دوشنبه 23 فروردين 1400 - Mon 12 Apr 2021
  • عصبانیت مشاور نمکی از دولتی‌ها

  • حسن خمینی را تایید صلاحیت کنید

  • درباره خرابکاری جدید در نطنز

  • از حادثه در نطنز تا تله جدید آمریکا

  • تعطیلی بازارتهران در موج چهارم کرونا

  • «هفته جاری» و «هفته آتی» نقشه کرونا «قرمز تر» و روبه سیاهی می رود/ هر عطسه و سرماخوردگی را کرونا تلقی کنید

  • چای سبز به درمان کرونا کمک می‌کند؟

  • واکنش نیکزاد به نامزدی در انتخابات 1400

  • سند همکاری ایران و چین را "برد ـ برد" می‌دانیم

  • سیاست یک بام و دو هوای ستاد کرونا درباره ترکیه و عراق/به ابهام مردم پاسخ دهید

  • رعایت نقشه راه نظام یا نایاک؟

  • مدافع حرمی ‌که شهادتش به او الهام ‌شد/از شکست تکاوران تا اعزام به سوریه+ عکس

  • جهانگیری کاندیدای انتخابات ۱۴۰۰ می‌شود؟

  • ستاد ملی کرونا چگونه سه ضربه جدی به کشور و مردم وارد کرد؟/ با روحانی برخورد قضایی خواهد شد؟

  • مانور تازه آمریکا با مهره‌های عربی در لبنان/ پشت پرده ورود اتحادیه عرب و مصر به خط بحران بیروت

  • جزئیات تعطیلی ۱۰ روزه مشاغل در شهرهای قرمز و نارنجی/ افزایش سرعت بستری کرونا در ایران + لیست شهرها و گروه‌های شغلی

  • اختلال در برق سایت نطنز

  • کسر ۵ هزار میلیارد تومان از جیب بازنشستگان و واریز به جیب دولت فقط در فروردین ماه!

  • باز هم تمام تقصیرها افتاد گردن مردم

  • ماحصل مذاکرات وین برای ایران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 20276
    تاریخ انتشار: 13/بهمن/1394 - 18:45
    به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت/طنز

    خاطرات یک انقلابی در اول مرداد 1351

    راهی بیمارستان شدیم. همین که رسیدیم بیمارستان و اتاقشون رو پیدا کردیم و بچه رو دادند به من نا خودآگاه اولین جمله ای که گفتم این بود: وای خدای من این اشبه الناس به خود امام خمینی هست....

    خاطرات یک انقلابی در اول مرداد 1351

    علی سلطانی‌وش: به روزهای اوج مبارزه علیه شاه داشتیم نزدیک می شدیم لحظات سخت و نفس گیری بود. هدفمون هم این بود ظلم و استکبار از کشور بره و قانون اسلام ناب پیاده بشه. نزدیک ظهر بود که عفت زنگ زد گفت اولین پسر حاج احمد آقا به دنیا اومده سریع بساط مبارزه رو  جمع کردیم و رفتیم که عازم قم بشیم. سر کوچه دیدم سر و صدای زیادی هست رفتم دیدم مهدی با یه پسره دعواش شده نزدیک که شدم  فهمیدم پسره ادعا می کنه مهدی پول اون رو برداشته و همه رو علیه اون به شورش تشویق کرده. از عفت پرسیدم گفت اینا همه‌اش پدرسوخته بازی هست.

    سریع حاضر شدیم و راهی بیمارستان شدیم همین که رسیدیم بیمارستان و اتاقشون رو پیدا کردیم و بچه رو دادند به من نا خودآگاه اولین جمله ای که گفتم این بود : « وای خدای من این اشبه الناس به خود امام خمینی هست و قطعا روزی در کنار من برای خبرگان رهبری ثبت نام می کنه اما اگر تائید صلاحیت نشه چی؟؟»

    مجلس رو سکوت عجیبی فرا گرفت که در این میان عفت گفت : اگه صلاحیت ندادن بریزین تو خیابونا

    منبع : سراج24

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما