دوشنبه 06 بهمن 1399 - Mon 25 Jan 2021
  • تسلیت به خانواده محترم محمد حسینی

  • فایزر صدای رژیم صهیونیستی را هم درآورد

  • تزریق واکسن ایرانی کرونا تا بهار آینده

  • با جدید ترین خرید فکری در استقلال آشنا شوید/لژیونر نیم ملی در چند قدمی ابی پوش شدن

  • ترکیب پرسپولیس اعلام شد/ سیدجلال غایب قطعی بازی با آلومینیوم

  • سفارت رژیم صهیونستی در امارات رسما گشایش یافت

  • منتظر دریافت اطلاعات بیشتری از سوی دولت اندونزی درباره نفتکش ایرانی هستیم/ آغوش باز ایران در صورت تغییر نگرش در رفتار و گفتار عربستان

  • فیلم/رئیسی: تریبون محل ایجاد نگرانی درنیست

  • فیلم/ سخنرانی حاج قاسم زیر شلیک توپ

  • دلیل اصرار خاتمی برای حضور در انتخابات 1400

  • آلومینیوم - پرسپولیس/ خیز سرخ‌پوشان از مرکزی به صدر

  • نرخ دلار ۱۵ هزار تومان می شود؟/ استقلال بانک مرکزی از نرخ ارز تا تورم!

  • کاندیدای ریاست جمهوری نمی‌شوم، چون نمی‌خواهم باعث اختلاف در کشور شوم

  • دختر صدام مانند پدرش قاتل است

  • خودرو پلاک سپاه در کالیفرنیا! +عکس

  • چه شد که از بروجردی به عنابستانی رسیدیم؟

  • اولین واکنش توییتری عنابستانی

  • این بودجه آخرین قمار روحانی است

  • تصاویر منتخب حیات وحش هفته

  • فیلم/ حماسه مردم آمل در تاریخ انقلاب

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 205230
    تاریخ انتشار: 21/آبان/1399 - 14:46

    سفارشی درباره یک کوله‌پشتی +عکس

    نکته مهمی در مورد کوله پشتی این حقیر. اگر آن‌را به دست آوردم کوله‌ام با لباس‌هایم که همراهم بود، آن‌ها را جمع‌آوری کنید و در کوله‌ام بگذارید، بگذارید تا زمانی‌که...

    سفارشی درباره یک کوله‌پشتی +عکس

     «حمید سوری» به تاریخ ۶ خرداد سال ۱۳۴۵ شمسی، در روستای «خاصی آباد»(از توابع شهرستان «رومشکان» در استان «لرستان») متولد شد. وی ۲۰ سال بعد، در ۲۸ اردیبهشت سال ۶۵، در منطقه عملیاتی «حاج عمران» با زبان روزه، بال در بال ملائک گشود. «حمید» در زمان شهادت، معاونت یکی از گردان‌های «لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل(علیه السلام)» را بر عهده داشت.

    از این شهید، وصیت نامه ای کوتاه اما خواندنی به جا مانده است:

    نکته مهمی در مورد کوله پشتی این حقیر

    اگر خدا آن چیزی را در جنوب و غرب سراغش می گشتم نصیبم کرد و آن چیزی که می دانم به دست آوردنش خیلی مشکل است، اگر آن‌را به دست آوردم کوله‌ام با لباس‌های جبهه که همراهم بود، آن‌ها را جمع‌آوری کنید و در کوله‌ام بگذارید، بگذارید تا زمانی‌که رزمندگان پرتوان اسلام راه کربلا را باز کردند، آن وقت هرکس توانست کوله این حقیر را به کربلا ببرد و در آن‌جا بگویید یا ابا عبدالله الحسین(ع) این کوله مال کسی بود که می‌خواست یا در راه تو شهید، یا تو را زیارت کند. اما در راه تو شهید شد و نتوانست به زیارت شما مشرف شود ولی درخواست شفاعت برای آخرت می خواهد. و این توشه او در راه آمدن به زیارت شما بود.

    اما یک مسئله بسیار مهم (اگر شهید شدم) از دوستان و برادرانم می خواهم به جای پیراهن سیاه به مدت چهل روز پیراهن سفید برای این حقیر بپوشند، جز یک نفر و آن هم خواهرم دیگر هیچ کس حق ندارد سیاه بپوشد، و مسئله دیگر اینکه مرا با لباس مقدس سپاه به خاک بسپارید. در کوهدشت پایین قبر شهید محمود رضایی

    والسلام

    روحمان با یادش شاد،

    هدیه به روح بلندپروازش صلوات

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

     

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما