کد خبر: 169493
ف
مهمان ناخوانده شوکه مان کرد

دعایی که وسط گریه «حاج قاسم» را به خنده انداخت

حاج قاسم روی صندلی نشست و من هم مقابل او به دیوار تکیه دادم و ایستادم. از من پرسید اسم شما چیست؟ گفتم سید باقر حسینی هستم. در همین حین بدون حرف دیگری از روی صندلی آمد پایین و مقابل من روی زمین نشست.

دعایی که وسط گریه «حاج قاسم» را به خنده انداخت

مهدی گیوه کی

رزمندگان لشکر فاطمیون که متشکل از برادران افغانستانی هستند بسیار مورد توجه و عنایت حاج قاسم قرار داشتند. «سید باقر حسینی» پدر شهید سید محمد صادق  از شهدای همین لشکر است که در بهمن ماه سال 95 در سوریه شهید شد.

سید محمد باقر می گوید: پسرم ساکن قم بود و به تازگی صاحب یک پسر شده بود. از راه سیمان کاری و بنایی خرج خانواده اش را می گذراند. با آغاز جنگ سوریه و اخباری که از جنایت داعشی ها به او می رسد تصمیم می گیرد برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به آنجا برود. 

بدون اینکه به کسی اطلاع دهد نام نویسی می کند و همراه گروه فاطمیون می رود. یک روز تماس گرفت و گفت: پدر من از فرودگاه دمشق تماس می گیرم. آمدم سوریه. من که از اوضاع خبر داشتم پرسیدم چرا رفتی؟ گفت الان نمی توانم خیلی حرف بزنم، تلفن قطع میشه. هفته دیگه دوباره تماس می گیرم زنگ می زنم. گفتم لااقل می گفتی خداحافظی می کردیم. آنجا خطرناک است تو زن و بچه داری، اینجا روزی 110-120 هزار تومان کار می کردی الان که رفتی خرج زندگی چه می شود؟ 

گفت بابا هفته دیگه که زنگ زدم جواب همه سوالاتت را می دهم. یک هفته بعد زنگ زد گفت: در روضه ها شنیدی اسرای کربلا را  که داخل شهر شام کردند با تازیانه و شلاق می زدند، مثل حضرت زینب(س). حالا اگر ما الان از این مردم و حرم بی بی دفاع نکنیم دشمن با خمپاره و گلوله آنها را می زند. حرف هایش را که زد آخرش گفت: حالا اگر تو راضی نباشی بر می گردم. گفتم: نه پسرم بمان، اگر قبل رفتنت هم این حرف ها را می گفتی خودم می گفتم برو.

صادق دو روز مانده بود ماموریتش تمام شود به شهادت رسید. آخر هر هفته تماس می گرفت. مدتی بی خبر بودیم. تا اینکه یکی ازدوستانش گفت سید صادق تیر خورده. گفتم هر اتفاقی افتاده به من بگو. گفت تو را به خدا از من نپرس از مسئولین بپرس. یکی دیگر از رفقایش گفت پسرت بیسیم چی بود، وسط عملیات کمین خوردند و او شهید شد. 

برادر کوچکش هم با تشویق سید صادق به سوریه رفت و الان جانباز است. 


شهید سید محمد صادق حسینی

 

بهمن ماه سال 97 به مناسبت سالگرد شهادت شهادت پسرم از طرف لشکر فاطمیون ما را برای زیارت حرم حضرت زینب(س) به سوریه بردند. در هتلی که مستقر بودیم حدود 250 خانواده دیگر فاطمیون هم حضور داشتند. 

یک روز داخل اتاق مان نشسته بودیم که در زدند. من و خانمم نشسته بودیم و عروسم بیرون بود. با صدای در، نوه ام که فرزند شهید بود دوید و در را باز کرد. در کمال تعجب دیدیم مردیست که تاکنون پیش از آن بارها او را یا در تلویزیون دیده بودیم یا عکسش را مشاهده کرده بودیم. حالا او در چند قدمی ما آن هم در محل استراحتمان بود. بسیار شوکه شدیم. 

