کد خبر: 119473
ف
سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

ازآشفته‌ای به نام «آشفتگی»تامردی بدون سایه؛ فیلمی بدون مایه/ چرا«علیرضا رئیسیان» خیانت در روابط زناشویی را رها نمی‌کند؟!

روایت فیلم درباره مستندسازی به نام ماهان کوشیار (علی مصفا) است که برای یک مجموعه سینمایی کار می‌کند و مستند اخیر او درباره مردی است که با ظن و شک اقدام به قتل همسرش می‌کند.

ازآشفته‌ای به نام «آشفتگی»تامردی بدون سایه؛ فیلمی بدون مایه/ چرا«علیرضا رئیسیان» خیانت در روابط زناشویی را رها نمی‌کند؟!

سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر از ۹ بهمن ماه با برگزاری آئین افتتاحیه بصورت رسمی کار خود را آغاز کرد و جشن سال جدید سینمای ایران فرا رسید. همانند سال‌های گذشته، مشرق در ایام برگزاری جشنواره، نقدهای مختلف و متنوعی از منتقدان و صاحب‌نظران این حوزه را بر فیلم‌های در حال اکران منتشر خواهد. همچنین برای هر روز اکران، گزارشی با عنوان روزنامچه فجر به مخاطبان ارائه خواهد شد که گزارشی از فیلم‌های اکران شده (در سانس اصحاب رسانه و منتقدان) خواهد بود. انتشار نقدهای فنی از منتقدانی با دیدگاه‌های متفاوت به مخاطبان کمک خواهد کرد تا داوری جامع‌تری نسبت به تازه‌ترین آثار فیلمسازان ایرانی داشته باشند. لازم به تذکر و تأکید است، انتشار این نقدها لزوماً در تمام جزئیات آن، بازتاب‌دهنده نظر مشرق نیست.

**********

فیلم «مردی بدون سایه»

نویسنده: علیرضا پارسا

آثار علیرضا رئیسیان، دیگر کنجکاوی برانگیز نیست. مردی بدون سایه اثبات کرد که رئیسیان صرفاً درباره یک تم مشخص، یعنی خیانت و یا ظن خیانت یا در معرض خیانت گرفتن در حوزه روابط زناشویی فیلم خواهد ساخت. حمید گودرزی بازیگر سینما که چهره‌ای محبوب و مردمی است، سال‌ها قبل در مورد چنین فیلم‌هایی با چنین مضامینی در گفت‌وگو با وطن امروز درباره فیلم‌هایی با مضمون خیانت گفت:

"فارغ از انگاره‌های نامطلوب مرسوم در سینمای فارسی، سینمای فردین شرف داشت به وضعیت کنونی سینما. سینمای فردین لوطی‌گری یاد می‌داد، پای رفیق ایستادن یاد می‌داد، پای ناموس در محل ایستادن را یاد می‌داد. الان در فیلم‌ها می‌روند روی بالکن، کباب باد می‌زنند، خیانت می‌کنند و دنبال ناموس دیگری هستند! ببخشید! این بود سینمای ارزشی؟ اصلاً یک مثال دیگر می‌زنم. ریک (همفری بوگارت) آخر کازابلانکا با السا (اینگرید برگمن) نرفت. مایکل کورتیس (کارگردان) و جک ال وانر (تهیه‌کننده) هر کاری کردند نتوانستند بوگارت را راضی کنند در انتهای فیلم با السا برود. بوگارت به وارنر گفت من بازیگرم و سمبل اخلاق برای مردم. نمی‌خواهم متدی را به مردم یاد بدهم که بعداً منجر به نابودی اخلاق شود! خیانت را به مردم آموزش نخواهم داد. "


وی در ادامه می‌گوید:

    "پول بلیطی که از مردم می‌گیرید، به خدا حلال نیست، خدا شاهد است حلال نیست. مردم از سالن سینما بیرون می‌آیند، به هم چپ چپ نگاه می‌کنند! می‌آیند بیرون، به همسرشان مشکوک می‌شوند دیگر! وقتی مخاطب می‌بیند همه دارند در آثار نمایشی سینما خیانت می‌کنند خلاصه او هم با خودش می‌گوید مثلاً نکند آن روز که ما توی بالکن کباب می‌پختیم، همسرم، من خیانت کرد!

بازیگر فیلم ایران برگر در ادامه اشاره می‌کند: چرا در گذشته فیلم‌ها مخاطب داشت و سینماها شلوغ می‌شد، مردم می‌آمدند که قیصر را ببینند که آمده انتقام «فاطی» را بگیرد. وقتی از سالن سینما می‌آمد بیرون، موها را قیصری می‌زد، پاشنه را می‌خواباند، مگر کسی جرأت داشت که به دختری نگاه کند؟ آموزش خیانت را می‌گذارند به حساب زرنگ بودن! خدا را شکر. قیافه ما به آن فیلم‌های مروج خیانت نمی‌خورد که دعوت نمی‌شویم! من همیشه عاشق پیشه‌ام و تا دم مرگ پای عشق می‌مانم و تا تهش می‌روم. ببین! خدای ناکرده از این موضع ضد خیانت من نمی‌خواهم کسی برداشت سیاسی یا ایدئولوژیک کند. من با سینما و ادبیات بزرگ شده‌ام یعنی اگر قصه‌ای درباره خیانت خوانده‌ام و دوستش داشتم حتماً آنا کارنینای تولستوی بوده که فرهنگ خیانت را تکفیر می‌کند. یا اگر قصه خیانت را در سینما دیده‌ام با ربکا (آلفرد هیچکاک) و فیلم پستچی دو بار در نمی‌زند (دیوید سلزنیک) بوده است. با همین نگرش و تربیت سینمایی و ادبیات از مشی مادام بوآری و نگاه کلود شابرولی سینمای ایران نسبت به مقوله خیانت متنفرم.


مرور حرف‌های گودرزی یک نتیجه بزرگ خواهد داشت. علت اینکه این حجم گسترده درباره خیانت در روابط زناشویی فیلم ساخته می‌شود، چیست؟ آیا این فیلم‌ها در حوزه اجتماعی گره‌گشا بوده‌اند یا به مسئله خیانت دامن زنده‌اند؟

حمید گودرزی که خود بازیگر سینماست اتفاقاً در چند پاراگرف اشاره می‌کند که آناکارنینا تولستوی قصه‌ای درباره خیانت است که نتیجه‌ای روانشناختی و عبرت‌آور به مخاطب ارائه می‌دهد؛ آیا فیلمنامه‌های نظیر چهل سالگی، دوران عاشقی - بخوانید دوران جاهلی -، یا مردی بدون سایه، نتیجه گیری‌های معین اخلاقی مشخصی در متن درام خود دارند؟

حتی نگاه مؤلف به مقوله خیانت، از الگوهایی درستی مثل شاهکار تولستوی پیروی نمی‌کند. ربکا و «پستچی دوبار در نمی‌زند»، فیلم‌های اخلاق‌گرایی در مورد مسئله خیانت هستند که از الگوهای روایی چنین آثاری با نتیجه‌گیری‌های مشابه در سینمای ما استفاده نمی‌شود.

مردی بدون سایه فیلمی است درباره زنی که همسرش به او خیانت نکرده است، اما تاکید دراماتیک فیلم روی مسئله خیانت و بازی تماتیک با مؤلفه شک و ظن به خیانت و پارانویا پروری، حس ظن به خیانت را به مخاطب القا می‌کند. قصد فیلمساز هم مشخص نیست. خیانت را می‌خواهد آسیب‌شناسی کند که اگر بنایش این بوده فیلم «چهل سالگی» کفایت می‌کند و دیگر نیازی به دوران عاشقی و مردی بدون سایه نبود. پارانویا و ظن به خیانت که در نهایت سبب می‌شود مرد دست به کشتن همسرش بزند، مبنای روانشناختی ضعیفی دارد و بررسی این پارانویا حتی از منطق حاکم در فیلم چهل سالگی برخودار نیست.

 


روایت فیلم درباره مستندسازی به نام ماهان کوشیار (علی مصفا) است که برای یک مجموعه سینمایی کار می‌کند و مستند اخیر او درباره مردی است که با ظن و شک اقدام به قتل همسرش می‌کند. به خاطر شکایت خانواده دختر، ماهان از مجموعه محل فعالیتش اخراج می‌شود. همسرش سایه (لیلا حاتمی) که دانشجوی مقطع دکتراست در شرکتی که در قرار دادهای خارجی مشارکت دارد، استخدام می‌شود و همراه مدیرعامل فواد دشت آرا (امیر آقایی) و معاون مدیر عامل (نادر فلاح) راهی کشور اسپانیا می‌شود.

وقتی که سایه از کشور خارج می‌شود، ماهان در کیف او هدیه‌ای از مدیر عامل را پیدا می‌کند و این ظن در او تقویت می‌شود که همسرش به او خیانت می‌کند. در شبی که او از اسپانیا باز می‌گردد ماهان در فرودگاه، تصور می‌کند که همسرش همراه فواد سوار ماشین شده و فرودگاه را ترک می‌کند. ماهان به خانه بازمی‌گردد و در اثر ظن فراوان به همسرش او را می‌کشد. دقیقاً همان خشونتی را که در مستندش نقد کرده است به همان وضعیت مرد قاتل دچار می‌شود. فیلم اشکالات اساسی در شخصیت پردازی مرد و حتی رابطه زناشویی این دو دارد. مرد روشنفکر آرام که برای خشونت مستندی استدلالی به زعم خودش ساخته است، چگونه بدون استدلال اقدام دست به خشونت می‌زند؟

سیر بروز خشونت با اشکال ناگهانی سوال مهمی است؛ چرا ماهان علت دریافت هدیه را از همسرش سوال نمی‌کند؟ کدام آگاهی اثبات می‌کند که او با فواد دشت آرا به سفر اسپانیا رفته است؟ ماهان با توجه به داده‌های فیلم جزئیات سفر همسرش را نمی‌داند؟ چطور به او وحی شده که او با فواد به اسپانیا رفته است؟ او که فواد را ندیده است از کجا متوجه می‌شود که فواد - مردی که به همسرش هدیه داده، او را در اسپانیا همراهی می‌کند؟ او فواد را چگونه در فرودگاه می‌شناسند؟ در فیلم این دو که با یکدیگر برخوردی نداشته‌اند!

در نهایت؛ مردی بدون سایه، فیلمی بدون مایه است که شاید مخاطب را از صرف زمان برای دیدن آن پشیمان کند.

آشفته‌ای به نام «آشفتگی»/ فیلم جیرانی گردنتان را خواهد شکست!

این خطر حین دیدن فیلم تازه جیرانی وجود دارد که گردنتان به دلایل فنی بشکند! یا دستکم تا چندروز دچار گرفتگی شود.

سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر از ۹ بهمن ماه با برگزاری آئین افتتاحیه بصورت رسمی کار خود را آغاز کرد و جشن سال جدید سینمای ایران فرا رسید. همانند سال‌های گذشته، مشرق در ایام برگزاری جشنواره، نقدهای مختلف و متنوعی از منتقدان و صاحب‌نظران این حوزه را بر فیلم‌های در حال اکران منتشر خواهد. همچنین برای هر روز اکران، گزارشی با عنوان روزنامچه فجر به مخاطبان ارائه خواهد شد که گزارشی از فیلم‌های اکران شده (در سانس اصحاب رسانه و منتقدان) خواهد بود. انتشار نقدهای فنی از منتقدانی با دیدگاه‌های متفاوت به مخاطبان کمک خواهد کرد تا داوری جامع‌تری نسبت به تازه‌ترین آثار فیلمسازان ایرانی داشته باشند. لازم به تذکر و تأکید است، انتشار این نقدها لزوماً در تمام جزئیات آن، بازتاب‌دهنده نظر مشرق نیست.

********

فیلم "آشفتگی" فریدون جیرانی

نویسنده: علیرضا پارسا

فریدون جیرانی فیلمسازی متعلق به سینمای بدنه است. سینمای بدنه، مختصات و قاعده‌های خودش را دارد و جیرانی در طول سال‌های اخیر در ساخت فیلم‌های بدنه، کارگردان نسبتاً موفقی بوده است. اما با فیلم خفگی سعی کرد، مسیر حرفه‌ای‌اش را تغییر دهد و متأسفانه هر فیلمسازی که سعی کند، تغییر مشی در مسیر فیلمسازی‌اش را تغییر دهد، یعنی از مسیر سینمای بدنه به ناصراط سینمای روشنفکری حرکت کند، اگر قاعده را بلد نباشد، شکست خواهد خورد. ضمن اینکه جیرانی در مسیر تازه‌اش یعنی خفگی و آشفتگی، به شکلی مقلدانه سعی می‌کند فیلم روشنفکری بسازد.


مثلاً خفه‌گی را سیاه و سفید می‌سازد. تمام قاب‌بندی فیلم جدیدیش به شکل منطقی کج است و جیرانی از سینمای روشنفکری سردستی‌ترین گزاره‌های دراماتیک را انتخاب می‌کند. لذا این خطر حین دیدن فیلم جیرانی وجود دارد که به جای اینکه فک مخاطب بیفتد، گردنش به دلیل قاب‌بندی کج فیلمساز بشکند.

به این نکته هم اشاره کردیم که جیرانی از سینمای روشنفکری یک ساختار را مبتنی بر ادا بازی متنوع بیشتر بلد نیست. یعنی فتم فتال (زن اغواگر)، اغواگری، مازوخیسم درونی شخصیت‌های و فضای سرد و تیره، ابزار ساختاری فیلمساز محسوب می‌شود.


روایت فیلم درباره دو برادر دوقلو به نام بردیا و باربد است که نقش هر دو بهرام رادان بازی می‌کند. البته بازی کردن هنوز شایسته رادان نیست و او نیز از آن دسته سوپر استارنماهایی است که صرفاً جلوی دوربین ظاهر می‌شود و خیلی با مرحله بازی کردن فاصله دارد. بردیا و باربد از دوران کودکی، در هر مسیری در انتخاب‌ها و شیوه زندگی، در رقابت بودند.

باربد نویسنده‌ای ناموفق است و بهرام صاحب شرکتی است و موقعیت مالی خوبی دارد. بردیا و باربد چهار سالی است با هم رابطه ندارند و پس از چهار سال همدیگر را ملاقات می‌کنند و قرار است که این دو برای عقد قرار دادی به شمال بروند. زمان وقوع رخدادها هم ظاهراً مربوط به دهه پنجاه است. بردیا اهل نوشیدن است و دائماً مشروب مصرف می‌کند و در مسیر شمال این دو برادر که عقده‌ای دیرینه نسبت به یکدیگر دارند، دعوایشان می‌شود و برادر دست پا چلفتی، یعنی باربد، برادردوقلویش را به قتل می‌رساند و در جسد او را می‌سوزاند و آرایش خود را شبیه برادر دوقلویش می‌کند و به شمال می‌رود.


از این نکته غافل نشویم که جیرانی عاشق کشتن شخصیت‌هایی است که خلق می‌کند و گاهی قلق کشتن از دستش در می‌رود. کشتن انگیزه‌های می‌خواهد و انگیزه‌های باربد برای کشتن بردیا، علت دراماتیک معقولی ندارد. نمی‌شود دو شخصیت را در مقابل هم قرار داد و با یادآوری چند از لحظه از گذشته آن‌ها، ناگهان یکی از برادرها، برادر دوقلوی دیگر را بکشد.

این دو قرار است که در شمال قراردادی را امضا کنند که از قلم می‌افتد و باربد به تهران بازمی‌گردد. او به شرکت می‌رود. شرکت بردیا که حالا متعلق به باربد است، ظاهراً دو پرسنل بیشتر ندارد. یعنی چگونه شرکتی می‌تواند باشد که انتفاع مالی فراوانی دارد، اما یک پرسنل بیشتر ندارد؟!

کلمه شرکت اسم دهان پرکنی دارد و با توجه با حجم ثروت بردیا این شرکت باید حداقل بیست پرسنل داشته باشد. ضمن اینکه چرا در طول روایت هیچ مراجعه کننده‌ای ندارد. تنها یک مشاور مالی با بازی نسیم ادبی به این شرکت مراجعه می‌کند.

مهمترین پرسنل این شرکت هم دریا مشرقی (مهناز افشار) است که قدرت تشخیص ندارد تا این دو برادر از هم تشخیص دهد. فم فتال (زن اغواگر) جیرانی در رابطه دریا و باربد بردیا شده، سرباز می‌کند و مشرقی افشا می‌کند که همسرسابق بردیا را توسط او و برادرش، در یک نقشه مشارکتی، به قتل رسانده‌اند تا املاک و شرکت لیدا، همسر سابق بردیا را تصاحب کنند. حالا باربد در کالبد جدید صاحب اموال برادر است که خلاصه می‌شود به چند بسته ۱۰۰ دلاری که اگر زمان فیلم در دوران پهلوی باشد (با ارجاع به تصویر گواهینامه شاهنشاهی بردیا در یک صحنه با احتساب دلاری هفت تومان) عدد خاصی نمی‌شود.


دریا هم برای خودش ماجرایی دارد. پرسوناژ مهناز افشار در نقش دریا مشرقی در گذشته یک دختر خیابانی بوده، که با یک لات لاابالی به نام ارژنگ (مهران احمدی) ازدواج کرده و پس از مدتی از او طلاق می‌گیرد و معشوقه سابق بردیا می‌شود. باربد هم در خلوت به دریا می‌گوید او بردیا نیست و برادر دوقلویش از کشور خارج شده است.

ترانه نامزد بردیا هم به پلیس مراجعه کرده تا احتمالاً ردی از بردیا پیدا کند، اما تحقیقات پلیسی به نتیجه نمی‌رسد. از آن طرف ارژنگ متوجه شده که قتل همسر بردیا یک توطئه مشارکتی توسط بردیا متوفی و همسر اوست و در ملاقات با باربد که تصور می‌کند بردیاست از او می‌خواهد اگر همسرش را به او بازنگرداند، ماجرای قتل همسر او را فاش می‌کند.

تقابل این دو مرد بر سر دریا مشرقی ادامه دارد تا اینکه دریا مشرقی دو مرد خواستارش را با توطئه در مقابل هم قرار می‌دهد و با اسلحه شوهر سابقش را می‌کشد و باربد را زخمی می‌کند و با صد دلاری‌های باربد از کشور خارج می‌شود. باربد هم زنده می‌ماند و به قتل بردیا اعتراف می‌کند و راهی زندان می‌شود.


با دیدن این فیلم دل هر مخاطبی برای فریدون جیرانی در این سن و سطح خواهد سوخت. او یک کارگردان متوسط گیشه است که فیلمنامه‌های خوبی نوشته، فیلم‌های مسئله‌دار ضعیفی ساخته، اما مجموعاً کسی به او انگ نمی‌زند که فیلمساز بدی بوده. اخیراً یک مشت روشنفکر نوپا محاصره‌اش کرده‌اند و یک کلمه نئو نوآر را به جیرانی آموخته‌اند و جیرانی را هم سرپیری به معرکه‌گیری انداخته‌اند، برای اینکه زورکی قاطی روشنفکران شود. او هم تلاش می‌کند یک فیلم شبه نئونوآر بسازد و در نهایت موفق به انجام این کار نمی‌شود.

منبع : حامیان ولایت
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • هفت افسانه‌ای استقلال پشت عادل درآمد
  • حمایت عجیب هنرپیشه زن ازفردوسی پور
  • مجید قناد مجری «کودک‌شو» می‌شود
  • آغاز پخش «نون.خ.» از ۲۹ اسفندماه
  • پمپئو با امیر کویت دیدار کرد
  • نقش اسرائیل در آموزش ارتش‌های سعودی
  • خوراکی‌هایی برای پیشگیری از گرفتگی عروق
  • زمان به جلو کشیدن ساعت در سال 98
  • جزئیات ویژه برنامه‌های تحویل سال تلویزیون
  • هدف «پمپئو» از سفر به خاورمیانه
  • واکنش وزارت کشاورزی به پیاز ۹ هزار تومانی
  • عکس/ نمایی دیدنی از حرم امیرالمومنین (ع)
  • لندن از اتحادیه اروپا تا 9 تیر مهلت خواست
  • 5 کاندیدای آمریکایی آماده بازگشت به برجام
  • ترافیک سنگین در جاده های مازندران
  • عکس آرشیوی از جوانی «رامبد جوان»
  • چه باندی پشت فردوسی پوره خدا میدونه!
  • دلیل سکوت آیت‌الله بروجردی
  • ببینید آخوندا تا کجا نفوذ کردن+ عکس
  • حجت الاسلام رئیسی بر مزار پدر +عکس
  • زمان اولین تمرین پرسپولیس در سال 98 مشخص شد
  • فیلم/ حال و هوای حرم رضوی
  • فیلم/ انتقاد "آرنولد" از مردم ایران!
  • فیلم/ آتشی که بالن آرزوها به پا کرد!
  • فیلم/ تمامی محورهای کشور باز است
  • فیلم/ تحریم بخاطر همکاری با دِه‌نمکی !
  • فیلم/ تبریک فارسی سفیر انگلیس به ایرانیان
  • فیلم/ نماز متفاوت حاج قاسم !
  • فیلم/ لحظه وقوع زلزله ۶.۴ ریشتری در ترکیه
  • دربی، بزرگ‌ترین چالش الماس سیاه استقلال
  • مسئله مرزبندی فرهنگی با دشمن+فیلم
  • فیلم/دعا نیایش ژاپن درهنگام ساخت کامیون
  • راهیان نور، کارخانه کادرسازی است
  • مثلث طلایی برانکو عامل پیروزی پرسپولیس در دربی؟!
  • فیلم/اسم دزدی را گذاشتند اختلاس!
  • صوت بنی فاطمه/به مناسبت ولادت حضرت علی
  • امید به غرب باید از بین برود
  • امیدواری سرمربی پدیده برای پیروزی پرسپولیس
  • عکس/چهارشنبه آخر سال آرام بیمارستانها
  • اگرانقلاب نمی‌شد،وضعیت امروزما چه‌طور بود؟
  • ماجرای نامه‌های اوباما به رهبر انقلاب
  • کاهش ۷۵ درصدی حوادث
  • آخرین تحولات میدانی استان الجوف
  • ای کاش آقای آشنا این نظرسنجی را منتشر کند
  • عکس/ حرم امیرالمومنین علیه‌السلام در شب میلاد
  • ضاربان سرباز دو پسر بودند که دستگیر شدند
  • تحریم صدا سیما بی‌معنی است
  • قطع‌عضو ۱۰۷ نفر از مصدومان چهارشنبه سوری
  • سلبریتی فراموش کار
  • سرمربی تیم ملی فوتبال اروپایی است
  • فیلم/ لحظه فرود هواپیمای بدون چرخ در مهرآباد
  • رکوردهای رونالدو که مسی هنوز آن‌ها را فتح نکرد
  • وضعیت خصوصی سازی پرسپولیس و استقلال
  • اطلاعیه اسپانسر باشگاه پرسپولیس
  • خبر خوش برای شفر
  • یک مجری اگر یک جا بماند می گندد !
  • فردوسی پور سکوت خود را شکست
  • قوانین تلخ کار دست پرسپولیس داد
  • هم عدالت هم استقلال ومرزبندی بادشمن
  • به خاطر استقلال سرزنشم نکنید
  • ️آیا رانندگی زنان بدتر از مردان است؟!
  • حکم شرعی اعتکاف در مساجد دانشگاه
  • کینه شتری جشن عروسی را به عزا تبدیل کرد
  • چطور دزدهای نوروزی را ناامید کنیم؟
  • غرب پاسخگو باشد
  • یک کاسه آش ضرغامی با بازیگر معروف سینما
  • گاف دوباره آشنا؛ فروغ، فردوسی و فضاحت دولت
  • دغدغه کارگر برنامه نود است؟!
  • بالاخره فردوسی‌پور دلال و ابلیس هست یا نیست؟
  • اگه هاشمی زنده بود به روایت فائزه
  • مسأله ساده تغییر فردوسی‌پور
  • دریغ‌های سال ۱۳۹۷ ‌+عکس
  • تفاوت مدیر جهادی با مدیران کاخ نشین
  • ای کاش آقای آشنا این نظرسنجی را منتشر کند
  • فیلم/ کولاک شدید در محور شهمیرزاد