرش که می دانست به خواسته او به کسی چیزی نگفته بود



    دامادی‌اش را ندیدم

    پدر شهید می‌گوید: «قرار بود شب یلدا طبق رسم دیرینه ایرانی‌ها برای همسر وحید مهمانی بگیریم اما به دلیل اینکه ماموریت بود مخالفت کرد. البته بعد از آن هم قرار شد این کار را انجام دهیم اما به  دلیل مشغله کاری وحید این اتفاق نیافتاد». پدر شهید در ادامه تعریف می‌کند: «فقط برای نو عروسم که ۲ ماه از عقدشان می‌گذشت ناراحتم.

    وقتی به خانه شهید می رسیم خانواده شهید با خودرو به طرف فرودگاه می روند تا راهی اهواز و مشهد شوند. جمعیت زیادی در کوچه پراکنده هستند که حرف مشترک همه آن ها درباره شهید زمانی نیاست. «رامین محسنی» از بچه محل ها و دوستان قدیمی شهید می گوید: «۲۶ سال سابقه رفاقت با وحید را داشتم که به همین دلیل با اطمینان کامل می گویم نمونه بود. در همه این سال ها به یاد ندارم که در رفاقت بی معرفتی کرده باشد».



    بچه هیئتی بود

    وحید یک عمر نوکری امام حسین (ع) را کرد و بین اهل محل به بچه هیئتی شناخته می شد. رامین تعریف می کند: «برای انجام کارهای هیئت همراه بود و از هیچ کمکی دریغ نمی کرد. هر وقت می خواستیم برای دهه محرم هیئت بر پا کنیم، وحید قبل از همه بچه های محل می آمد و بعد از همه می رفت». او ادامه می دهد: «۲۹ سال با وحید رفیق بودم و در همه این سال ها کاری نکرد تا من را ناراحت کند. شاید من او را ناراحت کرده باشم اما او هیچوقت چنین کاری را نکرد».


    روی دست مردم کربلایی شد

    در بین صحبت‌‌های ما مردم به خانه شهید می‌آمدند تا به بازماندگان دلداری بدهند. جالب این بود که پیرمردهای محل همه گریان بودند. «رامین» توضیح می‌دهد: «وحید خیلی مردمدار بود. اهل کار خیر بود اما پنهانی. خوب به یاد دارم که همیشه می‌گفت برای کار خیر همین که خدا بداند کافی است و نیازی نیست بنده اش چیزی بداند. اما من غیر مستقیم خبر داشتم که به خیلی ها کمک می کرد و شخصیتش طوری بود که اگر می‌فهمید کسی گرفتار است از هیچ کمکی دریغ نمی‌کرد».  وحید قرار بود به کربلا برود که رامین در این باره تعریف می‌کند: «۲۰ روز پیش که برای آخرین بار او را دیدم گفت اگر حاج قاسم اجازه بدهد می خواهم به کربلا بروم. اما قسمت این بود که وحید روی دستان مردم کربلایی شود. قبل از آخرین بار که برود با هم عکس انداختیم که در  گوشی تلفن همراه او باقی ماند. خیلی دوست دارم آن عکس را دوباره ببینم».


    سردار دل ها انتخابش کرد

    وحید از محافظان حاج قاسم بود. رامین می‌گوید: «بیخود نبود که حاجی، وحید را انتخاب کرد. وحید از همه نظر نمونه و بسیار به حاج قاسم نزدیک بود. هر جا که حاج قاسم حضور داشت وحید هم همانجا بود». وحید تازه عقد کرده بود و می خواست خواست همین روزها دست همسرش را بگیرد تا سر زندگی اش برود.


    دلتنگ وحیدم

    «رامین» خاطرات فراوانی بعد از سال ها رفاقت با وحید زمانی نیا دارد. سال ها رفاقت با وحید باعث شده تا حالا در نبود رفیق دیرینه اش حسابی دلتنگ باشد. او می گوید: «رفیق این رسمش نبود. دلم خیلی برات تنگ شده. سلام منو به ارباب برسون». بغض سنگینی در گلوی «رامین» نشسته که توان ادامه دادن را از او گرفته است.

    خداوندا؛ این قربانی را از ما قبول کن

    در میان همه رفت‌وآمدها برای تسلیت گفتن به خانه شهید ، تبریک و تسلیت‌ها نوشته‌ای مقابل ورودی خانه شهید توجه ام را جلب می‌کند. «اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان؛ خداوندا! این قربانی اندک را از ما بپذیر» این متن علاوه بر عزت نفس خانواده شهید به همه اعلام می کند که شهادت ملت ما را بیدار می کند.


     پاسدار شهید وحید زمانی نیا فرزند دهه هفتادی ری روز سیزدهم دی ماه در حمله بالگردهای آمریکایی در فرودگاه بغداد با بیست و هفت سال سن در کنار سردار بزرگ ایران و اسلام پر کشید و برگ زرینی به تاریخ سراسر افتخار قبله تهران اضافه کرد.

     

    نحوه شهادت شهید بزرگوار:

    در حمله بالگردهای آمریکایی به یک خودرو در بغداد سرلشکر قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس و وحید زمانی نیا به شهادت رسیدند.

    دلیل شهادت سردار سلیمانی به علت حمله بالگردهای آمریکایی در سوم ژانویهٔ ۲۰۲۰ در فرودگاه بغداد در حمله راکتی بالگردهای آمریکایی به شهادت رسید.

    از جمله همراهان سردار شهید سلیمانی در فرودگاه عراق، به درجه والای شهادت نائل آمد ۴نفر ایرانی دیگر همراه سردار بودند.

     

    وصیت نامه شهید بزرگوار:

    سلام و درود بر یگانه عالم بشریت حضرت حجت بن الحسن (عج) و نایب بر حق ایشان حضرت امام خامنه‌ای و تمامی شهیدان و فدائیان راه حق. اینجانب وحید زمانی‌نیا از این فرصت استفاده کرده و در وصیتنامه خود حرف‌های دلم را بازگو می‌کنم.

    وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ یُرْ‌زَقُونَ. (گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند ، مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.)

    از تمامی خانواده، بستگان و دوستان می‌خواهم که پشتیبان انقلاب اسلامی باشند و رهبر معظم انقلاب را در این راه پر خطر تنها نگذارند تا ان‌شاءالله پرچم نظام اسلامی به دستان مبارک امام زمان (عج) برسد. من در این راه هیچ ترسی از مرگ ندارم زیرا راه ما حق است و دشمنانمان باطل. همیشه از خدای خویش خواسته‌ام مرگ این حقیر در رختخواب رقم نخورد بلکه لیاقت و سعادت فدا شدن در راه اسلام و تشیع اهل بیت (ع) را از خدای خویش خواستار بوده‌ام.

    بارالها، امیدوارم گناهانی که تا به حال کرده‌ام را ببخشی و از سر تقصیرات این بنده پر گناه بگذری. خدایا، تو را به اباعبدالله الحسین (ع) قسم می‌دهم که ما را از فیض شهادت محروم نفرما و از پدر و مادر و دوستان خویش می‌خواهم که فقط و فقط برای مظلومیت حضرت ثارالله (ع) گریه کنند.

    از تمامی افرادی که این بنده حقیر را می‌شناسند می‌خواهم که مرا حلال کنند و اگر بدهکاری به آنان دارم از خانواده‌ام طلب کنند. دوست دارم در قبرم همراه من پیراهن مشکی‌ام که با آن به هیئت می‌رفتم دفن شود و همچنین تربت اباعبدالله الحسین (ع) را روی چشمان، زبان، دست و سینه‌ام بگذارید تا آن دنیا شفیع من باشند.

    حرف دیگر من با پدر و مادر عزیزم هست که به آن‌ها می‌خواهم بگویم که شما را عاشقانه دوست داشته، دارم و خواهم داشت. از دوستان می‌خواهم در مجالس ترحیمم روضه اباعبدالله (ع) خوانده شود ولاغیر.

    من این دلم به عشق تو یکدست می‌کنم
    راه دلم به غیر تو بن بست می‌کنم

    از راه گوش خوردن باده کسی ندید
    من «یا حسین» می‌شنوم مست می‌کنم

    الحقیر وحید زمانی‌نیا

     

    گرد اورنده:حمید عباس زاده

    نظرات بینندگان
    نظرات شما