یکشنبه 28 دي 1399 - Sun 17 Jan 2021
  • خبر خوش به دانش اموزان/بازگشایی مدارس منتفی است

  • وقتی خدا بانوی گرامی اسلام را شفیع روز قیامت معرفی کرد/زندگی‌مان را با سبک زندگی حضرت زهرا تنظیم کنیم

  • آغاز طوفانی «جنتلمن‌»های اصلاح‌طلب برای انتخابات۱۴۰۰/ "هسته سخت اصلاحات" در مقابل جوانان حزب ندا

  • عکس/ اسباب کشی ترامپ از کاخ سفید

  • ارزش سهام عدالت و دارایکم در 1399/10/27

  • برانکو فرمول را به دست یحیی رساند/ کاری که پرسپولیس را قهرمان می‌کند!

  • آغاز کمپین در هند برای تزریق واکسن کرونا

  • عکس/ یخبندان در اسپانیا

  • فیلم/ وزیر جنگ آمریکا سهامدار داروسازی!

  • فیلم/ شرط مهم حاج قاسم برای تیم حفاظت

  • واکنش همتی به کاهش نرخ ارز در بازار

  • در کنگره مراسم اعتکاف برپاست!

  • رتبه بندی معلمان سال ۱۴۰۰ اجرا می‌شود؟

  • شرط پرداخت سهام عدالت به هفت میلیون نفر

  • بمب بزرگ استقلال و محمود فکری در راه / دو خرید جدید آبی ها در نیم فصل نقل و انتقالات

  • یحیی گل محمدی خلا بزرگ تیمش را پر کرد/پدیده پرسپولیس ، برگ برنده سرخپوشان

  • عمران‌خان: اتهامات «پمپئو» به ایران برای جلب حمایت صهیونیست‌ها در انتخابات 2024 است

  • انهدام ناوهای دشمن فرضی از فاصله ۱۸۰۰کیلومتری/ شلیک موشک‌های بالستیک سپاه به عمق اقیانوس هند

  • مخالفت با ریاست جمهوری سید حسن، مخالفت با اندیشه امام خمینی (ره) است!

  • لایحه بودجه پوپولیستی است

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 208709
    تاریخ انتشار: 09/آذر/1399 - 16:57

    چرا عراقی‌ها برای انتقال اسرا عجله می‌کردند؟

    عراقی‌ها شکست خورده بودند، همهمه بود. این ۱۰ روز، ما هنوز باور نکرده بودیم که اسیر شده‌ایم. هر لحظه در انتظار حملە ایران و آزادی بودیم.

     چرا عراقی‌ها برای انتقال اسرا عجله می‌کردند؟

    به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت به نقل ازایسنا؛مجید خردمند، سال ۶۱ در سن ۱۸سالگی، به اسارت نیروهای رژیم بعث درآمد و بعد از تحمل سال‌های سخت اسارت به وطن بازگشت. این آزاده روایت می‌کند: زمانی‌ که اسیر شدیم آن‌ها تحقیرمان می‌کردند که شما را به زور به جبهه آورده‌اند به امام توهین می‌کردند. ما هم دستمان بسته‌ بود. روی سر و صورتمان گرد و خاک نشسته‌ بود و تشنه و زخمی بودیم.

    تشنه بودیم. خودشان شربت می‌خوردند. ممکن است برخی دوستان در خاطراتشان بگوید نه اینطور نبود؛ به ما آب هم دادند. آنچه که من تعریف می‌کنم شرایط و موقعیتی است که خودم تجربه کرده‌ام. در اردوگاه‌ها هم همینطور بود. در بعضی اردوگاه‌ها، رفتارهای خاصی داشتند که در دیگر اردوگاه‌ها اینطور نبود. این ضد و نقیض بودن خاطرات را نشان نمی‌دهد. به هر حال هرکسی تجربه متفاوتی داشته‌ است.

    خبر نداشتیم قبل از ما هم کسانی را به اسارت گرفته‌اند. فکر می‌کردیم اولین اسرا هستیم و قرار است اعدام شویم. قبلا از رادیو شنیده بودیم که اسرا صحبت می‌کردند ولی باور نمی‌کردیم و فکر می‌کردیم از منافقان هستند و ضد انقلابند.

    ۲۴ اردیبهشت به اسارت درآمدیم. سوم خردادماه هم روز آزادسازی خرمشهر بود. آن روز در بغداد بودیم. از آنجایی که عراقی‌ها شکست خورده بودند، همهمه بود. این ۱۰ روز، ما هنوز باور نکرده بودیم که اسیر شده‌ایم. هر لحظه در انتظار حملە ایران و آزادی بودیم. هنوز روحیە مبارزه و رزم داشتیم و باورمان نشده بود اسلحه‌مان را گرفته باشند. سردرگم بودیم.

    در استخبارات چون جا به قدری تنگ بود که فقط می‌توانستیم بایستیم، نماز را ایستاده با اشارە چشم‌ها و سر می‌خواندیم. نمی‌دانستیم خرمشهر آزاد شده‌ است. کافی بود یک اسیر جدید وارد جمع ما شود و این اطلاع را به ما بدهد. به همین دلیل سیاست‌شان این بود که اسرای جدید و قدیم همدیگر را نبینند و به هم اطلاعات ندهند تا اسرا روحیه خود را از دست بدهند. بنابراین عجله داشتند که ما را سریعاً به جای دیگری منتقل کنند تا با اسرای جدید ارتباط برقرار نکنیم.

    به جز ما، دو زندانی عراقی هم در استخبارات بودند. نمی‌دانم زندانی سیاسی بودند یا به چه دلیلی آنجا بودند. بچه‌ها به شرایط موجود اعتراض می‌کردند. بی‌تابی می‌کردند.

    همە ما را با اتوبوس به جای دیگری منتقل کردند. نمی‌دانستیم کجا می‌رویم. پرده‌های اتوبوس را کشیده بودند و سرمان پایین بود تا نتوانیم منطقه را شناسایی کنیم.

    برخی از بچه‌ها از قبل با منطقه آشنا بودند و فهمیدند آنجا نزدیکترین منطقه به استان الانبار است. احتمال دادیم ما را به اردوگاه «عنبر» ببرند. بعضی‌ها اطلاع داشتند که فلان زمان حاج آقا ابوترابی و تعدادی از اسرا را به بغداد آورده بودند و آنجا فهمیدیم که ما اولین اسرا نیستیم. حدود ۱۴۰ نفر بودیم. در سه چهار تا اتوبوس ما را به اردوگاه بردند. دور تا دور آنجا سیم خاردار و داخلش بلوک بلوک بود. حدود ۴۰ روز آنجا ماندیم.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما