کد خبر: 153237
ف
به مناسبت فرا رسیدن 31 شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس

سالروز شهادت همافر شهید محمد حسین دامغانی اولین شهید دفاع مقدس در کشور /آخرین نماز شهید محمد حسین دامغانی در کنار خانواده+مداحی

محمدحسین دامغانی اولین شهید دفاع مقدس است که در اولین دقایق شروع جنگتحمیلی استکبار جهانی بر علیه ملتی مظلوم و تازه رهیده از یوغ ستمشاهی در فرودگاه مهر آباد شهد شیرین شهادت را نوشید اما تاکنون یاد و خاطره این شهید مهجور مانده است.

سالروز شهادت همافر شهید محمد حسین دامغانی اولین شهید دفاع مقدس در کشور /آخرین نماز شهید محمد حسین دامغانی در کنار خانواده+مداحی
نــام :محمدحسین            نـام خـانوادگـی :دامغانی         نـام پـدر :محمدرضا       تاریخ تولد:۱۳۳۰/۰۸/۰۴
 
 
مـحل تـولـد :شاهرود        سن:29سال
 
 
روز 31 شهریور 1359 راس ساعت 12 به وقتبغداد، مرکز فرماندهی جنگ در عراق دستور پرواز 192 بمب افکن و جنگنده را برای حمله هوایی به فرودگاه‌های ایران صادر کرد. بیست دقیقه بعد، عدنان خیرالله وزیر دفاع عراق در گزارشی این موضوع را به اطلاع صدام حسین رساند وبه این ترتیب جنگ هوایی بین عراق و ایران آغاز شد.
 
شهیدمحمد حسین دامغانی تکنسین پرواز که در اولین دقایق شروع جنگ تحمیلی به خدا پیوست. وی در حالی به شهادت رسید که استکبار جهانی توسط عراق بر علیه ملتی مظلوم و تازه رهیده از زیر یوغ ستمشاهی حمله ای همه جانبه را ترتیب داده بود. وی در فرودگاه مهرآباد تهران شهد شیرین شهادت را نوشید. وصیت نامه یا توصیه ای در رابطه با جنگ ندارد چرا که یک لحظه از جنگ را درک نکرده بود که آسمانی شد اما چند خاطره از زندگی کوتاهش به یادگار مانده است.
 
اولین شهید دفاع مقدس را می شناسید؟

خاطراتی از شهید به نقل از برادر

برادر شهیدم پس از اخذ مدرک سیکل در شاهرود نمی دانم به پیشنهاد چه کسی خدمت در نیروی هوایی را پذیرفت. به همراه دایی کوچکم و چند نفر دیگر به تهران عزیمت کرد تا در امتحان ورودی نیروی هوایی شرکت کند. از آنجا که شهید عزیز از قد رشیدی برخوردار بود و ضریب هوشی بالایی داشت در اولین مرحله آزمون قبول شد و پس از مدت کوتاهی به استخدام رسمی نیروی هوایی درآمد که پس از آن به نیروی هوایی شیراز منتقل و معرفی شد.

در کنار کارش برای رسیدن به مقاطع تحصیلی بالاتر به تحصیل مشغول بود که با تلاش وصف ناپذیر و به صورت پله ای دیپلم را خیلی زود اخذ و به علت علاقه وافر به زبان خارجه (انگیسی ) رتبه ی عالی را در کنکور کسب کرد و به مدت 2 سال برای فرا گرفتن علوم و فنون هواپیما به تگزاس آمریکا فرستاده شد.


در طول دوره آموزشش در آمریکا یک بار به ایران آمد. در مدت 2 سال زندگی در آن کشور هفته ای یک بار برای افراد خانواده یا نامه یا تصاویری از خود یا اماکن زیبای انجا می فرستاد که احساس دلتنگی نکنیم. پس از گذشت 2 سال سرانجام به شیراز بازگشت که از انجا به کشورهای لبنان و مصر جهت انجام اموری به ماموریت رفت. یک بار که به شاهرود امده بود از خاطراتش در مصر برایمان تعریف کرد که تکرار آن خالی از لطف نیست.

«با چند تن از دوستانم برای شنا به سوی رود بزرگ نیل رفتیم. وقتی به نزدیک رود رسیدیم تعادل من ناگهان بهم خورد و در آب افتادم هرچه دست پا زدم و دوستانم تلاش کردند بی فایده بود چرا که آب شدت زیادی داشت. خلاصه آنقدر مرا با خود برد که دیگر نفهمیدم و ازهوش رفتم، وقتی بهوش آمدم خود را روی ماسه‌های سرد و ساکت رودخانه دیدم اما گویا سایه ای روی سرم بود.

 



تا سرم را بلند کردم ناگهان زنی سیاه پوست که در چندقدمی من ایستاده و مرا نظاره می کرد را دیدیم. به او گفتم اینجا کجاست؟ چرا من اینجا هستم؟ گفت: آب تو را داشت با خود می برد که نجاتت دادم. پاشو و به خانه ات برو. گفتم لباس هایم کجاست؟ گفت پیش دوستانت.

خیل زود برایم لباس آورد و خداحافظی کرد و رفت. وقتی به خانه برگشتم خلاف انتظار دوستانم بود چرا که برای همیشه با بدن غرق در آب من خداحافظی کرده بودند، به همین خاطر بود که نجات یافتن من را با تعجب و شگفتی پرسیدند و دوستانم این را جز یک معجزه و خواست خدا چیز دیگر نمی دانستند. به هرتقدیر مصلحت خداوند بود که نجات پیدا کنم».

 


درسال 1356 همراه یکی از دوستانش با اتومبیل شخصی از شیراز به تهران عزیمت کردند. در بین راه بر اثر برف و بوران شدید و لغزنده بودن جاده، خودرو ناگهان به این طرف و آن طرف منحرف شد و نهایتا پایین دره سقوط کرد.

چندین بار نام مقدس یا ابوالفضل را تکرار کردم که یک باره گویی کسی ماشین را به طرفی پرتاب کرد و به شکل آهن پاره‌ای به کنار افتاد. هر کس صحنه را مشاهده کرده بود به این یقین می رسید که صد درصد سرنشینان این حادثه مرده اند اما از آنجایی‌که هنوز مشیت پرودگار بر زنده بودن شهید پا بر جا بود او و دوستش هر دو صحیح وسالم از خودروی در هم پیچیده بیرون امدند.

با یک ماشین باری بزرگ خود را به تهران رساندند و از انتقال ماشین به بالای دره صرف نظر کردند چرا که به قول معرف خرجش به دخلش نمی ارزد و دراین صحنه جان سالم به در بردند.



 


 


در یکی از جنگ های داخلی که گروه کومله دموکرات حضور داشت، برای رساندن مهمات و آذوقه به نظامیان فعالیت چشمگیری از خود نشان می دهد. یک بار هواپیمایش در حین رسانیدن مهمات و آذوقه در بالای شهر سنندج توسط دمکراتها مورد اصابت گلوله قرار گرفت که اگر خونسردی و مهارت شهید نبود ضایعه بزرگی برای کشور ببار می آمد اما از آنجا که هنوز امر خدا بر زنده بودنش تعلق داشت با توکل به خدا هواپیما را در کمال آرامش بر روی باند فرودگاه سنندج نشاند و صحیح وسالم از هواپیما خارج شد.

یک بار که مثل همیشه برایمان عکس‌هایش را می آورد پرسیدیم برادرجان چرا هر چه داری صرف هزینه عکس می کنی؟ با صدایی متین و دلنشین گفت: همین عکس ها از من به یادگاری خواهد ماند.


سال 1358 با خواهر همکارش ازدواج کرد و به تهران منتقل شد. قبل از شهادتش یک عکس بسیار زیبا با لباس همافری گرفت و برای همه برادرها و خواهرها سفارش چاپ داد و به همسرش سفارش کرد که از همین عکس برای تشییع جنازه اش استفاده شود.

در یکی از روزها که به اتفاق همسرش به بهشت زهرا (س) رفتند به او می گوید که این قبرها چه قدر کوچک است. اگر من مردم بگوئید کمی ان را بزرگتر کنند چون قد من بلند است.

در مقابل این سخنان که بوی وداعی طولانی را می داد همسرش ناراحت شد و به وی گفت «بس کن دیگر این دفعه اخری باشد که من و تو به بهشت زهرا (س) بیاییم». همین طور نیز شد در بیست پنجم شهریور ماه بود که با همسرش برای شرکت در مجلس عقد برادرم به شاهرود آمدند. درهنگام خداحافظی اکثرا دیدار آخر را در جمالش می دیدند. با همه خداحافظی کرد. وداعی به یاد ماندنی.

آن روز بیست و نهم شهریور بود؛ نزدیک غروب آفتاب با خانمش به راه آهن رفتند تا عازم تهران شوند اما ساعتی نگذشته بود که زنگ خانه ما به صدا در آمد.

با گشودن در چهره محمدحسین را مشاهده کردم و گفتم چرا برگشتی داداش گفت «سه ساعت قطار با تاخیر وارد شاهرود می شود من هم گفتم چه بهتر این آخرین نماز مغرب و عشا را در خانه شما بخوانم».


ما هنوز متوجه نبودیم که چرا این حرف ها را می زند. لباس های زیبایی دامادیش را به تن کرد و نماز را اقامه نمود؛ گویی نماز شهادت و وصال بود در حالی قامت بست که رنگ چهره اش رنگ خدایی بود. هچ گاه فراموش نخواهم کرد رفت و دو روز بعد 31 شهریور 59 در میعادگاهش فرودگاه مهرآباد بر اثر بمب باران هواپیماهای مزدوران عراقی مورد اصابت گلوله های هوایی دشمن قرار گرفت و پس از سال ها انتظار و 15 ماه تشکیل خانواده، مهتاب تازه به دنیا امده اش را ندید و به لقا یار پیوست .

 
 
 

 

 


download

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • ارائه خدمات درمانی به بیش از ۱۲ هزار زائر اربعین حسینی
  • برگزاری جلسه هیات مدیره باشگاه پرسپولیس
  • شهادت ۳ تن از اسرای یمنی بر اثر شکنجه
  • افزایش قیمت برق شایسته نیست
  • پایان روز چهارم مسابقات بدون کسب مدال
  • فیلم/چرا درکشورزمین‌خواری تمامی ندارد؟
  • سقف قیمت شیر خام و ۱۴ فرآورده‌ لبنی تعیین شد
  • اهداف حضور آمریکا در سوریه قابل فهم نیست
  • دیدار نماینده پوتین با هیأتی از حماس
  • فیلم/وضعیت سدهای خوزستان
  • تقاضا برای بذر گندم کاهش یافت
  • فیلم/ عذرخواهی"روح‌الله زم" اثری ندارد
  • آمریکا به صلح افغانستان متعهد است!
  • فیلم/ عاقبت لایی کشیدن در خیابان!
  • از مرزها عقب‌نشینی می‌کنیم
  • فیلم/اهدای پیراهن شماره ۷۰۰ به رونالدو
  • وزیر دفاع آمریکا وارد کابل شد
  • بررسی بازار مصنوعات چرم در یک برنامه تلویزیونی
  • فیلم/مراسم عزاداری اربعین دراستانبول
  • فیلم/اقدام شهروندلبنانی درمقابل فتنه‌انگیزی
  • ۴۰۰ هزار نفر موقتا یارانه‌ نمی‌گیرند
  • عکس/ آماده‌سازی توکیو برای المپیک
  • دیدار وزیر ترامپ با بن‌سلمان درباره ایران
  • دلار از اوراق قرضه روسیه حذف می‌شود
  • شورای نگهبان به یک لایحه ایراد گرفت
  • زائران اربعین مراقب پیامک‌های جعلی باشند
  • فیلم/عزاداری شام اربعین درمرکزاسلامی برلین
  • حمله به ۱۶۴ ایستگاه مترو در پایتخت شیلی
  • فیلم/سیوفوق العاده بوفون دردقایق پایانی
  • خاطره‌ای امام خمینی(ره) ازپیاده‌روی اربعین
  • مجلس خیال فرهنگیان را راحت کرد
  • تصاویر منتخب حیات وحش هفته
  • عکس/خیابان‌های اسپانیا غرق در دود و آتش
  • یار آمریکایی منافقین در «اوکراین‌گیت» گرفتار شد
  • ۸۵ درصد از زائران اربعین به کشور بازگشتند
  • وعده مهرماهی وزیر به معلمان حق التدریس
  • فیلم/هشدارمذاکره باآمریکاتوسط شهیدهمت
  • درمورد حمله آقای روحانی به نهادهای نظارتی
  • ‏عکس/ آقازاده متفاوت
  • ۵ توصیه کاربردی برای اینکه آخر ماه بی‌پول نباشیم
  • فیلم/ طرح روسیه برای انتقال سازمان ملل
  • فیلم/اعتصاب عجیب فوتبالی در لیگ مکزیک
  • فیلم/ نقاشی با شن فاطمه عبادی
  • توصیه بهداشتی به زائران بازگشته از کربلا
  • نامزدبازی دیکتاتور! +عکس
  • مجلس خیال فرهنگیان را راحت کرد
  • فیلم/ قابل توجه برخی سلبریتی‌ها
  • دوقطبی سازی؛ سلاح کارآمد روحانی
  • ترکیه در پی اخراج کردها از منبج و کوبانی
  • عکس/آشوب خیابانی درپی بازداشت یک قاچاقچی
  • رفتار کاربران فضای مجازی در ایام اربعین چگونه بود؟
  • حقوق کارمندان در سال 1400
  • عکس/افزایش قیمت بلیط مترو ۳کشته برجای گذاشت
  • فیلم/واکنش فتحی به شعار«حیا کن، رها کن»
  • صالحی: «احمدیان» شیفته خدمت به خلق بود
  • عکس/ مار۴متری
  • سندی که ادعای ظریف را تکذیب می‌کند
  • عکس/ گردهمایی کوسه‌ها
  • عکس/پایتخت تولید«نخودچی»جهان
  • حسین فریدون زندان نرفته به مرخصی رفت!
  • واکنش وزیر به صندلی فروشی در دانشگاه‌ها
  • آخرین وضعیت آب و هوای کشور (۹۸/۰۷/۲۸)
  • عاموس گلعاد: آمریکا دیگر هرگز به ایران حمله نخواهد کرد/ عربستان به دنبال مذاکره با تهران است/ ترامپ برای دریافت یک تماس تلفنی از روحانی گدایی می‌کند
  • افزایش ۳۵ درصدی متوسط مبلغ اجاره‌بها
  • توزیع گوشت‌های برزیلی در حال انقضا!
  • گران‌فروشی و تقلب در صدر شکایات مردمی
  • سرمایه‌گذاری بهتر است یا پس انداز؟
  • زندگینامه+وصیت نامه شهید عبدالحسین برونسی/صوت
  • فیلم/رکوردشکنی هشتک"حب الحسین(ع) یجمعنا"
  • ساعت هوشمند فسیل با آیفون سازگار شد
  • فیلم/مافیای اپراتورها بر علیه مردم!
  • سرمایه‌گذاری بهتر است یا پس انداز؟
  • فیلم/آتش‌سوزی درپالایشگاه آبادان
  • آخرین وضعیت ترافیکی در جاده‌ها (۲۸ مهر)
  • رونق‌ بیشتر در بندر چابهار‌