پنجشنبه 09 بهمن 1399 - Thu 28 Jan 2021
  • ورزش چه زمانی برای مبتلایان به کووید ۱۹ خطرناک است؟

  • تعداد میزان رای استیضاح ترامپ چقدراست

  • فرمانده ارتش صهیونیستی: خود را برای حمله احتمالی به ایران آماده کرده‌ایم

  • ماموریت دولت بعد از روحانی

  • پرکارترین و کم‌کارترین بازیگران فجر ۳۹ چه کسانی هستند؟

  • چرا ظریف توهم تایید صلاحیت در انتخابات را دارد؟/ همه دلایل برای عدم احراز صلاحیت جواد ظریف/ از قهر و استعفاهای متعدد تا اتهام ‌پولشویی به نظام و تحمیل خسارت محض برجام به کشور

  • دعوا و درگیری در اردوگاه اصلاحات؛ زد و خورد رسانه‌ای خرازی و واعظی

  • شعار محوری و عناوین ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی اعلام شد

  • واکسن حریف ویروس جهش یافته نمی‌شود

  • خط قرمز ایران در مذاکره

  • آزمایش کرونا نیوشا ضیغمی مثبت شد

  • آمریکا روی ریل کرونا

  • قابل توجه اپوزسیون برانداز ایرانی

  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۹/۱۱/۰۸

  • بچه‌ها ادب را از مادر یاد می‌گیرند!

  • قیمت روز خودرو‌های داخلی ۱۳۹۹/۱۱/۰۸

  • گزینه‌های مطرح انتخابات ۱۴۰۰ چه کسانی هستند؟ / احمدی نژاد در راه کاندیداتوری؟

  • واکسن کرونای ایرانی هیچ عوارضی نداشته است

  • لیگ قهرمانان آسیا، شاید به میزبانی ایرانی‌ها

  • محبوبیت روحانی به زیر هفت درصد رسیده است

    • ویژه نامه
      انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 214091
    تاریخ انتشار: 12/دي/1399 - 18:33

    روایتی از آخرین روز زندگی حاج قاسم در سوریه

    روزنوشت یکی از نیروهای فاطمیون، روایتی از پنجشنبه ۱۲ دی‌ماه ۱۳۹۸ یعنی آخرین روز زندگی حاج‌ قاسم سلیمانی دارد.

    روایتی از آخرین روز زندگی حاج قاسم در سوریه

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»روزنوشت یکی از نیروهای فاطمیون، روایتی از پنجشنبه ۱۲ دی‌ماه ۱۳۹۸ یعنی آخرین روز زندگی حاج‌ قاسم سلیمانی دارد.

     

    آخرین روز ... پنجشنبه (۹۸.۱۰.۱۲) ساعت ۷ صبح / دمشق

    با خودرویی که دنبالم آمده عازم جلسه می‌شوم. هوا ابری است و نسیم سردی می‌وزد. ساعت ۷:۴۵ صبح به مکان جلسه رسیدم. مثل همه جلسات تمامی مسئولان گروه‌های مقاومت در سوریه حاضرند ...

    ساعت ۸ صبح

    همه با هم صحبت می‌کنند ... در باز می‌شود و فرمانده بزرگ جبهه مقاومت وارد می‌شود. با همان لبخند همیشگی با یکایک افراد احوالپرسی می‌کند. دقایقی به گفت‌وگوی خودمانی سپری می‌شود تا اینکه حاج‌قاسم جلسه را رسما آغاز می‌کند ... هنوز در مقدمات بحث است که می‌گوید: «همه بنویسن، هر چی می‌گم رو بنویسید!» همیشه نکات را می‌نوشتیم ولی این‌بار حاجی تاکید بر نوشتن کل مطالب داشت ... گفت و گفت ... از منشور پنج‌سال آینده ... از برنامه تک‌تک گروه‌های مقاومت در پنج‌سال بعد ... از شیوه تعامل با یکدیگر ... از ... کاغذها پر می‌شد و کاغذ بعدی ... سابقه نداشت این حجم مطالب برای یک‌ جلسه. آنهایی که با حاجی کار کردند می‌دانند که در وقت کار و جلسات بسیار جدی است و اجازه قطع‌کردن صحبت‌هایش را نمی‌دهد اما پنجشنبه این‌گونه نبود ... بارها صحبتش قطع شد ولی با آرامش گفت: «عجله نکنید، بذارید حرف من تموم بشه ...»

    ساعت ۱۱:۴۰ ظهر

    زمان اذان ظهر رسید. با دستور حاجی نماز و ناهار سریع انجام شد و دوباره جلسه ادامه پیدا کرد!

    ساعت ۳ عصر

    حدود هفت ساعت! حاجی هر آنچه در دل داشت را گفت و نوشتیم. پایان جلسه ... مثل همه جلسات دورش را گرفتیم و صحبت‌کنان تا در خروج همراهی‌اش کردیم. خودرویی بیرون منتظر حاجی بود. حاج‌قاسم عازم بیروت شد تا سیدحسن‌نصرالله را ببیند ...

    ساعت حدود ۹ شب

    حاجی از بیروت به دمشق برگشت. شخص همراهش می‌گفت که حاجی فقط ساعتی با سیدحسن دیدار کرد و خداحافظی کردند. حاجی اعلام کرد امشب عازم عراق است و هماهنگی کنند. سکوت شد ... یکی گفت: «حاجی اوضاع عراق خوب نیست، فعلا نرید.» حاج‌قاسم با لبخند گفت: «می‌ترسین شهید بشم؟» باب صحبت باز شد و هر کسی حرفی زد: «شهادت که افتخاره، رفتن شما برای ما فاجعه است!»، «حاجی هنوز با شما خیلی کار داریم» ... حاجی رو به ما کرد و دوباره سکوت شد. خیلی آرام و شمرده‌شمرده گفت: «میوه وقتی میرسه باغبان باید بچیندش. میوه رسیده اگه روی درخت بمونه پوسیده می‌شه و خودش میفته!» بعد نگاهش را بین افراد چرخاند و با انگشت به بعضی‌ها اشاره کرد: «اینم رسیده‌ست، اینم رسیده‌ست ...»

    ساعت ۱۲ شب

    هواپیما پرواز کرد.

    ساعت ۲ صبح جمعه

    خبر شهادت حاجی رسید. به اتاق استراحتش در دمشق رفتیم. کاغذی نوشته بود و جلوی آینه گذاشته بود ...

    نظرات بینندگان
    نظرات شما