کد خبر: 127537
ف
سردار شهید حسین رضایی

زندگی‌نامه مشروح و خاطرات ناب سردار شهید حسین رضایی/صوت

سردار شهید حسین رضایی در طی هشت سال جنگ تحمیلی در مناطق جنگی واقع در ارتفاعات آذربایجان غربی تا کردستان و کرمانشاه و خوزستان حضوری فعال داشت. در تاریخ 27 خرداد 1367 در منطقه قمیش (ماووت) کردستان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

زندگی‌نامه مشروح و خاطرات ناب سردار شهید حسین رضایی/صوت

زندگینامه

در12 آبان ماه سال 1332در خانواده‌ای مذهبی ،متدین و معتقد به ارزش‌های دینی و اسلامی در روستای افرینه از توابع بخش معمولان شهرستان  پل‌دختر پسری دیده به جهان گشود و پدر و مادر نام زیبای «حسین»  را برایش برگزیدند.

 

 

 


 «حسین» در عنفوان نوجوانی و جوانی و طی مراحل تحصیل تاششم ابتدایی به کار و فعالیت کشاورزی مشغول بود و دوشادوش پدر برای امرارمعاش خانواده کار و تلاش و زحمت می‌کشید و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به همراهی برخی از جوانان روستا ازجمله پسرعموی شهیدش امیدعلی محمودوند بارها به شهرخرم آبادرفته ودرتظاهرات علیه رژیم پهلوی نقش عمده ای ایفاء و درنشر ارزشهای امام و انقلاب به عنوان یک نیروی فعال انقلابی و ولایتمدار فعالیتهای زیادی بویژه درسطح روستا انجام می داد.
 

 درتاریخ 25/9/1353 بنابه توصیه پدربا دخترعمویش که ازخانواده ای مذهبی بودندو این خانواده نیز بعداً در طول جنگ تحمیلی دوشهیدرا تقدیم اسلام و انقلاب کرده بوداقدام به ازدواج نمود که  ماحصل این ازدواج یک دخترو 5 پسر بود.
درطول این مدت درکارهای عام المنفعه روستا حضور و مشارکت فعالی داشته و مدتی به عنوان عضو و رئیس شورای اسلامی روستا خدمتگزار مردم شهید پرور روستا بود.

 

 

 

 

 

 

 

 


پوشیدن خلعت معنوی سبزسپاه پاسداران آغازی برحرکت درخط خونرنگ ابا عبدالله الحسین (ع) باتوجه به روحیه معنوی وطبع بالاوبصیرتی که درمکتب جهادوشهادت آموخته بوددرتاریخ10/8/1361به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نائل آمدو درجرگه پشتیبانان ومدافعان سبزپوش ولایت ونظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گرفت .

 درطول خدمت خود مسئولیت های زیادی را درسپاه پاسداران به عهده گرفت ازجمله مسئولیت مخابرات گردان شهدا شهرستان ،مسئولیت تیم حفاظتی امام جمعه محترم وقت شهرستان حضرت حجت الاسلام ایمانی ،مشارکت و حضورفعال درسطح مناطق شهری وروستایی وتشکیل جلسات مختلف فرهنگی واجتماعی بنابه وظایفی که ازدفترامام جمعه محترم وقت وازطریق ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان به وی محول گردیده بود ، شهید باتوجه به روحیه واخلاق ومنش اسلامی وطبع شوخ  درعین تواضعش دارای ویژگی وجاذبه خاصی بوده به گونه ای که هنوزبعد ازگذشت چندین سال ازشهادتش رفقا و دوستان و همرزمانش از وی به خوبی و نیکی یاد میکنند وحق او را شهادت و به علت فقدان وی هنوز که هنوز است متأثر و اندوهگین می باشند .
شهید حسین رضایی بارها و بارها در طول 8 سال جنگ تحمیلی از مناطق جنگی واقع در ارتفاعات آذربایجان غربی تاکردستان وکرمانشاه وخوزستان حضوری فعال داشته وهمه رزمندگان اسلام به خوبی اورامی شناختندوی چندین بارتامرزشهادت رسیدازجمله:درجبهه های غرب کشور، درکردستان و حتی درمقرسپاه پاسداران در شهر پلدختر که مورد بمباران هوایی رژیم بعثی عراق قرار گرفت.

او همواره شهادت را مایه افتخار وآرزوی دیرینه خود می دانست و بنا به اظهارات همرزمانش همیشه قبل ازهرعملیاتی غسل شهادت میکرد و دراوج سختی های عملیات ها هرگز طبع شوخ  خود را جهت روحیه دادن به دوستان و همرزمانش رها نکرد .


 دریکی از خاطراتی که برای همرزمانش که از دوستان وهم ولایتی های خودش نیز بودند تعریف میکند عنوان می دارد که شب خواب دیدم همسرم صاحب فرزند پسری شده و خانه اش نورانیت خاصی گرفته است به نحوی که تمامی اهالی روستا ازاین نورانیت به منزل وی می رونداماتنها کسی که به منزل نرفته است خودایشان بوده و سپس ازدوستان و اقوامی که همرزمش بودند درکردستان می خواهد وقتی به روستا برگشتنداحوالی ازهمسرباردارش بپرسند و خبرسلامتی اش رابرایش بیاورنداما آنهایی که به روستا می آیند متوجه خواب صادقانه شهید می شوند و همسرش دارای فرزند پسری بنام مجتبی می شود اما پس ازمدت کوتاهی وبی خبرازحال همسر و فرزندش درعملیاتی که گردان شهدا تیپ 57 حضرت ابوالفضل (ع) استان لرستان در منطقه قمیش ((ماووت )) کردستان درتاریخ 27/3/1367 انجام می شود به همراه یکی از اقوام بنام شهید صید عباس احمدپورکه پاسدار جمعی گردان شهدا بود به درجه رفیع شهادت نائل و به دلیل اینکه ارتفاعات محل شهادت آنها دردست رژیم بعثی عراق قرارگرفته بود جنازه هردو شهید بعدازسه سال درسال 1370 بدست خانواده شان رسید و اکنون مزار آنان درگلزارشهدای روستا زیارتگاه عاشقان ولایت و شهادت می باشد.


درعالم خواب به حسین الهام شده بود قبل ازتولد فرزندش مجتبی به آرزوی دیرینه اش خواهد رسید. حسین از شهادت خود باخبرشده بود،او بارها تامرزشهادت پیش رفت.
دریکی ازعملیات هایی که درمنطقه کردستان ودر منطقه غرب کشورصورت گرفت درحین پیشروی گردان به سمت دشمن بنابه دلایل تاکتیکی ویا لو رفتن عملیات کلیه گردان بنابه دستوربه طرف عقبه عقب نشینی نموده وحسین به همراه چندنفردیگراز همرزمانش غافل از اینکه هیچکس دیگری پشت سرشان نیست سرگرم حمله به دشمن بودندمتوجه می شوندتا نزدیکی دشمن پیشروی کرده اند،که به محض متوجه شدن ازدیگر افرادمی خواهندکه درسریعترین زمان ممکن خود را ازمهلکه دشمن رها سازندو وقتی علیرغم تمام سختیها یی که داشتنددرحین برگشتن به مقر متوجه می شوند که اسم آنها راجزء لیست شهدا ثبت نموده اند که دیگر همرزمانشان با دیدن آنها بسیارخوشحال می شوند و از فرط خوشحالی گریه کردند.

حسین قبل ازآخرین عملیات گردان شهدادرمنطقه قمیش کردستان برای همرزمانش تعریف کرده بودکه او درخواب دیده است صاحب فرزند پسری می شود و بااینکه اقوام وآشنایان برای عرض تبریک به خانه شان رفته اند اما وی ازحضور درخانه ودیدن فرزندامتناع نموده که موضوع راباتعدادی از همرزمانش که ازاقوام بودنددرمیان گذاشته وعنوان می کندکه احوالی ازخانواده اش درروستا بپرسند وعنوان می کندکه قطعا موفق به دیدن خانواده ام نخواهم شد وشهید خواهم شد که قبل از آغازعملیات ،ایشان صاحب فرزند پسری بنام مجتبی می شوداما شهیدهیچگاه موفق به دیدن فرزندش نمی شود.
 

 

 

 


شهید حسین رضائی درسحرگاه آخرین روزی که می خواست ازمنزل به طرف کردستان برودخطاب به فرزندبزرگش محمدعنوان داشت پسرم توبزرگ شده ای درنبودن من مراقب مادر،برادران و خواهرانت باش و همیشه احترام مادرت را داشته و نگذار هیچ وقت سختی بکشند.


این شهیدسرافرازدرآخرین نامه اش درتاریخ 6/31367 خطاب به فرزندبزرگش محمدضمن خبردادن ازسلامتی احوالش عنوان می کندکه جایش بسیارخوب است و آرزوی سلامتی برای همه می نماید.


باتوجه به نیازگردان به نیروهای متخصص در سال67-66،شهیدحسین رضائی و جمعی دیگر ازهمرزمان، به گردان شهدا معرفی شدند. خصوصیات مثبت رفتاری و اخلاقی شهید رضائی و همچنین تخصص کاری ایشان در زمینه مخابرات باعث شد تا وی به عنوان مسؤل مخابرات گردان منصوب گردد. ایشان فردی متعهد، مؤمن و خوش رو بودند.

 

 

 



درتاریخ 26/03/67 قرار بود بنا به دستور سریع و صریح فرماندهی لشگر به گردان تصمیم گرفته شدبه منطقه ماووت (ارتفاعات قمیش) حرکت کنیم ساعت 5 بعدازظهر،گردان به قرارگاه تاکتیکی لشگر درگُلان (ماووت) رسید. نیروهای گردان به سلاح و مهمات تجهیز شدند و آتش دشمن بسیارسنگین بود.گردان به سمت ارتفاعات قمیش حرکت کرد.بخاطر کمبود وقت برای تجهیز و حرکت گردان، مراسم خداحافظی و حلالیت نیروهای گردان از همدیگر، درحین حرکت به منطقه قمیش انجام شد.
درمسیرحرکت شهیدحسین رضائی بنده راموردخطاب قرارداده وگفتند: شب گذشته خواب شهادتم رادیده ام ودراین عملیات شهیدمی شوم،یک نوارکاست ازحاج صادق آهنگران روی ضبط ماشین هست که خیلی آن را دوست دارم. وصیتم به شما این است که بعد ازشهادتم، این نوار کاست را ببری و درحجله ای که برایم برپامی کنند پخش کنی.زمان حرکت از گُلان، تقریباً ساعت 7 غروب بود تا ساعت7 صبح(حدود دوازده ساعت پیاده روی!!!) که به ارتفاعات قمیش رسیدیم آتش دشمن لحظه ای فروکش نکرد و آنقدر سنگین بود که انگارروی زمین شخم زده، راه می رفتیم.شب بسیار سختی بود. شبی که ازسختی آن بوی رفتن مردان بی ادعائی همچون شهید حسین رضائی، دوستعلی کاکائی وحبیب کردعلیوندوماندن بدانی همچون ما دردامنه ارتفاعات قمیش به مشام می رسید.
روحشان باارواح طیبه امام و شهدا و با روح پاک و ملکوتی بزرگ پرچمدار مکتب سرخ شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) قرین و مورد رحمت و مغفرت واسعه الهی باد.


روزی که آسمان قمیش درماتم یاران گردان شهدا خون گریه کرد . آن روزازفرمانده گردان گرفته تاپیک و فرماندهان گروهانها،همگی شهیدو زخمی شده بودندو آسمان قمیش درماتم یاران گردان شهدا،خون گریه کرد

علی رغم باران آتش سنگین دشمن، به سختی ازدامنه قمیش به ارتفاع آن رسیدیم. به محلی که "احمد رومی" نام داشت.بایکی ازهمرزمان شهیدمان، به نام قاسم مدهنی که مسؤلیت محوررا بر عهده داشت و به اتفاق فرماندهی گردان، درخصوص وضعیت منطقه(قمیش) به شورنشستیم. شهیدقاسم گفتند: اگر بتوانیدبا آرپی جی،چندقبضه ازدوشگاه های دشمن که جلوی گردان قراردارندراهدف قرار دهید، موفق ترخواهید بود و آتش نیروی پیاده، روی شما کمتر می شود. این عمل، در دستور کار قرار گرفت ولی باتوجه به آتش سنگین و نیروی بیشتر دشمن؛ خوبان گردان، یکی پس از دیگری به شهادت می رسیدند. شهید حسین رضائی که مسؤل مخابرات بودند، مرتباً بابی سیم از فرماندهی لشگر درخواست نیرو،مهمات و حمایت توپخانه داشتند.ساعت، 12 ظهربود که حدود 20 نفر از عزیزان، شهیدشده بودند و مهمات رو به اتمام بود. نیروهای دشمن ازفرصت استفاده کرده و به بالای ارتفاع قمیش رسیدند.بطوری که نبردبین طرفین،تن به تن شده بود. ازفرمانده گردان گرفته تاپیک و فرماندهان گروهانها،همگی شهیدو زخمی شده بودند.

 

 

 


 شهادت

به سمت شهیدحسین رضایی که رفتم،اوهم هماننددیگرهمرزمان درحال نبرد تن به تن، با چند عراقی بودکه تیربه گردنش اصابت کرد وبه لقاءالله پیوست. به انتقام شهیدحسین ها، ده ها بعثی، با نارنجک به درک واصل شدند. آسمان قمیش در 27/03/67 برای گردان شهدا، خون گریه کرد و هوای قمیش برای بازماندگان گردان، تا ابد بوی شهادت می دهد.


روایت همرزم شهید پاسدار همت علی گنجی

چندین باردر«قرعه کشی شهادت» « حسین » برنده شد وما بازنده. به همراه شهید والا مقام حسین رضایی در خردادسال 67 در مقر سدبوکان بودیم ،ایشان مسئول مادر مخابرات گردان شهداء (پلدختر) بودند(حقیر به همراه دو نفراز برادران سرباز ازدزفول و روستای چم مهرکه اسم شریفشان درخاطرم نیست و کردعلیوندو..) دریک چادربودیم شبی که فردای آنروزبناشده بودبه منطقه عملیاتی قمیش اعزام شویم درچادر نشسته بودیم و بحث شدکه قرعه بکشیم ببینیم کی شهید و کی مجروح و... میشودکه هربار قرعه ایشان شهیددر میآمد ان شب صبح شدبعد ازاذان صبح با آقای رضایی رفتیم حمام لشکرکه کمی بامقرگردان فاصله داشت بعدازاستحمام آمدیم کنار رودخانه که آب بسیار تمیزی داشت و از سد بوکان میآمد .
خوب یادم هست دوتایی داشتیم لباس هایمان را می شستیم که دیدم آقای رضایی با لحن خاصی ضمن پرت دادن زیر پیراهنی سفیدش گفت من که دیگر برنمی گردم برای چه بشورمش بعد که باهم داشتیم رو به چادر میرفتیم گفتم قضییه برنگشتن چیه  گفت فلانی دیشب خواب دیدم خدا نوزاد پسری به من داده و مردم دسته دسته می آمدند منزل ما و من در صف ایستاده ام و به آنها خوشامد میگویم این به این معناست که حتما شهید می شوم.
 
این قضیه گذشت تا روزهای بعد(حدود دو روز)که رفتیم در منطقه و درشب به طرف کوه قمیش روبروی شهر ماووت عراق وبرای کمک به دیگر گردانهای لشکر 57 به آنجا اعزام شدیم .
شب یا اوایل صبح بودکه به بالای قله رسیدیم و خبری ازحسین نبود باخودم فکر کردم شایدخسته شده چون سنش ازمن بیشتر بود ولی بعدها فهمیدم که بعلت شهادت شهید کاکایی کمی عقب مانده است.
یادم هست من و بچه های بیسم چی گردان خیلی نگرانش شده بودیم که حدود بعد ازظهر از راه رسید و لبخند بر لبانش بود خوشحال شدیم و به شوخی گفتم خیال کردیم خوابت تعبیر شده. یادش بخیر شهید عزیز عباس احمدپور فرمانده گروهان بود ولی با توجه به مجروح شدن آقامهدی کمری ایشان هم کمک میکردن و درجنب و جوش و فرماندهی بودن که ناگهان گلوله تانک یا توپ به چند قدمی ما اثابت کرد و ایشان در دم شهید شدند و ما هردو نفر بر سر جنازه اش فاتحه خواندیم اما نمی دانستم لحظاتی بعد این عزیز هم شهید خواهد شد .
گذشت منطقه شلوغ شدازطرفی نیروها بی رمق شده بودن فرمانده زخمی شده بودو دستورعقب نشینی ازبیسیم دادند آقای رضایی به من گفت همینجا باش تا بروم ببینم چه شده(توضیح اینکه کل منطقه ای که گردان درآن جمع شده بودبه صدمتر مربع هم نمی رسید چون یک قله درپایین دست کوه های بلند اطراف بود وعراق هم کاملا مسلط به آنجا بود)به شوخی گفتم مواظب خواب دیشبت باش خندید و رفت واین آخرین دیدار ما شد امیدوارم به خون سرخشان در آخرت شرمنده شان نشویم .
جنگ تن به تن شدیدی باعراقی ها درگرفت که خیلی هادرحال عقب نشینی بودندخیلی سراغش راگرفتم فقط شنیدم ازیکی ازبچه هاکه می گفت شهیدشدگفتم کجاست گفت جلوتر گفتم برویم ببینمش گفت آقا من خودم دیدم گلوله خورد زیر گلوش و خودم شنیدم که شهادتینرا گفت
 

 

 

 

وصیت نامه سردار شهید پاسدار حسین رضایی :


اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.
خداوندا شفاعت حسین (ع) را در ان روز که بر تو وارد می شوم روزی ام فرما و مرا نزد خود باحسین(ع)و یاران حسین(ع) انانکه
جانهایشان را فدای حسین(ع)کردند به صداقت ثابت قدم بدار در مشکلات است که انسانها آزمایش می‌شوند. صبر پیشه کنید که دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.
هر چه که می‌کشیم و هر چه که بر سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.
سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تاثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد.
همه ما مکلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارسایی‌ها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی می‌جنگیم نه به قصد پیروزی تنها.
مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد.
عرض سلام خدمت فرزند بزرگترم آقا محمد؛ امیدوارم بدرگاه خداوند متعال که همیشه اوقات در کمال صحت و عین عافیت روزگاربوده باشید الحمدالله سلامتی حاصل و بدعاگویی شما مشغول می باشم.
شب گذشته خواب شهادتم رادیده ام ودراین عملیات شهیدمی شوم،یک نوارکاست ازحاج صادق آهنگران روی ضبط ماشین هست که خیلی آن را دوست دارم. وصیتم به شما این است که بعد ازشهادتم، این نوار کاست را ببری و درحجله ای که برایم برپامی کنند پخش کنی.
در فکر من نباشید جایم خوب است فعلا در سد بوکان هستیم.
امیدوارم همگی اقوام و خویشاوندان در سلامت کامل باشند.

 

 

 

 


