یکشنبه 05 بهمن 1399 - Sun 24 Jan 2021
  • مرگ یک آمریکایی ساعاتی بعد از دریافت واکسن کرونا

  • فیلم/حمله ناگهانی ببرها به یکدیگر در مقابل گردشگران

  • فیلم/شلیک گلوله توسط تک تیرانداز به فردگروگانگیر

  • کارن همایونفر آهنگساز «دادستان» شد/ پخش سریال ده‌نمکی بعد از «باخانمان»

  • شمارش معکوس برای ورود محموله واکسن کرونا

  • افزایش سهام عدالت ۸ میلیون سهام دار بورس

  • صدایی که از همه بلندتره!

  • دلیل شکست استقلال مقابل سایپا مشخص شد/ناکامی این بازیکن در دیدار حساس

  • بمب خبری پرسپولیس منفجر شد/پرسپولیس با ترابی توافق کرد

  • رشد شاخص کل بورس 1399/11/05

  • محسن رضایی: سرباز، قلب میهن است

  • موسوی: مشخصات قبلی فیلم با تهیه کنندگی مشترک «ریحانه پارسا» بوده!

  • همکاری ترکیه وروسیه در تولید واکسن کرونا

  • هشدار؛ افزایش ابتلا به کرونا در ۲ رده سنی

  • سورپرایز گل محمدی برای هواداران پرسپولیس/ آچار فرانسه وارد می شود

  • دردسرجدید برای سرخ پوشان/ پرسپولیس با 2 غایب در دربی به میدان می‌رود

  • بازگشت معماران برجام به کاخ سفید/ تیم امنیت ملی بایدن چه کسانی هستند؟ +تصاویر

  • مدافعی که پرسپولیس اصرار به جذبش دارد/خرید نیم فصل پرسپولیس رونمایی شد

  • سینماهای خالی و کرونازده در احاطه «پیشی میشی»

  • زمان ورود نخستین محموله واکسن

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 212847
    تاریخ انتشار: 03/دي/1399 - 12:28

    بازی ساختارسازی جدید اصلاحات برای ورود به انتخابات ۱۴۰۰/ از دعوای «پدرخواندگی» تا ناامیدی مردم از اصلاح طلبان

    ساختارسازی جدید اصلاحات با سر و شکلی قابل تامل و حضور مشترک احزاب و اشخاص در کنار هم و در راس آن رئیس دولت اصلاحات باعث انتقادات برخی از اصلاح طلبان درباره نحوه تصمیم گیری و تصمیم سازی در این جریان شده است.

    بازی ساختارسازی جدید اصلاحات برای ورود به انتخابات ۱۴۰۰/ از دعوای «پدرخواندگی» تا ناامیدی مردم از اصلاح طلبان

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»جریان اصلاحات هرگاه با مشکلات شدید درون جناحی روبرو شده است بازی با ساختارهای اجماعی خود را در دستور کار قرار داده است. هرچند برآینده همه این ساختارها انحصارطلبی و تمرکز قدرت در دست عده ای خاص بوده اما شکل کار تغییر کرده است و به نوعی با تغییر پوسته با همان اهداف قبلی ولو تمرکز بیشتر قدرت در یک کانال کارها پیش رفته است.

    این روزها با وجود اینکه به انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 نزدیک و نزدیکتر می شویم هنوز مشخص نیست که این جریان سیاسی با چه سازوکاری پای به این کارزار سیاسی می گذارد. آنچه پیشتر مشخص بود با استعفای «محمدرضا عارف» رئیس شورای عالی سیاستگذاری و قبل از وی «عبدالواحد موسوی لاری» قائم مقام عارف در این شورا تا به امروز موضوع انحلال این ساختار تصمیم گیر در جریان اصلاحات به طور قوی از سوی گروه های مختلف اصلاح طلب مطرح شده است. هر چند که تا به امروز سرنوشت شورای عالی سیاستگذاری اصلاحات نامعلوم و مبهم مانده است اما این روزها مطرح می شود که این شورا  تصمیم گرفته یک نهاد اجماع‌ساز تاسیس کند که در آن احزاب، محور فعالیتند اما اشخاص حقیقی نیز در آن تصمیم سازی کنند.

