محمد جواد ظریف، طی سفر چند هفته پیش خود به نیویورک، وعده داد که به زودی تاریخ سفر به کره شمالی را اعلام خواهد کرد. ظریف ضمن این خبر، ظرفیت‌های دیپلماسی ایران را تذکر داد. سفر آینده وزیر خارجه ایران به پیونگ یانگ، فرصت اعلام مواضع مشترک دو کشور علیه سیاست های آمریکا است. شاید بهترین زمان برای اقدام به این سفر نمادین، هفته گذشته همزمان با حضور ترامپ در توکیو بود. ناگهان شایعات وارد عمل شدند و علی رغم تکذیب سخنگوی وزارت خارجه ایران، سرانجام احتمال «نخستین سفر یک نخست وزیر ژاپن به تهران پس از انقلاب اسلامی» جدی شد. شاید که همین ترفند توانسته باشد که بهره مندی ایران از محصولات این سفر ظریف را به تعویق بیندازد. با این حال، ماه آینده بار دیگر ترامپ به ژاپن باز خواهد گشت تا در اجلاس سران گروه ٢٠ شرکت کند. اگر ظریف در یکسالگی «نخستین دیدار رهبر کره شمالی با رئیس جمهور آمریکا»، به کره شمالی سفر کند، آنگاه با مخابره پیامی قدرتمند، گنده‌گویی‌های احتمالی ترامپ در جمع سران گروه ٢٠ را بی اعتبارتر خواهد کرد.ش

ایران و کره شمالی دو کشور مجهز به تکنولوژی هسته‌ای هستند که آمریکا همواره می‌خواهد از تقابل با آنها استفاده ابزاری کند. دو کشور مستقل که آمریکا هر دو را به یک چشم می‌بیند (محور شرارت). در مقابل، ادبیات این دو کشور علیه اقدامات امریکا کم و بیش شبیه هم است. پیشتر ایران برای گذر از جنجال پرونده هسته‌ای به مذاکره فرصت داد و اخیرا کره شمالی آن را آزمایش کرد. علی رغم نمایش مذاکراتی ترامپ، وجود اختلاف نظر جدی میان واشنگتن و پیونگ یانگ بر سر جغرافیای «خلع سلاح» آشکار است. کیم از خلع سلاح تمام شبه جزیره کره می‌گوید، ترامپ به این تن نمی‌دهد و بر محدوده کره شمالی متمرکز است. رهبر کره شمالی پیش از ورود به مذاکرات ٢٢ خردادماه ١٣٩٧ با رئیس جمهور امریکا، اعلام کرد که هدف پیونگ یانگ، «خلع سلاح اتمی جهان» است! اما دامنه اختلاف نظر میان واشنگتن و پیونگ‌یانگ از این هم فراتر می‌رود. آمریکا می‌گوید که به دنبال یک «معامله بزرگ» است، کره شمالی بر «معامله گام به گام» تاکید می‌کند. عدم توافق بر شکل معامله، مهمتر از چیستی محتوای معامله است و بدون توافق بر قالب، هیچ امیدی به انجام معامله نیست.

کره شمالی علاوه بر گفتار، با رفتار خود هم ناخرسندی از عدم پیشرفت در مذاکرات با امریکا را ابراز می‌کند. ایران نیز پس از برجام کاملا متوجه شد که پافشاری بر معامله گام به گام، تنها راه حل معتبر مسائل است. حسن روحانی در آخرین مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد: «سخن ما روشن است، تعهد در برابر تعهد، نقض در برابر نقض، تهدید در برابر تهدید و گام در برابر گام، به جای حرف در برابر حرف.» اقدام ایران به انباشت بدون محدودیت مواد هسته‌ای پس از ارائه پیشنهاد جنجالی تبادل زندانی، تاکید بر جدیت تهران در سیاست "اقدام متقابل" محسوب می‌شود. از این نظر، معامله آینده با ایران در قالبی غیر از «مبادله بدون مذاکره» نمی‌گنجد.

در اینجا مبادله بدون مذاکره، نسخه جدید معامله گام به گام محسوب می‌شود چون شرایط کنونی نسبت به شرایط دوران پیشا روحانی تغییر کرده است. در دوران کنونی، مذاکره با امریکا بر اساس سند راهبردی «گام دوم» ممنوع است ولی آن دوران، سعید جلیلی می‌توانست طی مذاکرات رسمی بر شکل گام به گام معامله تاکید کند. رقابت‌های سیاسی داخلی مجالی به موفقیت مدل مطلوب جلیلی نداد و جانشینان او مسیر حل پرونده را به سمت تنظیم معامله بزرگ "اقدام مشترک" منحرف کردند. معامله بزرگ به دشورای افتاد و اکنون تهران بر بستر ساز و کار برجام، سیاست تحمیل منطق معامله گام به گام را از سر گرفته است. اقدامات ماه‌های اخیر دستگاه سیاست خارجی ایران، به وضوح بر اساس یک برنامه هوشمندانه، دقیق و حساب شده است که مستقل از برجام هم پیش خواهد رفت. به جرات می‌توان گفت که حتی زمان مطرح کردن «تیم بی» بر اساس سناریوی اتاق فکر دیپلماسی ایران بود که به نوعی در جهت نمایش هماهنگی با مواضع کره شمالی اجرا می‌شود. پیونگ یانگ هم به نوبه خود رسما به شخصیت مایک پمپئو و جان بولتن خرده گرفت. این خرده گیری های تبلیغاتی بخشی از زمینه چینی و سرمایه‌گذاری است. مساله جمهوری خواه یا دموکرات نیست و بالاخره روزی پمپئو و بولتن از قدرت کنار خواهند رفت، آنگاه جانشینان ایشان برای پیشبرد یک «سیاست متفاوت»، ناگزیر درباره اقدامات گام به گام تصمیمی خواهند گرفت.

در جبهه مقابل، کاخ سفید با یک شعار به سراغ پرونده هسته ای ایران و کره شمالی آمد. «فشار حداکثری» عنوان سیاستی است که از سوی واشنگتن علیه ایران و کره شمالی اعمال می‌شود. شکل های استفاده دو کشور ایران و کره شمالی از ظرفیت هسته‌ای با هم تفاوت دارند اما در جهت پاسخگویی به نیازهای امنیتی آنها است و لذا پیونگ یانگ و تهران تسلیم قلدری واشنگتن نشدند و نخواهند شد. علاوه بر این، واشنگتن برای ایفای نقش «پلیس اقتصادی جهان» با مقاومت هایی روبرو است و بزرگنمایی تهدید کره شمالی و ایران، برای خفه کردن اقتصاد این دو کشور کافی نبود. به عبارتی دیگر، فقدان ظرافت های دیپلماتیک واشنگتن، اجماع سازی علیه ایران و کره شمالی را بسیار دشوار کرده است.

طی ماه‌های اخیر، روز به روز ادبیات تهران و پیونگ یانگ به هم نزدیک تر شده است. تقلاهای هیجانی کاخ سفید، نه تنها دونالد ترامپ را به کامیابی نرساند بلکه تهران و پیونگ یانگ را به تحمیل الگوی مبادله و معامله گام به گام امیدوارتر کرد. جالبتر اینکه حتی "القای فضای تنش قریب الوقوع" هم به سود اعتبار الگوی مبادله گام به گام عمل می‌کند آنچنانکه طبق معمول اولین درخواست جامعه جهانی از طرفین دعوا، دعوت به عقب نشینی متقابل است! مبادله گام به گام و نقد، تنها راه حل پایدار این بحران کشدار به نظر می‌رسد و تلاش برای اجماع سازی بر آن، نامعقول نیست.

انگیزه واشنگتن، کام گرفتن از آثار بحران سازی است اما شاید سنگینی مسئولیت های مدیریت بحران را دست کم گرفته است. دشوار ترین موقعیت برای واشنگتن، گرفتار شدن به مسئولیت‌های معامله گام به گام با ایران و کره شمالی خواهد بود. ترامپ پس از اولین دیدار دوستانه با کیم صراحتا گفت که هر وقت تشخیص بدهد، حرفهایش را پس خواهد گرفت. باید منتظر ماند تا دید که این آمریکای یاغی برای گریز از مخمصه "جدی شدن گزینه مبادله"، به چه ترفندی متوسل خواهد شد.