سه شنبه 07 بهمن 1399 - Tue 26 Jan 2021
  • تسلیت به خانواده محترم محمد حسینی

  • فایزر صدای رژیم صهیونیستی را هم درآورد

  • تزریق واکسن ایرانی کرونا تا بهار آینده

  • با جدید ترین خرید فکری در استقلال آشنا شوید/لژیونر نیم ملی در چند قدمی ابی پوش شدن

  • ترکیب پرسپولیس اعلام شد/ سیدجلال غایب قطعی بازی با آلومینیوم

  • سفارت رژیم صهیونستی در امارات رسما گشایش یافت

  • منتظر دریافت اطلاعات بیشتری از سوی دولت اندونزی درباره نفتکش ایرانی هستیم/ آغوش باز ایران در صورت تغییر نگرش در رفتار و گفتار عربستان

  • فیلم/رئیسی: تریبون محل ایجاد نگرانی درنیست

  • فیلم/ سخنرانی حاج قاسم زیر شلیک توپ

  • دلیل اصرار خاتمی برای حضور در انتخابات 1400

  • آلومینیوم - پرسپولیس/ خیز سرخ‌پوشان از مرکزی به صدر

  • نرخ دلار ۱۵ هزار تومان می شود؟/ استقلال بانک مرکزی از نرخ ارز تا تورم!

  • کاندیدای ریاست جمهوری نمی‌شوم، چون نمی‌خواهم باعث اختلاف در کشور شوم

  • دختر صدام مانند پدرش قاتل است

  • خودرو پلاک سپاه در کالیفرنیا! +عکس

  • چه شد که از بروجردی به عنابستانی رسیدیم؟

  • اولین واکنش توییتری عنابستانی

  • این بودجه آخرین قمار روحانی است

  • تصاویر منتخب حیات وحش هفته

  • فیلم/ حماسه مردم آمل در تاریخ انقلاب

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 212030
    تاریخ انتشار: 27/آذر/1399 - 14:14

    جاسوس «گاندو» پای داستان‌های «شاهنامه»!

    مریم ضیغمی - نام سیدمهرداد ضیایی که می آید، همه از او به عنوان یک بازیگر یاد می کنند، هر چند او سال هاست دست به قلم است، عاشقانه می نویسد و از این عشق حرف می زند.

    جاسوس «گاندو» پای داستان‌های «شاهنامه»!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل از خراسان/عقیده دارد نوشتن نان ندارد به همین دلیل گاهی تن به بازی در نقش هایی داده که دوست نداشته. تشابه اسمی او با مهرداد ضیایی رفیق چندین ساله اش موقعیت های خاطره انگیزی را برای شان رقم زده است. سیدمهرداد ضیایی در سال ها فعالیت هنری اش به نقش های مختلف و متنوع جان بخشیده؛ از «فرشید ریاضی» جاسوس سریال «گاندو» و «داود خاکپور» ثروتمند سریال «از سرنوشت» گرفته تا «مسعود اسدی» در سریال کمدی «آچمز». در «معراجی ها» در قامت «استاد مهدوی» معاون دانشگاه ظاهر می شود و در سریال تاریخی «مختارنامه»، نقش «بن همام» شاعر اموی را ایفا می کند. ضیایی بازی در سریال های نمایش خانگی «قلب یخی» و «آسپرین» را هم در کارنامه هنری اش دارد. چند کتاب از او در بازار نشر است و چند کتاب هم در نوبت چاپ دارد.

    بازیگر کم حاشیه ای هستید.
    بازیگری برایم‌ همه زندگی ام نیست و ترجیح می دهم کارم را دلی انجام دهم و بنویسم. گذراندن زندگی با نوشتن بسیار سخت است و طبیعتاً آدم هایی که طاقت شان زیاد نیست مجبور می شوند به بسیاری از آثار پیشنهادی پاسخ مثبت بدهند.
    پس به دلیل فشار اقتصادی در زندگی تن به بازی در آثاری دادید که دوست نداشتید؟
    زیاد این اتفاق افتاده است، به خصوص در 15-10 سال اخیر که از راه نوشتن سخت تر می شود زندگی کرد، بیشتر اتفاق افتاده است.
    اگر به گذشته برگردید باز هم بازیگری را انتخاب می کنید یا به دنبال رشته تحصیلی تان و روزنامه نگاری و نوشتن می روید؟
    طبیعتاً به کار خودم یعنی حوزه ادبیات می پردازم. البته اگر قرار باشد بازی کنم، تئاتر را بر تلویزیون و رادیو ترجیح خواهم داد. این را هم بگویم که از بازی هیچ وقت احساس پشیمانی نکردم و همیشه خوشحال و راضی بودم.
    در کارنامه تان رنگین کمانی از نقش های مثبت و منفی دیده می شود. چه نقشی شما را سر ذوق می آورد؟
    نقشی که چالش داشته باشد، البته نقش های خاکستری معمولاً سخت تر از دیگر نقش ها هستند چون اگر کسی بخواهد خلاقیت داشته باشد در نقش های خاکستری سخت تر می تواند این کار را انجام دهد و در عین حال راحت می تواند از خیلی چیزها فرار و خودش را پشت نقش خاکستری پنهان کند.
    کارگردانی بوده که متفاوت تر، سخت گیرتر و حرفه ای تر از دیگر کارگردان ها باشد؟
    شیوه نگرش بهرام بیضایی به جهان درام و به موضوعات مختلفی که در یک درام وجود دارد و به عنوان یک کار گروهی باید آن را انجام داد و روشنفکر بودن او جدای از حرفه ای بودنش سبب شد آثارش رتبه بالاتری پیدا کنند. او اهل گفت و گو بود.
    9 سال است که در فیلم های تلویزیونی بازی نکرده اید. به نظر شما سطح این گونه آثار پایین آمده است؟
    الان خیلی تله فیلم تولید نمی شود، 8 یا 9 سال است که خیلی اندک و شاید سالی یک یا دو فیلم تولید شود. اتفاقاً مدیوم بسیار خوبی بود. دو کار در تلویزیون می توانست سطح کار را بالاتر ببرد و متعادل تر کند، یکی تله تئاتر و دیگری تله فیلم که می تواند سطح سلیقه مخاطب را درباره کارهای عامه پسند بالاتر ببرد‌. تلویزیون هر دو را حذف کرد. تولید تله فیلم و تله تئاتر خرج زیادی ندارد و مسئله بودجه نیست. فکر می کنم خیلی علاقه مندی به بالا رفتن سطح سلیقه  وجود ندارد.
    به نظر شما سریال های تلویزیونی اخیر توانسته اند مانند سریال های دهه 70 و 80 سطح کیفی خود را حفظ و مخاطب را جذب کنند؟
    گاهی این گونه است، ولی جنبه سرگرمی کارها بیشتر از هر چیزی است و البته وظیفه سریال این است که جنبه سرگرمی را حفظ کند. بیش از این هم انتظاری نمی توان داشت ولی یک تعادل باید بین جنبه سرگرمی و هنری کار وجود داشته باشد. جنبه هنری آثار پایین تر می آید، ممیزی سازمان بسیار زیاد می شود و طبیعی است که از آن سو جنبه عامه پسند بودن و سرگرمی کار بالا برود.
    برخی عوامل از کمبود بودجه تولید آثار نمایشی گلایه می کنند و این بخش دیگری از مشکلات تولید است. قبول دارید؟
    کمبود بودجه، عامل بسیار مهمی است و نه تنها مشکلاتی را به وجود می آورد، بلکه رضایت عوامل کار را هم کاهش می دهد و گاهی به طور کلی آن ها را فراری می دهد. همواره بابت بازی هایم طلبکار هستم و مدت هاست که ندیدم برای یک کار، درست و عادلانه دستمزد را پرداخت کنند و مدام می گویند تهیه کننده باید پرداخت کند! تهیه کننده ای که جیب اش به جیب تلویزیون وصل است تهیه کننده نیست. چه رضایتی از انجام این کار وجود دارد و با چه حسی باید انجام شود؟
    بازیگری که سال ها از تلویزیون طلبکار است ترجیح می دهد خانه نشین شود تا به دنبال پولش بدود.
    متاسفانه باید اجاره خانه بدهم و نمی توانم در خانه بنشینم.
    بعضی از بازیگران اگر دستمزد خوب بدهند سر صحنه می روند در غیر این صورت بازی نمی کنند.
    خوشبختانه آن ها به شرایطی رسیده اند که حاشیه امنی دارند و می توانند انتخابگر باشند، آدم هایی مثل من حاشیه امنی در زندگی ندارند.
    فکر نمی کنید نقش فروشی و ورود نابازیگر به سینما ضربه بزند؟
    کاش قبل از این که به شکل مافیایی اتفاق می افتاد، طی جلسات کارشناسانه موضوعات و شرایط بررسی و بعد در خانه سینما و تئاتر و مراکز فرهنگی انجمنی تشکیل و به آن پرداخته می شد، شرایط طوری نمی شد که از نگهبان تا خدمات بتوانند درباره انتخاب نقش اعمال قدرت کنند، طبیعتاً هرکسی به وسیله ارتباطات پنهانی می تواند این کار را انجام دهد  البته به خاطر اقتصاد فاسد آن زمان  به خصوص در هنرهای دراماتیک در مملکت شکل گرفت. هر جایی که اقتصادش فاسد باشد، قطعاً چنین اتفاقاتی می افتد و آدم ها به چنین راه هایی کشیده می شوند. در چنین شرایطی بسیاری از آدم ها از گردونه بیرون می مانند، بدون این که هیچ دلیل منطقی وجود داشته باشد. بسیاری از آدم ها وارد کار می شوند و شما گمان می کنید الان این آدم ها چرا این جا باید باشند و اگر این جا نبودند و مثلاً لاستیک می فروختند چه فرقی می کرد؟
    اگر خبرنگار بودید چه چیزی از خودتان می پرسیدید؟
    از کاری که می کنی راضی هستی؟
    هستید؟
    خیر.
    در برخی آثار با مهرداد ضیایی بازیگر هم نام و نام خانوادگی تان همبازی بودید. خاطره جالبی از این ارتباط کاری و تشابه اسم و فامیل تان دارید؟
    ما از سال ۷۵ تا حالا خیلی با یکدیگر کار کرده ایم، از تله تئاتر، تئاتر و تلویزیون تا سینما. مهرداد ضیایی از دوستان عزیز من است و خیلی اتفاقات جالبی برای مان رقم خورد. گاهی اوقات در حوزه نگارش اشتباه می گیرند، مثلاً آن بنده خدا را ممکن است مورد مواخذه قرار دهند از این که کاری را باید می فرستاده، نفرستاده یا دیر فرستاده. حتی برای دریافت جایزه کتاب سال تئاتر اول به او زنگ زدند و از او دعوت کردند -خنده- یکی از دفترهای شعرم را مهرداد ضیایی به چند نفر هدیه داده و از این اتفاقات می افتد.
    در اوقات فراغت تان می نویسید؟
    پنج شش کتاب بیشتر ندارم و آخرین آن ها «مرا به پیراهنت بسپار» بود. یک کتاب دو جلدی در دست نگارش دارم که جلد اولش به پایان رسیده و درباره تاریخ اجتماعی دو ساله تهران و در حال پژوهش است. باید نمایش نامه ای را برای محمد حاتمی تمام کنم. کاری هم باید در حوزه داستان های شاهنامه برای رادیو بنویسم.
    نمی خواهم در پایان مصاحبه خلق تان را تنگ کنم، اما شما در شرایط سخت کرونا، فروردین ماه همسرتان را از دست دادید. اکنون شرایط زندگی خیلی برای تان سخت است؟
    در تنهاترین زمان زندگی خودم هستم. فقط می توانم بگویم خیلی سخت است.
    نویسنده: مریم ضیغمی

    نظرات بینندگان
    نظرات شما