کد خبر: 136937
ف
شهید اکبر شهریاری

زندگینامه ووصیت نامه شهید اکبر شهریاری مدافع حرم؛ رها کردن برای رهایی +صوت

در زمانی که شهادت به یک آرزو مبدل شده بود، حرم عقیله بنی هاشم(س) دری به روی حماسه آفرین... شهادت باز کرد. و عاشقانی که رویای شهادت در سر می پروراندند راهی دیار دوست شدند

زندگینامه ووصیت نامه شهید اکبر شهریاری مدافع حرم؛ رها کردن برای رهایی +صوت

به راستی چه مرگی با افتخارتر از آن است که خونت در جوار بانوی صبر و استقامت حضرت زینب(س) و در راه خدا ریخته شود. حکایت شهدای مدافع حرم، حکایت غریبی است که ریشه در واقعه کربلا دارد. و عشقی که با آوردن نام حسین(ع)، در دل های آن ها جاری شده است. شهید اکبر شهریاری یکی از جوانانی بود که برای دفاع از حرمین تا پای جان مبارزه کرد. در این شماره پای صحبت یکی از همرزمان شهید شهریاری نشستیم. که طبق خواسته این مبارز بزرگوار از آوردن نامش معذوریم.

 

 


تولد اکبر

شهید اکبر شهریاری در سال 1363 در محله کیانشهر تهران به دنیا آمد. او از همان دوران نوجوانی با توجه به علاقه ای که به بسیج داشت فعالیت خود را در پایگاه مقاومت شروع کرد. تمام دعاهایش ختم به آرزوی شهادت می شد. اکبر قاری و مداح هیات پایگاه بود و صوت زیبای قرآنش آغازگر محافل بسیجیان بود. در آن مدت 2 بار توفیق زیارت عتبات و عالیات نصیبش شد. اکبر از لحاظ مادی هیچ مشکلی در زندگی اش نداشت، پدرش یکی از بازاری ها و تاجران بزرگ کشور بود و اگر می خواست در تهران پیش پدرش بماند می توانست غرق در امکانات و رفاه باشد. اما دفاع از حرم عمه سادات را انتخاب کرد و در اول بهمن 1392 در حوالی حرم حضرت زینب (س) به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پیکر مطهرش در قطعه 26 بهشت زهرا آرام گرفت.

 

 


دلسوخته حضرت زینب (س)

آخرین باری که به کربلا رفته بود مصادف با اربعین بود، هرچی اصرار کردیم بیا حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) نیامد. چون احساس خجالت می کرد که وقتی حرم بی بی در محاصره است به زیارت حضرت عباس علیه السلام بیاید ، 10 روز بعد به سوریه رفت و به شهادت رسید.
آخرین باری که به کربلا رفته بود مصادف با اربعین بود، هرچی اصرار کردیم بیا حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) نیامد. چون احساس خجالت می کرد که وقتی حرم بی بی در محاصره است به زیارت حضرت عباس علیه السلام بیاید ، 10 روز بعد به سوریه رفت و به شهادت رسید.اولین بار که با هم به کربلا رفتیم زمان برگشت، گفت: اگر خدا بخواهد هر موقع اردوی کربلا راه بیاندازید من هم می آیم. قرار بود 2 ماه بعد از شهادتش هم برویم، خودش، همسر و مادرش را ثبت نام کرد و گفت: «محمود رضای بیضایی هم امسال می آید. »  اکبر و محمودرضا بیضایی در سال 84 هم دوره بودند  ولی قسمت نشد همسفر این دو شهید شویم. بار اول که کربلا رفته بودیم مصادف با ایام فاطمیه بود، در مسیر حرم مرا روی تل زینبیه برد و زیر لب زمزمه می کرد: «دامن کشان رفتی ، دلم زیر و رو شد ... .» آمد روی تل زینبیه ایستاد و گفت: « فاصله اینجا تا گودی قتلگاه را ببین ». خیلی دلسوخته حضرت زینب سلام الله علیها بود.

