پنجشنبه 07 اسفند 1399 - Thu 25 Feb 2021
  • رهبر انقلاب: سیّد مرتضی علم‌الهدی از برجستگان تاریخ اسلام و از مفاخر علمی به شمار می‌رود

  • گره اصلی مذاکره ایران و آمریکا

  • قیمت خودروهای داخلی ۱۳۹۹/۱۲/۰۷

  • قیمت ارز، دلار، یورو، طلا و سکه ۱۳۹۹/۱۲/۰۷

  • مواضع برجامی بایدن مذاکره با ایران را به خطر انداخته است / آمریکا باید تصویر ایران به عنوان یک دشمن را تعدیل کند

  • آیا جهرمی از مهلکه CDN تلگرام نجات پیدا می کند؟

  • هشدار‌ وزیر بهداشت، ویروس انگلیسی در همه استان‌ها وجود دارد/ واکسن چینی چند روز دیگر می‌رسد

  • خوردن ناشتای این میوه معجزه می‌کند

  • حلقه قدرت و نفوذ «خط ۳» زیر تابلوی امام/ حامیان منتظری در بیت امام چه می‌کنند؟

  • سی سخت ۸ روز پس از زلزله

  • امروز یک قدرت مسلط هستیم/ در هر میدانی که ‌دشمن‌ مردم عزیزمان را تهدید ‌کند ‌حضور می‌یابیم

  • تجهیزات کشف شده از تروریست عوارضی تهران

  • جابجایی خانه ۱۳۹ ساله در سافرانسیسکو

  • ۱۴۰۰ هزار میلیارد تسهیلات پرداخت شد

  • کار کمیسیون مشترک

  • نگاهی به جوخه‌های ترور در دهه 60/از علی زرکش منافق تا مسعود رجوی

  • در سراوان چه خبر است؟

  • اختلافات سیاسی بر سر ماسک

  • ترامپ از دادگاه‌ خلاص می‌شود؟

  • به این میگن مجلس جمهوری اسلامی

    • انتخابات ۱۴۰۰
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 193151
    تاریخ انتشار: 18/مرداد/1399 - 15:51
    هر روز با خاطرات مقام معظم رهبری؛

    وحشت در دانشگاه تهران!

    "بنا داشتند که نیروهای انقلابی را در دانشگاه، تار و مار کنند. واقعاً در این دانشگاه تهران، وحشت، تمام فضا را گرفته بود!"

    وحشت در دانشگاه تهران!

    مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای بسیج دانشجویی در سال ۷۶ فرمودند:

    "شما در برهه‌ی اوّلِ انقلاب، در دانشگاه نبودید؛ آن وقت کوچک بودید و وقت دانشجویی‌تان نبوده است. من آن زمان، هر هفته به این مسجد می‌آمدم، نماز میخواندم، سخنرانی میکردم و پاسخ به سؤالات میدادم. حتّی روزی از روزها در همین دانشگاه تهران، دانشجویان عضو آن احزاب غیر قانونی - که الحمدللَّه اسمهای خیلی از آنها هم از یاد همه، از جمله از یاد بنده رفته است - بنا داشتند که نیروهای انقلابی را در دانشگاه، تار و مار کنند. واقعاً در این دانشگاه تهران، وحشت، تمام فضا را گرفته بود! من اتّفاقاً پیش از ظهر آن روز، کاری داشتم - چون آن وقت، سال پنجاه‌وهشت کارهای زیادی بر دوش من بود - آن کار را انجام دادم و ظهر که شد، طرفِ دانشگاه آمدم. دو سه نفر از بچه‌های سپاه که به عنوان محافظ با من بودند گفتند: به دانشگاه نروید، امروز دانشگاه خطرناک است. گفتم؛ نه، اتّفاقاً امروز هم باید به دانشگاه برویم؛ وقتش امروز است. به دانشگاه تهران آمدم؛ هیچ کس نبود - در مسجد دانشگاه، شاید چهار پنج نفر بودند. دقیقاً یادم نیست چند نفر؛ تعداد خیلی کمی بودند - آنها هم به من گفتند که آقا، زودتر از این‌جا بروید، خطرناک است. اگر آن گروهها مرا میشناختند - از دور که می‌شناختند، میدانستند من فلانیم - واقعاً برای من خطرهای جدّی هم داشت. آنها ترسیدند و ما را از دانشگاه، بیرون بردند!
     
    غرض؛ من از دانشگاه جدا نشدم. بعد هم در دوران ریاست جمهوری، با آن همه گرفتاری که داشتم، گاهی به دانشگاه میآمدم. آن وقتها را ممکن است بعضی از شما یادتان باشد. به دانشگاه تهران و دانشگاههای دیگر، رفت و آمد میکردم؛ سخنرانی و پاسخ به سؤالات داشتم."
     
    بیانات در دیدار اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران ۱۳۷۶/۱۱/۱۱

    منبع : برنا

    نظرات بینندگان
    نظرات شما