کد خبر: 166253
ف
نقدی بر فیلم آشفتگی

ابتذال در پوشش تکنیک و سینمای ژانر

همه‌ی نماهای فیلم آشفتگی کج بسته شده‌اند و این مسئله آن‌قدر اذیت‌کننده است که صدای اغلب تماشاگران و منتقدین را درآورده؛ اما توجیه این قاب کج، از کجی آن هم اذیت‌کننده‌تر است: قاب‌بندی فیلم قرار است حس آشفتگی ایجاد کند.

ابتذال در پوشش تکنیک و سینمای ژانر

«آشفتگی» آخرین ساخته‌ی سینمایی فریدون جیرانی است؛ کارگردان، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس نام آشنای سینمای ایران که حتی فعالیتش به عنوان مجری سری اول برنامه‌ی سینمایی هفت، مانند اغلب آثارش پر حرف و حدیث و جنجالی بود. هرچند جیرانی هیچ‌گاه فیلمساز درجه یکی نبوده و به ندرت می‌توان در کارنامه‌اش فیلم قابل قبول پیدا کرد، اما کسی نمی‌تواند _فارغ از موافقت یا مخالفت با نگاه خاص او_ منکر دغدغه‌مندی‌اش درباره‌ی مسائل اجتماعی شود. اما اتفاق بدی که در آثار موخر جیرانی، به ویژه دو فیلم آخرش رخ داده، این است که دیگر از آن سینمای نیم‌بند مسئله‌دار هم خبری نیست.  

 
آشفتگی یک داستان آشنا و قدیمی دارد؛ جای دو برادر دو قلو عوض می‌شود و برادری که کم‌ترین شباهت را به دیگری دارد، باید به جای او زندگی کند و در موقعیت‌هایی قرار بگیرد که هیچ‌وقت تجربه‌شان نکرده. تا این‌جای کار مشکلی نیست؛ اساتید فیلمنامه‌نویسی معتقدند که همه‌ی قصه‌ها گفته شده و دیگر قصه‌ی نویی وجود ندارد و ملاک چگونگی روایت قصه است؛ اما جیرانی کم‌ترین سلیقه‌ای در روایت سینمایی این قصه به خرج نداده و فیلمنامه و کارگردانی‌اش آن‌قدر غلط‌های فاحش دارد که باور چهار دهه فعالیت فیلمساز در سینما و تلویزیون، کار سختی است. 
 
فیلمنامه‌ی آشفتگی به شدت آشفته و ابتدایی است؛ دو برادر به ظاهر متفاوت داریم که یکی نویسنده است و دیگری صاحب شرکت پر درآمدی که فقط دو نفر پرسنل دارد! نه نویسنده بودن این یکی باورپذیر است و نه صاحب شرکت بودن دیگری؛ از همه مهم‌تر این که وقتی قرار است یکی از برادرها جای دیگری را بگیرد، باید تفاوت زیادی میان آن‌ها وجود داشته باشد تا شخصیتی که به جای دیگری زندگی می‌کند، بیشتر به چالش کشیده شود و مخاطب درگیری بیش‌تری با درام پیدا کند. این در حالی است که دو برادر فیلم در کنشگری و انفعال‌شان عین هم هستند و هیچ تفاوتی میان آن‌ها نیست، جز چند فرق سطحی و بی اهمیت که خیلی گل‌درشت و نچسب است. از طرفی بهرام رادان در نقش هر دو برادر، نه موفق شده یک نویسنده دربیاورد و نه یک صاحب شرکت متمول، او مثل همیشه بهرام رادان است. 
 
 قرار گرفتن نویسنده  جای آن‌یکی با قتل اتفاق می‌افتد، قتلی که نه عمدی و سهوی بودنش معلوم است و نه انگیزه‌اش منطقی، آیا این که فیلمساز قتل دوست دارد، انگیزه‌ی کافی‌ای است برای کشتن یک شخصیت؟ این پایان ماجرا نیست، نویسنده بعد از مرگ برادرش جسد او را آتش می‌زند، کاری که نه به شخصیت می‌آید و نه به قصه. نویسنده پس از قرار گرفتن در دنیای برادر، با زنی آشنا می‌شود که برای برادرش کار می‌کرده و معلوم می‌شود که معشوقه‌ی برادرش بوده و در جریان قتل همسر سابق برادر مقتول، با او همکاری داشته است؛ برادر قلابی دلباخته‌ی زن می‌شود و رازش را برای او بر ملا می‌کند، در حالی که خودش عاشق دختر دیگری است و هیچ انگیزه‌ی دراماتیکی برای افتادن در یک ماجرای عشقی جدید ندارد. فیلمنامه پر است از این غلط‌ها و حفره‌های فاحش که نمی‌گذارند تماشاگر به فیلم نزدیک شود و با شخصیت‌هایش همدلی داشته باشد. در پایان هم شاهد کمدی ناخواسته و خنده‌ی تماشاگران فیلم بودیم که بدترین فیلم‌های قبلی جیرانی، به ویژه «پارک وی» را یادآوری می‌کرد. 
 
البته وضعیت اجرا و کارگردانی فیلم هم بهتر از فیلمنامه‌اش نیست؛ معدود طرفداران فیلم در دفاع از آن سه ادعای اصلی دارند: تئاتری بودن فیلم، داشتن ویژگی‌های ژانر نوآر و تکنیک خاص فیلم که حس "آشفتگی" را می‌رساند. از این دوستان باید پرسید که هر کدام از این عناصر در فیلم جیرانی چه می‌کنند و قرار است چه حسی را به مخاطب القا کنند و قصه را چگونه جلو ببرند؟ فیلم طراحی صحنه‌ی دقیقی دارد، اما آیا تئاتری بودن یعنی داشتن طراحی صحنه‌ی دقیق؟ فقط دکور است که تئاتر را می‌سازد؟ طرفداران فیلم نمی‌دانند که نمایش‌ها در دوره‌های درخشانی از تئاتر، حتی بدون صحنه‌پردازی نوشته و اجرا می‌شده‌اند؟ اصلا فیلم تئاتری یعنی چه؟ مگر این دو، مدیوم‌های هنری متفاوتی نیستند؟ البته شاید این که همه‌ی اطلاعات فیلم از طریق دیالوگ به تماشاگر داده می‌شود به نظر دوستان تئاتری رسیده که باز هم نشئت گرفته از تعریفی پرت و غلط از تئاتر و تئاتری بودن است.
 
 
ادعای بزرگ دیگر فیلم، نوآر بودن آن است. ژانر نوآر هرچند ژانری سبکی است، اما در شرایط تاریخی و اجتماعیِ حین و پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته که انتخاب آن برای یک فیلم ایرانی، آن هم در این دوره‌ی زمانی نامتعارف و بدون توجیه منطقی است. فیلمساز از فیلم نوآر نورپردازی کم مایه را گرفته و البته زن اغواگر را؛ زنی با بازی بد مهناز افشار که سال‌هاست نامش به خاطر کنش‌های هنجارشکنانه‌‌اش بر سر زبان‌هاست نه بازیگری. این شخصیت(؟) شبیه زن‌های فیلمفارسی‌های مبتذل قبل از انقلاب است، با این تفاوت که دیگر خبری از چادر گلدار هم نیست و فیلمساز هیچ حدی برای عشوه‌گری زن اغواگر فیلمش قائل نشده است؛ حالا سئوال اینجاست که هدف از وجود چنین شخصیتی در فیلم، نزدیک شدن به ژانر نوآر بوده یا این که ژانر نوآر بهانه و پوششی است برای کشاندن عده‌ای به سینما، برای دیدن موی بلوند خانم بازیگر(؟) و اروتیسم موجود در فیلم؟ آیا این توهین به مخاطب نیست؟ 
 
شاهکار دیگر اجرایی فیلم، قاب‌بندی عجیب آن است. همه‌ی نماهای فیلم آشفتگی کج بسته شده‌اند و این مسئله آن‌قدر اذیت‌کننده است که صدای اغلب تماشاگران و منتقدین را درآورده؛ اما توجیه این قاب کج، از کجی آن هم اذیت‌کننده‌تر است: قاب‌بندی فیلم قرار است حس آشفتگی ایجاد کند. این نوع نگاه به سبک و تکنیک، برای فیلمسازی که سابقه‌ی چهار دهه فیلمسازی دارد، اسفبار است. این که قاب کج می‌دهد آشفتگی، دوربین روی دست می‌دهد اضطراب و تشویش، برداشت‌های بلند و خسته‌کننده بودن فیلم می‌دهند حس سردی و کرختی و ...، اشتباه‌های رایجی است که فقط از دانشجویان کم سن و سال سینما پذیرفتنی است.  
 
فیلمساز می‌داند که دستش خالی است و به همین دلیل پشت تکنیک پنهان می‌شود؛ استفاده از آیینه برای چندپاره کردن شخصیت‌ها، استفاده‌ از صداهای ذهنی هولناک و قاب‌های عجیب و غریب، همه پوشش‌هایی هستند بر ناتوانی فیلمساز. پسِ تکنیک «آشفتگی»، درماندگی فیلمساز از روایت سینمایی پنهان شده و پشت ادعای نوآر بودن آن، ابتذال و فیلمفارسی غلیظی نهفته است که همگی نشان از پایان یک فیلمساز دارند.


 

منبع : رجانیوز
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • کرونا بگیرید دیگر آن آدم سابق نمی‌شوید
  • تغییر داور دیدار استقلال در لیگ و جام حذفی
  • رکورد شکنی ستاره اسنوکر جهان
  • چین جواب نیوزیلند را داد
  • اتهام زنی مجدد سازمان ملل علیه کره شمالی
  • جزئیات جدید از تجمع اتباع افغانی با پرچم طالبان
  • تلاش دموکرات‌ها برای لغو مناظره انتخاباتی
  • جزئیات طرح جدید شفافیت آراء
  • تله های اصلاح طلبانه برای اصولگرایان
  • آخرین آمار کرونا در کشور تا تاریخ 14 مردادماه ۹۹
  • دیسکوی شبانه در مکّه با قرائت قرآن آغاز شد!
  • تلاش دموکرات‌ها برای لغو مناظره انتخاباتی
  • کشف حجاب بازیگر فوق لیسانسه‌ها +عکس
  • بولتون پیش‌بینی کرد!
  • تاثیر مدار مغناطیسی امیرالمومنین(ع)
  • هند حضور نظامی در مرز با چین را افزایش داد
  • قیمت طلا و ارز امروز سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹
  • انتقام خون حاج قاسم را خواهیم گرفت
  • فرمان آزمایش کرونا برای کارکنان کاخ سفید
  • بزرگترین تحریف ناامید کردن مردم است
  • استفاده پمپئو و طالبان از تکنولوژی برای ارتباط
  • در حیاط خلوت فدراسیون بولینگ چه می گذرد؟
  • کرونا پایتخت فیلیپین را به قرنطینه برد
  • چه دامادی، چه عروسی! +عکس
  • بازداشت 6 تروریست داعش در شمال عراق
  • تغذیه مناسب برای کنکوری‌ها چیست؟
  • واعظی: وزیر صمت به زودی معرفی می‌شود
  • ابتلای ۱۳۰۰ مورد جدید به کرونا در ژاپن
  • قدردانی حجت‌الاسلام طائب از دستگیری شارمهد
  • مزرعه موشکی ایران و حیرت ابرقدرتها
  • میوه فرمان مشروطه چه بود؟
  • آمریکا بدون اصلاحات اساسی به برجام برنمی‌گردد
  • پاپ سابق به‌شدت بیمار است
  • جلوگیری از افزایش قیمت مصالح ساختمانی
  • موشکباران مواضع گروهک‌های ضدانقلاب
  • وقوع انفجار در پایتخت سومالی
  • پشت پرده خبرسازی‌های جدید درباره تاثیر FATF
  • کرونا در اسپانیا دوباره طوفانی شد
  • ترامپ یک رئیس‌جمهور بی‌اخلاق است
  • «شربل وهبه» وزیر خارجه لبنان شد
  • ساده لوح، خائن یا ستون پنجم!؟
  • شورای هماهنگی قدرت اجماع اصلاح‌طلبان را دارد؟
  • «سید حسن نصرالله» سخنرانی می کند
  • نگرانی محافل آمریکایی از همکاری ایران و چین
  • نتانیاهو: طرح الحاق همچنان پابرجاست
  • وعده‌های برجامی
  • آخرین وضعیت سلامت امیر کویت
  • این پرسپولیس برای اولین‌بار قهرمان لیگ برتر شد
  • وقتی BBC سنگ پهلوی را به سینه میزند
  • همسان‌سازی حقوق بازنشستگان
  • نباید چینی‌ها را بدون جایگزین از دست می‌دادیم
  • طلسم زشت استقلال می‌شکند؟
  • جنگ روایت‌ها؛ ابزار جریان تحریف
  • ماجرای توصیه امام‌ زمان(عج) برای مراجعه به هاشمی
  • دعوای استقلالی‌ها بر سر بازوبند در دهه 60
  • پرسپولیسِ یحیی رکوردهای برانکو را هم می‌شکند
  • جهانپور به آرزوی خود رسید!
  • قضاوت بنیادی‌فر و ناظمی برای استقلال و پرسپولیس
  • ممنوعیت تلخ علیه استقلال و پرسپولیس
  • ماسک خود را زیر چانه قرار ندهید
  • پول سرمربی پرسپولیس همچنان آماده است!
  • اسرائیل، تنزل استراتژی و تاکتیک
  • جزئیات طرح مجلس برای اصلاح قانون نظارت بر رفتار نمایندگان
  • واقعیت ماجرای برافراشته شدن پرچم چین در سیرجان
  • واکنش بانوی اصلاح‌طلب به تخریب‌ها علیه دولت
  • گزارش وزیر علوم به رهبر انقلاب درباره عملکرد دانشگاه‌ها
  • ابَرحریفی به نام آیت‌الله خامنه‌ای
  • عضویت نمایندگان مجلس در بیش از پنج فراکسیون ممنوع شد
  • بدترین سناریو بروز درگیری بین ایران و عربستان است
  • نتیجه شکایت سید محمد خاتمی از سردار نقدی
  • تحریف داخلی مکمل تحریم خارجی!
  • پرچم و نشان فداکاری به دانشگاه افسری امام علی(ع)
  • زدن ماسک برای عزاداران حسینی ضروری است
  • آخرین تحولات میدانی یمن
  • برکت خون شهدا عامل اقتدار ایران شد