 


آخرین باری که به کربلا رفته بود مصادف با اربعین بود، هرچی اصرار کردیم بیا حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) نیامد. چون احساس خجالت می کرد که وقتی حرم بی بی در محاصره است به زیارت حضرت عباس علیه السلام بیاید ، 10 روز بعد به سوریه رفت و به شهادت رسید.

خوشا آن روزی که نوبت بر من آید

در محله ما دو تا شهید گمنام دفن هستند. ما سر مزار این شهدا مجلس می گرفتیم و در هفته دفاع مقدس نمایشگاه می زدیم. چند چادر برای برپایی نمایشگاه احتیاج داشتیم، اکبر هم از سر کارش چند تا چادر آورد. چون خط خوبی داشت، روی چفیه ها و با خط خوب برای بچه ها یادگاری می نوشت.
روی چادرها هم نوشت: «رفیقان می روند نوبت به نوبت/خوشا روزی که نوبت بر من آید » وقتی حاج اسماعیل حیدری شهید شد خیلی بی تاب شده بود. می گفت: استاد ما رفته و ما جا مانده ایم ......

 


محمد باقر دو ماهه

یک بار به همسرش گفته بود دعا کن شهید شوم. همسرش گفته بود: محمدباقر فقط 2 ماهه است. اکبر در پاسخ گفت: تمام اجرش برای شماست. شما باید صبر کنید . 2، 3روز مانده به آخرین اعزام با خانواده به منزلشان رفتیم. محمدباقر دو ماهه بود. اکبر روی تربیت فرزندش حساس بود. با آمدن محمدباقر هرجایی به این راحتی ها نمی رفت و هر لقمه ای را به محمدباقر نمی داد. این بچه فقط بغل پدر آروم می شد. گویا محمدباقر دو ماهه هم در یافته بود که پدرش شوق پریدن دارد ....

 


عروسی امام زمان(عج) پسند
مراسم جشن عروسی اکبر به نوع خودش خیلی خاص بود. چون بعضی اطرافیان انتظار داشتند او هم مثل بقیه بچه های فامیل عروسی بگیرد، اما اکبر برایش فقط این مهم بود که عروسیش مورد نظر عنایت امام زمان (عج) باشد. یک عروسی بدون گناه! که البته به همه هم خیلی خوش گذشت. هنگام نماز هم خودش مثل بقیه کت دامادیش را روی دوشش انداخت و وضو گرفت و برای نماز جماعت به نمازخانه رفت.

 

 

 

دعای خیر مادر

اکبر و مادرش بسیار به هم وابسته بودند. در ماموریت ها بچه ها اکثرا هفته ای یکی، دوبار با خانواده تماس می گرفتند ولی اکبر هر روز با مادرش تماس می گرفت. همین توجهات و خدمات اکبر به مادرش بود که دعای خیر مادرش را برایش به دنبال داشت. او دقیقا مصداق آن آیه است که می فرماید: «و باالوالدین احسانا »
بین الحرمین

 


قبل از آخرین سفرمان به کربلا یک اتفاقاتی افتاده بود که نیاز بود نیروهای بیشتری اعزام شوند. به من گفت: خوش به حالت تو دستت خوب می شود و دوباره به منطقه برمی گردی. اما اسم من در لیست نیست. من با فرمانده صحبت کردم و با آمدن اکبر موافقت کردند. اکبر به من پیامک داد و بابت هماهنگی تشکر کرده بود. من گفتم: «من وسیله بودم آمدن رزق خودت بود .»


در بین الحرمین نشسته بودیم که از اکبر خواستم زیارت اربعین و بعد روضه را برایم بخواند. بعد از زیارت شروع کرد به گریه کردن و صدای هق هق اش بلند شد. در تمام این سال ها صدای گریه اکبر را نشنیده بودم. همیشه آرام گریه می کرد. واقعا از این حالت هاش دلم لرزید.

 


اولین اعزام

اکبر برای اولین بار سال 92 اعزام شد. هنوز فرزندش به دنیا نیامده بود. در اولین حضور اکبر در جبهه 2 اتفاق مهم افتاد. یکی شهادت امیر کاظم زاده از خدمه های تانک بود که تکه های پیکرش بین مواضع خودی و دشمن مانده بود، که اکبر پیکر شهدا را برگرداند. و اتفاق دیگر شهادت همرزم عراقی اش که در عملیات، کنارش به شهادت رسید. در مورد شهادت دوست عراقی اش می گفت: «یک لحظه دیدم بر اثر اصابت گلوله تانک به دیوار کناریمان خاک روی سر ما می ریزد. من به فکر این افتادم که اگر شهید شوم بچه چه می شود؟ در همین فکرها بودم که دیدم تیر به سر رفیقم اصابت کرد و به شهادت رسید.  به خاطر این 2 اتفاق خیلی بهم ریخته بود. می گفت: «هرشب خواب عملیات و .... می بینم. » خیلی حسرت آن لحظه را می خورد. وقتی خبر شهادت بچه ها را می آوردند حالش بدتر می شد و به حال شهدا و رفقای مجروح غبطه می خورد.

 

 


تعبیر خواب

اکبر یکی از همرزمانش که در سوریه مجروح شده بود را به بیمارستان برد. همان جا از شهادت محمودرضا بیضایی مطلع شد. بی تاب می شود و شروع می کند به گریه کردن. دوست مجروحش وقتی متوجه می شود به اکبر می گوید: «محمودرضا یک خوابی دیده بود که چون تعبیرش را نمی دانست به تو نگفت ولی من الان به تو می گویم، محمود خواب دیده بود که در یک باغ سبز با تو راه می رود و می خندید. » یک روز بعد از شهادت محمودرضا، اکبر هم به شهادت رسید.
حاج تروایی

 

 

 


وقتی بعد از اربعین از کربلا برگشتیم، به مناسبت 28 صفر سه شب مراسم داشتیم. اکبر هر شب آخر هیئت یک شعر را با دلسوخته می خواند. شب آخر وسط شعرش گفت: «ما که امسال حاجتمان را گرفتیم . فکر کردم منظورش زیارت اربعین است. توی دلم گفتم: «خب! من هم الحمدلله کربلا رفتم. 28  صفر این حرف را زد و 20 روز بعد به شهادت رسید.

 

 


شهادت با لباس دوست شهید

وقتی خبر شهادت محمودرضا بیضایی به اکبر رسید خودش را بالای سر محمود رساند و گفت: «باید برش گردانم ». آن روز خیلی بی تاب شده بود. صبح فردای شهادت محمودرضا بیضایی، به فرمانده گفت: «اگر اجازه بدهید من لباس های رزم بیضایی را بپوشم.  فرمانده گفت: «اگر لباس شهید را بپوشی تو هم شهید می شوی؟!!!  گفت: هر چه خدا بخواهد همان می شود. 

 

بعد از صبحانه زد به خط. وقتی یک مقدار از مقر فاصله گرفت یک خمپاره 60 او را مورد اصابت قرار داد و پهلویش را شکافد. همرزمان بالای سرش که رسیدند نفس های آخرش بود. ساعت 10 صبح شهید شد و همان روز به ایران برگشت.

 


خبر شهادت

«همه بچه های هیئت را یک جا جمع کن. فقط مواظب باش خانواده اکبر چیزی نفهمند. یک لحظه خشکم زد. گفتم: «اکبر؟ » گفت: «بله. اکبر پر کشید. » اصلا نمی توانستیم رفتنش را باور کنیم. زانوهایم سست شد و به زمین خوردم.

 

«همه بچه های هیئت را یک جا جمع کن. فقط مواظب باش خانواده اکبر چیزی نفهمند. یک لحظه خشکم زد. گفتم: «اکبر؟ » گفت: «بله. اکبر پر کشید. » اصلا نمی توانستیم رفتنش را باور کنیم. زانوهایم سست شد و به زمین خوردم. شب ولادت حضرت رسول (ص) بود که خبرشهادت محمود رضا را دادند. فردای آن روز برای تشیع جنازه شهید بیضایی رفتیم ما فردایش رفتیم وقتی از مراسم تشییع برگشتیم خیلی دلم برای اکبر شور می زد. ظهر همان روز بود که یکی از رفقا زنگ زد و گفت: «همه بچه های هیئت را یک جا جمع کن. فقط مواظب باش خانواده اکبر چیزی نفهمند. یک لحظه خشکم زد. گفتم: «اکبر؟ » گفت: «بله. اکبر پر کشید. » اصلا نمی توانستیم رفتنش را باور کنیم. زانوهایم سست شد و به زمین خوردم.

 

 


لحظه آخر

یک بار بعد از شهادتش خواب دیدم در هیات هستیم و صحبت می کنیم. از اکبر پرسیدم: «چی آن طرف به درد می خوره؟ » گفت: «قرآن خیلی این طرف به درد می خور. » اکبر خودش قاری قرآن بود و هر چه به شهادتش نزدیک تر می شد انسش با قرآن بیشتر می شد. شب های آخر هر وقت بیکار بودیم، اکبر به سراغ قرآن جیبی اش می رفت. پرسیدم: «آن لحظه آخر که شهید شدی چی شد؟ » گفت: آن لحظه آخر شیطان می خواست من را نسبت به بهشت ناامید کند .
تدفین

 

 


درست اول بهمن در روز شهادتش پیکر مطهرش به میهن اسلامی بازگشت. بچه های هیئت و محل و مسجد و.... همه آمده بودند، غوغایی بود. محمدباقر دو ماهه را برای وداع روی تابوت پدر گذاشتند. روز قبل محمودرضا، رفیق صمیمی روزهای جهادش تشییع شد و امروز اکبر به دیدار محمودرضا رفت. گویا یک روز هم طاقت دوری نداشتند. پاتوق هفتگی اش بهشت زهرا بود. همیشه می گفت: «ای کاش کنار شهدای گمنام شهید بشوم و حالا بین 2 شهید گمنام دفن شده است! »
   

 

 


وصیت نامه

باسمه تعالی
الهی و ربی من لی غیرک
خدایا خودت می دانی که غیر از تو کسی را ندارم و کسی نیست بجز تو که از درون و برون من آگاه باشد، لذا فقط از تو می خواهم که مرا هدایت کنی و همچنین یاریم کنی و در نهایت به سعادت واقعی برسانی که همان شهادت می باشد.اکبر شهریاری
یکشنبه ۸۳/۱/۲۳
اربعین حسینی

 


download

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • جولان فیک‌نیوزها همزمان با تحرکات آمریکا واسرائیل
  • تمام اقدامات ضدآمریکایی مجلس در ۹۸
  • تشکر از اینکه هستید؛ پرزیدنت
  • یک مثال ساده در مورد کار در فضای مجازی
  • شریعتمداری: خدا کند ترامپ کرونا نگیرد
  • آخرین آمار کرونا در ایران
  • حمله موشکی انصارالله به پایتخت آل‌سعود
  • یک عکس و دنیایی حرف
  • قوانین توقف در خیابان‌ها و جاده‌ها کدامند؟
  • رکورد شمار مبتلایان روزانه در آمریکا جابه‌جا شد
  • چرایی افزایش تحرک نظامی امریکا در عراق
  • کرونا در ایران از نگاه پزشک زن کویتی +عکس
  • عملیات روانی امشب از کجا شروع شد؟!
  • پاپ کره‌ای تا چه زمانی می‌خواهد قربانی بگیرد؟
  • توصیه توئیتری جهانگیری درباره سیزده بدر
  • جهان پسا کرونا چگونه خواهد بود؟
  • هندسه و نظم جهانی در پسا کرونا
  • اجرای قرنطینه چینی در ایران امکان پذیر نبود
  • فیلم/ وضعیت تردد در پارک ها در روز طبیعت
  • فیلم/ خبر جدید کرونایی رئیس جمهور
  • فیلم/ سفرهای نوروزی امسال چقدر کاهش داشت؟
  • فیلم/ چرا قرنطینه به روش چین در ایران اجرا نشد؟
  • جدیدترین آمار مبتلایان به کرونا در جهان
  • پاسخ به منتقدین حضور طلاب در بیمارستان ها در کمک به بیماران
  • بیش از همیشه زمان تفاهم ملی است
  • ۲۱ جانباخته و یک مفقودی
  • «مهدی ترابی»؛ نگین جواهرات پرسپولیس
  • فیلم/ هواپیمای حامل کمک‌های پزشکی
  • فیلم/ برخورد جدی پلیس با متخلفان در روز طبیعت
  • فیلم/ انتقال اجساد قربانیان کرونا با لیفتراک
  • فیلم/ نورپردازی سه بعدی برج آزادی
  • فیلم/ بازگشت زندگی طبیعی به پکن
  • فیلم/ نصب تونل ضدعفونی کننده در ترکیه
  • فیلم/ تئاتر خیابانی پلیس هند برای مقابله با کرونا
  • فوق ستاره پرسپولیس در رادار باشگاه‌های آسیا و اروپایی
  • «پایتخت ۶» تا آخر نوروز تمام نمی‌شود
  • حمله مجتبی محرمی به علی پروین
  • کردهای عراقی تصمیم خود را گرفتند
  • قهرمان لیگ ایران با قرعه کشی مشخص می شود؟
  • شرط آمریکا برای رفع تحریم‌های ونزوئلا
  • کرونا، بدترین شکست اطلاعاتی آمریکا
  • مرگ ۳۶۷ نفر از مبتلایان به کرونا در انگلیس طی ۲۴ ساعت
  • فروش اطلاعات ۴۲ میلیون کاربر ایرانی تلگرام
  • حال خراب فوتبالیست معروف به خاطر کرونا
  • عربستان در حال مذاکره با انصارالله یمن است
  • خدمتی که روسیه به آمریکا کرد
  • حمله نظامیان صهیونیست به اردوگاه آوارگان فلسطینی
  • اطلاعیه همراه اول در مورد شرکت توسکا
  • تدابیر جدید روسیه برای مقابله با کرونا
  • جولان دلالان دلار با تعطیلی صرافی‌ها
  • نشریه آتلانتیک: کار ترامپ تمام شده است
  • یک فوتبالی مطرح دیگر کرونایی شد
  • تمدید یکماهه تعلیق بوندسلیگا
  • با استعفای نبی از پرسپولیس موافقت شد
  • بازداشت استاد ایرانی در آمریکا
  • پزشکی که با پوتین دیدار کرد به کرونا مبتلاست
  • آیا سیگاری‌ها در برابر کرونا مقاوم هستند؟
  • ۱۲ فروردین امسال نماد مبارزه با کرونا مردم ایران است
  • قرنطینه رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی
  • فرارهای مالیاتی؛ سد راه جهش تولید
  • تقدیر همراه اول و ایرانسل از کاربران روبیکا
  • حزب الله عراق: با نقشه‌های شوم آمریکا مقابله می‌کنیم
  • قیمت کنسول پلی استیشن ۵ فاش شد
  • جدال خونین ۴ بچه محل
  • جزئیات حملات موشکی رژیم صهیونیستی
  • یک افشاگری؛ عزل و انتصاب‌های بزرگ فوتبال ایران
  • دلیل؟ سیدعلی خامنه‌ای!
  • شوک به سرخابی‌ها
  • ترفند جدید پرسپولیسی‌ها برای حل مشکل برانکو
  • اگر یارانه معیشتی نگرفتید بخوانید
  • تصویری دردناک از درون سردخانه سیار در نیویورک
  • موج جدید کرونا، پاییز امسال آمریکا را هدف می‌گیرد
  • روایتی از پیمان جدید ایران با دو قدرت جهان
  • واردات گاز ترکیه از ایران متوقف شد
  • افشای اطلاعات ایرانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی