کد خبر: 123589
ف
افسر کلانتری

فرار شبانه دختر جوان از دخمه 3 شرور

دختر جوان با سر و وضعی آشفته و در حالی که از ترس می‌لرزید خودش را به کلانتری رسانده بود. آن‌طور که خودش می‌گفت از دست چند جوان شرور فرار کرده و می‌ترسید دوباره گرفتار آنها شود.

فرار شبانه دختر جوان از دخمه 3 شرور

وقتی مقابل افسر کلانتری نشست دستانش به وضوح می‌لرزید. «تینا» 19 سال بیشتر نداشت. می‌خواست از اتفاق هولناکی که زندگی‌اش را دگرگون کرده بود بگوید. با صدایی بغض آلود شروع به صحبت کرد. اما یادآوری آن لحظات اعصابش را به هم می‌ریخت. بالاخره لب باز کرد و گفت: «امروز عصر از آموزشگاه به خانه می‌رفتم که یک مسافرکش شخصی جلوی پایم توقف کرد. دو مرد مسافر در صندلی جلو و عقب نشسته بودند و من هم سوار شدم. همه چیز طبیعی به‌نظر می‌رسید که ناگهان راننده به خیابانی خلوت پیچید.

مسافری که کنارم بود با یک چرخش ناگهانی مرا به پایین هل داد و جلوی دهانم را گرفت. انگار گره خورده بودم. از شدت ترس و فشاری که روی سرم بود حتی توان تکان خوردن نداشتم. نمی‌دانستم مرا کجا می‌برند. نیم ساعتی در همین شرایط بودم. نگاهم به کفی سیاه خودرو خیره مانده بود و تنها احساس می‌کردم خودرو با سرعت و در مسیری پیچ در پیچ حرکت می‌کند. بالاخره خودرو با ترمزی شدید متوقف شد. مسافر جلویی پیاده شد و به سمت در عقب آمد و در حالی که دستانم را از پشت گرفته بود مرا به زور از خودرو بیرون کشید و به داخل یک خانه خالی هل داد.

تا خواستم جیغ بکشم و کمک بخواهم مشت محکمی به شکمم خورد و از پشت به زمین افتادم. سه نفرشان وارد خانه شدند. مرا کشان‌کشان به داخل اتاقی انداختند. یکی از آنها گفت: «هر چقدر هم داد بزنی اینجا کسی به دادت نمی‌رسد پس نه خودت را اذیت کن و نه ما را...»

این را گفت و در را قفل کرد. درد وحشتناکی سراسر شکمم را گرفته بود. اتاق کوچکی بود و پنجره ای رو به حیاط داشت. خودم را به سختی به آن رساندم. با مشت به در و دیوار می‌کوبیدم اما واقعاً هیچ کس صدای من را نمی‌شنید.

چند ساعتی گذشته بود و هیچ صدایی از بیرون نمی‌آمد انگار همه رفته بودند. نمی‌دانستم قرار است چه بلایی سرم بیاید که ناگهان صدای همهمه‌ای از بیرون شنیدم و در ورودی بسته شد. از شنیدن صدای آنها همه بدنم شروع به لرزیدن کرد. صدای خنده‌های مستانه‌شان را از پشت در می‌شنیدم که ناگهان کلید در قفل چرخید. کم مانده بود سکته کنم. یکی از آن پسرها وارد اتاق شد و در را پشتش قفل کرد. عقب عقب رفتم و در کنج دیوار پناه گرفتم. شیشه مشروب دستش بود. با گریه و التماس از او خواستم کاری به کارم نداشته باشد اما او خونسرد سر جایش ایستاده بود. لحظاتی بعد به من نزدیک شد و در حالی که انگار دلش به رحم آمده بود گفت: «با تو کاری ندارم اما باید چند دقیقه‌ای بمانم تا دوستانم مشکوک نشوند...»

آدم خوبی به نظر می‌رسید. فکر کردم شاید او کمکم کند تا از آن جهنم خلاص شوم. باید بسرعت تصمیم می‌گرفتم به همین خاطر با صدایی لرزان و آرام گفتم: «اگر کمکم کنی از اینجا فرار کنم هر موقع خواستی می‌توانی با من تماس بگیری و هر کاری از دستم بربیاید برایت انجام می‌دهم...»

آن پسر لحظه‌ای متفکرانه به صورتم نگاه کرد و کاغذ و خودکاری از جیبش درآورد. شماره تماس خودم، آدرس خانه و محل کارم را نوشتم و او هم شماره اش را به من داد و کمکم کرد از همان پنجره کوچک رو به حیاط پشتی فرار کنم.

وقتی وارد کوچه شدم از ترس اینکه کسی از خانه بیرون بیاید سراسیمه به سمت خیابان دویدم. آنقدر وحشت‌زده بودم که حتی جسارت سوار شدن به خودروهای عبوری را هم نداشتم. با سرعت چند خیابان را دویدم. با دیدن تابلوی کلانتری از خوشحالی به گریه افتادم.
اما از اینکه آن پسر هم شماره تماسم، هم آدرس خانه و محل کارم را داشت نمی‌توانستم آرام بمانم.

با گزارش این آدم ربایی، «تینا» با هماهنگی پلیس با پسر جوان تماس گرفت و وقتی او به محل قرار صوری آمد دستگیر شد. متهم پس از روبه‌رو شدن با دختر جوان اعتراف کرد و دوستانش هم دستگیر شدند. اما «تینا» پسری را که ناجی اش شده بود بخشید و او برای رسیدگی به اتهامات دیگرش به زندان انتقال یافت.

نگاه کارشناس

کارشناس‌ارشد روانشناسی بالینی مرکز مشاوره پلیس اصفهان درباره این پرونده گفت: «با توجه به اتفاقی که این دختر با آن روبه‌رو شده بود، بلافاصله وی تحت درمان و مشاوره روانپزشکی قرار گرفت و اختلال استرس برای او تشخیص داده شد. یکی از علل بروز اختلال استرس پس از آسیب، تجربه کردن مستقیم یک رویداد آسیب زا و ناراحت‌کننده است.

حساسیت مفرط به اتفاقات محیط اطراف، اجتناب مداوم از محرک‌های مرتبط با رویداد آسیب زا، اختلال خواب، حالت هیجانی منفی، ترس و وحشت از اطرافیان و دیگران از جمله عوارض این اختلال است. فرد آسیب دیده بایستی به مرور زمان بر استرس و ترس و وحشت خود غلبه کرده و به زندگی روزمره و عادی خود برگردد و در این میان مشاوره و همراهی پدر و مادر و افراد مطمئن و مورد اعتماد و تلاش فرد برای بازگشت به زندگی بسیار موثر خواهد بود.

در این پرونده نیز دختر جوان، در چند جلسه مشاوره و مددکاری شرکت کرد. همچنین درمان رفتارشناختی و شناسایی افکار منفی در وی مورد استفاده قرار گرفت و سعی شد شوق و انگیزه ادامه زندگی در این دختر جوان بار دیگر ایجاد شود.

منبع : روزنامه ایران
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • تمهیدات تاکسیرانی برای نمایشگاه کتاب
  • ارسال پیام مهم ظریف به وزیر خارجه فرانسه
  • کاهش قیمت پیاز در راه است
  • بمب نقل و انتقالات ایران در آستانه پیوستن به پرسپولیس
  • سه طرح بیمه درمانی نیروهای مسلح رونمایی شد
  • راهکار نقوی حسینی برای مقابله با تحریم‌ها
  • هشدار روحانی به امارات و عربستان
  • ۱۵۰۰ کتابخانه آموزشگاه تحصیلی تهران مجهز می شوند
  • واکنش رئیس سازمان محیط زیست به ملخ خوری
  • تصمیم جدید برای تعلل کنندگان در اجرای دولت الکترونیک
  • خطیب این هفته نماز جمعه تهران مشخص شد
  • فیلم/ با کسانی که کارخانه‌ را می‌خرند و جایش برج می‌سازند برخورد شود
  • فیلم/ رهبر انقلاب: هر قدر اراده کنیم نفت صادر می‌کنیم
  • شورای نگهبان طرح حمایت از سپاه را تأیید کرد
  • واکنش پلیس به خبر کشف باغ خشخاش در ساری
  • حسن روحانی از دیدگاه مردم و حامیان دولت چگونه ارزیابی می‌شود؟
  • دولت آمریکا خواهان تغییر رژیم و دسترسی به نفت ایران است
  • مقصر اصلی شکست استقلال
  • زندگینامه ووصیت نامه شهیدقربانخانی
  • چرا تنگه هرمز اهمیت دارد؟
  • دستور کار جلسه امروز شورای نگهبان
  • فیلم/ روایت مادر"حُر مدافعان حرم"از بازگشت پسرش
  • فیلم/ پیکری که پس از سه سال به حرم رضوی رفت
  • توییت خاص ظریف در آمریکا
  • آقای مهاجری! شما هم؟!
  • سکوت مطلق اصلاح‌طلبان در مورد تابلوی شرم‌آور
  • ناگفته‌های مترجم عمران‌خان از حرم رضوی
  • عکس/ دیدار جمعی از کارگران سراسر کشور با رهبر انقلاب
  • فرمانده فراری سپاه رویت شد! +عکس
  • چرا به تولیت جدید آستان قدس گیر نمی‌دهند؟
  • عکس/ حضور کارگران شهرداری در دیدار امروز رهبری
  • تظاهرات گسترده بر ضد قرارداد کنسرسیوم در تهران
  • عکس/ لاکچری‌های منطقه آزاد!
  • هر قدر نیاز و اراده داشته باشیم نفت صادر می‌کنیم
  • دو فصل در یک تصویر
  • عکس/ نصب جت پمپ در مناطق سیل‌زده اهواز
  • دیدار فرمانده نداجا با همتای پاکستانی
  • عکس/ رهبر کره شمالی عازم روسیه شد
  • ساعات بازدید نمایشگاه کتاب اعلام شد
  • آخرین خبرها درباره بازگشت دوباره تیام به استقلال
  • راهکاری برای کاهش نیاز به دلار
  • فیلم/ فرار دیدنی طاووس از چنگال بَبر!
  • فیلم/ بیعت داعشی‌های سریلانکا با ابوبکرالبغدادی
  • بمب نقل و انتقالات فوتبال ایران پرسپولیسی می‌شود
  • حمله هواداران پرسپولیس به ستاره برانکو
  • درخواست اقتصاددان ها از همتی
  • عکس/ سفر پوتین به سن پترزبورگ
  • کلینتون: باید با ترامپ برخورد قضایی شود
  • ثبت‌سفارش‌هاسلیقه‌ای است
  • روایت وزیر صمت از روزهای تلخ صنعت خودرو
  • آزادکاران قهرمانی آسیارابه سیل‌زدگان تقدیم کردند
  • عکس/ زیردریایی جدید روسیه
  • کارهایی که برای مدیریت فضای مجازی نکردیم
  • عکس/ وداع با پیکر شهید مدافع حرم رضا کریمی
  • عکس/ تقدیم استوارنامه تخت روانچی به گوترش
  • آخرین وضعیت محدودسازی اینستاگرام
  • عکس/ نتایج بازی‌های مهم شب گذشته فوتبال آسیا و اروپا
  • چرا تنگه هرمز اهمیت دارد؟
  • عکس/ حجت‌الاسلام رئیسی در حرم حضرت معصومه(س)
  • باید قلمرو اقتدارمان را از منطقه به جهان گسترش دهیم
  • تصویر 360درجه از نانجینگ چین
  • بودیمیر داستان گولچ را تکرار می‌کند؟
  • فیلم/ جشن هواداران شاهین بوشهر پس‌از صعود به لیگ برتر
  • عکس/ ورود واگن‌های جدید به ناوگان روسیه
  • روایت حاج قاسم از ولایتمداری "آقاعزیز" محضر رهبرانقلاب
  • حمله هواداران پرسپولیس به فوق ستاره برانکو
  • فیلم/ زد و خورد شدید در لیگ دسته سوم ایران
  • عکس/ روسیه در تدارک میزبانی دیدار پوتین و اون
  • عکس/ بوسه سلامی بر پیشانی عزیز جعفری
  • عکس/ ۴ سرلشکر در یک قاب
  • تصاویر جدید از سیلاب در سیستان و بلوچستان
  • آمریکا تقاص دشمنی‌هایش را پس می‌دهد
  • فیلم/ مراسم معارفه فرمانده جدید سپاه پاسداران
  • رسانه علیه عقلانیت
  • فیلم/ فشار جریان خاص بر یک بازیگر سینما