حاج قاسم سلیمانی با دو نفر دیگر وارد شد. با نوه ام که یک بچه حدود 5 ساله بود طوری دست داد و احترام کرد که گویی با یک مرد بالغ هم کلام شده. سریع جلو رفتم و با همان حس هیجانی که در درونم ایجاد شده بود او را دیدم. سردار یا الله گفت و همان جلوی در ایستاد. گفتم بیایید داخل. حاج قاسم گفت: اختیار با شماست اگر اجازه دهید. خندیدم گفتم تا اینجا به اختیار خودتان آمدید از اینجا به بعد به اختیار من بیایید.  تعارفش کردم به سمت تنها صندلی اتاق که بنشیند.

حاج قاسم روی صندلی نشست و من هم مقابل او به دیوار تکیه دادم و ایستادم. از من پرسید اسم شما چیست؟ گفتم سید باقر حسینی هستم. در همین حین بدون حرف دیگری از روی صندلی آمد پایین و مقابل من روی زمین نشست. 

حال و احوالمان را پرسید و از اوضاع خانواده پسرم جویا شد.  گفت نام پسرت چه بود؟ گفتم سید محمد صادق. نام پدرم را هم پرسید. گفتم حاج آقا نام پدرم هم ابوطالب است.

بعد بلند شد که برود، پیشانی مرا بوسید. ناگهان دیدم اشک چشمان سردار را پر کرده. با خودم گفتم خدایا! من حرف بی تربیتی زدم یا چیزی گفتم که او ناراحت شد؟ 

در فکر خودم دنبال علت می گشتم که سردار گفت: شما پدر شهید هستی دعا کن من هم ردیف پسران شما باشم. بلافاصله پس از جمله سردار گفتم: الهی آمین.

سردار خندید و گفت: هنوز دعایی نکردی که الهی آمینش را گفتی. گفتم خودم تا تهش را خواندم. می دانستم وقتی می گوید می خواهم هم ردیف پسرتان باشم یعنی شهادت می خواهد. از او خواهش کردم و شماره خانه مان را دادم. گفتم سردار تو را به آبروی حضرت معصومه هر وقت به اصفهان آمدید به خانه ما هم بیایید. ایشان هم شماره ما را در دفتری یادداشت کرد اما هیچ گاه قسمت نشد قدم در خانه ما بگذارد. 

5-6 دقیقه حاج قاسم پیش ما بود و رفت. پشتش رفتم که دیدم سردار از پله ها پایین رفت و حتی سوار آسانسور نشد.

منبع : فارس
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • تمام فعالیت‌های وزارت کشاورزی از فردا غیرقانونی است
  • آخرین وضعیت پرونده نجفی
  • قالیباف 72 درصد آرای مردم تهران را کسب کرد
  • نتایج نهایی انتخابات در حوزه انتخابیه زاهدان اعلام شد
  • تاریخچه شیوع ویروس‌های مرگبار در دنیا
  • داروخانه ها از خرید ماسک منع شدند
  • تعطیلی دانشگاههای ۱۰ استان تا پایان هفته
  • کاندیدای زن انتخابات قم چند رأی آورد؟
  • مجید انصاری نماینده مجلس شد
  • نماینده‌ای که بعدِ ۲۰ سال از حضور در مجلس بازماند
  • تقلای آمریکا برای بزرگنمایی اقدام نمایشی FATF
  • نمایندگان منتخب زرتشتیان و کلیمیان مشخص شدند
  • بخوانید و کلاه خود را قاضی کنید!
  • شکست مطلق اصلاح‌طلبان در رقابت با کارنامه خود
  • شهید سلیمانی در همه مناطق جهان تاثیرگذار بود
  • درخواست خانم نماینده برای پیشگیری از شیوع کرونا
  • میرسلیم، رئیس مجلس می‌شود
  • انقلابیون خود را برای خدمت عرضه و ملت هم آنان را با رضایت خریداری کردند!
  • واکنش یک اصلاح‌طلب به پیروزی لیست وحدت
  • دشمنان حتی با انتخابات در ایران مخالفند
  • آیت الله محمد یزدی وارد مجلس خبرگان رهبری شد
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز / یکشنبه 04 اسفند
  • اوضاع جاده‌ها؛ ترافیک قزوین-کرج نیمه سنگین است
  • مراقبت، اولین و تنها راهکار است
  • مدارس اراک یک هفته تعطیل شد
  • هر روز ساعت 13 اخبار مربوط به کرونا را اعلام می‌کنیم
  • گلایه و توصیه‌های بهداشتی گوینده زن
  • از چه کسانی آزمایش تشخیص کرونا گرفته می‌شود؟
  • پیام تبریک ضرغامی به پیروزی اصولگرایان
  • تعطیلی سراسری مدارس کشور
  • معدن آلبلاغ باز هم رنگ خون گرفت
  • فیلم/ نتایج شمارش آراء در ۱۵ حوزه دیگر
  • توصیه پزشکان درباره کرونا برای ما حجت است
  • فیلم/ انتقال پیکر حاج اصغر پاشاپور از شهر حماه
  • مواد غذایی خاص برای مقابله با «کرونا»
  • «کرونا» ما را می‌کشد یا اضطراب؟
  • یحیی گل محمدی استوکس را نمی خواهد؟
  • سفر به عتبات تعلیق شد
  • بازیکن استقلال: دنبال بهترین بازیکن شدن نیستم
  • پس از ابتلا به کرونا چه اتفاقی در بدن می‌افتد؟
  • لیگ برتر فوتبال کشور به خاطر کرونا تعطیل نشد
  • رضا مهاجری استعفا داد
  • اقدامات شهرداری تهران برای مقابله با کرونا
  • آغاز واریز سود سهام عدالت
  • مسجدی: حمله ایران به پایگاه آمریکایی نقض حاکمیت عراق نبود
  • زائران ایرانی ۳ ماه بدون ویزا به عراق می‌روند
  • حذف اثر انگشت برای ساعت کار کارمندان در اراک
  • نماینده بستان‌آباد در مجلس انتخاب شد
  • ۳ منتخب آبادان در مجلس معرفی شد
  • بازگشت نماینده مجلس نهم حوزه انتخابیه ماکو
  • عوارض برای آزادراه تهران-شمال
  • آزادراه تهران-شمال ششم اسفند افتتاح می‌شود
  • شمار مبتلایان به کرونا به ۲۸ نفر رسید
  • آزادسازی کالاهای عجیب در گمرک
  • استوکس در اختیار کمیته انضباطی پرسپولیس قرار گرفت
  • محسن هاشمی تست کرونا می‌دهد
  • مردم به اصلاحات و حامیان دولت نه گفتند
  • چه کسی از زندگی لیونل مسی جاسوسی می‌کند؟
  • دیاباته با نظر پزشک تیم بازی می‌کند
  • طلای جهانی رکورد 7 ساله را شکست
  • نرخ خرید تضمینی گندم افزایش می‌یابد
  • پیشتازی قاطع لیست وحدت
  • کرونا با اقتصاد چین چه کرد؟
  • رایزنی سفارت ایران با مقام‌های کویتی
  • لایحه بودجه سال ۹۹
  • طرح ایران برای حل مسئله فلسطین
  • 4 هزار مسکن مهر معطل نصب انشعابات
  • کاهش قیمت نفت درپی گسترش کرونا
  • فیلم/ آغاز واریز سود سهام عدالت
  • فیلم/ فهرست ۴۰ نامزد پیشتاز تهران در انتخابات
  • سکه باز هم گران شد
  • شیعیان لبنان: سم ایران هم عسل است
  • قیمت واقعی ماسک چند است؟
  • ۴میلیون ماسک امروز توزیع می‌شود
  • اقای رئیس خودش را قرنطینه کرد