شنبه 03 آبان 1399 - Sat 24 Oct 2020
  • مجلس هنوز به دنبال استیضاح رییس جمهور است اما هیات رییسه نمی‌گذارد/ اجازه نمی‌دهند روحانی را به مجلس بیاوریم

  • روشی جدید برای تعیین افراد آلوده به ویروس کرونا

  • تیر خلاص سرپرست پرسپولیس و آغاز بازی اسم فامیل

  • می‌دانم دستانم به خون آلوده است/ اسنادی از دستکاری فیس‌بوک در افکار عمومی کشورهای جهان

  • رکوردزنی سامانه ایرانی پیش چشم رقیب روس

  • خط حزب‌الله ۲۵۹/ امید صادق

  • شکست سنگین دیگر در کارنامه مزدوران ریاض در استان الجوف

  • واکنش چامسکی به ترور سردار سلیمانی توسط امریکا

  • گاف جدید «تاجزاده» درباره افزایش نرخ دلار/ اصلاح‌طلب رادیکال هم آدرس کاخ سفید را داد!

  • سرنوشت ارزهای صادراتی برنگشته به کشور چه شد؟/ بانک مرکزی لیست‌ها را ندارد یا نمی‌خواهد منتشر کند!

  • فیلم/ روز سیاه ابتلا به کرونا در کشور

  • آخرین وضعیت شکایت خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی

  • فیلم/ سورپرایز ایران در منازعات نظامی

  • مهاجرت به تهران معکوس شد

  • تنها راه کاهش آمار فوتی‌های کرونا

  • شجاع خلیل زاده در آستانه جدایی از پرسپولیس

  • حقوق بازنشستگان چقدر افزایش یافت؟

  • قیمت جدید مرغ اعلام شد

  • آخرین آمار ویروس کرونا در ایران

  • گزینه جدید انتقال پایتخت

  • مجلس هنوز به دنبال استیضاح رییس جمهور است اما هیات رییسه نمی‌گذارد/ اجازه نمی‌دهند روحانی را به مجلس بیاوریم

  • روشی جدید برای تعیین افراد آلوده به ویروس کرونا

  • تیر خلاص سرپرست پرسپولیس و آغاز بازی اسم فامیل

  • می‌دانم دستانم به خون آلوده است/ اسنادی از دستکاری فیس‌بوک در افکار عمومی کشورهای جهان

  • رکوردزنی سامانه ایرانی پیش چشم رقیب روس

  • خط حزب‌الله ۲۵۹/ امید صادق

  • شکست سنگین دیگر در کارنامه مزدوران ریاض در استان الجوف

  • واکنش چامسکی به ترور سردار سلیمانی توسط امریکا

  • گاف جدید «تاجزاده» درباره افزایش نرخ دلار/ اصلاح‌طلب رادیکال هم آدرس کاخ سفید را داد!

  • سرنوشت ارزهای صادراتی برنگشته به کشور چه شد؟/ بانک مرکزی لیست‌ها را ندارد یا نمی‌خواهد منتشر کند!

  • فیلم/ روز سیاه ابتلا به کرونا در کشور

  • آخرین وضعیت شکایت خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی

  • فیلم/ سورپرایز ایران در منازعات نظامی

  • مهاجرت به تهران معکوس شد

  • تنها راه کاهش آمار فوتی‌های کرونا

  • شجاع خلیل زاده در آستانه جدایی از پرسپولیس

  • حقوق بازنشستگان چقدر افزایش یافت؟

  • قیمت جدید مرغ اعلام شد

  • آخرین آمار ویروس کرونا در ایران

  • گزینه جدید انتقال پایتخت

    • فیلم
    |ف |
    | | | |
    کد خبر: 113597
    تاریخ انتشار: 17/آذر/1397 - 17:41
    شهدای مدافع حرم:

    ازهم‌نشینی «فرمانده حسین»با خادمان سامرا تا علاقه به رزمندگان لبنانی/زندگینامه شهید مدافع حرم شهیدمرتضی حسین‌پور شلمانی+مداحی

    توانسته بود از نخبگان کشور در امور نظامی استفاده کند. عده‌ای از دانشجویان نخبه کشور را در طرح عملیات به کار گرفت که نتیجه خوبی حاصل شد.

    ازهم‌نشینی «فرمانده حسین»با خادمان سامرا تا علاقه به رزمندگان لبنانی/زندگینامه شهید مدافع حرم شهیدمرتضی حسین‌پور شلمانی+مداحی

     «شهید مرتضی حسین‌پور شلمانی» معروف به «حسین قمی» متولد 30 شهریور سال 64 بود. او سال 83 وارد سپاه شد. در دانشکده افسری دوره آموزشی را گذراند. و در سال 92 با شروع فتنه در سوریه وارد منطقه شد و مسئولیت‌های مختلفی را گرفت. سال 93 با ورود داعش به عراق، حسین به عراق اعزام شد. جزو اولین افرادی بود که با حاج قاسم در پدافند بغداد ــ سامرا مشارکت داشت. نبوغ و مجاهدت‌های او به‌گونه‌ای بود که فرماندهان به او لقب حسن باقری زمان را دادند.


    مرتضی حسین‌پور فرمانده عملیات قرارگاه حیدریون در سوریه و فرمانده شهید محسن حججی بود. او صدها نفر همچون محسن حججی را زیر دست خود پرورش داد تا تکفیری‌ها نتوانند حتی به بخشی از خواسته‌های خود در منطقه برسند. این فرمانده زبده نظامی در همان معرکه‌ای که شهید حججی به‌اسارت درآمد به‌شهادت رسید اما پیش از شهادتش نقشه شوم داعش را برای به‌راه انداختن حمام خون بر هم زد و جان بسیاری از رزمندگان مقاومت را نجات داد. سرلشکر جعفری فرمانده‌کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌پاس رشادت‌های شهید مرتضی حسین‌پور شلمانی، در پیامی این شهید مدافع حرم گیلانی را به‌عنوان شهید نمونه کشور در سال 97 معرفی کرد. تنها فرزند شهید حسین‌پور 4 ماه بعد به دنیا آمد.


    تیر و ترکش‌ها علاقه خاصی به او داشتند

    تیر و ترکش‌ها علاقه خاصی به مرتضی داشتند. هر بار که می‌آمد ترکشی جدید در بدنش جا خوش کرده بود، جای سالم در بدنش نمانده بود، چیزی هم به بقیه نمی‌گفت؛ هر چه می‌گفتیم برای جانبازیت اقدام کن، توجهی نمی‌کرد. هر وقت مجروح می‌شد اول با من تماس می‌گرفت. یک بار تیری به شکمش اصابت کرد و به شدت آسیب دید، از بیمارستان به من زنگ زد و جریان را گفت، در آخر اضافه کرد: «چیزی نیست، نگران نباش.» به ایران که برگشتیم، رفت بیمارستان بقیه‌الله، یک روز بستری بود و بعد مرخص شد؛ به همسرش قول داده بود که وقتی برگشت، با خانواده‌ها به شمال برویم؛ گفتم:«بریم خونه و چند روزی استراحت کن، فعلا قید مسافرت رو بزن.» قبول نکرد، ابتدا تصمیم گرفت بلیط هواپیما بگیرد؛ اما پشیمان شد و از کسی خواست که به جای او رانندگی کند. در طول مدتی که در شمال بودیم، با وجود دردهای زیادی که داشت، هیچ کس به جز من و همسرش از مجروحیتش با خبر نشد.


    با کارکنان حرم سر یک سفره غذا می‌خورد

    از زبان یکی از خادمان و معماران حرم مطهر امامین عسکریین(ع): از جمله نیروهایی که در زمان درگیری داعش در سامرا کارهای مستشاری انجام می‌داد. حسین صدایش می‌کردند. همیشه دیر وقت از ماموریت برمی‌گشت و گاهی هم چند روزی اصلا نمی‌دیدمش. آن موقع به دلیل کمبود جا همه خدمه و کارکنان حرم و بعضی از نیروهای نظامی سر یک سفره غذا می‌خوردیم. به خاطر اینکه بچه محل بودیم با هم زود رفیق شدیم. راستش آمار من را خوب داشت ولی من یکبار هم در محل ندیده بودمش. هیچی از او نمی‌دانستم. فقط یک روزی به من گفت: «هم محلمه‌ای هستیم.» خیلی برام جالب بود چیزهایی از من می‌دانست که کمتر کسی خبر داشت. هر کاری کردم به من بگوید از کجا خبر دارد، نگفت.


    دانشجویان نخبه کشور را در طرح عملیات به کار می‌گرفت

    توانسته بود از نخبگان کشور در امور نظامی استفاده کند. عده‌ای از دانشجویان نخبه کشور را در طرح عملیات به کار گرفت که نتیجه خوبی حاصل شد. خودش هم سن زیادی نداشت. می‌گفت: «باید به این جوان‌ها میدان بدهیم تا خودشان را نشان بدهند.» در جاهایی که به فکر جدید نیاز بود، سراغ جوان‌های نخبه کشور می‌آمد. می‌گفت: «کل چیزی که من نیاز دارم فکر این جوان‌هاست.» تلاش‌های ایشان در به کارگیری نیروهای جوان نتیجه خوبی داشت که همچنان تاثیرش باقی است.