در ضمن خدمت پسر عزیزم محمد رضایی.
پس از تقدیم عرض سلام صمد و مصطفی و فریده و محسن را سلام برسانید.
با توجه به این اقوال از شما عزیزان و بازماندگانم ( مادرم ، پدرم ، برادرانم و خواهرانم) تقاضامندم اگر کسانی ادعای طلب کردنند استدعا می شود با کمال رضایت آن را بپردازید و از آنها برایم طلب بخشش وحلالیت کنید و بخواهید که برای من عاصی تا حد توان دعا کنند . با سلام و درودی بی‌پایان بر پدر و مادر مهربانم که با کار‌های خودشان و نگهداری از این بنده حقیر توانستند من را به راه سعادت و نیکبختی رسانیده و امیدوارم که پدر و مادر گرامیم من را ببخشند و مرا حلال نمایند تا در تنهایی قبر کمک و یار من گردد و من از زحمات پدر مهربانم که با کار کردنش در دوران سخت زندگی برای من و برادران و خواهرانم کار کرد تا بتوانیم ما در تمام اوقات زندگی در آسایش نگهدارد.
همچنین از زحمات مادر گرامیم که با شیر پاکش مرا به این سن و سال رسانید تا من بتوانم از آن به بعد در کارهایم موفق گردم و بعد از این مسائل صحبتی برای خواهرانم و برادرانم دارم امیدوارم که برادرانم و سه خواهرم همیشه و در همه حال در سختی‌ها و مشقت‌ها پشتیبان خط امام باشند و از آن‌ها خواستارم که در زندگی روزمره خودشان به یاد خدا باشند؛ که خدا همیشه نظاره‌گر اعمالشان می‌باشد و از دوستان و آشنایان به خصوص برادران مسجد محل سخنی دارم، سخنم بر این مبنا میباشد که به این زندگی بی‌ارزش دل نبندید، چون این زندگی زودگذر انسان را همیشه از راه بدر میکند پس چه بهتر همیشه در هر کاری با یاد و نام خدا روزگارتان را بگذارید.
به امید پیروزی هر چه سریعتر رزمندگان
والسلام‌علیکم‌ و‌ رحمت‌الله و برکاته
زیاده عرضی نیست پدرت حسین رضایی
06/03/1367


 

 

 





*شهید حسین رضائی درسحرگاه آخرین روزی که می خواست ازمنزل به طرف کردستان برودخطاب به فرزندبزرگش محمدعنوان داشت پسرم توبزرگ شده ای درنبودن من مراقب مادر،برادران و خواهرانت باش و همیشه احترام مادرت را داشته و نگذار هیچ وقت سختی بکشند.
*این شهیدسرافرازدرآخرین نامه اش درتاریخ 13/3/1367خطاب به فرزندبزرگش محمدضمن خبردادن ازسلامتی احوالش عنوان می کندکه جایش بسیارخوب است و آرزوی سلامتی برای همه می نماید.


download

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • کشته شدن سه فرزندثروتمند‌ترین دانمارکی درسریلانکا
  • معافیت‌ مشتریان نفت ایران تمدید نخواهد شد
  • تب وتاب بازارخودروسازی چه زمانی فروکش می‌کند؟
  • بخشنامه جدید بانک مرکزی به بانک‌ها
  • آفت دهان خطرناک است؟
  • پوتین و کیم اواخر آوریل دیدار می کنند
  • سیل بار دیگر فرهنگ مترقی دوران دفاع مقدس را نمایان کرد
  • سپاه آبروی ولایت و انقلاب را حفظ کرده است
  • شرط اجرای شدن طرح «استانی شدن انتخابات»
  • روستای ارگ میر در محاصره سیل قرار گرفت
  • نکاتی درباره گیاهخواری
  • بامسببان واهمال‌کنندگان احتمالی درسیل اخیربرخوردمی‌شود
  • رایزنی مقامات عرب با رئیس شورای نظامی انتقالی سودان
  • اقتصاد آمریکا در مسیر کاهشی
  • سورپرایز سرمربی ” استقلال ” برای هواداران در دیدار با الهلال
  • امدادرسانی سازمان بسیج دراستان‌های سیل‌زده
  • اعتراف به همسرکشی بعـد از 55 روز
  • آیا زمان بستن تنگه هرمز رسیده است؟
  • ۱۸ هزار آواره به دنبال تشدید درگیری ها در لیبی
  • جبران خسارات سیل با عزم همگانی
  • دوره درخشان اقتصاد آلمان تمام شد؟
  • راهکارهای طب سنتی برای پیشگیری از دیابت
  • افزایش 26 درصدی نرخ کرایه های تاکسی، اتوبوس و مترو
  • 7 هشدار جدی که سردردها به شما می‌دهند
  • معلمان انگلیسی، قربانی خشونت‌های دانش‌آموزانِ
  • گناهانی که موجب رد شدن دعاهایتان می شوند
  • اقدام قابل تحسین آموزش و پرورش درآبشار یاسوج
  • چرا مدیران چند شغله وزارت کار برکنار نمی‌شوند؟
  • قدردانی نیکی هیلی از اقدام ترامپ
  • خجسته: هزینه‌های غیرعادی خودروسازان محلی از اعراب ندارد
  • FATF و چالش بله یا خیر
  • تازه ترین خبرها از سی و هفتمین جشنواره جهانی فجر
  • مسدود بودن ۲۶ جاده کشور طی امروز
  • قیمت سکه ۱۰۰ هزار تومان افزایش یافت
  • شریعتمداری به مجلس می‌رود
  • شوک حذف نفت ایران
  • فاصله تورم از جیب مردم تا آمارهای بانک مرکزی
  • آخرین وضعیت طرح انتقال پایتخت
  • آغاز جلسه علنی مجلس
  • اعتراض رئیس فرهنگیان به اجرا نشدن افزایش حقوق
  • چرا تشکیل "وزارت واردات" غیرقانونی است
  • شرمن: تحریم های ضد ایرانی ترامپ بی نتیجه است
  • رئیس جمهور کره جنوبی وارد قزاقستان شد
  • یک برداشت غیرواقع از بودجه طرح رتبه بندی معلمان
  • هشدار جدی هواشناسی درباره کاهش دما
  • نیروهای ژنرال حفتر با شهر طرابلس چقدر فاصله دارند؟+ نقشه میدانی و عکس
  • «لیلا حاتمی»؛ افول یک ستاره و انتظار بازگشت
  • مستندسازی ۲۹۴۰ ملک آموزش و پرورش
  • آخرین خبرها از «تهران شهر عشق»
  • اعلام آخرین مهلت فرهنگیان برای درخواست نقل و انتقال
  • رفتار حرفه‌ای ارتباطات سیار ایران
  • حملات گسترده جنگنده‌های سعودی به «الحدیده» یمن
  • راه‌اندازی موزه آموزش و پرورش هرمزگان
  • شاه ماهی هواداران پرسپولیس را شوکه می‌کند!
  • بازتاب شکست پرسپولیس برابر الاهلی در رسانه‌های عربی
  • مداخله نظامی امارات در لیبی در حمایت از «حفتر»
  • قصر شیرین لرزید
  • ظریف عازم نیویورک شد
  • آخرین جزئیات از صدور حکم حسین هدایتی
  • ایران چگونه با کمک پاکستان تحریم را دور بزند؟
  • ظریف بامداد امروز راهی نیویورک شد
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز / سه شنبه 03 ارديبهشت
  • جنجال در صدا و سیما، این بار علیه پرسپولیس! +عکس
  • اعطای درجه سرلشکری به فرمانده کل سپاه
  • روابط ایران و پاکستان بر خلاف میل دشمنان آن باید تقویت شود
  • آزادی دختر 14 ساله از چنگال گروگان‌گیران
  • سفر به آمریکا با دلارهای پروژه احیای دریاچه ارومیه!
  • فیلم/توزیع غذا به منطقه سیل زده هوفل علی اباد توسط هیات جاماندگان اربعین وهمت انجمن قطعه سازان
  • رزمایش مشترک ترکیه و جمهوری‌آذربایجان
  • زمین لرزه شدید پایتخت فیلیپین را لرزاند
  • اصلاح موادی از قانون انتخابات به فردا موکول شد
  • عکس/غذارسانی هیات اربعین باهمت انجمن قطعه سازان به مدارس سیل زده سوسنگرد
  • افزایش کرایه تاکسی‌ها معطل اعلام دولت
  • جلسه برانکو با مدیرعامل پرسپولیس در دبی
  • معنی عدم تمدید معافیت‌ نفتی ایران چیست؟