سه شنبه 06 آبان 1399 - Tue 27 Oct 2020
  • اصلاح طرح اعمال مدرک تحصیلی دوم فرهنگیان

  • انتقاد فعالان فرهنگی از نامه حجاریان به شجریان؛ ببخشید، شما؟!

  • هر کسی سندی از فسادی دارد به دستگاه قضا بدهد/ دادگستری در اجرای طرح دورکاری اجازه ندهند کار مردم بر زمین بماند

  • شورای عالی فضای مجازی را فعال کنید!

  • ۳۳۷ هموطن دیگر جان باختند

  • آقای روحانی، در بازی اقتصاد با جیب مردم بازی کردید، با جان آنها بازی نکنید!

  • مهمترین جابجایی بین استقلال و پرسپولیس

  • توضیحات کمیته علمی مبارزه با کرونا درباره تبدیل شدن بیماران کرونایی ایرانی به موش‌ آزمایشگاهی

  • آخرین آمار مبتلایان به کرونا تا ۵ آبان

  • می‌خواهند ایران پای میز مذاکره‌ای برود که نتیجه‌اش ازقبل مشخص است/ در بهترین وضعیت خود قرار داریم

  • مسلمانان اجازه نمی‌دهند جریان توهین به پیامبر (ص) عادی‌سازی شود

  • این هم از آمار!

  • کرونا از کجا به ایران آمد؟

  • با دلار ۳۰ هزار تومانی ظریف و جهانگیری چه دارند به مردم بگویند

  • درباره حرام بودن توهین به رئیس جمهور/ تشریح کم عقلی و بی ادبی در سیاست‌ورزی/ جمع عقل و ادب در سیاست چگونه ممکن است؟!

  • بازمهندسی سیستم مراقبت بهداشتی در کلانشهرها برای مقابله با کرونا، یک ضرورت است

  • واریز ۲۷ هزار میلیارد تومان به «حساب خاص» رئیس جمهور

  • از تحریم کالاهای فرانسوی در کشورهای عربی تا سکوت روحانی نسبت به هتک حرمت مکرون به صاحت مقدس نبی اسلام

  • افشاگری به جای پاسخگویی/ آقای همتی! شما پاسخ دهید؛ چطور یک کارتن‌خواب ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کرده است؟

  • رئیس جمهور ۱۴۰۰ اصولگراست یا اصلاح‌طلب؟

  • اصلاح طرح اعمال مدرک تحصیلی دوم فرهنگیان

  • انتقاد فعالان فرهنگی از نامه حجاریان به شجریان؛ ببخشید، شما؟!

  • هر کسی سندی از فسادی دارد به دستگاه قضا بدهد/ دادگستری در اجرای طرح دورکاری اجازه ندهند کار مردم بر زمین بماند

  • شورای عالی فضای مجازی را فعال کنید!

  • ۳۳۷ هموطن دیگر جان باختند

  • آقای روحانی، در بازی اقتصاد با جیب مردم بازی کردید، با جان آنها بازی نکنید!

  • مهمترین جابجایی بین استقلال و پرسپولیس

  • توضیحات کمیته علمی مبارزه با کرونا درباره تبدیل شدن بیماران کرونایی ایرانی به موش‌ آزمایشگاهی

  • آخرین آمار مبتلایان به کرونا تا ۵ آبان

  • می‌خواهند ایران پای میز مذاکره‌ای برود که نتیجه‌اش ازقبل مشخص است/ در بهترین وضعیت خود قرار داریم

  • مسلمانان اجازه نمی‌دهند جریان توهین به پیامبر (ص) عادی‌سازی شود

  • این هم از آمار!

  • کرونا از کجا به ایران آمد؟

  • با دلار ۳۰ هزار تومانی ظریف و جهانگیری چه دارند به مردم بگویند

  • درباره حرام بودن توهین به رئیس جمهور/ تشریح کم عقلی و بی ادبی در سیاست‌ورزی/ جمع عقل و ادب در سیاست چگونه ممکن است؟!

  • بازمهندسی سیستم مراقبت بهداشتی در کلانشهرها برای مقابله با کرونا، یک ضرورت است

  • واریز ۲۷ هزار میلیارد تومان به «حساب خاص» رئیس جمهور

  • از تحریم کالاهای فرانسوی در کشورهای عربی تا سکوت روحانی نسبت به هتک حرمت مکرون به صاحت مقدس نبی اسلام

  • افشاگری به جای پاسخگویی/ آقای همتی! شما پاسخ دهید؛ چطور یک کارتن‌خواب ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کرده است؟

  • رئیس جمهور ۱۴۰۰ اصولگراست یا اصلاح‌طلب؟

    • فیلم
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 201461
    تاریخ انتشار: 25/مهر/1399 - 13:40
    قصه خانطومان :

    نحوه به شهادت رسیدن 13 مدافع حرم مازندرانی در خان طومانی

    منطقه خان طومان به لحاظ جاده کمربندی ای که 8 کیلومتر است و داعش از این راه به ترکیه نفت میفروشد و تجهیزات نظامیاش را تهیه میکند، موقعیت استراتژیکی برای تروریستها محسوب میشود.

    نحوه به شهادت رسیدن 13 مدافع حرم مازندرانی در خان طومانی

     
     درحال پیشروی و گرفتن این جاده بودیم و درصورت پیروزی قوای ما حلب به صورت کامل در محاصرهمان قرار میگرفت. ترکیه به تروریستها خبر داد که باید هر چه زودتر تکلیف این کمربندی و شاهراه روشن شود، چون در صورت بسته شدن آنجا توسط ایرانی ها دیگر ارسال سلاح، مهمات و نیرو از این مسیر امکان پذیر نیست که در این صورت خیلی دوام بیاورید 10 روز است.
     
    روسیه شبانه روز در حال بمباران این منطقه بود تا اینکه آمریکا به روسیه اعلام کرد دو روزی دست نگه دارد و در واقع آتش بس شود و حملات توپخانه ای و هوایی اش را متوقف کند تا کشته ها و زخمی ها جمع آوری شوند.
     
    آمریکا با این امر به نوعی دو روز روسیه را از بازی نظامی خارج کرد. گروههای مختلف تروریستی هم که بعضا با هم مشکل داشتند در این قضیه متحد شده و تصمیم گرفتند وضعیت خان طومان را مشخص کنند و بعد راجع به مشکلاتشان بحث کنند.
     
    در این ایام، عربستان تمام زندانی های خاورمیانه را میخرید و به عنوان مجاهد به مرزها می فرستاد تا سه ماه برایشان بجنگند، بعد از سه ماه اگر زنده بودند، آزادند و در این مدت هم حقوق خود را به روز می گیرند. در این بین دو هزار نیرو هم برای هجوم تزریق شد و تمام سلاح هم از مرز آمد.
     
    نیروهای اسلام در این طرف درگیری قوایی متشکل از 70 رزمنده مازندرانی از ایران، 850 افغانستانی از تیپ فاطمیون، 400 نجبا عراقی و 280 سوری بود.
     
     
    شهید رادمهر 15 فروردین با نیروهایش رسید، چهار روز بعد این درگیری آغاز شد که رزمنده هایی مثل سالخورده و بواس در این جریان شهید شدند و خط عمار شکست خورد، اما نیم ساعت بعد دوباره خط پس گرفته شد. واقعا باید به مازندرانی بودن بچه ها افتخار کنیم چون جانانه جنگیدند. شهید خلیلی که با آرپیچی نفربر میزد، خودش مجروح شد و تروریستها چند روز بعد اعلام کردند او را اسیر کردند و کشتند.
     
    دشمن چهارشنبه نیرو آورد و پنجشنبه ساعت یک بعد از ظهر آتش تهیه شروع شد. ما هنوز اطلاعات دقیق از منطقه نداشتیم. رزمنده هایی که در دفاع مقدس بودند می گفتند: در کربلای 4، هر یک متر یک متر خمپاره می آمد. اما در خان طومان آن روز هر یک وجب، یک وجب یک خمپاره می خورد، حتی بچه هایی که در سنگر هم بودند، زخمی می شدند.
     
     دشمن تمام نقاط را از جمله ساختمان فرماندهی، مخابرات و آماد را ثبت شده داشت و نیاز نبود چهار تا خمپاره بزند، بعد تصحیح کند و گلوله پنجم درست بخورد به هدف. همان اولین گلوله مستقیم می خورد به هدف. حالا با توجه به دو هزار نیروی تکفیری که وجود داشت همه دست به دست هم دادند تا خان طومان را پس بگیرند.
     
    جنگیدن در سوریه سخت است. آنجا دیگر جنگ با کلاش و تیربار نیست. دشمن برای زدن یک نفر، توپ 23 که مختص هواپیما است می آورد و با کرنت آدم می زنند در صورتی که این سلاح فقط تانک را منفجر می کند. عربستان آنقدر سلاح می دهد که برایش مهم نیست چه سلاحی کجا مصرف میشود.
     
    ساعت یک تا یک و نیم آن روز آتش تهیه شروع شد. در ساعت سه یا سه و نیم بعد از ظهرتانک پی ام پی انتحاری و پر از مهمات منفجرهرا به طرف خان طومان فرستادند،اما قبل از اینکه تانک پی ام پی به وسط شهر برسد، یکی از رزمنده های زرهی فاطمیون با تانک ، تانک بی ام پی را زد.
     
     اگر تانک آنها وسط شهر می آمد و منفجر می شد، آمار شهدا زیاد می شد. حتی رزمنده ای که راننده تانک بود و تانک پی ام پی را هدف قرار داد، خودش شهید شد. وقتی پی ام پی منفجر شد، به قدری موجش زیاد بود که زمین از هم پاشید، هرکس نزدیک بود، شهید شد و آنکه دورتر بود، موج انفجار او را گرفت.
     
     با این انفجار عظیم خیلی از رزمنده های فاطمیون و دیگر گروه ها همان دقایق وحشت زده شدند و مجبور شدند به عقب برگردند و عده ای هم مجروح و زخمی بودند، ماندیم 70 نفر مازندرانی و 100 تا 150 نفر هم سایر نیروها (جمعاً 200 نفر)  در مقابل دو هزار تروریست.
     
    بعد از این انفجار، از طریق بهپاد و هلی شات خبر دادند که خط خالی شده و نیروهای آنها در حال عقب نشینی هستند، تانکها را حرکت بدهید. از هر خطی که 150 متر هم نمیشد، 5 یا 6 تا تانک آمد. بدنه تانکها هم سر بود و وقتی  آرپیچی به آن می خورد سر می خورد و رد می شد. جلوی چشم ما یکی از رزمنده ها با آرپیچی زد به تانک و تانک دشمن منفجر نشد، فقط گلوله آرپیچی روی تانک سر خورد و رد شد.
     
     نیروهای آنان 4 خط و چهار مدل مختلف نیرو داشتند و دائم هم بهشان نیرو تزریق می شد. سری اول آنها موادی به بدنشان می زنند که چیزی نمی فهمند و خوشحالی زایدالوصفی به آنها دست می دهد و هر چیزی جلویشان بیاید را نابود می کنند. پشت سر مهاجمین شان، نیروهای اعتقادیشان بود، سومین گروه مزدورها و پولکی ها بودند و در ردیف چهارم نیروهایی بودند که فقط تیر خلاصی می زدند. این گروه آخر که می آیند بقیه نیروها می دانند اگر بخواهند زنده بمانند باید خط را بگیرند در غیر این صورت کشته می شوند.
     
    شهیدان سید طاهر و حسین مشتاقی در این مرحله شهید شدند و شهید قنبری دیده بان ما هم چون در همان ساعت اول به شهادت رسید، توانستند پیکرش را به پشت جبهه برگردانند اما بقیه ساعت 4 به بعد شهید شدند و پیکرشان در دست نیروهای داعش ماند. قبلا به راحتی با گرفتن مبلغی پیکرها را میدادند اما الان عربستان آنقدر در گوششان خواندند که جسدها را ندید تا خانواده های آنها تا قیام قیامت در ذهنشان باشد که پیکر عزیزان شان ماند آنجا. مانند پیکر شهید حبیب الله پور که سال قبل شهید شده بود.
     
     از بعدازظهر اوضاع به گونه ای شد که نبرد کوچه به کوچه شده بود و دیگر کلاش را انداختیم و با نارنجک می جنگیدیم، جنگ تن به تن شده بود که اعلام کردند، برگردید عقب. عقب برگشتن برای ما که رفیقانمان را که سر یک سفره با هم نشسته بودیم و حالا دیگر شهید شدند بسیار سخت بود که بدون پیکرشان برگردیم. نمی دانستیم باید جواب خانواده شان را چطور بدهیم. بچه های مازندران در آن وضعیت و در شرایطی که آب و غذا هم نداشتیم تصمیم گرفتیم بمانیم و بجنگیم. در این موقعیت سردار رستمیان قصد داشت به خط برود که گذاشتیم گفتیم حاجی اگر صدای شما پشت بی سیم قطع شود دیگه کار بچه ها تمام است.
     
     ما خط به خط، کوچه به کوچه عقب آمدیم، اینکه می گویند محاصره شدیم و فرار کردیم و از پشت ما را زدند، اشتباه است، خدا شاهد است مدیون هستند کسانی که این حرف ها را میزنند.
     
     رزمنده های ما مظلومانه به شهادت رسیدند. خان طومان در 40 کیلومتری حلب بود. خان طومان بهانه بود، هدف آنان حلب بود، اگر مقاومت نمی کردیم و تا یک روز آنها را خان طومان متوقف نمی کردند، تکفیری ها به راحتی به حلب می رسیدند، مثل قضیه منافقین که قصد داشتند به تهران برسند اما در کرمانشاه متوقف شدند. اما ما 200 نفری در مقابل دو هزار نفر ایستادگی کردیم. بچه ها خان طومان با چنگ و دندان ایستادگی کردند.
     
    خدا اگر بخواهد کسی را ببرد به او شجاعت و نیروی زائد الوصفی می دهد. علی عابدینی، سید رضا طاهر و حسین مشتاقی از این دست بودند. واقعا بچه ها مردانه ایستادگی کردند جلوی 2000 نفر. وقتی حاج قاسم آمد و فهمید دویست نفر جلوی دو هزار نفر ایستادگی کردند، گفت مازندران کارش را به خوبی انجام داد. به برکت خون شهدا ورودی شهر دست ما بود.
     
    تکفیری ها ازآن نیروی دو هزار نفره اعلام کردند 700 کشته دادند. بعد از این اتفاق روسیه تازه متوجه شد که در این آتش بس چه دوری خورده و حالا از زمین و هوا می زند.چقدر به آنها گفتیم در این جریان آمریکا نقش دارد و هر جا آمریکا نقش داشته باشد، قطعا مسئله ای در آن هست و حواستان باشه.
     
     سمت راست ما ارتفاعی بود که بالایش چند تا خانه بود. ما اگه قرار بود دور نخوریم باید حتما آن خانه ها که چون دیوارش زرد بود، معروف به خانه ی زرد بود را نگه می داشتیم که به آن ارتفاع تل اربعین می گفتند. تا ورودی آن خانه رسیدیم، پهباد ما اعلام کرد در خانه کسی نیست اما اطلاعات غلط بود. سید رضا طاهر با رعایت احتیاط دیوار به دیوار و ستون به ستون رفتند، تا سید رضا در را باز کرد، یک خشاب کامل بر سینه سید رضا طاهر خالی شد که با همان حال در لحظات آخر با زبان مازندرانی گفت «دله نه این وشون دله درنه» مشتاقی با بی سیم پشت دیوار شنید و مجالی هم به او ندادند پشت خانه به شهادت رسید.
     
    شهید کابلی هم با اصابت خمپاره به شهادت رسید. شهید بلباسی که در مناطق عملیاتی راهیان نور همیشه با او بود، رفت که شهید کابلی را بیاورد، شهید بریری هم برای کمک به بلباسی رفت تا در میان تیر و ترکش تنها نباشد. وقتی پیکر کابلی را روی ماشین گذاشتند، با قناسه هر دو را از پشت زدند. عکسهای شهید بلباسی را اگر ببینید صاف دراز کشیده و پشت سرش خون جاری شد. اینها واقعا مردانه ایستادند. 
     
    شهید رادمهررفت به سمت ساختمان فرماندهی تا اطلاعات را امحا کند اما سید جواد اسدی می دانست که ساختمان در محاصره است رفت تا کمک رادمهر شود. سید جواد دوید داخل کوچه تا وارد ساختمان فرماندهی شود، وسط راه دوازده هفت به اوخورد و پرت شد خورد به دیوار و افتاد پایین. آتش سنگین بود و هر دو به شهادت رسیدند.با توپ 23 هر چی آمد، می دوختنش!
     
    روح شهدا حاضر و ناظر است امیدوارم خون این شهدا که مظلومانه به شهادت رسیدند باعث شود فتنه سوریه تمام شود.
    برای شادی روحشان بخوانیم فاتحه و صلوات

    منبع : حامیان ولایت

    نظرات بینندگان
    نظرات شما