    هدیه‌ای برای خانواده شهدای لبنانی

    قبل از آخرین مرخصی یک حمله داشتیم، داخل آن حمله چند نفر از بچه‌های دوست داشتنی لبنانی شهید شده بودند. حسین خیلی ناراحت بود، می‌خواست برود و هر طور که شده به خانوادهایشان سربزند. حسین خیلی دوستشان داشت. بعد رفته بود چند انگشتر خوب از یشم، شرف‌الشمس، دُرنجف و ... از یک واسطه‌ای گرفته بود، خیلی قشنگ بودند. یکی از شب‌ها آمد و گفت: «بچه‌ها بیایید بین این انگشترها چهار تا را انتخاب کنید، می‌خواهم ببرم به مامان و بابای شهدا بدم.»


    ماهم آمدیم به جای اینکه انتخاب کنیم، هرکی برای خودش برداشت رفت و یک گوشه نشست! بعدش گفت: «چی شد؟ چرا انتخاب نکردید؟» ماهم با خنده گفتیم: «انتخاب کردیم. دستت درد نکند!» گفت: «همه را بذارید اینجا» فردای آن روز حسین رفت لبنان و بعد دو روز آمد تهران. جانشینش که آمد، آن کیف کوله‌ای حسین دستش بود. انگشترا هم داخل کیف بود.کیف را باز کردم و دیدم انگشترها که آن شب با بچه‌ها دست کرده بودیم، هنوز هست. فقط چهارتای دیگر از انگشترها نیست. جانشینش گفت: «حسین وقتی داشت می‌رفت ایران، گفت این‌ها را به بچه‌ها بده.»

     

    نحوه شهادات شهید بزرگوار

     سحرگاه شانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۹۶، استان حمص، جنوب سوریه؛ توپخانه نیروهای آمریکایی در پایگاه التنف، دو مقر نیروهای گردان سید الشهدا بسیج مردمی عراق را در منطقه «الجمونه» در جنوب غرب استان الانبار هدف قرار داد.

    ۴۰ نفر از رزمندگان جبهه مقاومت از جمله  ۴ فرمانده میدانی به نام های جهادی «احمد علی، ابوحیدر، جعفر الدراجی و عبد رسول» به همراه «منتظر قاسم الولانی»، فرزند فرمانده گردان سید الشهدا در جریان این حملات توپخانه ای به شهادت رسیدند و شماری دیگر زخمی شدند.

    دقایقی از حملات توپخانه ای نیروهای آمریکایی نگذشته شده بود که ده ها تن از عناصر تروریستی داعش از صحرای استان الانبار عراق به مواضع نیروهای مقاومت در منطقه الجمونه  هجوم آوردند.
     تروریست های داعش به طور کامل از حملات توپخانه‌ای آمریکایی ها اطلاع داشتند و با هماهنگی آنان در کوتاه ترین زمان ممکن به مواضع نیروهای گردان سید الشهدا بسیج مردمی عراق حمله کردند.

     


    تروریست‌ها در این حمله با انفجار ۳ خودروی انتحاری وضعیت را به سود خود تغییر دادند و نبردهای سنگین و تن به تن نیروهای مقاومت با تروریست‌های داعش تا نزدیکی طلوع صبح ادامه داشت.

    در این منطقه وقتی شهید حسین پور (فرمانده شهید حججی) و چند صد نفر از رزمندگان عمدتا عراقی تحت فرمانش مورد حمله قرار می‌گیرند، به سرعت نیروهایش را از خاکریز اول به خاکریز دوم می‌کشاند و به شدت با نزدیک به ۲۰۰ نیروی داعشی که به ماشین‌های بمب‌گذاری شده نیز مجهز بوده‌اند درگیر می‌شود و آنگونه که مسئولان ارشد و نیز نیروهای تحت‌امر او می‌گویند اگر تدبیر و رشادت او نبود لااقل نیمی از نیروهای تحت امر او در این منطقه مرزی که کمترین عوارض طبیعی را دارد، به شهادت می‌رسیدند. شهید با فراست به زودی نیروها را در مقابل داعش آرایش می‌دهد و این در حالی است که به طور بی‌سابقه‌ای داعش عملیات روزانه را به شبانه تبدیل کرده بود.

    شهید در میان امواج پی در پی انفجارهای سنگین ناشی از خودروهای منفجره نیروهایش را مدیریت می‌کند تا با کمترین شهید، حمله شدید داعش را متوقف نماید و در این بین موفق می‌شود و نیروهای داعش مدتی پس از درگیری شدید و برجای گذاشتن حدود ۳۰ کشته به عقب بازمی‌گردند. در حین این عملیات، شهید مرتضی حسین‌پور اگرچه بر اثر نارنجک داعش از ناحیه کتف زخمی می‌شود اما در همان حال از فرماندهی نیروهایش غافل نمی‌شود و تا پایان عملیات و دفع هجوم داعش در کنار نیروهایش می‌ماند و البته در حین انتقال به یک بیمارستان صحرایی به شهادت می‌رسد.

    گرداورنده:محسن براسود

    منبع : حامیان ولایت


    download

    download

    نظرات بینندگان
    نظرات شما