یکشنبه 05 بهمن 1399 - Sun 24 Jan 2021
  • ستاره جنجالی سرخ پوشان نیمکت نشین شد/شانس کم شاه ماهی برای حضور در ترکیب

  • رونمایی استقلال از خرید نیم فصل/هافبکی که بیست و پنجمین بازیکن فصل استقلال شد

  • گروگانگیری در خاک آمریکا به بهانه واهی لابی‌گری برای ایران

  • صدور مجوز تزریق واکسن

  • یک چهره نظامی دیگر کاندیدای انتخابات 1400

  • عکس/کنسرتِ شاد «بهنام بانی» در جزیره کیش

  • ووهان یک سال پس از پاندمی کرونا؛ بازگشت کامل به زندگی عادی

  • داروی جدید کرونا از هفته آینده در آلمان استفاده خواهد شد

  • ردیابی گونه‌ جهش‌یافته ویروس کرونا از طریق تجزیه فاضلاب

  • اسپیس‌اکس دکل‌های نفتی را به پایگاه فضایی تبدیل می‌کند

  • تهدید گوگل به توقف فعالیت موتور جستجوی خود در استرالیا

  • اتحادیه اروپا گواهی واکسیناسیون کرونا صادر می‌کند

  • اخطار بایدن به کارمندانش: به هم بی‌احترامی کنید بلافاصله اخراج می‌شوید

  • سه ماه زندگی در فرودگاه از ترس کرونا

  • ترامپ رفت اما ترامپیسم هنوز هست!

  • نتیجه گزارش مستقل درباره شیوع کرونا از چین اعلام شد

  • مرگ یک آمریکایی ساعاتی بعد از دریافت واکسن کرونا

  • فیلم/حمله ناگهانی ببرها به یکدیگر در مقابل گردشگران

  • فیلم/شلیک گلوله توسط تک تیرانداز به فردگروگانگیر

  • کارن همایونفر آهنگساز «دادستان» شد/ پخش سریال ده‌نمکی بعد از «باخانمان»

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 209636
    تاریخ انتشار: 16/آذر/1399 - 11:52
    رضااحمدزاده

    چگونه مدیران کشور با پشت کردن به گذشته خود، به سبک زندگی غربی گرایش پیدا می کنند؟!

    چگونه مدیران کشور با پشت کردن به گذشته خود، به سبک زندگی غربی گرایش پیدا می کنند؟!

    ابتدای این داستان را بخوانید: «می گویند روزی وی به همراه برخی معاونان خود برای بازدید به محوطه کارخانه رفته بود .در حین بازدید میدانی کارگری که دل پری به هر دلیل از این مدیر داشت به او نزدیک شده و نسبت به او شدیدا فحاشی می کند و مدیر مربوط به آرامی به این فحاشی گوش کرده و عکس العملی از خود نشان نمی دهد بعد از اینکه اطرافیان، این کارگر را از مدیر شرکت دور می سازند به او پیشنهاد می کنند که اجازه دهید او را از کار اخراج کنیم؟ اما این مدیر زیرک مدیران خود را از این کار منع می کند و سپس دستور می دهد تا نه تنها او را اخراج نکنند که به مرور زمان و در مدت کوتاهی زمینه ترقی وی را فراهم سازند. بعد از مدتی مدیر مربوط پیگیر وضعیت آن کارگر می شود که می گویند او از یک کارگر ساده مراتب ترقی را یکی پس از دیگری طی کرده و امروز در جایگاه مدیریت یکی از قسمت ها مشغول بکار است. مدیر شرکت می پرسد حقوق مدیریتی را گرفته و زندگی او بهتر شده است یا نه؟ که در پاسخ می شوند که وضع وی خیلی خوب شده و براحتی گذران زندگی می کند! در اینجا بود که مدیر یاد شده شرکت، دستور اخراج آن کارگر گذشته و مدیر فعلی را صادر می کند. وقتی علت این تاخیر در تنبیه کارگر را می پرسند وی در جواب می گوید آن کارگر اگر در آن زمان اخراج می شد چون به نان خشکی و زندگی مختصر عادت کرده بود زنده می ماند و به زندگی خود ادامه می داد اما الان چون به نان مدیرتی خو گرفته است با اخراج شدنش از کار دوام نمی آورد و خواهد مرد و به ذلت خواهد افتاد».
     
    مقصود از بیان ابتدایی این داستان، قسمت پایانی آن یعنی همان موضوع سبک زندگی است . نوع سبک زندگی اشرافی چنان در روح و جان برخی سلبریتی در بخشهای مختلف رسوخ کرده که اصولا زندگی بدون آن را برایشان ناممکن و غیر قابل تصور می سازد آنگونه که برخی:
    * حتی برخی ها عطای زندگی کردن در وطن خود را به لقای زندگی در اروپا و آمریکا می بخشند و اقدام به مهاجرت به دیگر کشورها می کنند .
    *وآنانی هم که در کشور می مانند سعی می کنند تا به هر نحو ممکن به سبک زندگی اشرافی خود استمرار بخشند. رفتارهایی از این دست را می توان در زندگی هنرمندان، ورزشکاران، سیاستمداران و برخی مدیران دولتی  هم مشاهده کرد. بعنوان مثال بیاد داریم که سید صفدر حسینی مدیر عامل وقت صندوق توسعه ملی چگونه علیرغم دریافت حقوق 57 میلیون تومانی باز هم در خواست اضافه پرداخت نموده بود ویا برخی ورزشکاران که تا دیروز توان تامین خوراک روزمره خود را هم نداشتند اما امروز سبک زندگیشان طوری شده است که واژه هایی مانند : میلیون و میلیارد برایشان پول خوردی است که بر سر اندازه آن با مسئولان و مدیران بالادستی خود چانه زنی ها و کش و قوس های طولانی داشته و برای رسیدن به هدف خود از حاشیه سازی در رسانه ها نیز ابایی ندارند.
    نتیجه اینکه امروز جریان سبک زندگی اشرافی و رسیدن به رفاه و آسایش های قارونی چنان برخی مدیران و اشخاص مشهور در بخش های مختلف را در بر گرفته است که هر گونه دست بردن در روند زندگی ایشان د نیای تاریک و وحشتناکی را در پیش چشمشان به نمایش در می آورد آنای که روزی شاید نماز شبشان ترک نمی شد و حجاب از اصول اساسی خانوده آنان بود و در کلامشان قال باقر و قال صادق موج می زد امروز حداقل این رفتارها در خانواده های ایشان دیده نمی شود و خودشان نیز قطعا بی تایر از این امر نخواهند بود . وقتی عالیترین مقام دولتی در یک استان در زمان ضرورت نه در ایران که تعطیلات خود را در خارج از کشور می گذراند و پس از عزل باز هم در مقامی دیگر دستخوش می گیرد باید این خطر از خود بیگانگی با فرهنگ اسلامی – ایرانی را بیشتر احساس کرد آنگونه که در نسل بعدی این مدیران اگر حتی زبان فارسی و رفتارهای اجتماعی ایشان با عموم مردم مغایرت داشته باشد نباید تعجب نمود و خطر را نزدیکتر احساس کرد. والسلام
     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما