چهارشنبه 25 فروردين 1400 - Wed 14 Apr 2021
  • چرا غنی سازی ۶۰ درصد لازم و راهبردی است؟

  • هزینه رهن و اجاره آپارتمان در منطقه استخر

  • این جوان، دل حاج قاسم را با نوآوری‌اش نرم کرد+فیلم

  • قیمت‌سازی در برخی سایت‌های فروش خودرو

  • شرط تک رقمی شدن مرگ‌های کرونایی

  • حداکثر قیمت هر کیلو زعفران چقدر است؟

  • سپاه و ارتش صبرشان لبریز شده

  • پشت‌پرده حمله تروریستی آمریکا به نطنز

  • تیغ تزویر آمریکایی‌ها چگونه کند می‌شود؟

  • مردانی که تداوم روحانی هستند

  • تحفه دیگر مذاکرات وین برای ایران

  • توزیع گوشت تنظیم بازاری برای ماه رمضان شروع شد

  • خبرنگار صهیونیست: کشتی اسرائیلی با موشک هدف قرار گرفته است

  • جزئیات سرقت بنزین از پالایشگاه تهران توسط دو برادر

  • روح برجام زیر آوار نطنز

  • نکاتی درباره روزه‌داری تغذیه و کرونا

  • انتقام نگیرید، واکنش علمی هم نشان ندهید/ اصلاح طلبان از غنی‌سازی ۶۰ درصد هم خوشحال نشدند +تصاویر

  • عصبانیت ضدانقلاب از توصیه پدرانه رهبرانقلاب به سید حسن خمینی

  • حمید رضا ترقی: لاریجانی حمایت اصولگرایان را دارد

  • قیمت روز گوشی موبایل ۱۴۰۰/۰۱/۲۵

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 202221
    تاریخ انتشار: 01/آبان/1399 - 20:17

    ماجرای بامزه پیوستن شهید مدافع حرم به سپاه

    ماجرای بامزه پیوستن شهید مدافع حرم به سپاه

     شهید روح الله صحرایی در 24 دى 1362 در روستای پلک سفلی شهرستان آمل متولد شد. با اینکه بخاطر جانبازی پدر از رفتن به سربازی معاف بود ولی با علاقه و اعتقاد به سربازی رفت و در ارتش خدمت کرد و در سال ۸۶ وارد سپاه شد. 

    همسر شهید صحرایی درباره پیوستن وی به سپاه در مصاحبه‌ای گفت: «وقتی می‌خواست وارد سپاه شود ۹ ماه طول کشید. و وزنشان نسبت به وزن ایده‌آل سپاه کم بود و ایشان چند وقتی شروع به خوردن زیاد غذا کردند، ولی باز وزنش آنقدر بالا نرفت و در روزی که باید برای تست وزن می‌رفت، چاره‌ای اندیشید؟! پوتین‌های سنگین دوران سربازی ارتش را پوشید و چند میله آهنی بیست سانتی را زیر جوراب به پاها بست و لباس زیاد پوشید و توی جیب‌هایش سکه‌های ۲۵ و ۵۰ تومانی را جاسازی کرد، تا وزنش را به وزن ایده‌آل سپاه برساند و بالاخره با زحمت زیاد در سپاه قبول شد.»

    روح‌الله صحرایی بی‌تاب جهاد و شهادت و عاشق ولایت بود، آنچنانکه همسرش نقل می‌کند: «شهید صحرایی می‌گفت: هر وقت آقا‌ اشاره‌ای بکنند برای جهاد حتی منتظر اجازه شما نمی‌شینم و می‌روم. اگر همه مردم یک طرف رفتند و آقا یک طرف، به سمتی برو که حضرت آقا رفته است. یکبار وسط سخنرانی آقا که از تلویزیون پخش می‌شد، حضرت آقا سرفه‌ای کردند و آقا روح‌الله به زبان محلی خودمان گفتند: جان ته کلشه دا. یعنی: جان، فدای سرفه‌ات شوم.»

    به همین دلیل هم داوطلبانه عازم دفاع از حرم شد و با داعشی‌ها به جهاد پرداخت و سرانجام 16 آذر 94 به آرزوی خودش رسید و آسمانی شد.

    منبع : جهان نیوز

    نظرات بینندگان
    نظرات شما