    جالب اینجاست که به موازات شورای عالی سیاستگذاری همواره شورایی وجود داشته است که شورای هماهنگی اصلاحات نامیده می شدند که احزاب در آن محور بودند و اجتماع احزاب باعث تصمیم گیری می شد. هر چند شورای هماهنگی اصلاحات چندان محل تصمیم سازی کلان در جریان اصلاحات نبوده است و بیشتر شورای مشورتی (زیر نظر رئیس دولت اصلاحات)، شورای عالی انتخابات و در انتها شورای عالی سیاستگذاری اصلاحات همواره تصمیم گیرنده بودند و در رقابت قدرت شورای هماهنگی خارج از گود قرار گرفته است.

    حالا اینکه مطرح می شود قرار است شورایی اجتماع ساز با محوریت احزاب تشکیل شود بازهم نشان دهنده آن است که شورای هماهنگی اصلاحات متشکل از احزاب قرار است به حاشیه رود و حتی از گود خارج شود.

    در همین رابطه، «اسماعیل گرامی‌مقدم»، سخنگوی حزب اعتماد ملی با انتقاد شدید از ساختارسازی جدید در جریان اصلاحات می گوید: «در سه دوره فعالیت شورای عالی سیاست‌گذاری، اصلاح‌طلبان با صبوری و بردباری و درسی که از انتخابات 84 گرفتیم، این مساله را تحمل کردند و در راستای هماهنگی و همکاری گام برداشتند. اما اگر قرار باشد شورای دیگری تشکیل شود که همان عیوب قبلی را داشته باشد، باید بگوییم که می‌شد همان شورای قبلی به کار خود ادامه می‌داد و چه ضرورتی برای تشکیل یک شورای جدید وجود داشت؟‌»

    وی می افزاید: «از طرفی در این تصمیمات جدید شورای هماهنگی می‌بینیم 10 نفر هم به عنوان اعضای حقیقی در نهاد اجماع‌ساز گنجانده شده‌اند. حال آنکه یکی از ایرادها به شورای عالی سیاست‌گذاری همین حضور افراد حقیقی بود. همه باید در چارچوب حزب فعالیت کنند و اگر مقید به کار حزبی و نهادینه کردن احزاب هستیم، شخصیت‌ها نیز باید در چارچوب حزب فعال باشند و اگر عضو هیچ حزبی نیستند، نباید در این نهاد بالادستی نیز حاضر باشند. برای فعالیت سیاسی این احزاب هستند که هزینه می‌دهند و در نتیجه آنها باید حق رای داشته باشند.»

    جالب اینجاست که همین افراد در انتها در شورا تصمیم گیرنده هستند و احزاب سیاسی به کنار می روند و درواقع تصمیم گیری به نام آنها و به کام دیگران صورت می گیرد و در انتها اگر مشکلی باشد همه کاسه و کوزه ها بر سر احزاب شکسته می شود.

    گرامی مقدم به موضوع شورای هماهنگی اصلاحات که احزاب در آن محل و محور تصمیم گیری هستند اشاره می کند و می گوید: «به نظرم موازی‌کاری است. اساسا بحث شورای هماهنگی جبهه اصلاحات باید در هماهنگی با همه احزاب و دبیران‌کل باشد و باتوجه به اینکه برخی شخصیت‌ها هم مثل خود جناب آقای خاتمی، نقشی موثر در اجماع‌سازی دارند و باید برای‌شان جایگاهی درنظر گرفت که آنان نیز در هماهنگی با احزاب، در مسیر اجماع‌سازی مشارکت داده شوند؛ وگرنه در این مسیر اجماع‌سازی دچار مشکل خواهیم شد.»

    ساختارسازی جدید اصلاحات با سر و شکلی قابل تامل و حضور مشترک احزاب و اشخاص در کنار هم و در راس آن رئیس دولت اصلاحات باعث انتقادات برخی از اصلاح طلبان درباره نحوه تصمیم گیری و تصمیم سازی در این جریان شده است. موضوع مهم این است که چطور اشخاص و احزاب در کنار هم تعریف می شوند و چطور وزن احزاب با اشخاص در یک شورای تصمیم گیری در کنار هم قابل تعریف است! این درحالی است که همواره اصلاح طلبان به این موضوع متهم شده اند که تصمیم گیری از سوی عده ای در جریان اصلاحات صورت گرفته و سایر اعضای و گروه های جریان اصلاحات در محاق کامل بوده اند.

    «مصطفی کواکبیان»، دبیر کل حزب مردمسالاری نیز درباره نهاد جدید در اصلاحات بیان می کند: «اخیرا ساز و کاری که مطرح شد ما بارها گفتیم به احترام آقای خاتمی، اینکه ایشان اصلاحات و بحث رهنمودهایی که در مورد اصلاح طلبان دارند صد در صد مورد تأیید است حتی گفتیم ایشان مشاورینی داشته باشد که ایشان هم نظر بدهد، اما تصمیم‌گیری برای ۳۲ حزب است.»

    وی می افزاید: «نمی خواهم بگویم اینطوری بوده که آقای خاتمی لیست می‌بسته اما در هر حال یک جریان و مسائلی را مطرح می کردند و سایر اعضا هم می‌گفتند آقای خاتمی تأیید کرده پس همین است ولی الان واقعا ساز و کاری برایش تعریف کردیم که هم احترام آقای خاتمی نگه داشته شود و هم امثال ایشان.»

    این درحالی است که اخیرا «فائزه هاشمی» از زنان فعال اصلاح طلب گسستی قدیمی را به طور آشکار مطرح کرد. اختلاف میان کارگزاران و مشارکت که حالا با بحث «پدرخواندگی و پدرسالاری» در جریان اصلاحات مطرح می شود یکی از مهمترین مسائلی است که این روزها محل اختلاف این جریان سیاسی است. از همین روست که دیده می شود این جریان به سمت حل و فصل سریع این موضوع با تشکیل یک نهاد اجماع ساز پیش رفته است اما بازی با ساختارهای سیاسی این روزها چندان نمی تواند مشکلات عظیم این جریان سیاسی که بیشتر از مسئله ریزش اعتبار و وضعیت موجود کشور که به سبب راهبرد و سیاست آنها بوجود آمده است، را حل و فصل کند. محل بحثی که فائزه هاشمی مطرح میکند بشتر جریان اصلی قدرت بدون روتوش و سرو شکل های ساختاری آنرا نشان می دهد. دواقع دعوای قدرت در اصلاحات و تمرکز قدرت در همین دو حزب و اشخاص نزدیک خاتمی و در راس آن خود وی تعریف می شود و اتفاقات در این دایره کوچک رقم می خورد.

    «محمد قوچانی» عضو شورای سیاستگذاری کارگزاران در این رابطه به وضوح از ناامیدی مردم از این جریان سیاسی سخن می گوید: «دامن زدن به انتظارات فزاینده مردم -که بخشی از آن به همان بحث قانون و حقوق اساسی برمی‌گردد- و تبعیت مطلق از مطالبات اجتماعی، سبب شده است که یک شکاف پرنشدنی بین مطالبات و مقدورات به وجود بیاورد که این یک رابطه دیالکتیکی پیدا کرده است. یعنی از یک طرف مردم را ناامید می‌کنند و از طرف دیگر خودشان ناامید می‌شوند.»

    نظرات بینندگان
    نظرات شما